کد خبر: ۲۴۳۸۱۸
تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۹:۴۹
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

روزنامه اصلاح‌طلب:غربی‌ها به اوکراین هم نارو زدند!

 
 
 
سرویس سیاسی-
روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی با عنوان «نمایش دروغین حمایت از اوکراین» نوشت: «رهبران اروپایی در اولین سفر خود به اوکراین از زمان آغاز جنگ روسیه علیه این کشور، تلاش کردند تا با تردیدها درخصوص تعهدشان به پیروزی اوکراین در مقابل روسیه مقابله کنند و وعده دادند تا در مسیر پیوستن به اتحادیه اروپا از کی‌یف حمایت کنند بااین‌وجود این رهبران حاضر نشدند درخواست‌های اوکراین درخصوص فروش «سلاح‌هایی را که برای شکست دادن روسیه» موردنیاز است، بپذیرند... از مدت‌ها قبل، شهروندان اوکراینی و رهبران آنان به عملکرد کشورهای اروپایی درخصوص حمایت آنها از اوکراین برای غلبه بر روسیه بدبین بودند، بااین‌حال این بدبینی‌ها در هفته‌های اخیر و با توجه به اظهارنظر برخی رهبران اروپایی نظیر مکرون که به آن اشاره شد، رو به فزونی گذاشت.»
اذعان این روزنامه اصلاح‌طلب به بدعهدی، بی‌صداقتی و غیرقابل ‌اعتماد بودن غربی‌ها حتی در مواجهه با متحد خودشان در حالی است که همین طیف که پس از انتخابات 96 پرچم مذاکره را برافراشتند و برجام بی‌تضمین و بی‌چفت‌وبست را سوغات آوردند که خروجی آن، فراهم کردن مجال برای عهدشکنی آمریکا و دو برابر شدن تحریم‌ها بوده است. با همه این‌ها بازهم می‌گویند زودتر و به هر قیمت -حتی بدون گرفتن تضمین و بدون لغو تحریم‌ها- مذاکره و توافق کنید!
قطعنامه آژانس خیلی خشن نبود
نباید مقابله کنیم!
روزنامه ابتکار به تحلیل صدور قطعنامه علیه ایران در شورای حکام پرداخت و به نقل از فعال سیاسی اصلاح‌طلب نوشت: «لازم است توضیح دهم که این قطعنامه‌ای الزام‌آور نبود و خواهان همکاری ایران با آژانس شد. خیلی خشن نبود و بعضی رسانه‌ها با هدف خاص و تخریب زمینه‌های همکاری بین ایران و آژانس به آن دمیدند. اگر ما اقدامی کردیم یا تعدادی دوربین را که در تعهدات فراپادمانی بود، خاموش کردیم یک اقدام عکس‌العملی بود. باید از این فضا خارج شویم. نباید در اقدامات عکس‌العملی یا حالت دهن‌کجی قرار بگیریم. اگر قرار بود اقدام فراپادمانی خود را به هر نحوی متوقف کنیم، باید قبل از صدور قطعنامه این کار را می‌کردیم تا از خاصیت بازدارندگی آن‌هم استفاده کنیم. نباید وقتی قطعنامه صادر شد این کار را می‌کردیم. می‌توانستیم از قبل اعلام کنیم که اگر قطعنامه صادر شود ما نیز این کار را خواهیم کرد. آن‌گاه ‌طرف مقابل باید ارزیابی می‌کرد که ایران جدی است یا خیر و یا اینکه چه تبعاتی دارد؟ متأسفانه ما با تأخیر و تعلل چنین اقدامی کردیم که به عقیده بنده از خاصیت بازدارندگی آن استفاده نکردیم و اقدامی متقابل در صدور این قطعنامه بود که شاید ارزش و کارایی بیشتری ندارد و فقط یک چهره تقابل گرا از ما نشان می‌دهد. درحالی‌که می‌توانستیم امتیازات و کارکرد بیشتری از آن به دست بیاوریم.»
