ساماندهی تولیدات رسانهای بر اساس سبک زندگی ایرانی- اسلامی-بخش پایانی
حسن رضایی
آدمها و روابطی که نمیشناسیم! این شاید بهترین تعریفی باشد که میتوان از محتوای تولیدات نمایشی شبکه نمایش خانگی ارائه کرد. تولیداتی که گویا سعی دارند فرم جدیدی از زندگی و روابط بین انسانها را به ما معرفی کنند. انسانها و شخصیتهایی که کمتر در اطراف خود میبینیم و گویی در خلأ زندگی میکنند.
وجه ممیزه غالب آنها، کشیدن سیگار مارک، پوشیدن لباس مارک، زندگی در خانههای چندصدمتری، خشونت، شوخیهای رکیک حتی در تولیدات مربوط به رده سنی کودک و نوجوان، روابط عشقی مثلثی- مربعی، نه نگفتن به مشروبات الکلی، گذشتهای سیاه و توأم با خیانت، ابا نداشتن از خونریزی و در یککلام بیقیدی تمام در رعایت اصول اخلاقی است. اینکه چه کسی و کدام نهاد باید جلوی این هجوم بیاخلاقی به متن جامعه ایرانی را بگیرد، چند سالی هست که موضوع دعوای بین چند نهاد مسئول در این حوزه است.
تمایل وافر به لودگی و سیاهنمایی
علیاصغر پورمحمدی رئیسشورای انتشار محتوای حرفهای ساترا (سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر)، آبانماه سال گذشته طی گفتوگویی در همین زمینه میگوید: «وی او دیها بر این باورند که موازین پوشش لباس در سریالسازی باید متفاوت از شبکههای تلویزیونی باشد؛ چراکه معیار آنها پوشش اصطلاحاً «کف خیابانی» است. خب این دغدغه قابلتوجه است و در فرآیند نظارت ساترا به این مهم توجه میشود، ولی بدان معنا نیست که کف خیابان موردنظر عزیزان، فقط خیابانهای شمال شهر تهران باشد یا کوچهپسکوچههای حلبیآباد و نمایش بدبختیهای حاشیهنشینی؛ بنابراین همین تئوری کف خیابانی تنظیمگری لازم دارد و چیزی که برای ساترا مهم است حداقل نمایش همه واقعیتهای جامعه است، نه فقط بدحجابی یا سیاهنمایی!»
مسئله تخریب سبک زندگی اصیل ایرانی و گسترش بیاخلاقی، اما تنها معضل این حوزه نیست. پرداختهای بیحسابوکتاب به بازیگران، مشخص نبودن منشأ پولهای واردشده به این عرصه، گرانفروشی پلتفرمها و افزایش بیقاعده حق اشتراک طی چند سال اخیر، بیتعهدی به مخاطب و قطع تولید برخی سریالها بعد از چند قسمت و نهایتاً انحصار تولید شده در این عرصه طی سالهای اخیر، از دیگر واقعیاتی است که فضای تولید در شبکه نمایش خانگی را احاطه کرده است.
این در حالی است که بیش از ۸۰ درصد سریالهای شبکه نمایش خانگی در سال ۱۴۰۰ به حدی ضعیف بودند که آمار مخاطب آنها منتشر نشده است! ساناز چراغی، روانشناس و استاد دانشگاه در گفتوگویی با ایرنا در همین زمینه میگوید: «پخش چنین سریالهایی بنا بر اصل «یادگیری مشاهدهای» باعث شیوع رفتار غلط و رابطه ناسالم در جامعه میشود؛ یادگیری تنها از طریق کلاس درس و آموزش صورت نمیگیرد، یادگیری مشاهدهای بر این واقعیت صحه میگذارد که وقتی الگویی در تلویزیون بهصورت غیرمستقیم و در قالب داستانها و روایتها ارائه میشود، ناگزیر افراد پیگیر آن سریالها را ترغیب میکند که از آن الگو در زندگی خود استفاده کنند.»
مجلس هنوز به جمعبندی نهایی
نرسیده است!
بااینحال، تعیین تکلیف قطعی نهاد ناظر بر تولیدات شبکه نمایش خانگی، ظاهراً در کمیسیون فرهنگی مجلس هم هنوز به سرانجامی نرسیده است. غلامرضا منتظری نایبرئیسکمیسیون فرهنگی مجلس در همین زمینه به گزارشگر کیهان میگوید: «فعلاً موضوعات دیگری در دستور کار کمیسیون است.»
سید علی یزدی خواه نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و دیگر عضو کمیسیون فرهنگی نیز سخن منتظری را تأیید کرده، میگوید: «مسئولیت صوت و تصویر فراگیر در کشور بر عهده ساترا است. البته ساترا باید در زمینه نقش نظارتی خودش و ممیزی فیلمها بر اساس هنجارهای ملی و مذهبی تلاش بیشتری داشته باشد. وگرنه از جهت کلی الان نقش روشن است. ساترا اشکالاتی دارد، ما انتقاداتی کردهایم و دوستان بر روی آییننامههایشان بررسی مجددی داشتهاند. در حال بحثوبررسی این موضوع با ساترا هستیم.»
