شاخصهای آزمون افکار و عقاید (2) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی اسلام، آیا معیار و شاخصهایی وجود دارد که انسان در پرتو آنها بتواند افکار و عقایدش را مورد آزمون قرار دهد و بر صحت و سقم آنها واقف گردد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال که روز شنبه ۷ خرداد ۱۴۰۱ منتشر شد به شاخصهای افکار و عقاید علمی شامل: 1- توجه به مجهولات 2- عطش فزاینده برای دانش اندوزی 3- فروتنی در برابر اهل دانش پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطالب را پی میگیریم:
4- متهم کردن رای خود
عالم حقیقی رای و نظر خویش را مطلق نمیبیند و آن را در معرض نقد دیگران قرار میدهد، زیرا که مجهولاتش را بیشمار دانسته و رای و نظر خود را از خطا و اشتباه مصون نمیداند، بلکه به آرا و نظرات خود به دیده اتهام مینگرد و تا آن زمان که نزد او یک فرضیه علمی، منطقی و منطبق با واقعیات به اثبات نرسد، آن را قطعی و معتبر به حساب نمیآورد! چه بسا آرا و عقایدی که قرنهای طولانی به عنوان نظریههای علمی و قطعی بر جهان حاکم بوده و کسی در صحت آنها تردیدی نداشته ولی پیشرفتهای علمی، بطلان آنها را به اثبات رسانده است، مانند؛ فرضیه بطلمیوس در علم هیئت و نجوم.
5- خاموشی معنادار مداوم
عالم حقیقی همواره سکوت و خاموشی معناداری دارد، زیرا میداند که معلوماتش در برابر مجهولات بیشمار و نامحدود، اندک است، به همین جهت به خود اجازه نمیدهد در هر مسئلهای اظهارنظر کند. شهید ثانی درباره «قاسمابن محمد ابن ابیبکر» یکی از فقیهان برجسته و مورد اتفاق مدینه گزارش میدهد که مسئلهای از او سؤال شد، و گفت: نمیدانم. سؤالکننده گفت: نزد تو آمدهام و غیر از تو کسی را نمیشناسم. قاسم گفت: به ریش بلند و جمعیت اطرافم نگاه نکن، به خدا سوگند این مسئله را نمیدانم! ... به خدا سوگند، اگر زبانم بریده شود، برایم دوستداشتنیتر از این است که درباره آنچه که علم ندارم سخن بگویم! (جامع بیانالعلم، ج 2، ص 66). بنابراین آن کس که از غرور علمی و بیماری خود دانابینی پیراسته است، آمادگی ندارد که با هر قیمتی درباره آنچه نمیداند اظهارنظر کند، از این رو خاموشی میگزیند، و از پاسخ دادن به بسیاری از مسایل خودداری میکند، و این همان بیان زیبای امام علی(ع) است که فرمود: «قول لا اعلم نصف العلم» سخن نمیدانم نیمی از دانش است. (غررالحکم، پ 6758) این برخلاف رویه مبتلایان به غرور علمی و خوددانابینی است. کسانی که نهتنها هیچ درنگ نمیکنند، بلکه به سرعت و بدون تامل به آنچه از آنان پرسیده میشود پاسخ میگویند. آنان بیماری توهم دانایی دارند و به فرموده امام علی(ع) دیوانهاند: «ان ما اجاب فی کل مایسأل عنه لمجنون» آن کس که به هر آنچه که از او سؤال میشود پاسخ گوید دیوانه است (بحارالانوار، ج 2، ص 117، ح 15)
6- خودداری از خطا و اشتباه
عالم حقیقی که اندازه جهل خود را میشناسد، هرگاه بخواهد نظر و رای را در یک مسئله ابراز کند، اندیشه خود را متمرکز میکند و بر حواس خود مسلط میگردد تا مبادا به خطا و اشتباه بیفتد! آنگاه با دقت و توجه خاص به تمام جوانب مسئله، رای و نظر خود را اظهار میکند. بدین جهت زبان عاقل و خردمند، همیشه در پس عقل او است، و هیچگاه خردمند، سخن نسنجیده بر زبان نمیآورد، تا مبادا در گفتههایش به خطا و اشتباه بیفتد، برخلاف مبتلایان به غرور علمی و بیماری خود دانابینی، که بی درنگ و بدن تامل، درباره هر چه بر آنان عرضه میگردد، اظهارنظر میکنند.
7- انکار نکردن مجهولات
عالم حقیقی هیچگاه چیزی را که نمیداند و برای او مجهول است و مادامی که برهانی برخلافش ندارد را انکار نمیکند و آن را در بقعه امکان قرار میدهد «بوعلی سینا» میگوید: درست آن است که امثال این شگفتیها را در سرای امکان بگذاری تا زمانی که برهانی برخلافش اقامه نشده است. (الانتشارات و تنبیهات، ج 3، ص 418) آری این یک حقیقت روشن عقلی و علمی است که ندانستن بر نبودن دلالت نمیکند. چه بسیار حقایقی که انسانها بدان عالم نیستند ولی وجود دارند! امام علی(ع) میفرماید: آنچه را نمیدانید بر زبان مرانید: زیرا بیشتر حقایق، همانهایی هستند که شما آنها را انکار میکنید (نهجالبلاغه، خطبه87) اما متاسفانه کسانی که غرور علمی و بیماری توهم دانایی دارند، مجهولات خود را یا انکار میکنند یا با بیماری خود توجیه و تفسیر میکنند!