آثار فردی و اجتماعی ازدواج(۱) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
ازدواج به عنوان یک ساز و کار بهرهبرداری از غریزه جنسی در چهارچوب آموزههای وحیانی اسلام، چه آثار و پیامدهایی در ابعاد فردی و اجتماعی انسان دارد؟
پاسخ:
قبل از اینکه به بعد ایجابی ازدواج بپردازیم لازم است بعد سلبی و آثار ازدواج نکردن را مورد بررسی قرار دهیم تا اهمیت و جایگاه بحث بهتر روشن گردد. به طور کلی کسانی که ازدواج در چهارچوب آموزههای وحیانی اسلام را به هر دلیلی ترک میکنند، آثار و پیامدهای وخیمی برای خود آنها و جامعه انسانی که در آن زندگی میکنند به وجود میآید که در اینجا به اهم آنها میپردازیم:
آثار و پیامدهای ازدواج نکردن
1- منشأ معاصی، گناهان و جنایات
به طور طبیعی اگر انسان بخواهد جلوی هیجان شهوت و غریزه جنسی خود را بگیرد، راه طبیعی و عقلانی و منطبق با آموزههای وحیانی ازدواج است. حال اگر ازدواج نکرد، به طور طبیعی در باطن و در رابطه با امور جنسی و غریزه جنسی خود، دستخوش امواج شهوانی میگردد، که در این شرایط انسان در دام شیطان قرار گرفته و منشأ معاصی، گناهان و جنایاتی میشود که اکثر روانشناسان تربیتی نیز به این امر اذعان دارند. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «اکثر اهل النار العزاب» بیشتر اهل جهنم کسانی هستند که در دنیا ازدواج نکردهاند، (چه زن باشد و چه مرد فرقی نمیکند) (من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 384). بنابراین ازدواج نکردن چه با کنترل و سرکوب شهوت جنسی باشد و یا استفاده افسارگسیخته حداکثری از غریزه جنسی بدون هیچ گونه چهارچوب و ضابطهای که یک ازدواج رسمی دارد، خود یکی از رذایل اخلاقی انسان به حساب میآید.
2- انقراض نسل پاک انسان
علمای اخلاق میگویند: سرکوب کردن شهوت در امور جنسی و یا استفاده بیضابطه و غیر هدفمند از غریزه جنسی که موجب ترک ازدواج میشود، آثار و تبعات سوء و غیر قابل جبرانی در جامعه دارد که یکی از مهمترین آنها از بین رفتن نسل پاک و یا انقراض نسل انسان میشود.
3- ابتلا به انواع بیماریهای جسمی و روحی
اگر انسان ازدواج رسمی و در چهارچوب آموزههای عقلانی و وحیانی نکند و شهوت امور جنسی و غرایز خود را سرکوب کند و یا اینکه استفاده بیرویه و افسارگسیخته داشته باشد، به طور طبیعی مبتلا به انواع بیماریهای جسمی و روحی میشود که امروزه برخی جوامع غربی و شرقی ولنگار و افسارگسیخته در چگونگی بهرهبرداری از غریزه جنسی و کاهش نرخ ازدواج رسمی بدان گرفتار هستند، بیماریهای جسمی مانند: ایدز، سوزاک، سفلیس و زگیلهای تناسلی و... و همچنین در بعد روحی دچار افسردگی،پریشان حالی و احساس پوچی و بیهدفی در زندگی و دلگرم و امیدوار نبودن به آینده و دو قطبی شخصیتی و... میتواند از عوارض همین ترک ازدواج باشد.
4- عدم تعادل فکری
انسان در شرایطی میتواند معتدل فکر کند که بر طبق نظام خلقتی که خدای متعال برای هدایت انسانها قرار داده عمل کند. کسانی که از نظر طبیعی لازم است ازدواج کنند، ولی این کار اهم را ترک کرده و ازدواج نمیکنند، در خطوط فکری و روح و روان آنها یک نوع عدم تعادل محسوسی به چشم میخورد، و لذا قابل اعتماد هم نمیتوانند باشند!
5- انزواگرایی و عدم ارضای محبت و الفت
دختر و پسر وقتی به سن بلوغ برسند، به خاطر آن نیاز محبتی و الفتی که در نهاد و ذات آنها وجود دارد، دیگر محبتهای مادرانه، پدرانه، خواهرانه و برادرانه جوابگوی آن نیست، در اینجا لازم است یک بنای استوار دیگری ساخته شود که این نیاز محبتی و الفتی تأمین گردد و آن بنا، بنای تزویج است. اینکه گفته میشود، هر یک از زن و مرد مکمل یکدیگر هستند، چه بسا در همین رابطه است. بنابراین مسئله تجرد و ازدواج نکردن،موجب انزواگرایی دختر یا پسر شده و آثار و پیامدهای سوء و ناگوار اجتماعی را به دنبال دارد.
ادامه دارد