این عضو کمیسیون فرهنگی در بخش دیگری از گفت وگو با گزارشگر کیهان اما به اختلافنظر اعضای کمیسیون درباره نهاد نهایی ناظر بر تولیدات شبکه نمایش خانگی اشاره کرده، میگوید: «هم در بین اعضای کمیسیون و هم در بدنه کارشناسی، این اختلافنظر و بحثها وجود دارد، ولی فعلاً نظر کمیسیون تغییری نکرده است تا بخواهد نظارت در این حوزه را مجدداً از ساترا به وزارت ارشاد برگرداند. بحثها به بلوغ کافی برای اتخاذ تصمیم جدید نرسیده است.»
وی درباره زمان تعیین تکلیف نهایی این مسئله در کمیسیون فرهنگی نیز به گزارشگر کیهان میگوید: «قول دقیقی نمیتوانم بدهم چون الان چند دستور کار دیگر هم در کمیسیون وجود دارد که باید به آنها بپردازیم.» این در حالی است که حجتالاسلام مجید نصیرایی سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس آبانماه سال گذشته در همین زمینه گفته بود: «تنظیم و تدوین قانونی که قرار بود ارائه شود توسط کمیته مربوطه در مجلس به کار خودش ادامه میدهد و در مجموعه کمیسیون در حال پیگیری و بحث است و در آینده نزدیک جمعبندی خواهد شد. مدیریت بر این فضا و سریالهای خانگی توسط ساترا ادامه خواهد داشت و مسئولیت نظارت آن در صداوسیما باقی میماند.»
مخالفت کارشناسان فرهنگی با نظارت ساترا؟
نصیرایی اما مجدداً در اردیبهشتماه سال جاری به خبرگزاری فارس گفته است: «برخی اعضای کمیسیون فرهنگی پارلمان تأکید دارند که این نگاه نظارتی باید در مجموعه صداوسیما متمرکز باشد. هرچند این نگاه مجلس درخصوص نظارت بر رسانههای صوت و تصویر هیچوقت از سوی کارشناسان فرهنگی تأیید نشده است. البته مسئولان وزارت ارشاد نیز نظر کارشناسی خود را دارند که مجلس آماده است نظرات آنها را نیز دریافت و درباره آن بحث و گفتوگو کند!» کارشناسان فرهنگی مدنظر سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس اما در این زمینه چه میگویند؟ محمدتقی فهیم
کارشناس فرهنگی و منتقد سینما در همین زمینه به کیهان گفته است: «به نظر میرسد که تولیدکنندگان، نگاه مثبتی به شرایط نظارتی کنونی ندارند و ناظران، شبکه نمایش خانگی را رقیب خود میدانند و این عرصه از پیش شکستخورده است؛ بنابراین حل این مسئله در شرایطی اتفاق خواهد افتاد که در عین اینکه متولی این عرصه وزارت ارشاد باشد، مدیران صداوسیما هم در هسته اصلی ادارهکننده شبکه نمایش خانگی حضور داشته باشند؛ بنابراین پیشنهاد من این است که به لحاظ قانونی، مدیریت شبکه نمایش خانگی و وی او دیها به وزارت ارشاد برگردد و از آن طرف هم برای اینکه با تغییر دولت، باز هم نظارت دچار نوسان نشود، باید مدیران صداوسیما هم در این حوزه حضور داشته باشند.»
محمدرضا عباسیان، مدیرعامل سابق مؤسسه رسانههای تصویری اما دست روی نقطهای میگذارد که شاید آن را بتوان علتالعلل وضعیت کنونی تولیدات در شبکه نمایش خانگی دانست. عباسیان میگوید: «اولین اشتباه بزرگی که ساترا در این زمینه کرد این بود که موضوع پروانه ساخت را منتفی کرد و گفت هرکسی میخواهد، هر سریالی بسازد و صرفاً از من پروانه نمایش بگیرد. این بزرگترین ایراد است، به این دلیل که در سینما که مثلاً برای تولید یک فیلم سینمایی 3-2 میلیارد و الان 8-7 میلیارد تومان هزینه میشود یا در سریالی که امروز 50-40 میلیارد تومان و بعضاً 80-70 میلیارد تومان هزینه برای تولید میشود، نهاد نظارتی بهراحتی نمیتواند بعد از تولید بگوید این کار غیرقابلپخش است و بهشدت اعتراضاتی صورت میگیرد و تهیهکننده و سرمایهگذار اثر، تلاشهای بسیار زیادی به هر شکل عرفی و غیرعرفی، قانونی و غیرقانونی میکنند تا اثر پروانه مربوطه را دریافت کند. این وضعی میشود که امروز شاهد آن هستیم که محتوای تولیدشده آن استانداردهای فرهنگی حداقلی را دارا نیست و کار به جایی رسیده که وزارت ارشاد که پرونده طولانی در عرضه محتوای غیر مناسب دارد، امروز به حق یا ناحق معترض است نسبت به محصولی که بیرون میآید.»
