کد خبر: ۲۴۷۹۶۲
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۹:۰۴
مقابله فکری و عملی انقلاب اسلامی با راهبرد تخریبی غرب علیه زن و خانواده (بخش پایانی)

ضرورت‌ پایبندی به مهارت‌ ارتباط بین‌نسلی در جنگ هویتی

 
 
 
رضا الماسی
در هجوم شبهات و تخریب نهاد خانواده از سوی دشمن، هدف اصلی، جوانان و نوجوانانی هستند که نسل آینده جامعه ما را می‌سازند. به همین دلیل یکی از دغدغه‌های اصیل والدین، انتقال این ارزش اجتماعی و فریضه دینی به نسل بعد است. حفظ پوشش مناسب در چارچوب ضوابط شرعی، احترام به بنیان‌های خانواده و روابط سالم در ارتباطات اجتماعی از جمله این ارزش‌هاست.
جایگاه نهاد خانواده در افق تمدن‌سازی یک جایگاه ویژه است. رسانه نیز از اولویت‌های تمدن‌سازی به شمار می‌رود. تلاقی مسئله زن و خانواده با رسانه در یک نگاه منفعلانه تهدید محسوب می‌شود اما از نگاه انقلاب اسلامی این موضوع بهترین فرصت برای معرفی ظرفیت فرهنگی انقلاب با هدف ایجاد تمدن نوین اسلامی است.
خانواده تمدن‌ساز
«این روزها هر کسی خودش را اهل رسانه می‌داند و بالای صفحه شخصی خود نوشته فعال رسانه‌ای! در حوزه زنان هم این موضوع وجود دارد. زنان بسیاری هستند که خود را در فضای مجازی فعال حوزه زن معرفی می‌کنند. متأسفانه این موضوع در فضای مجازی به یک وجهه و اعتبار تبدیل شده است که هر کسی به خودش اجازه می‌دهد تا نقش ارزشمند مادری و زن بودن خود را به شکل‌های نامتعارف در فضای مجازی کنار بگذارد.»
دکتر فاطمه محمدی، مدرس دانشگاه، جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه زنان و خانواده با بیان مطلب فوق به نحوه ایجاد مجمع زنان تمدن‌ساز برای جهت‌دهی به بانوان علاقه‌مند اشاره کرده و می‌افزاید: «ایجاد مجمع زنان تمدن‌ساز برای این بود تا به این دغدغه زنان جهت درست بدهد. در طول این سال‌ها در دنیای رسانه تابعی از جبر اجتماعی بوده‌ایم. به طور مثال یک خانم مذهبی در رسانه چطور نشان داده می‌شود؟ یک خدمتکار دارای مشکلات بسیار، یک زن شکست خورده و ضعیف، تصویری است که تلویزیون از یک زن مذهبی بازتاب داده است. برعکس آن یک خانم دکتر را فاقد پوشش چادر، پولدار و دارای نهایتاً یک فرزند معرفی کرده است. این ماجرا در سینما هم همین‌طور است. برعکس اتفاقی که در ایران می‌افتد، در‌ هالیوود و بالیوود نقش خانواده درحال پررنگ شدن است.»
محمدی ادامه می‌دهد: «مجمع زنان تمدن‌ساز آمده است تا بگوید ساحت زن در خانواده تعریف می‌شود. نباید زن را جدا از خانواده ببینیم. فعال زنان غلط است باید بگوییم فعال زنان و خانواده و نباید زن را به عنوان یک آسیب اجتماعی در نظر بگیریم.»
او اظهار می‌دارد: «اینفلوئنسرها و بلاگرها در فضای مجازی تبدیل به الگوهای اشتباه برای بسیاری از نوجوانان و جوانان شده‌اند و تقلیدهای کورکورانه و اشتباه صورت می‌گیرد. ما باید مفاهیم صحیح را تولید و منتشر کنیم.»
