کد خبر: ۲۴۴۷۸۶
تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۴۰۱ - ۱۹:۲۶

راهکارهای تحصیل ادب الهی (1) (پرسش و پاسخ)

 
پرسش:
از منظر آموزه‌های وحیانی اسلام، برای رسیدن به ادب الهی و تحصیل کمالات خداگونه شدن چه راهکارهایی وجود دارد؟
پاسخ:
ادب الهی در روایات
در روایات بسیاری امر و ترغیب شده که مومنین تلاش کنند تا به آداب الهی مؤدب شوند. امام صادق(ع) می‌فرماید: «تأدبوا بآداب الله» ای مومنین! به آداب الهی مؤدب شوید.(بحارالانوار، ج17، ص4) همچنین امام علی(ع) می‌فرماید: «من تأدب بآداب الله عزّوجلّ، ادّاه الی الفلاح الدائم» اگر کسی به آداب الهی مؤدب شود، همین ادب او را به رستگاری جاودانه می‌رساند.(همان، ج89، ص214) در واقع اگر انسان به آداب الهی مؤدب شود، در آداب انسانی نیز به حد کمالش رسیده است، و هیچ نقصی ندارد، پس آن چیزی که برای ما مطلوبیت دارد و باید آن را در نظر بگیریم این است که خود را به آداب الهی مؤدب سازیم.
مفهوم ادب الهی
ادب الهی یکی از مقامات معنوی در سیر و سلوک عرفانی است که تعاریف گوناگونی درباره آن وجود دارد. اگرچه مراد همه آنها یک‌چیز بیشتر نیست، ولی تعبیرات و تقسیم‌بندی‌های مختلفی در این زمینه پدید آمده است. برخی از اهل معرفت می‌گویند: ادب تحصیل اخلاق و تهذیب اقوال است. افعال را نیز به دو بخش تقسیم می‌کنند: 1- افعال قلوب که به آن نیات می‌گویند 2- افعال قوالب که به آن اعمال گفته می‌شود. سپس می‌فرمایند: تحصیل اخلاق و تهذیب اقوال و افعال آنگاه حاصل می‌شود که آنچه در نیات انسان می‌گذرد با آنچه در اعمال او ظاهر می‌شود، تطبیق نماید، و آنچه را در درون خود دارد، در بیرون به نمایش بگذارد. عده‌ای ظاهر خود را برخلاف آنچه هست نشان می‌دهند. این عده شامل این تعریف از ادب نمی‌شوند. همچنین اهل معرفت در تعریف دیگری از ادب می‌گویند: ادب بر دو گونه است: 1- ادب درون 2- ادب بیرون. اما ادب درون پاکی دل است، و ادب آشکار و ظاهر(بیرون)، حفظ اعضای ظاهری از گناهان است. هرکدام از این ادب‌ها، جنبه تطهیری دارد. ادب درون طهارت قلب، و ادب بیرون طهارت قالب است. دل و اعضا و جوارح باید از گناهان پاک باشد، چون گناه سراپای انسان حتی اعضا و جوارح بیرونی او را آلوده می‌کند.
انواع ادب الهی
ادب الهی به معنای حفظ حدود و محافظت عملی از مرزهای الهیه است. به بیان دیگر براساس آیه 112 سوره توبه حفظ تمام حدود شرعی و حراست و حفاظت عملی از همه مرزهای شناخته شده الهی است. این در حالی است که در بین تمام ممکنات، انسان تنها موجودی است که برای هریک از مراتب وجودی و تمام اعضا و جوارحش از ناحیه خداوند، حدی قرار داده شده است، و او مجموعه‌ای از عوالم مختلف وجود است. «اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر» تو مجموعه‌ای از عوالم وجود هستی که برای هریک از این عوالم حدی قرار داده شده است.(تفسیر صافی، ج1، ص92)
در روایات راجع‌به ادب عقل، ادب قلب و ادب نفس مسائل مختلفی مطرح شده که هرکدام ادب خاص خود را دارند.
1- ادب عقل
امام علی(ع) در باب ادب عقل می‌فرماید: «صلاح العقل الادب» ادب مایه صلاح عقل است.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص248) در جای دیگر آن حضرت می‌فرماید: «کل شیء یحتاج الی العقل و العقل یحتاج الی الادب» هر چیزی به عقل احتیاج دارد، و عقل نیز محتاج ادب است(همان، ص247) بنابراین عقل می‌تواند بی‌ادب یا باادب باشد.
2- ادب قلب
در روایات درباره قلب باادب و قلب بی‌ادب آمده است که خدای متعال به عیسی(ع) می‌فرماید: «ادّب قلبک» قلبت را ادب کن(تحف‌العقول، ص500) همچنین امام علی(ع) می‌فرماید: «رکّ قلبک بالادب» دلت را به وسیله ادب تزکیه کن(بحارالانور، ج74، ص207)
ادامه دارد...