کار بانک مرکزی را به وزارت اقتصاد دادهایم؟!
عباسیان کارشناس حوزه سینما میافزاید: «در حال حاضر هیچ نگرانیای درمورد اینکه سریال چه پیام کلیای به مخاطب میدهد؟ وجود ندارد. صرفاً خلاصه شده که ظواهر امر رعایت شود، اتفاقاً میگویم این ظواهر هم رعایت نمیشود، یعنی شما سریالها را ببینید روابط غیرمتعارفی که دیده میشود، بحث استعمال دخانیات را میبینید، استفاده از مشروبات و... هم دیده میشود و این فرهنگ بهعنوان فرهنگ خانوادهها جاری شده و بر نوع روابط فرزندان با والدین و... به لحاظ کلان بهشدت روی جامعه تأثیر میگذارد. بهخاطر اینکه پروانه ساختی صادر نمیشود و در ممیزیها هم تنها آیتمهایی را لحاظ میکنند که صرفاً ممکن است به چیزهای کاملاً ظاهری بسنده کنند و به اینکه چه پیامی این مجموعه کار به مخاطب ارائه میکند، توجه ندارند. اگر تکتک سریالهایی که ساخته و عرضه میشود اسم ببرم، ممکن است اعتراضات و تبعات حقوقی داشته باشد، ولی تکتک کارها قابلبحث است که فارغ از ممیزی ظاهری یک پیام فرهنگی کاملاً نامناسب را به جامعه القا میکند.»
عباسیان با بیان اینکه جلسهای که در کمیسیون فرهنگی مجلس با حضور کارشناسان برگزار شد، من خدمت عزیزان بیان کردم صرفاً جابهجایی سکانداری به معنی حفظ آن اصولی که مدنظر داریم، نیست، میگوید: «اگر در بانک مرکزی تخلفی انجام میشود یا کار را درست انجام نمیدهد بدین معنا نیست که مسئولیت بانک مرکزی را به وزارت اقتصاد واگذار کنیم... ساترا اصلاً زیرساخت نه فیزیکی و نه محتوایی و نه شأنیت کنترل این محتوا را ندارد و نداشته است. کسانی که آنجا هستند سابقه کنترل محتوا یا تولید محتوا ندارند. شوراهای وزارت ارشاد همه افرادی هستند که سالها مدیر شبکه تلویزیونی یا تهیهکننده یا مدیر فرهنگی بودهاند.»
محمدرضا شاهحسینی، کارشناس رسانه و منتقد سینما نیز معتقد است برای مسئله نظارت بر وی او دیها باید نهاد جدیدی در زیرمجموعه شورایعالی فضای مجازی یا شورایعالی انقلاب فرهنگی ایجاد گردد.
حذف پروانه ساخت، بزرگترین خلأ نظارت
بر شبکه نمایش خانگی
شاهحسینی میگوید: «تجربه عملکرد وزارت ارشاد در شبکه نمایش خانگی، از ابتدا تا الان، عملکرد قابل قبولی نبوده و... از اینطرف نیز صداوسیما اگر میتوانست، مشکل کم نظارتی در برخی برنامهها و سریالهای خودش را برطرف میکرد. این یک موضوع مهم است که مدیریت و نظارت بر این عرصه باید توسط افرادی صورت بگیرد که خودشان ذینفع نباشند و هیچ وابستگی به فضای این تولیدات را نداشته باشند و از حریت لازم برخوردار باشند که در این صورت میتوانند بدون ملاحظه، نظر انتقادی و کارشناسانه بدهند.»
این کارشناس حوزه سینما با اشاره به حذف فرآیند صدور پروانه ساخت در شبکه نمایش خانگی میافزاید: «الان تولید برنامه و سریال در شبکه نمایش خانگی ول شده است و این منجر به ورود یک سری آثار به سفره رسانهای مردم میشود که بعضاً مخرب هستند. باید برای فرآیند تولید یک سریال، بعد از تعیین قسمتها، ابتدا نگارش فیلمنامه به اتمام برسد و سپس مجوز آن صادر شود و بعد برای هر قسمت هم مجوز نمایش برای آن داده شود.»
برایناساس، ظاهراً هنوز هم باید برای تعیین تکلیف نهایی نهاد ناظر بر شبکه نمایش خانگی منتظر ماند. هرچند به نظر میرسد حذف فرآیند صدور پروانه ساخت در این حوزه، بزرگترین آسیب موجود در حال حاضر باشد.