کد خبر: ۲۴۴۴۵۱
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۴۰۱ - ۱۹:۱۶

راهکارهای تحصیل ادب انسانی(1)(پرسش و پاسخ)

 

پرسش:
از منظر آموزه‌های وحیانی، برای رسیدن به ادب انسانی و تحصیل کمالات انسانی چه راهکارهایی وجود دارد؟
پاسخ:
ادب الهی و ادب انسانی
ادب با اینکه ریشه‌اش موهبتی است، اما خودش یک امر اکتسابی است. به همین دلیل تحصیل آن نیز کیفیت و شیوه خاصی دارد. لذا روایاتی هم که درباره ادب و تادیب الهی و انسان وجود دارد، وجه مشترک همه این کیفیات و روش‌های آن این است که هر کدام از این روش‌های رفتاری انسانی یا الهی، با زحمت و مشقت به دست می‌آید. مانند بقیه ملکاتی که انسان خودآگاه یا ناخودآگاه برای خود تحصیل می‌کند. پس مودب شدن زحمت دارد و از هر راهی هم نمی‌توان با ادب شد. البته ناگفته نماند که بسیاری از ملکات ما ناخودآگاه درست می‌شود. یعنی ما خودمان از ایجاد یک ملکه خبر نداریم، ولی به واسطه تکرار یک سری اعمال خاص، کم‌کم این ملکه در وجود ما ایجاد شده و ثابت می‌شود.
راهکارهای تحصیل ادب انسانی
1- راه عقل و علم
یک دسته از روایات چگونگی مؤدب شدن در حیطه ادب انسانی را مطرح می‌کند. در واقع ادب نوعی روش رفتاری و حفاظت عملی نسبت به مرزهای شناخته شده عقل است. بنابراین ادب متوقف بر شناسایی مرزهایی است که باید در عمل از آن حفاظت صورت گیرد. چون انسان تا مرزهای الهی را نشناسد، نمی‌تواند از این مرزها در عمل حفاظت کرده و آنها را رعایت کند. پس برای یافتن راه و روش مودب شدن، باید ابتدا ببینیم چگونه می‌توان مرزهای انسانی را شناسایی کرد و تشخیص داد که این کار زشت است یا زیبا؟ از آنجا که خدای متعال به انسان این قدرت را داده است که خوب و بد را تا حدود زیادی تشخیص دهد و روایات ما هم تشخیص کار خوب یا بد را به فطرت و وجدان انسانی ارجاع می‌دهد و می‌گوید: ببین وقتی عملی از دیگری صادر می‌شود، چه حالی به تو دست می‌دهد؟ اگر دیدی از آن کار تنفر پیدا کردی، پس بدان که عقل عملی‌ات می‌گوید: این کار زشت است. و اگر دیدی آن کار را دوست داری و می‌پسندی، بدان که عقل عملی‌ات می‌گوید: این کار خوب است. این حکم درونی و وجدانی انسان، کار عقل عملی است، و هیچ ارتباطی هم به خدا و احکام دینی ندارد. اگر عقل عملی گفت زیبا است، ‌انجام بده.اگر گفت: زشت است، ترک کن، لذا روش رفتاری خود را با درون خودت تنظیم کن. در روایتی از حضرت عیسی(ع) پرسیدند: چه کسی تو را تأدیب کرد؟ حضرت فرمود: کسی به من ادب نیاموخت، بلکه من پس از بررسی، قبح جهل را دیدم (و درونم به بدی آن حکم کرد) و از آن کناره گرفتم. (مجموعه ورام، ج 1، ص 96) حضرت مسئله را به عقل عملی که در درونشان بود ارجاع دادند، در تشخیص زشتی و زیبایی کارها، کسی مطالبی را به من تحمیل نکرد، بلکه من به واسطه عقل عملی خویش، مرزهای انسانی را شناختم. همچنین امام علی(ع) می‌فرماید: برای ادب کردن خویش همین کافی است که وقتی کاری را از دیگری می‌بینی و از آن بدت می‌آید، از آن پرهیز کنی (نهج‌البلاغه، حکمت 412) در روایت دیگری آن حضرت می‌فرماید: مروت امری است که از نظر درونی در فطرت هر انسان سالمی وجود دارد، و از کمالات انسانی محسوب می‌شود، و از ادب شخص این است که وقتی می‌بیند کاری خوب است آن را ترک نمی‌کند، و انجامش می‌دهد. (بحارالانوار، ج 75، ص 80) این یک روش رفتاری است که مبتنی بر ادراکات عقل عملی است. در جای دیگر حضرت می‌فرماید: هر زمانی که در غیر خود، خلق یا ملکه زشتی یافتی، از نظیر و مانند آن پرهیز کن (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 224) بنابراین گام اول در تحصیل ادب انسانی این است که هر کس عقل خود را به کار بیندازد، و ببیند چه کاری بد و چه کاری خوب است تا بتواند با تکرار عمل بر طبق دستورات عقل عملی خویش، ملکه ادب را تحصیل کند. لذا ادب انسانی برخلاف ادب الهی، القایی نیست و نیاز به تشخیص بیرونی ندارد.
ادامه دارد