کد خبر: ۲۴۳۷۵۷
تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۱:۴۴
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

آقای مطهری! لااقل کمی مطالعه کن بعد برای دولت نسخه بپیچ

 
 
 
 
سرویس سیاسی- 
روزنامه اعتماد روز پنجشنبه نامه‌ای منتسب به علی مطهری نایب رئیس‌اصلاح‌طلب مجلس دهم خطاب به رئیس‌جمهور منتشر کرده که وی در این نامه ضمن بیان ادعاهای تکراری در بزک کردن برجام خواستار کوتاه آمدن دولت ایران از لغو تحریم‌های سپاه در مقابل آمریکا شده است.
نکته جالب ماجرا آنجاست که مطهری در نامه خود یکی از دلایلی که برای ضرورت لغو تحریم‌ها مطرح کرده، عقب‌ماندگی در توسعه میادین نفتی مشترک با کشورهای همسایه است و میدان نفتی آزادگان و آرش را مثال زده و نوشته است:«‌به عنوان نمونه اکنون میدان مشترک نفتی ایران و عراق به نام آزادگان سال‌هاست که توسط عراق با سرمایه‌گذاری خارجی در حال استخراج است و حق ملت ایران به خاطر تحریم‌ها در حال ضایع شدن است. همین‌طور میدان نفتی آرش در دریای خزر که میان ایران و آذربایجان مشترک است. ایران فرصت‌های زیادی را خصوصا در حوزه نفت و گاز از دست داده است و همسایه‌ها نهایت استفاده را برده‌اند.» 
این درحالی است که میدان نفتی و گازی آرش در «دریای خزر» و مشترک با جمهوری آذربایجان نیست بلکه در«خلیج‌فارس» و بین ایران و کویت و عربستان مشترک است. 
گرچه این اولین بار نیست که چنین فردی که سابقه نایب رئیسی در مجلس اصلاح‌طلبان را هم در کارنامه دارد چنین شاهکارهایی خلق می‌کند، وی پیش از این در دفاع از برجام گفته بود: از برجام دفاع می‌کنم اما بعضی جاهای آن را نفهمیدم و به صحبت‌های ظریف و صالحی اعتماد کردم! یا در ماجرای واردات واکسن و در اوج کشتار کرونا در دولت روحانی مدعی شده بود علت عدم واردات واکسن نپیوستن به FATF است درحالی‌که با روی کارآمدن دولت سیزدهم و بدون تغییر در وضعیت این لوایح حجم انبوهی از واکسن به کشور وارد شد. کاش لااقل آقای مطهری کمی مطالعه می‌کرد بعد برای دولت سیزدهم نسخه می‌پیچید. 
نکته قابل تامل دیگر اینکه جدا از گاف عجیب و اشتباه فاحش مطهری، آیا خبرنگار‌، دبیر و مدیر مسئول این روزنامه مدعی اصلاحات هم اطلاع نداشتند که میدان نفتی و گازی مورد اشاره مطهری در دریای خزر و مشترک با جمهوری آذربایجان نیست و در خلیج‌فارس و مشترک با عربستان و کویت است؟! 
اگر توافق نکنیم شرایط غیرعادی و جنگ می‌شود!
روزنامه آرمان ملی در شماره روز پنجشنبه خود در مطلبی نوشت: «الان در یک موقعیتی هستیم که اگر به وضعیتی که آمریکا و غرب می‌خواهند، تمکین کنیم یعنی اینکه فقط در مورد مسائل برجامی توافق کنیم و سپاه پاسداران در لیست تروریسم بماند و ایران آن را از مطالبات خود کنار بگذارد و این اتفاق بیفتد، در این‌صورت آمریکایی‌ها فقط در مورد برجام توافق کنند یک نوع عقب‌نشینی است و این عقب‌نشینی نباید اتفاق بیفتد و برای ما هزینه دارد.»
در ادامه این مطلب آمده است: «از طرفی تهدیداتی که از سوی کشورهای بیگانه طرف ایران سرازیر می‌شود موقعیت را پیچیده‌تر می‌کند... علاوه‌بر تشدید فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها، صداهایی به گوش می‌رسد که گزینه نظامی حداقل در یک حد محدودی در دستور مطالعه و بررسی قرار دارد. سفری که مقامات آمریکایی به اسرائیل دارند و جلسات و مذاکراتی که در جریان است و تهدیداتی که اسرائیل می‌کند، نشان می‌دهد این پروژه فعال است و شاید روی مدل اجرایی آن بحث می‌کنند... هشدارهای طرف‌های غربی بیشتر به این خاطر است تا ایران را ترغیب کنند یا به نحوی تحت فشار قرار دهند که موضوع جدی است و ایران تحت فشار قرار بگیرد که به میز مذاکرات برگردد و مذاکرات را به سرانجام برساند. مجموع تهدیداتی که نشان از آن دارد که داریم از شرایط عادی خارج می‌شویم و وقتی از شرایط عادی خارج می‌شویم در شرایط غیرعادی هر احتمالی ممکن است.»