دغدغه تربیت فرزند
عموم والدین دغدغه‌مند این نگرانی را دارند که چطور در یک فرآیند طبیعی ارزش‌های الهی را در بستر خانواده به بچه‌ها منتقل نمایند تا فرزندشان این موضوع را به عنوان یک ارزش برای زندگی خود بپذیرد و به آن متعهد باشد.
هجمه شدید رسانه‌ای در برخی گروه‌های نوجوانانه به حدی است که حتی برخی دخترها که علاقه‌مند به پوشش چادر هستند وقتی در یک جمع هم سن و سال خود قرار می‌گیرند برای فرار از نگاه‌های خاص چادر را کنار می‌گذارند.
این موضوع نگرانی‌های والدین را درباره مسئله حجاب بیشتر می‌کند و برایشان این سؤال را به وجود می‌آورد که برخوردشان پیرامون مسئله حجاب با فرزندشان باید چگونه باشد.
دکتر آزاده نیاز، کارشناس مطالعات زنان و مدرس دانشگاه در این باره به فارس می‌گوید: «این روزها شاید حجاب و مدل مواجهه با بحث حجاب موضوعی باشد که هرکسی باید تکلیف خودش و مواجهه شخص خودش و گروهش را با این موضوع معلوم نماید. من احساس می‌کنم این مسئله می‌تواند دغدغه مشترک و نگرانی خیلی از ماها باشد؛ چه در نسبتی که با دختر خودمان برقرار می‌کنیم، چه در نسبتی که با خواهر خودمان برقرار می‌کنیم و چه در نسبت با سایر دختران این مرز و بوم.»
او می‌افزاید: «در دنیایی که دختران ما هر روز بیشتر از دیروز با فضای مدرنیته مواجه می‌شوند و مسیر مواجهه با مدرنیته را طی می‌کنند، این مواجهه‌شان با بحث ساخت هویت کاملاً بازاندیشانه و خلاقانه است و در این زمین بازی باید مواجهه خلاقانه را برایشان باز و روشن کرد. شاید قبلاً خیلی آگاهانه این اتفاق نمی‌افتاده اما پایه‌هایی که دختران بتوانند به آن تکیه کنند، به صورت معمول ساخته می‌شد و عادت‌‌واره تربیتی تکرار می‌شد و نوجوانان برای شکل‌گیری هویتشان به همین عادت‌واره‌های تربیتی گاهی تکیه می‌کردند و خیلی دچار آشفته‌بازار ساخت هویتشان نمی‌شدند. اما در فضای فعلی مجموعه این زمینه‌ها که دارد این آگاهی و شناخت را برای بچه‌ها باز می‌کند زمین‌های متعدد و بسیاری هستند. لذا این آشفتگی بیشتر از قبل خودش را نشان می‌دهد. گرچه بالذات، ظرفیت‌های ویژه‌ای برای خلق و ساخت این آگاهی و این شناخت نسبت به هویت وجود دارد، اما واقعیت این است که باید برای اینها یک کانال‌کشی ویژه‌ای اتفاق بیفتد و این کانال‌‌کشی پیش نخواهد آمد و این هدایت اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه ما تکلیف‌مان را با فرآیندهای هویت‌ساز ویژه تربیتی‌مان مشخص کنیم.»
