فردا روشن است(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
چند روز پیش، رهبر انقلاب اسلامی در دیدار با دستاندرکاران کنگره ملی شهدای عشایر تاکید کردند: «هر کسی که مردم را از آینده، ناامید کند، برای دشمن دارد کار میکند، چه بداند و چه نداند...». هشدار و نهیبی که امیدواریم همگان به ویژه آنها که خود را طرفدار اسلام و مومن به آرمانهای والای آن میدانند و خاصه کسانی که در اینجا و آنجا ردای مسئولیت به تن کرده و دستی در کارهای مدیریتی و اجرایی و رسانهای و تبلیغاتی دارند، همواره آن را مد نظر داشته باشند و رفتار و گفتار خود را بر پایه این مبنا و توصیه حکیمانه قرار دهند.
نومید کردن مردم و پاشیدن بذر یاس در میان جامعه، به صورتهای مختلف ممکن است. هم میشود با حرفهای تلخ و نگرانکننده و اخبار دروغین و پخش شایعات بیاساس و مسموم، این کار را انجام داد و هم میتوان با عملکرد و رفتار و مدیریت غلط چنین کرد و این هر دو، «دانسته و ندانسته»، از یک طرف، کام مردم را تلخ و از سوی دیگر، دشمنان این ملک و ملت را شاد میکند. داستان برای ما که در حوزه ورزش کار میکنیم، چه آن که مدیر است و امور اجرایی را به دست دارد و چه آن که رسانه است و قلم و میکروفون را در اختیار دارد، غیر از این است. در اینجا هم همه باید مراقب باشند که به نفع دشمن و در پازل او بازی نکنند. هر چقدر مدیران ورزش برای انجام مسئولیت خود جدیتر و کوشاتر باشند و در مسیر خدمتگزاری به مردم، صادقانه و مخلصانه حرکت و عمل کنند، بدون تردید نتایج و بازدهی آن مثبت خواهد بود و همین موجب رضایت مردم نسبت به حال و امیدواری آنان درباره آینده خواهد شد.
وقتی با عملکرد انقلابی و متعهدانه مدیران، ورزش از حیث اداره و مدیریت، بسامان باشد و در ابعاد قهرمانی و حضور در میادین بینالمللی بدرخشد و پرچم و نام عزیز ایران را بلند کند و با کسب پیروزیها و مدالهای رنگارنگ، لبخند بر لبان مردم بیاورد و دل آنها را شاد کند، طبیعی است که به سهم خود موجب غرور ملی و ارتقای روحیه اجتماعی و امیدواری و خوشبینی نسبت به آینده میشود و بدیهی است که اگر در سایر حوزههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، علمی و... وضع به همین منوال باشد و مردم ببینند و درک کنند که مسئولان و مدیران جامعه تمام کوشش خود را به کار گرفتهاند تا پیشرفت و موفقیت و رفاه اجتماعی ایجاد کنند، آنگاه با جامعهای که به حق و منطقی نسبت به آینده امیدوار است، مواجه خواهیم بود، آن وقت دیگر، دشمنان خبیث و بدخواهان این ملک و ملت هر چه بکوشند و بگویند و بنویسند تا این ملت را نسبت به آینده و کشور خود نومید و پریشان خاطر بسازند، موفق نمیشوند.
دشمن وقتی خوشحال میشود که مدیران- دانسته یا ندانسته- با عملکرد خود، گزک دست آنها بدهند و مردم را عصبانی کنند. بعد، رسانهها و روزنامهها و رادیو و تلویزیون هم به جای اینکه تا دشمن نجنبیده و شیطنت و سوءاستفاده را آغاز نکرده، با تحلیل دقیق ونقد منصفانه، مدیران و مسئولان را متوجه خطای خود کنند، ماله بردارند و یکسره در پی تبرئه مدیر غافل و خطاکار و توجیه اشتباه مدیریتی او و در واقع فریب مخاطب و توهین به شعور و فهم او باشند.
