کد خبر: ۲۴۴۵۱۶
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۴۰۱ - ۲۰:۵۲
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

مشکلات دولت روحانی تقصیر «دولت قبل» بود اما مشکلات دولت رئیسی نه!

 
 
 
 
سرویس سیاسی- 
روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی با عنوان «مسئول وضع موجود كيست؟» نوشت: «مسئوليت آنچه امروز بر كشور و مردم مي‌گذرد بر عهده كيست؟ جناب آقاي رييس‌جمهور در اين مورد به صراحت مي‌گويد: «اصلاح اقتصادي بايد قبل از دولت ما انجام مي‌شد و اگر يكي، دو سال پيش رخ مي‌داد هزينه آن كمتر بود». اين گفته جناب رئیسی حاوي چند نكته است؛ اول اينكه اصلاح اقتصادي هزينه دارد. دوم، اين اصلاح بايد در دولت قبلي انجام مي‌شد. سوم، تاخير در انجام آن هزينه را بالا برده است. با توجه به اين گفته مي‌توان ديد كه رياست جمهور محترم منكر هزينه اين اصلاح بر زندگي مردم نيست ولي مسئوليت آن را بر عهده دولت قبلي مي‌داند... الان كه همچنان مسئوليت ناملايمات بر عهده ديگران است و كسي مسئوليت آنچه بر مردم و كشور مي‌گذرد بر عهده نمي‌گيرد.»
گفتنی است روی کار آمدن دولت مردمی سید ابراهیم رئیسی با کار ویژه تغییر در ریل مدیریت اجرایی کشور نقطه شروع تغییر در وضع موجود و پس از یک دوره 8 ساله مدیریت ضعیف و ناکارآمد بود و امروز با گذشت 10 ماه از آغاز به کار دولت سیزدهم اگرچه عده‌ای متوقعانه مدعی‌اند که هنوز بخش زیادی از وعده‌های رئیسی آن هم در این مدت کوتاه محقق نشده اما قطعا هیچ ایرانی منصفی نمی‌تواند منکر تلاش مجدانه، مجاهدانه و شبانه‌روزی رئیسی و دولتش برای باز کردن گره‌های کور مدیریتی فاجعه‌بار گذشته و سامان دادن به اوضاع آشفته کشور و همچنین دستاوردهای ملموس، قابل ملاحظه و ارزشمند‌ این دولت مردمی در بخش‌های مختلف باشد. 
رئیسی میراث‌دار مدیریتی یکی از ضعیف‌ترین، ناکارآمدترین و بی‌کفایت‌ترین دولت‌های پس از پیروزی انقلاب بود و در شرایطی سکان دولت را به‌ دست گرفت که فساد و عملکرد ضعیف دولت قبل انباشتی از نارضایتی‌های عمومی را موجب شده بود و اعتنا نداشتن روحانی و حامیانش برای تغییر نحوه عملکرد و نشنیدن صدای اعتراض مردم،  کشور را در شرایط بی‌دولتی و به ‌شدت ملتهب قرار داده بود. شاید بتوان گفت سید ابراهیم رئیسی و کابینه‌اش در طول مدت یک‌ سال گذشته بیشترین توان و ظرفیت خود را صرف اصلاح شیوه‌های مدیریتی غلط و پرچالش دولت تدبیر و امید کرد تا دست‌کم از فشارهای روحی و روانی بر گرده مردم کم شود. 
در این میان اما جریان سیاسی و رسانه‌ای اصلاح‌طلب در تلاش است تا با سوءاستفاده از مشکلات معیشتی مردم که میراث 8 سال گذشته است فضا را به سمت تخریب دولت سیزدهم برده و وانمود کند که مشکلات امروز کشور زاییده عملکرد 10 ماهه دولت سیزدهم است. این ادعای حامیان دولت روحانی در حالی مطرح می‌شود که حسن روحانی در طول 8 سال ریاست جمهوری در ایران نه تنها مشکلات کشور در 4 سال اول مسئولیتش را به گردن دولت قبل می‌انداخت بلکه مسبب کشور در دولت دومش را هم دولت قبل معرفی می‌کرد.
در حقیقت پرتکرارترین جمله روحانی در طول 8 سال گذشته «تقصیر دولت قبل است»، بود. حتی وقتی از جهانگیری درباره فساد اقتصادی برادرش سؤال شد گفت فساد برادرش تقصیر دولت قبل است. حال اما با بررسی عملکرد دولت روحانی و ناکارآمدی‌های دولت تدبیر و امید شاید ماه‌ها و حتی چند سال فرصت لازم باشد تا خرابکاری‌های دوران او جبران شود.
دموکرات‌ها به اشتباه جمهوری‌خواهان اعتراف می‌کنند 
همین برای انعطاف در برابر آمریکا کافی است!
روزنامه ابتکار در مطلبی با عنوان «احیای برجام؛ واقعیتی در دسترس» نوشت: «... با این وجود اعتراف مقامات دولت جدید آمریکا به اشتباه دولت ترامپ در خروج از برجام، یک حرکت روبه جلو محسوب می‌شود که می‌تواند در کنار اقدامات اعتمادساز، فضای ملتهب بین دو کشور را تلطیف کند، هرچند که مسائل مختلف و پیچیده‌ای، در این بین وجود دارد که نیازمند گفت‌وگوهای بیشتر و در زمان مناسب خواهد بود. لذا به نظر می‌رسد، آنچه پس از سفر آقای بورل به تهران به آن نیاز است، واقع‌بینی و انعطاف‌پذیری لازم از سوی هر دو کشور و به خصوص ایالات متحده خواهد بود که مسبب شرایط فعلی حاکم بر توافق برجام و مسائل و مشکلات پیرامون آن است، تا بدون تاثیرپذیری از گروه‌ها و کشورهای مخالف برجام و با اتخاذ تصمیمات سیاسی موثر، فضای پیش روی «مذاکرات وین» را به سمت تفاهم و توافق نهایی سوق دهند.»