دکتر نیاز توضیح می‌دهد: «من  از  این‌جا می‌خواهم‌گریزی بزنم به بحث حجابی که اول گفتم. الان آشفته بازار پیدا کردن نسبت‌هاست و شاید این وسط نسبتش با هویت‌‌سازی دختران آینده‌مان تنها چیزی است که مغفول مانده و مشخص نیست. به دلیل پویایی جامعه، حق انتخاب و تنوع انتخاب افراد بسیار زیاد است و همان‌طور که عرض کردم ما تنوع و تکثر مراجع هویت‌ساز را هم می‌بینیم. انگار به نوعی در این بلاتکلیفی هم خانواده مانده و هم نهادهای تربیتی! به نظر می‌رسد که الان در این آشفته بازاری که مراجع و منابع تربیتی غیر از خانواده، نمی‌توانند خیلی تکلیف خودشان را با آنچه به عنوان نسخه تجویزی برای ساخت هویت دختران و برای تعیین تکلیف گفتمان نهایی انقلاب اسلامی در مورد آینده حضور اجتماعی و فعالیت دختران مطرح می‌شود، معلوم کنند، بهتر این است که خانواده‌ها در این میان تکلیف خودشان را با این موضوع بهتر و دقیق‌تر مشخص کنند. واقعیت این است که اصلی‌ترین ویژگی دختران این نسل به عنوان یک سوژه مدرن، همین انتخابگری و مواجهه خلاقانه‌شان با انتخابگری است. خانواده نباید موضوع حجاب را به موضوعی سیاسی و خارج از ساختار و بافتار هویتی تبدیل کند، بلکه به آن به عنوان یکی از پایه‌های جدی مرجع‌‌سازی و یکی از پایه‌های تعلق به ساختار و بافت خانواده نگاه و آن را ترویج کند، حجاب را باید به عنوان چیزی که می‌تواند در متن هنجار‌سازی خانواده تکرار و تبیین شود و دختران را در فضایی قرار بدهد که با مدل مواجهه خلاقانه‌شان با این موضوعی که شاید می‌تواند به ساخت هویتی‌شان  عمق بیشتری بدهد مواجه کند، این‌طور کمی تکلیفش را در موضوع حجاب معین‌ کرده است.»
او تصریح می‌کند: «در این حالت خانواده موضوع حجاب را از طریق گفتارهای بیرونی یا مواجهه‌های اجتماعی به گوش فرزندش نرسانده، بلکه حجاب را به عنوان یکی از پایه‌های اصیل هنجاری خانواده برای دخترش تکرار و تبیین کرده است اما اجازه داده که با مفاهیم جدید و مواجهه‌های خلاقانه برای دخترش بازتعریف شود نه الزاماً همان‌گونه که برای خودش مفهوم داشته است. به نظر می‌رسد در مواجهه با نسلی که در تعابیر و تعاریف معمول ما یک نسل عصیانگر و متفاوت از پدر و مادر و یک نسل عجیب و غریب و این چنینی تعریف می‌شوند، اتفاقاً باید متوجه این موضوع بود که این نسل خیلی هم عجیب و غریب نیستند. نسلی است که فقط کافی است شما خلاقیتش را به رسمیت بشناسید. متوجه این موضوع باشید که این حتماً احتیاج به بعضی از تکیه‌ها در شکل‌گیری هویتش دارد و این تکیه‌ها اتفاقاً دور از ظرفیت‌های هستی‌شناختی‌اش هم نبوده. اصولاً انقلاب اسلامی با تکیه بر همین ظرفیت‌ها گفتمانش را پیش برد و به آن شکل داد.»
چارچوب‌های هویت‌ساز نسل آینده
دکتر انسیه خزعلی، معاون زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز درخصوص عناصر هویت‌بخش به نسل جوان در یک یادداشت مجازی می‌نویسد: «در نقشه مهندسی کشور یکی از راهبردهای کلان فرهنگی چنین است؛ تبیین، تشکیل، تحکیم، تعالی و ایمن‌‌سازی خانواده. تبیین جایگاه خانواده و تقدس آن از ضروریات هویت بخشی به نسل جوان است. تلاش جنگ شناختی برای تغییر خانواده مقدمه اضمحلال خانواده و نابودی نسل آینده است. تشکیل خانواده و تلاش برای آسان کردن آنچه در جنبه‌های معنوی و فراهم کردن زمینه وصال زوجین و چه در جنبه‌های مادی و فراهم کردن لوازم ضروری ازدواج از قبیل تسهیلات اشتغال و مسکن از مهم‌ترین اولویت‌های مردم و دولت مردمی است.»
