کد خبر: ۲۴۵۴۵۶
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۴۰۱ - ۲۱:۳۵

«تهدید ایران»! توجیه موهوم برای رهایی از ننگ همپالگی با صهیونیست­‌ها

دنیس راس در یادداشتی که در یکی از وبگاه‌های تحلیلی آمریکایی منتشر کرده از چیزی موهوم به نام «تهدید ایران» استفاده کرده تا حکام مرتجع برخی کشورهای عربی را از ننگ خیانت به آرمان قدس شریف و ملت فلسطین در عادی‌سازی روابط با صهیونیست‌ها برهاند.

 

سرویس سیاسی-

وبگاه تحلیلی «انستیتو واشنگتن» یادداشتی را به قلم «دنیس راس» منتشر کرد. دنیس راس از دیپلمات‌های کهنه کار آمریکایی است که در دولت باراک اوباما در سمت دستیار ویژه رئیس‌جمهور مشغول به کار بود. وی همچنین در اندیشکده‌های مختلف آمریکایی مشغول به کار بوده و همچنین مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در روند مذاکرات اسلو، میان اعراب و رژیم اشغالگر صهیونیستی در دهه 1990 بوده است.
دنیس راس در یادداشت اخیر خود در وبگاه انستیتو واشنگتن نوشته است: «پرسشی که اغلب از من می‌پرسند این است که پیمان ابراهیم چگونه خاورمیانه را تغییر می‌دهد؟ پرسشی منصفانه و منطقی است، ولی پرسش مهم‌تری هم وجود دارد: چگونه این منطقه طوری تغییر کرد که زمینه انعقاد پیمان ابراهیم میسر شد؟ و این تغییر درباره مسیر پیش ‌روی منطقه به ما چه می‌گوید؟» راس در ادامه می‌افزاید: «امنیت اساس این گفت‌وگوها بود؛ عنصری بنیادی بود. وقتی هم کشورهای عربی خلیج‌فارس دیدند که تهدید ایران هر روز فوری‌تر می‌شود، این عنصر برجسته‌تر شد. کاندولیزا رایس در سال ۲۰۰۷ وقتی تصمیم گرفت ابتکاری بلندپروازانه برای حل مناقشه اسرائیل و فلسطین آغاز کند، به این موضوع پی برد. هدف او ارائه ابتکار عملی به رهبران شورای همکاری خلیج‌فارس بود، و کاملا انتظار داشت آنها از تلاش او در زمینه مسئله فلسطین استقبال و حمایت کنند. او بسیار شگفت‌زده شد وقتی رهبران عربستان، بحرین، قطر، کویت و... علاقه ‌اندکی به ابتکار او نشان دادند و در عوض، تصریح کردند که، به قول خود او، آنها سه اولویت دارند: «ایران، ایران، و ایران». اسرائیل هم همین اولویت را داشت، و واقعیتِ این احساس تهدید استراتژیک نیرومند و همگراساز موجب همکاری امنیتی عمیق‌تر شد.»
آنچه در سطرهای فوق از قول یادداشت دنیس راس بیان شد به وضوح نشان دهنده آن است که در یک تبانی میان حکام مرتجع برخی کشورهای عربی و آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها از یک چیز موهوم به نام تهدید ایران برای کاستن از ننگ عادی‌‌سازی روابط با اشغالگران مسجدالاقصی استفاده شده است. وگرنه در قرون اخیر ایران کدام کشور و ملتی را در منطقه تهدید کرده است؟! از قضا درست در نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 این حکام مرتجع عربی بودند که دیوانه‌ای به نام صدام را علیه کشورمان تحریک و تجهیز کردند.
به جز این برخی از این کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در دهه‌های اخیر سرمایه‌گذاری وسیعی روی برخی گروهک‌های تروریست خاصه در مناطق جنوب شرقی و جنوب غربی کشورمان انجام دادند. کشورهای مذکور از هر جهت این گروهک‌ها را برای اقدامات تروریستی در خاک کشورمان حمایت می‌کردند از دلار گرفته تا تسلیحات نظامی و حتی پوشش رسانه‌ای.
نکته قابل تامل در بخش‌های پایانی یادداشت دنیس راس در آنجاست که می‌گوید: «با توجه به آنچه اسرائیل می‌تواند ارائه دهد، کشورهایی مثل امارات و بحرین کم‌کم از همکاری محرمانه به سمت همکاری علنی حرکت کردند، و امارات در واقع از اسرائیل دعوت کرد در سال ۲۰۱۵ در دفتر آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر در ابوظبی حضور دیپلماتیک برقرار کند. به‌دنبال آن، تعدادی از نمایندگان اسرائیل (تجاری و ورزشی) شروع به سفر به امارات کردند. در سال ۲۰۱۹، از اسرائیل دعوت شد تا غرفه خودش را در نمایشگاه اکسپو ۲۰۲۰ دبی بر پا کند ‌‌چیزی که به خاطر کرونا به تاخیر افتاد ولی مدت‌ها پیش از اعلام تحول در عادی‌‌سازی روابط از سوی دولت ترامپ در آگوست ۲۰۲۰، پیشنهاد شده بود. بحرین و مراکش طی این دوره همچنین دعوت‌ از نمایندگان اسرائیل را افزایش دادند. هرچند طیف همکاری اسرائیل با عربستان عمدتا غیرعلنی باقی ماند، قابل توجه است که بنا به اظهارات یک مقام ارشد اسرائیل طی جلسه‌ای در سال ۲۰۱۹، حتی پیش از ظهور پیمان ابراهیم، پانصد شرکت اسرائیلی در کشورهای خلیج‌فارس مشغول کسب‌وکار بودند.»
چنان‌که در سطرهای فوق به وضوح بیان شده از گذشته روابط میان حکام مرتجع برخی کشورهای عربی و اشغالگران صهیونیست وجود داشته و تنها پیمان موسوم به ابراهیم این روابط را علنی و آشکار کرده است.
چرا که اگر این‌گونه نبود و همه کشورهای عربی صادقانه در مسیر آرمان فلسطین و مسجدالاقصی آزاد قرار داشتند عمر منحوس اشغالگران کودک‌کش صهیونیست این همه به درازا نمی‌کشید. برای پی بردن به این موضوع کافی است به این نکته توجه کنیم که وقتی جنوب لبنان در اشغال صهیونیست‌ها بود جمعیت محدودی از شیعیان در لبنان با همصدایی و همراهی شیعیان دیگر موفق شدند اشغالگران را از جنوب لبنان اخراج کنند. این در حالی است که جمعیت برادران اهل تسنن به مراتب بیشتر است اما مشکل آن است که حکام این کشورها برخلاف ملت‌هایشان اراده‌ای برای آزاد‌سازی قدس شریف ندارند.