در ادامه این مطلب آمده است: « بدون شک، ادامه روند پرمناقشه گذشته، بدون اتخاذ تصمیمات درست و به موقع، می‌تواند در برهه‌ای خاص، به اتخاذ تصمیمات سخت‌تری منجر شود که نه تنها هر دو کشور، بلکه منطقه خاورمیانه را نیز از تبعات مختلف و زیانبار آن ‌گریزی نخواهد بود.»
مدعیان اصلاحات در حالی به اعتراف ظاهری دموکرات‌ها به شکست سیاست فشار ترامپ دل خوش کرده‌اند که اتفاقا دولت بایدن از زمان روی کار آمدنش همان سیاست جمهوری‌خواهان در قبال ایران (تشدید تحریم و تهدید) را در پیش گرفته است. قطعنامه ضدایرانی در شورای حکام آژانس، صدور بیانیه ضدایرانی، فعال کردن سرویس‌های اطلاعاتی صهیونیستی، ترور شهید صیادخدایی، خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای، تحریم‌های اخیر ایران در حوزه پتروشیمی، دزدی محموله نفتکش ایران در آب‌های یونان، اعلام جایزه برای کسب اطلاعات درباره سپاه تنها بخشی از اقدامات خبیثانه آمریکا و همپالگان اروپایی‌اش علیه جمهوری اسلامی ایران در طول یک ماه گذشته
است.
روزنامه اصلاح‌طلب: ما در حال اشتباهی‌ دیدن دنیا هستیم
روزنامه شرق در سرمقاله خود نوشت: «در یک نگاه ساده‌انگارانه، تأثیر تحریم‌ها صرفا مساوی دانسته می‌شود با «قیمت گران‌تر دستیابی به مواد اولیه». اما دیدگاه «پیچیدگی اقتصادی» به ما می‌گوید تحریم یعنی حذف‌شدن از شبکه‌های جهانی؛ تحریم یعنی حذف‌شدن از جهان در بلندمدت!»
در ادامه این نوشتار آمده: «هرچه شبکه‌ها بزرگ‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند، تعاملات نیز به همان‌اندازه پیچیده‌تر می‌شود. برای خریدن یک پنیر استاندارد، کافی است پول را پرداخت کنید؛ اما برای همکاری میان دو شرکت برای تولید صفحه نمایش یک موبایل، نیاز به انبوهی از تعاملات، همکاری‌ها، قراردادهایی خاص و حتی دفاتر مشترک است. تحریم یعنی حذف تمام این تعاملات پیچیده! به این ترتیب و با گذشت زمان، مدام ظرفیت‌های ایران برای حضور در این شبکه‌های جهانی ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود تا نهایتا حضور بنگاه‌های ایرانی در تولید محصولات جهانی به صفر می‌رسد. حالا این دیدگاه پیچیده را با این نگاه داخلی مقایسه کنید که دوست دارد همه چیز را بومی بسازد! تفاوت تولید موشک با خودرو دقیقا در همین پیچیدگی نهفته است. در حقیقت ما در حال اشتباهی ‌دیدن دنیا هستیم و همین کافی است برای اینکه نه تحریم را بفهمیم و نه اینکه تحریم‌ها دقیقا چه چیز را نشانه گرفته است.»
در این باره باید گفت که طیف موسوم به اصلاح‌طلب همواره اصرار زیادی بر بزرگ‌نمایی از تحریم‌ها داشته‌اند. به عبارتی این طیف همواره تلاش می‌کند تحریم‌ها را بزرگ‌تر از آنچه هست نشان دهد و در مقابل پیشرفت‌های کشورمان را یا نادیده بگیرد و یا کوچک بشمارد.
برای نمونه موضوع بسیار با اهمیت استقرار ماهواره‌های نور در مدار زمین که رسانه‌های غربی در آن هنگام با حیرت و تعجب از این موفقیت ایران یاد کردند چه‌اندازه در این روزنامه‌ها انعکاس داشت؟! ضمن آنکه باید گفت تفاوت تولید موشک و خودرو در مدیریت و نگاه مدیریت حاکم بر هر کدام از این مجموعه‌هاست. در یکی نیروهای نظامی قرار دارند که تحت امر فرماندهی معظم کل قوا هستند و دیدگاه رهبری در مورد اینکه «ما می‌توانیم و انجام می‌دهیم» در آنها حاکم است و این نیروها با این نگاه به این پیشرفت‌ها دست یافته‌اند.
در سوی دیگر خودرو‌سازی است که تاکنون نگاه دولت‌های مستقر در آن ساری و جاری بوده و امید آن است که در دولت سیزدهم بالاخره آن روحیه و عزم منطبق با نگاه رهبری در آنها دمیده شود تا روحیه خودباختگی و کار سرسری کردن از آنها رخت ببندد. نگاهی که شبیه نگاه اصلاح‌طلبان است که همواره گفته‌اند 
«ما نمی‌توانیم».