بهرهبرداری دشمن از غفلت مدیران ورزشی(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
در چند شماره گذشته از شرایط نامناسب ورزش نوشتیم؛ از اتفاقات رخداده
در فوتبال پایه تا متر و ملاکهای جدید برای انتخاب مدیران ورزشی که نه تنها حرفهای ما بلکه نظرات بسیاری از دلسوزان واقعی ورزش بود. مسلما در چنین شرایط واوضاع و احوالی که ورزش معنای خود را از دست داده و راه بایسته و اصلی را گم کرده، در وضعیتی که ملاک مدیر شدن در ورزش ما این است که «کی میتواند پول بیاورد؟»! و«کدام میتواند سبیل این و آن را چرب کند و با جرینگ جرینگ پول و پاداشهای آنچنانی و کارت هدیههای گرانقیمت، دهان معترضان و آدمهای ناراحت را ببندد؟» و ورزش و جوانان ما به حال خود رها شدهاند و خیلی از مسئولان به آنها به عنوان «ابزاری» برای مدالآوری و تحکیم پست و مقام خود مینگرند (برای نمونه به مصاحبه روح الله رستمی که چند روز قبل در همین صفحه چاپ شد، مراجعهنمایید)، دشمن سخت هشیار و بیدار است و سعی میکند از طریق ورزش برپیکر این ملک پرگهر و مستقل ضربه انتقامی وارد کند و برجسم و جان جوانان و مردم«سم» نومیدی و یاس تزریق نماید.
او برای ورزشکاران زبده و افتخارآفرین ما دام گسترده و تله گذاشته و تلاش میکند آنها را نسبت به آب و خاک و مردم و اعتقادات و فرهنگ خودی بدبین و متنفر کند و به پشت کردن به مام میهن و مردم مظلوم سرزمینش وادارد و به آوارگی و پناهندگی بکشاند و از این اتفاق ورزشی، حربهای «سیاسی» در جهت اهداف و تبلیغات خود بسازد و یا اگر نشد کاری کند که هر اتفاقی هم که در داخل ورزش رخ میدهد، مثلا تیمی قهرمان میشود، از طریق عناصر نفوذی خود از زبان مربی، بازیکن، کاپیتان و حتی مدیر آن تیم حرفهایی بیرون بکشد که به جای دفاع از مردم و جامعه و کشور و... حلیم دشمن را هم بزند و آتش بیار معرکهای بشود که آن نابکاران در صدد راهانداختن آن هستند و یا بر آتش اختلاف و تفرقه دامن بزند و رقابت دیرپای و سازنده و شیرین قرمز و آبی را به تنفر و قشونکشی تبدیل کند، جنگ قومیتی راه بیندازد و بازی دو تیم قدیمی و ریشهدار و پرطرفدار کشور را به جنجال و توقف بکشاند و... و خلاصه کاری کند که با استفاده از غفلت و یا بیلیاقتی مدیران عوضی آمده، کسی از ورزش لذت نبرد و دعوا و درگیری و جنجال و بدبینی و نفرت و تفرقه و... به جای همه زیباییهای ورزش و فوتبال بنشیند و خوراک برای شبکههای معاند فراهم بیاید.
در چنین وضعیتی خیلی خنده دار و بلکهگریه دار است که میبینیم دوربین برنامههایی که قرار بود «فاخر» باشند اما «فیک»(fake) از کار درآمدهاند و متعلق به تلویزیونی هستند که قرار بود « دانشگاه» باشد، روی لب و دهان بازیکن جوان و هیجان زده وعصبی داخل زمین «زوم» شده تا با زیرکی تمام و تعهدی مثالزدنی! و بالاخره استفاده از هنر لبخوانی! ثابت کند او دارد در گرماگرم بازی که هیچکس حواسش نیست، «فحش ناموسی» میدهد و... بعد، مجری محترم به بینندگان عزیز و ارجمند پیام اخلاقی بدهد که« فحش دادن کار خوبی نیست، آن هم اینطور فحشها...!!»
سخن را جمع کنیم، هرچند این حرفها که درد ورزش است و با آنها بیش از هر چیز میخواهیم به مسئولان و مدیران ورزش و غیر ورزش به سهم و وظیفه خود هشدار دهیم که از خواب غفلت برخیزند و به جای پرداختن به مسائل جزئی و دست چندم به اصل ماجرا بپردازند و جوانان وطن را دریابند و... تمامی ندارد و اگر عمری بود و توفیقی، در شمارههای آتی هم به آن خواهیم پرداخت چون سخت معتقدیم تا همگی، خاصه مدیریت ورزش ما از این کژراههای که در پیش گرفتهاند بازنگردند و قدم در مسیر اصلی و بایسته نگذارند ما بدون تعارف، چیزی به نام «ورزش» نداریم و اینکه هست اسمی است از ورزش که به ضرب آن نامحرمان و فرصتطلبان به نان و نوا میرسند، نه ورزش و اهالی آن.