برخی مدعیان اصلاحات اگرچه به این نتیجه رسیده‌اند که انفعال در برابر خواسته‌های آمریکا یک عقب‌نشینی است و نباید اتفاق بیفتد اما بازهم سعی می‌کنند به مهندسی ترس در افکار عمومی روی بیاورند و القا کنند که اگر هم توافق نکنیم جنگ می‌شود! ین در حالی است که اولاً آمریکایی‌ها در برهه‌های مختلف ازجمله ترور ناجوانمردانه شهید سلیمانی، جمهوری اسلامی ایران را آزموده‌اند و ثانیاً با نظر به تحولات کنونی منطقه و جهان به‌ویژه تحولات روسیه و اوکراین و وضعیت بد اقتصادی جهان و علی‌الخصوص بحران انرژی در غرب و ثالثاً؛ با نظر به شکست آمریکا در پروژه‌های بین‌المللی خود ازجمله عراق و افغانستان و... آمریکایی‌ها هیچ‌گاه جرأت فکر کردن به گزاره نظامی علیه کشورمان را هم ندارند چه آنکه در این صورت با برخورد سخت و مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران رو‌به‌رو خواهند شد.
دروغگویی شرق برای تطهیر غربی‌ها
روزنامه شرق روز پنجشنبه در گزارشی نوشت: «قانون اقدام راهبردی که تلاش مجلس برای خروج ایران از برجام و پایان‌دادن به مذاکرات هسته‌ای بود مهم‌ترین عامل به‌نتیجه ‌نرسیدن مذاکرات از سوی روحانی، رئیس‌جمهور وقت، اعلام شد.»
این نوشتار در ادامه آورده است: «حسن روحانی در بیست‌وسوم تیر 1400 در جلسه هیئت دولت خود گفت که «اگر اصل ۶۰ قانون اساسی ما حاکم بود و یازدهم آذر لطمه نمی‌خورد، اسفندماه تحریم مردم برداشته می‌شد و امروز مردم می‌دیدند که چه شرایطی بر کشور حاکم بود و فروردین، اردیبهشت، خرداد و تیر دیگری را می‌دیدند». مجلس ایران در یازدهم آذرماه طرحی را با عنوان «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران» به تصویب رساند که از همان ابتدا با مخالفت دولت همراه بود اما در نهایت دولت دوازدهم مجبور به اجرای آن شد اما این اجرای از سر اجبار به دل مجلس نچسبید.»
چنین ادعاهایی از سوی مدعیان اصلاحات که نتیجه غایی آن تطهیر غربی‌های عهد شکن است چندان تعجبی ندارد. 
در حالی که به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک می‌شدیم طیف موسوم به اصلاح‌طلب در رسانه‌های خود هیاهویی را آغاز کردند که با آمدن بایدن مسیر بازگشت آمریکا به برجام و احیای آن هموار می‌شود. بایدن به ریاست جمهوری آمریکا رسید و هر چه گذشت معلوم شد که وی سیاست‌هایی ترامپ را ادامه می‌دهد. 
با وجود آنکه آمریکا از برجام خارج شد و اروپا نیز به بهانه آمریکا به تعهداتش عمل نکرد اما ایران در دولت اصلاح‌طلبان (دولت تدبیر و امید) همچنان پایبند تعهداتش مانده بود و چه چیزی برای غربی‌ها بهتر از همین که اولا زنجیرهای تعهدات برجام به دست و پای صنعت هسته‌ای باشد ثانیا غربی‌ها تعهدات خویش را عمل نکنند ثالثا اقتصاد ایران از برجام بی‌نصیب باقی بماند.
معلوم است که غرب هیچ‌گاه چنین حالت ایده‌آلی را با مذاکرات و توافق جدیدی خراب نمی‌کرد. در این حال و وقتی مجلس یازدهم با اکثریت نمایندگان انقلابی روی کار آمد برای این موضوع چاره‌اندیشی شد و قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها تصویب شد. قانونی که دولت را مکلف می‌کرد تا در پروسه‌های زمانبندی شده به غرب مهلت دهد و اگر آنها به برجام و تعهداتشان بازنگشتند سازمان انرژی اتمی کشورمان در هر مرحله خود را از بخشی از تعهدات برجامی خلاص کند.
حالا این ادعا که این قانون مانع احیای برجام شد از دروغ‌های بزرگی است که ضد منافع ملی است و آیندگان درباره آن قضاوت خواهند کرد که در چنین روزگاری یک طیف آلوده به سیاسی‌کاری چگونه منافع ملی را به پای جدل‌های حزبی و سیاسی قربانی می‌کرد.