مدعیان اصلاحات همواره ساز سازش کوک می‌کنند بی‌آنکه به این بیندیشند که اگر مقابله نکنیم – چنان‌که در طول 8 سال مدیریت اصلاح‌طلبان این‌گونه بود- طرف غربی در تهدید و تحریم علیه ایران گستاخ‌تر می‌شود. مگر در دولت دوم خرداد خاتمی پالس‌های مثبتی به غرب نفرستاد و جرج بوش ایران را محور شرارت نامید. حسن روحانی هم در طول 8 سال با شعار بستن با کدخدا، به سیاست لبخند و سازش و همقدم شدن با آمریکایی‌ها روی آورد اما نتیجه‌اش تشدید تحریم‌ها و تهدیدها علیه جمهوری اسلامی ایران شد.
اصلاح‌طلبان و عدم تحمل صداهای دیگر
روزنامه شرق در شماره دیروز خود نوشته است: «از دل این تقیل‌گرایی و محدود‌‌سازی همزمان، راهی به رستگاری نمی‌توان گشود. می‌توان برای رهایی این دو گروه را به حال خود گذاشت و تماشایشان کرد اما خاموشی چاره کار نیست. چاره کار از دل گفت‌وگو زاده می‌شود، از دل گفت‌وگوی صداهای متنوع و رقیب. ایران هیچ‌گاه در دو صدا خلاصه نمی‌شود، ایران همیشه تاریخ آیینه همه صداها بوده است و اگر تا امروز مانده است، به این دلیل است که سنگ بنایش را با تنوع گذاشته‌اند.»
در این باره باید گفت که اصلاح‌طلبان در این مورد یعنی عدم رواداری و عدم تحمل صداهای دیگر کارنامه‌ای پر و پیمان دارند اگرچه این جماعت شعارهای ویترینی زیبایی در باب رواداری و تحمل صداهای دیگر سر می‌دهند اما عملکرد آنها چیزی دیگر نشان می‌دهد.
برای نمونه در انتخابات دوره پنجم شورای شهر تهران همه 21 نفر این شورا که رأی آورده بودند از میان طیف موسوم به اصلاح‌طلب بودند. وقتی‌که این طیف در انتخاب شهردار تهران دچار مشکل شده بود و کار به آنجا کشیده شد که آنها 3 نفر را در یک پروسه 4 ساله برای شهرداری تهران معرفی کردند و هرکدام از آن 3 نفر مدتی را در پست شهرداری تهران بود. در همان ایام زمزمه‌هایی مبنی بر انتخاب رئیس‌ شورای شهر تهران یعنی محسن‌ هاشمی به شهرداری تهران به گوش می‌رسید.
محسن ‌هاشمی هم تحصیلات مرتبط با آن مسئولیت داشت و هم سابقه حضور در شهرداری تهران و در بخش گسترش خطوط مترو اما درنهایت اصلاح‌طلبان با حضور او در مقام شهردار تهران مخالفت کردند حتی به قیمت آنکه پس از گذشت 4 سال کارنامه‌ای بسیار ضعیف از مدیریت شهری به‌جا بگذارند.
دلیل این مخالفت این بود که طبق قانون اگر‌ هاشمی به شهرداری تهران می‌رفت نفر بیست و دوم در لیست انتخابات باید به‌جای او وارد شورای شهر تهران می‌شد و او کسی نبود جز مهدی چمران که به جناح اصولگرایان تعلق داشت. اصلاح‌طلبان حتی حضور یک فرد از جناح رقیب را در شورایی که
20 نفر آنان از اصلاح‌طلبان بودند برنتافتند حتی به قیمت سنگین از دست دادن اعتماد مردم در انتخابات. حالا این عملکرد را با شعارهای تحمل صداهای دیگر و صدای رقیب مقایسه کنید.