او ادامه می‌دهد: «تحکیم خانواده با آموزش مهارت‌های ارتباطی، تمرین تاب‌آوری زندگی با دیگری، مودت و گذشت و بالا بردن توان مدیریتی در ارتباط موثر بین اعضای خانواده شکل می‌گیرد. ایمن‌سازی خانواده نیز با تعریف چارچوب‌های اخلاقی و تقید اعضا به میثاق‌ها در کنار پاک نمودن جامعه از جلوه‌های جنسی مختص به خانواده و پیشگیری از دخالت‌های عوامل بیرونی حفظ و حراست می‌شود.»
امروز به رغم تمام کارشکنی‌ها علیه باورهای توحیدی، جمهوری اسلامی توانسته پرچم توحید را برافراشته نگه دارد و روز به روز طرفداران جبهه حق به این تفکر می‌پیوندند.
محسن قانعی، رایزن اداره کل زنان و حقوق بشر وزارت امور خارجه در این باره می‌گوید: «در سازمان همکاری اسلامی و نظام حقوق بین‌المللی به رغم تمام بی‌مهری‌ها ما پرچم خدامحوری در سازمان ملل را مقابل انسان محوری
بلند کرده‌ایم و اخیراً در این سازمان در تلاش هستند تعریف خانواده را تغییر دهند و استاندارد جدیدی در سطح جهانی تعریف کنند.»
او می‌افزاید: «ایران تنها صدایی است که رسماً جلوی این هنجار‌سازی‌ها می‌ایستد و روند تقابل را در این صحنه بین‌المللی رقم زده است و این در حالی است که برخی کشورهای اسلامی مقابل این هنجارشکنی‌ها هیچ مقاومتی نمی‌کنند. البته ما در جمهوری اسلامی باید بیش از پیش تلاش کنیم تا از طریق نمایندگان خود در مجامع بین‌المللی حضور فعال داشته باشیم. 
ما بر مبنای اسلام حرف برای گفتن داریم و بعضی از موضوعات قطعاً با دیدگاه‌های شریعت اسلامی همخوانی دارد.»
«شما امروز می‌شنوید در خیلی از بیاناتی که در روزنامه‌ها و در فضای مجازی پخش می‌شود، مسئله‌ ایدئولوژی‌زدایی به ‌عنوان یک کار لازم [مطرح می‌شود]؛ این همان هویّت‌زدایی است. ایدئولوژی، تفکّر، ارزش‌ها، هویّت یک ملّت است. امروز قبله‌ ‌اینها آمریکا است و آمریکایی‌ها دائم روی ارزش‌های آمریکایی تکیه می‌کنند که ارزش‌های آمریکایی این‌ جور می‌گوید، ارزش‌های آمریکایی این ‌جور می‌خواهد ـ ارزش‌های آمریکایی یعنی همان ایدئولوژی ـ [امّا] اینها حاضر نیستند این را از آمریکا یاد بگیرند. اینکه گفته می‌شود ایدئولوژی‌زدایی که بایستی در داخل ایدئولوژی‌زدایی بشود، یعنی هویّت فکری جامعه که مظهر مهمّش هم دانشگاه و دانشجو است بایستی از بین برود؛ هویّت‌زدایی یعنی این: مبانی‌اندیشه‌ای و رویکردهای تاریخی و ملّی یک کشور تحقیر بشود، گذشته‌ یک کشور تحقیر بشود، گذشته‌ انقلاب تحقیر بشود، کارهای بزرگی که انجام گرفته کوچک‌نمایی بشود؛ و البتّه عیوبی وجود دارد و این عیوب هم ده برابر بزرگ‌نمایی بشود؛ هویّت‌زدایی یعنی این. آن وقت به جای این هویّت، منظومه‌ فکری غرب جایگزین بشود؛ که یک نمونه‌اش همین سند ۲۰۳۰ آمریکایی‌ها است که این، مظهر سلطه‌ نواستعماری غربی در زمان ما است؛ یعنی یکی از نمونه‌هایش این است.» (رهبر انقلاب- 6 اردیبهشت 1401)