رویکرد خردمندانه در دیپلماسی یعنی پذیرفتن برجامی با دستاورد تقریبا هیچ!
سرویس سیاسی-
در ادامه این سرمقاله میخوانیم: «بهجرأت میتوان ادعا کرد ایران در آستانه ورود بایدن در صورت برخورداری از سیاستی هوشمندانه و مبتنی بر منافع ملی میتوانست بر تصمیم کاخ سفید در قبال عربستان تأثیرگذار بوده و ایران را در موقعیت بهتری نسبت به پادشاهی سعودی قرار دهد. رویکرد خردمندانه ایران[!!] در مدیریت پرونده هستهای و مذاکرات وین میتوانست نقطه عطفی در تغییر موازنهها در منطقه باشد. از یاد نبردهایم مهمترین تأثیر خروج ترامپ از توافق هستهای، انزوای آمریکا در جهان بود. بایدن و تیم سیاسی- امنیتی او بارها ترامپ را به خاطر خروج از برجام و منزویکردن آمریکا در جهان مورد حمله قرار داده بودند. احیای برجام و مذاکره با ایران درباره امنیت منطقه میتوانست شکلبندی توازن قدرت در منطقه را برهم زند؛ فرصتی که همچون گذشته از دست رفت و ایران را به سوژه اصلی سفر بایدن به دو کشور مخالف برجام تبدیل کرد. متأسفانه تأثیر ویرانگر سیاست داخلی و رقابتهای جناحی در پرونده هستهای، به جایگاه ایران بهعنوان عضو متعهد جامعه جهانی ضربه زد و اینک بار دیگر نطفه شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران بسته شده و آمریکا موفق شد در آخرین نشست شورای حکام، ۳۰ کشور را پشت قطعنامه پیشنهادی خود و سه متحد اروپایی علیه ایران بسیج کند. دوم، تأثیر جنگ اوکراین و آشفتگی بازار انرژی که غرب را با چالشی جدی روبهرو کرده است.»
حکایت اصلاحطلبان و تحلیلهای آنها درباره مسائل مختلف شبیه گربهای شده که در هر حالتی آن را رها کنند با چهاردست و پا روی زمین میآید. این ضربالمثل حکایت این روزهای اصلاحطلبان است که در پیرامون هر چیزی طوری تحلیل ارائه میدهند که لاجرم به برجام منتهی شود و اینکه ایران باید دوباره شانه زیر تابوت توافقی ببرد که از همان ابتدا مرده متولد شده بود و تایید این گفته تصریح چند مقام از دولتمردان تدبیر و امید (دولت اصلاحطلبان) بود که گفته بودند: دستاورد برجام برای ایران تقریبا صفر بوده است.
نکته دیگر اینکه سفر بایدن به سرزمینهای اشغالی و سپس به عربستان در راستای طرح خیانتبار عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی با رژیم جعلی صهیونیستی است و این به بودن یا نبودن برجام ارتباطی ندارد.
انتفاع اقتصادی برای بعد؛ الان باید با هرشرایطی توافق کنیم!
روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی با عنوان «تصميم سخت» نوشت: «اصرار به ادامه توافق به همان شكل زمان توافق به دلايلي که شرح داده شد ممكن نيست و در صورت امكان هم به دليل عدم سازگاري با واقعيتهاي بروز و ظهوريافته از قوام و پايداري كافي برخوردار نخواهد بود. اگر مذاكرات احياي برجام فقط موجبي براي تثبيت حق فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران كه تاكنون ميلياردها دلار هزينه بهعلاوه هزينههاي گوناگون مستقيم و غيرمستقيم براي ايران داشته است شود، به نظر بهتر از عدم دسترسي به توافق است. توافق براي منافع اقتصادي در فرآيند رفع موثر تحريمها ميتواند موضوعي عليحده باشد،... دسترسي به اين مرحله مهم بيشك و ترديد نيازمند تصميم سخت اما هوشيارانه و مبتني بر استراتژي قوي و راهبردي عملياتي است.»
گفتنی است، دولت روحانی با کمک همین طیف سیاسی و با شعار مذاکره و رفع تحریمها و ایجاد درآمد سرشار برای مردم رای آنها را گرفت اما 8 سال بعد علاوهبر نابود کردن معیشت مردم، افزایش چند صددرصدی قیمت مسکن، دلار، خودرو، کالاهای اساسی، کاهش چند دهدرصدی ارزش پول ملی و... کشور را با 800 تحریم جدید دیگر تحویل داد و رفت.
جالب آنکه این جریان همیشهمدعی که هیچ راهکاری جز امتیاز دادن یکطرفه به آمریکا برای حل مشکلات کشور ندارند بیآنکه پاسخگوی نتیجه 8 سال مماشات و امتیاز دادن به غرب باشند، در شرایطی که مردم با مقاومت خود سیاست فشار حداکثری آمریکا را به شکست کشانده و ایستادگی در برابر تحریمها در حال ثمر دادن است، بار دیگر به تقلا افتاده تا با ارسال پالس ضعف به طرف غربی، اعتباردهی به تحریمها و بزک دوباره مذاکره، تیغ کندشده دشمن را تیز و دولت سیزدهم را هم به سیاهچال مماشات و باجدهی به غرب هل دهد.