هیاهوی بسیار برای هیچ بعد از ۶۰ سال
سعید مستغاثی
«تونی کوشنر» بعد از همکاری با استیون اسپیلبرگ در فیلمهایی همچون «مونیخ» و «لینکلن»، برداشت جدید «داستان وست ساید» را پس از 60 سال نوشته و با کمترین تغییرات، آن را برای ساخت در اختیار اسپیلبرگ گذاشته:
همان دو دسته «جتها» (سفیدپوستان) و «کوسهها» (پورتوریکوییهای مهاجر) در بخش حاشیه غربی نیویورک با یکدیگر درگیری دارند و از میان آنها یک دختر پورتوریکویی به نام «ماریا» و یک پسر سفید پوست به اسم «تونی» عاشق یکدیگر شده و ازدواج میکنند، درحالی که گروههای منتسب به هر کدام، به شدت مخالف این وصلت هستند.
زد و خوردها و درگیریها تقریبا همان است که در فیلم اصلی ساخته رابرت وایز و جروم رابینز بود، فقط شاید برخی مکانها تغییر کرده مثلا درگیری آخری به محیط بازتری کشانده شده و موسیقی و آوازها هم تقریبا همانهاست، از همین روی در نسخه جدید نیز همچنان از موسیقی «لئونارد برنستین» فقید و اشعار ترانههای «استفن ساوندهایم» استفاده شده که همین سه ماه پیش در 91 سالگی فوت کرد.
اما در فیلم جدید نسبت به نسخه قبلی تغییراتی وجود داشته که موارد عمده آن به شرح زیر است:
اول، تبدیل صاحبکار «تونی» از یک مرد مسن سفیدپوست به زنی مسن و پورتوریکویی به نام والنتینا با بازی «ریتا مونرو» (بازیگر نقش «آنیتا» در فیلم سال 1961) که برای جا افتادن و درک عشق تونی سفیدپوست و ماریای پورتوریکویی وجه سینمایی بیشتری داشته و ارتباط تونی با صاحبکارش را قویتر و منطقیتر و دراماتیک میسازد (شاید هم برای حضور تنها بازیگر حیّ و حاضر نسخه اولی یعنی «ریتا مونرو» بوده ولو در سن 91 سالگی که تهیهکننده اجرایی کار نیز هست!)
دوم، تغییر و حذف برخی نکات و صحنههای فیلم مانند اینکه در «داستان وست ساید» 2021، اساسا برای آن جوانان عاصی از هر دو گروه، پدر و مادری حداقل در نیویورک نشان داده نمیشود.
اگرچه یکی دوبار «آنیتا» به پدر و مادر برناردو در پورتوریکو اشاره کرده و در کلانتری هم که تعدادی از دسته «جتها» برای بازجویی و روشن شدن محل درگیریشان با گروه «کوسهها»، گیر افتادهاند، یکی از آنها میگوید اگر شب خانه نرود، مادرش نگران میشود!
اما در «داستان وست ساید» دهه 1960، اگرچه تصویر یا صدای هیچ پدر و مادری را نمیبینیم اما در چند صحنه به حضور پدر و مادران بچهها در نیویورک اشاره میشد؛ از جمله در اولین دیدار ماریا و تونی که دو سه بار ماریا از روی بالکن، انگار به پدرش که در اتاق است پاسخ داده و یک بار هم در صحنه ملاقات و دعوت «ریف» از «تونی» برای مجلس مهمانی، «ریف» اذعان میکند که سالهاست با پدر و مادر تونی آشناست. به نظر میآید این نبود پدر و مادران در نسخه جدیدتر به تغییر و تحول و کم رنگ شدن تدریجی آثار اخلاقی و خانوادهگرا درهالیوود ارتباط داشته که شاید بتوان گفت از همان فیلمهایی مثل «داستان وست ساید» 1961 سیر صعودی گرفت.
و از همه مهمتر در فیلم اسپیلبرگ دیگر بحث بر سر بقای هر یک از دستهجات «جتها» یا «کوسهها» در آن محله حاشیهای شهر نیویورک نیست، چرا که در افتتاحیه فیلم و همچنین صحبتها گروهبان «شرانک» مشخص میشود، محله فوق در حال زیر و رو شدن بوده و قرار است در آنجا ساختمانها و برجهای بلند و آسمانخراشهای متعدد ساخته شود، در نتیجه هر دو گروه فوق از آن محل اخراج خواهند شد.
به این ترتیب طرح نو درانداخته شدن در فیلم «داستان وست ساید» استیون اسپیلبرگ و تونی کوشنر، فراتر از صلح و آرامش و همزیستی بین دسته جات قومی و نژادی ولو در ظاهر و برای
باج دادنهای پنهانی بوده و به حل تقابل و تخاصم مهمتر و عمیق تری مابین نژادها براساس جایگاه طبقاتی آنها میانجامد. به این مفهوم که طبقات فرودست از هر نوع نژاد چه سفید و چه رنگین پوست پورتوریکویی حذف شده و طبقات فرادست و ثروتمند از نژادهای مختلف جایگزین آنها میگردند.
در واقع ماجراهای فیلم «داستان وست ساید» جدید، به قول آلفرد هیچکاک، یک مک گافین بزرگ است! یعنی تمام آن درگیریها و نزاعها و جنگها و زد و خوردهای خونین دو گروه «جتها» و «کوسهها» و قتل و غارت و تعرض و تجاوز بر سر قلمرو و حاکمیت در حاشیه غربی نیویورک، به خاطر هیچ بوده و در پایان، همه آنها ولو در انتهای کار هم به اتفاق، جنازه تونی را سر دست بلند کنند و در کنار یکدیگر هم راه بروند و با همدیگر نیز برای ماریا همدردی بنمایند و... اما خانههای محقر هر دو گروه برای برپایی برجهای سرمایهداران تخریب خواهد شد و هر دو دسته بایستی از آن محل اخراج شده و قلمرو خود را در اختیار سیستم جدید سرمایهداری بگذارند.