این اتفاق متاسفانه به کرات رخ داده و این روزها در کمال تاسف میبینیم که برخی از برنامههای تلویزیونی به جای نقد دقیق و دلسوزانه فدراسیون آشفته احوال فوتبال و تیم ملی دلال زده، به ماله کشی و توجیه مشغول هستند و با راهانداختن نمایشهای مبتذل و «شو»های سبک(cheap) میخواهند با «حلوا، حلوا کردن» کام اهالی فهیم و صاحب تحلیل فوتبال و ورزش را شیرین کنند! و این حتما و بدون شک، اسمش فریبکاری و انحراف اذهان است و هرگز ایجاد حس امیدواری و خوشبینی نسبت به آینده نیست. اگر هم نیت این باشد، این روش ماکیاولیستی است که میخواهد از هرطریق- ولو دروغ و سیاهکاری- به هدف خود برسد.
شعور و قدرت تشخیص مردم را باور کنید، آنها با این نمایشهای مضحک و این «شو»های تهوعآور خوشحال نمیشوند و به آینده نه تنها امیدوار نمیشوند، بلکه نسبت به آن سخت نگران میشوند. این کارها و برنامه سازیها و نوشتهها و گفتهها، دشمن را شاد میکند، به ویژه از این نظر که میبیند رسانههایی مثل تلویزیون به جای زدن به قلب مسائل و تحلیل و واکاوی دقیق رویدادها و مسائل ورزش و فوتبال، به معنای واقعی«از مرحله پرت» و «الکی خوش» و در یک کلام، «غافل» هستند و با همین منوال و راه انداختن هیاهو و گل و بلبل جلوه دادن همه چیز، مانع از تحلیل و نقد مسائل و معلوم شدن نقاط قوت و کشف نقاط ضعف و ضربهپذیر میشوند و این حتما به نفع ورزش و فوتبال و تیم ملی نیست.
باور کنید مردم بهتر از ما میفهمند و درباره مسائل ورزش تحلیل و تشخیص دارند. آنها با «حلوا، حلوا کردن» های گریهآور، کامشان شیرین نشده و نسبت به آینده امیدوار نمیشوند. آنها وقتی عقلا و قلبا و وجدانا امیدوارمیشوند که ببینند، خواص ورزش دارند کارشان را با درستی و صداقت و اخلاص تمام انجام میدهند. آنها وقتی خوشحال و امیدوار میشوند که ببینند مدیران ورزش (به تعبیر شهید مظلوم، بهشتی) «عاشقان خدمت» و نوکری برای مردم هستند، نه «شیفتگان خدمت» و بهرهبرداری هرچه بیشتر از مواهب مدیریتی.
آنها وقتی میبینند مدیری که بیهنری و عدم لیاقتش بر همگان ثابت شده و وانگهی از نظر قانونی، دوران بازنشستگیاش فرا رسیده، چنان شیفته پست و مقام است که از توسل به شبکههای معاند و خونخوار لندن نشین هم ابایی ندارد و برای ماندن به افراد ذینفوذ آویزان میشود و... ناراحت و دلشکسته میشوند.
مردم وقتی از عمق دل، امیدوار و به آینده خوشبین میشوند که احساس کنند رسانهها و کارشناسان ورزش، به جای خوشمزگی و خودشیرینی و چاپلوسی و... برای خلافکاران و دلالان و مفسدان، به مردم عملا احترام میگذارند و لذا شکر نعمت قلم و بیان را به جای میآورند و آگاهانه و منصفانه، ریز و درشت ورزش را زیر نظر دارند و به موقع و با شجاعت، مسائل را نقد میکنند و خطرات و آفات را به مسئولان هشدار و تذکر میدهند، به جای فریب و لالایی خواندن در گوش بینندگان عزیز و ارجمند! به وظیفه اصلی کارشناسی و رسانهای خود عمل کرده و یکسره به روشنگری و اطلاعرسانی دقیق و ارتقای سطح آگاهیهای جامعه میپردازند.
خلاصه کلام اینکه، مردم را دستکم نگیرید و قیاس به نفس نکنید. آنها واسطه فیض الهی هستند و «دست خدا» با آنهاست. آنها با فریب و سیاهکاری، الکی خوش و امیدوار نمیشوند. «وجدان جمعی»
(به تعبیر دورکیم، جامعهشناس فرانسوی) بیدار و فعال است، صاحب تشخیص و تحلیل است، به راحتی فرق خوب و بد، حقیقت و دروغ، خدمت و خیانت و... را تشخیص میدهد و با فریبکاری و «شو»، امیدوار به آینده نمیشود و... که این «ناموس خلقت» و از «سنتهای الهی» است...