نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
پادوهای داخلی آمریکا باز هم ساز سازش کوک کردند
سرویس سیاسی ـ
روزنامه مردمسالاری در شماره روز یکشنبه طی مطلبی نوشت: «اگر تاثیر تحریمها را انکار کنیم، به مثابه این است که مدتها منتظر قطار بمانیم و زمانی که قطار از راه رسید، در آن بسته باشد و نتوانیم سوار شویم و به مقصد خود برسیم. بنابراین تحریم در کشور ما چنین شرایطی را به وجود آورده است. راهکار برونرفت از این معضل این است که نگاه خود را به روابط خارجی عوض کنیم. ما نمیتوانیم با کشورهای دنیا تعامل و رابطه نداشته باشیم، اما در عین حال بخواهیم اقتصاد کشورمان را شکوفا کنیم و این امر شدنی نیست.»
در ادامه این مطلب آمده است: «برای دستیابی به رشد اقتصادی، اقتصاد و سیاست باید در کنار هم و با هم هماهنگ باشند. ما حتما باید روابط دوستانه و در عین حال روابط با اقتدار، با افتخار و کارآمدی با کشورهای دیگر داشته باشیم.»
مردمسالاری نوشت: «لازم است نگاهها و روشهای ما عوض شود و دست دوستی و رفاقت با کشورهای دیگر میتواند به ما کمک کند تا از تجارب کشورهای موفق استفاده کنیم، ضمن اینکه باید اقتدار ایران را حفظ کنیم. بدون تردید مسئله تحریمها یک درد بزرگ برای صنعت، جامعه، اقتصاد و عموم مردم است. اگر واقعا تحریمها برداشته شود، به این معنا است که پس از سالها توقف پشت در اقتصادی که بسته بوده، این در برای ما باز میشود و میتوانیم حرکت کنیم و شکوفا شویم و اقتصاد و تولید در کشورمان رونق بگیرد.»
مدعیان اصلاحات از ضرورت تعامل با دنیا حرف میزنند اما آمریکا را تمام دنیا میدانند! انگار نه انگار که همین طیف 8 سال حیات و ممات کشور را به اخم و لبخند آمریکا بستند اما نه تنها وعدههای کذاییشان محقق نشد که تحریمها را هم دو برابر کردند. آمریکاییها همواره به تشدید تهدیدها و تحریمها علیه ایران پرداختهاند. قطعنامه ضدایرانی در شورای حکام آژانس، صدور بیانیه ضدایرانی، فعال کردن سرویسهای اطلاعاتی صهیونیستی، ترور شهید صیادخدایی، خرابکاری در تأسیسات هستهای، تحریمهای اخیر ایران در حوزه پتروشیمی، دزدی محموله نفتکش ایران در آبهای یونان، اعلام جایزه برای کسب اطلاعات درباره سپاه تنها بخشی از اقدامات خبیثانه آمریکا و همپالگان اروپاییاش علیه جمهوری اسلامی ایران در طول یکی دو ماه گذشته بوده است.
همین چند روز پیش، بایدن رئیسجمهور آمریکا هم قبل از سفر به منطقه طی یادداشتی در واشنگتنپست و هم در سفر به منطقه و دیدار با مقامات رژیم صهیونیستی و آلسعود، طی اظهاراتی ایران را مکرراً تهدید کرد. امضای توافقنامه میان آمریکا و رژیم صهیونیستی و تهدید ایران در آن، رونمایی از سلاح لیزری برای مقابله با تهدید پهپادهای ایرانی، ادعاهای تهدیدآمیز علیه جمهوری اسلامی ایران، بیانیه ضدایرانی آمریکا و عربستان و تأکید بایدن بر اینکه «آمریکا تعهد دارد که در برابر تهدیدات ایران، به عربستان کمک کند» و... بخشی از این ادبیات تهدیدی و تهاجمی آمریکاییها علیه ایران است. با اینکه بایدن در دیدار با مقامات اسرائیل «توسل به زور» و «افزایش فشار» را یکی از گزینههای مقابله با ایران عنوان کرد، باز هم مدعیان اصلاحات از ضرورت سازش و انعطاف و دست دوستی و... با آنها حرف میزنند! و در نقش پادو، عصا زیر بغلشان میگذارند.
دریاچه ارومیه، زخم خورده از وعدههای بیعمل اصلاحطلبان
روزنامه شرق در یادداشتی به موضوع دریاچه ارومیه پرداخت و نوشت: «22تیر 1401 مدیرکل مدیریت بحران آذربایجان غربی گفت: ۹۵ درصد آب دریاچه ارومیه خشک شده است. در مدت بیش از دو دهه گذشته، هر سال بهطور متوسط ۴۰ سانتیمتر از ارتفاع دریاچه ارومیه کاسته شده است.»
در ادامه این متن میخوانیم: «دریاچه ارومیه مساحتی در حدود 52 هزار کیلومترمربع را دربر میگیرد. خود این دریاچه در میان سه استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان قرار دارد و زمانی بهعنوان یکی از بزرگترین آبهای فوق شور روی زمین شناخته میشد. این حوضه تا همین اواخر کارکردهای اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی را برای ساکنان از نظر تنوع زیستی، زیستگاه، مقررات محلی اقلیم، کشاورزی و گردشگری انجام میداد و از این نظر، دریاچه ارومیه در کنوانسیون رامسر در سال 1971 بهعنوان تالاب بااهمیت بینالمللی و ذخیرهگاه زیستکره یونسکو در سال 1976 تعیین شد.»
در این باره لازم به یادآوری است که موضوع رسیدگی به دریاچه ارومیه و توجه ویژه به آن جزو سرفصل وعدههای انتخاباتی دولت اصلاحطلبان (دولت تدبیر و امید) بوده است.
اگر به اظهارات هفته گذشته نمایندگان استانهای همجوار با این دریاچه در صحن مجلس رجوع کنید، به موارد قابل توجهی خواهید رسید اما شاهبیت گلایههای نمایندگان در مجلس این بود که چگونه دولت قبل ستاد احیای دریاچه ارومیه را به یک ستاد انتخاباتی و حزبی تبدیل کرده بود.
خلاصه کلام آنکه وعدههای مطمئن این جریان در موقع انتخابات و سپس اختصاص بودجههای قابل توجه به این ستاد برای احیای دریاچه ارومیه و دست آخر ماحصل عملکرد این جریان پس از 8سالی که بر قوه مجریه سیطره داشتند، گویای نکات بسیاری است. البته مجلس تحقیق و تفحص از عملکرد و خروجی این ستاد به نسبت بودجههای اختصاص یافته به آن را تصویب کرده و به زودی این تحقیق و تفحص آغاز میشود.
نکته پایانی اینکه اگر اصلاحطلبان در مدیریت شهری، عمل به وعدههای انتخاباتی، ساختن خانه برای کم برخورداران جامعه، مدیریت جهادی، احیای دریاچه ارومیه و... عملکرد افتضاحی داشته و دارند اما در عوض در یک موضوع مهارت بسیار زیادی دارند و آن، اینکه چگونه از موضوعی مانند بحران خشک شدن دریاچه ارومیه روزگاری برای کسب رای سود جویند و روزگاری دیگر برای ایجاد یک ستاد حزبی و جناحی و تشکر از هم جناحیهای خویش و همچنین روزگاری دیگر به عنوان موضوعی برای تاختن به حاکمیت...