به جز این موضوعات اصلی، برخی جزئیات هم در نسخه جدید تغییر کرده مثل صحنه کلیسا و آوازخوانی قبل از نبرد خونین نهایی که آنیتا و دوستانش حضور دارند، کشانده شدن صحنه ترانه افسر «کروپکی» از خیابان (در نسخه 1961) به کلانتری (در نسحه جدید) و در غیاب ماموران و افسران آن که برای رسیدگی به حادثهای آنجا را ترک کردهاند، برگزاری صحنه قرار برای نبرد نهایی که در نسخه قبلی در مغازه داک انجام میشد و در فیلم اخیر در یک دستشویی و سرویس بهداشتی صورت میگیرد و...
اسپیلبرگ هم سعی نموده تقریبا نزدیک به فیلم اصلی نسخه جدید را ساخته است. او حتی در دکوپاژ صحنهها هم تلاش داشته به نسخه اصلی وفادار باشد.مقایسه صحنههای متعددی از فیلم خصوصا در سکانسهای دو نفره ماریا و تونی و یا صحنههای رقص و آواز و یا گفتوگوهای دسته جمعی این موضوع را اثبات مینماید.
البته به طور بارزی دکوپاژ اسپیلبرگ نسبت به نسخه رابرت وایز، عقب افتادهتر به نظر میرسد خصوصا در صحنههای تعیینکننده پایانی که تونی در میانه راه رسیدن به ماریا تیر خورده و قدمهایی را با همان گلولههای که پیدرپی به وی اصابت میکنند، طی مینماید. در حالی که درنسخه 1961 با صحنهپردازی دقیق، هنگامی که تونی در یک قدمی ماریا قرار دارد، هدف گلوله قرار گرفته و برای عکسالعمل آن، به طرف ماریا پرت شده که ماریا او را میگیرد و یا هنگامی که دسته «جتها» قصد بلند کردن جنازه تونی را دارند، در فیلم اسپیلبرگ، آن را از روی زمین برداشته و حمل کرده که پس از طی نمودن مسافتی، تعدادی از دسته «کوسهها» نیز به آنها میپیوندند بدون آنکه هیچکدام عکسالعمل خاصی نسبت به این عمل غیرمترقبه نشان دهند.
اما در نسخه 1961، وقتی برخی اعضای دسته «جتها»، قصد برداشتن جنازه تونی از زمین را دارند، ابتدا به سختی آن را بلند کرده به طوری که قسمتی از آن کج شده و در حال افتادن است که برخی اعضای گروه «کوسهها» به کمک آنها آمده و زیر بخشی از جسد که در حال سقوط است را میگیرند، سپس یک لحظه هر دو گروه با تردید به یکدیگر نگاه کرده و پس از درنگی معنادار، به طور کامل جنازه تونی را بر سر دست گرفته و به جلو میروند.
به این ترتیب، آشکارا دکوپاژ رابرت وایز نسبت به استیون اسپیلبرگ از وجهه و قوت دراماتیک بسیار بالاتری برخوردار بوده و تاثیر آن بر ذهن مخاطب بیشتر و عمیقتر است.
ضمن اینکه حضور جروم رابینز در کارگردانی فیلم «داستان وست ساید» 1961 باعث شده که حتی درگیریها و زد خوردهای خونین به صورت باله و با حرکات موزون اجرا شده و در کلیت ساختار یک فیلم موزیکال جا بیفتد در حالی که در فیلم «داستان وست ساید»2021 علیرغم اجرای رقص و آوازها به همان سبک و سیاق جروم رابینز، اما در صحنههای درگیری کاملا از فضای موزیکال خارج شده و اساسا سر و شکل و فرم متفاوتی به خود میگیرد که به طور کلی با ساختار موزیکال اثر ناخوانا بوده و جا نمیافتد.
و بالاخره اینکه در نسخه اسپیلبرگ برخی شخصیتها مثل همان پسری که بعضا دختر خطابش میکنند نیز تغییر ماهیت داده و به یک کاراکتر تراجنسیتی با بازی آیریس منس (که خود فردی هموسکوسوئل است) تبدیل شده درحالی که در فیلم رابرت وایز، نقش او را یک دختر به نام «سوزان اوک» بازی میکرد و کاراکتر فوق تنها با ظرافتهای دخترانه ظاهر میگردید ولی در واقع یک پسر بود.
فیلم «داستان وست ساید» ساخته استیون اسپیلبرگ شاید بیش از سایر آثار برگزیده در بخش بهترین فیلم اسکار، تم امسال فصل جوایز را در خود داشته باشد. صلح و آشتی و همزیستی بین طبقات مختلف مردم به خصوص بخشهای فرودست جامعه چه در یک سرزمین یا منطقه و یا جهان، شعار فریبندهای است که سالها توسط نظام سلطه جهانی تکرار شده ولی حاکمیت و اقامت سرمایهداران در قلمرو همین طبقات فرودست، عملی است که در پشت پرده آن شعار به اجرا درآمده و عملی شده و میشود. از همین رو فیلم «داستان وست ساید» 2021، نامزد دریافت 7 جایزه اسکار سال 2022 شده است.