شاخصهای افکار و عقاید غیرعلمی(1)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی اسلام آیا معیار و شاخصهایی وجود دارد که انسان بتواند، در پرتو آنها افکار و عقاید غیرعلمی را مورد آزمون قرار دهد و به غیرعلمی بودن آنها واقف شود؟
پاسخ:
براساس آموزههای وحیانی اسلام، برای افکار و عقاید غیرعلمی، هفت شاخص وجود دارد که از طریق آنها میتوان به غیرعلمی بودن افکار و عقاید هرکسی پی برد، و آنها را مورد آزمون عملی قرار داد.
1- بیاعتنایی به جهل خود
نخستین شاخص و نشانه صاحبان عقاید غیرعلمی که به جهت بیماری درونی، خود را عالم میانگارند، این است که مجهولات خود را نمیبینند. بدین جهت معلومات اندکشان بزرگ جلوه میکند و در نظرشان بزرگ میآید، بدان حد که خود را عالم به همهچیز میپندارد، گویا نزدشان مجهولی نیست. بدین جهت خود را در هر زمینه خبره میدانند، و به خود اجازه و حق میدهند که بر پایه حدس و گمان، در هر زمینهای به مثابه یک رای و نظر علمی و قطعی اظهارنظر و تحلیل کنند! این دسته از مردم هر اندازه هم عالم باشند، و در هر زمینهای نیز معرفت هم داشته باشند، از نگاه امام علی(ع) شایسته صفت عالم نیستند، بلکه شایسته لقب نادانان حقیقیاند. «ان الجاهل من عد نفسه بما جهل من معرفه العلم عالما» به راستی که نادان کسی است که خود را در آنچه نمیداند، عالم بینگارد.(بحارالانوار، ج77، ص203، ح1)
امام علی(ع) به مدعیان رسیدن به غایت علم و مغروران علمی میفرماید: «من ادعی من العلم غایته فقد اظهر من جهله نهایته» کسی که رسیدن به پایان علم و دانش را ادعا کند، نهایت نادانی خود را آشکار ساخته است. (غررالحکم، ح 9193) همچنین آن حضرت میفرماید: «لوسکت الجاهل، ما اختلف الناس» اگر نادان سکوت کند، مردم اختلاف نمیکنند. (بحارالانوار، ج 78، ص 81، ح 75)
2- نادیده گرفتن آراء و نظرات دیگران
مدعیان علمی مغرور و متوهم، به هیچ وجه به آراء و نظرات دیگران اعتنا نمیکنند! بنابراین یکی از راههای آزمودن افکار و عقاید علمی آن است که صاحب فکر و عقیده آیا به خود اجازه میدهد در آراء و افکار دیگران بنگرد و آنها را مورد بررسی و پژوهش قرار دهد، یا معتقد است که هر آنچه او میگوید، صواب و حق و آنچه دیگران میگویند نادرست و باطل است؟ اصولاً آن کس که به بیماری خود دانابینی مبتلا است، احساس نیاز به مطالعه و بررسی آراء و افکار دیگران پیدا نمیکند. و خود را دانای مطلق میانگارد! پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «من قال انی عالم فهو جاهل» هر کس بگوید من دانایم، در حقیقت نادان است. (بحارالانوار، ج 2، ص 11، ح 23) امام علی(ع) میفرماید: «ما اعجب برایه الاالجاهل» جز نادان کسی به رأی خود خوش بین نیست (غررالحکم، ح 9471)
3- دوری از عالمان حقیقی
عالمان مغرور و متوهم از نزدیک شدن به عالمان حقیقی پرهیز میکنند، و همانند خفاشان شب، از نور خورشید میگریزند و از فروغ دانش و دانشمندان حقیقی بیمناکند. اینان مصداق این سخن امام علی(ع) هستند که فرمود: «فما یزال من العلماء مباعداً، و علیهم زاریاً» (نادان) همواره از دانشمندان در حال گریز است، و آنان را نکوهش میکند (بحارالانوار، ج 77، ص 203، ح 1) آری مبتلایان به بیماری خود دانابینی، آمادگی ندارند برای مباحثه و مناظره با عالمان حقیقی همنشین شوند، تا افکار و عقایدشان به داوری گذاشته شود، و مرام آنان عمدتاً نق زدن است و خرده گرفتن نه نقادی کردن!
4- تخطئه مخالفان
مبتلایان به بیماری خود دانابینی، پیوسته افکار و عقاید دیگران را تخطئه میکنند، و این گونه میپندارند که کلید درک و فهم و روشنفکری در قبضه او است، و گمان میبرد که بر دیگران لازم است که برای فهم درست افکار، و عقاید، به روش فکری او پایبند شوند، و از او پیروی نمایند! بنابراین بیماری روحی تخطئه مخالفان علمی یکی از شاخصهای مهم برای شناخت افکار و عقاید غیر علمی و مدعیان خود دانابینی به حساب میآید.
5- انکار مجهولات
پنجمین نشانه و شاخص صاحبان رأی غیر علمی، انکار حقایقی است که نمیدانند. همانگونه که امام علی(ع) میفرماید: همانا نادان کسی است که هر گاه کاری بر او عرضه شود که آن را نمیشناسد، انکار میکند و دروغ میشمرد، و از روی نادانی میگوید: این را نمیشناسم و گمان نکنم که وجود داشته باشد. یا در آینده محقق گردد. (بحارالانوار، ج 77، ص 203، ح 1) همچنین امام علی(ع) در روایتی دیگر میفرماید: «لاترد علی الناس کل ما حدثوک به، فکفی بذلک جهلا» همه آنچه را مردم برایت حدیث میکنند انکار نکن که این برای اثبات نادانی کافی است. (غررالحکم، ح 10251) بنابراین اگر این منکران حقیقت، اندازه نادانی خود را میدانستند، و میفهمیدند که دانستههایشان در برابر مجهولات، عددی به حساب نمیآید، این چنین به افکار و عقاید خود اعتماد نمیکردند، و این بزرگترین زیان خود دانابینی است که نه تنها بیمار را در نادانی نگه میدارد و بر جهل مرکبش میافزاید بلکه به تدریج نادانیهای نوینی به صورت علم برای او پدیدار میکند و راه درمان را بیش از پیش بر او مسدود میکند.
ادامه دارد