راهها، مراتب و آثار انس با قرآن کریم -بخش پایانی
بهرهگیری از شیوههای نویــن آموزش قرآنی و جذب جوانان
گالیا توانگر
غالب مردم - آن هم نه همه مردم - از ظاهر قرآن یک استفادهای میکنند، امّا استفاده از اعماق قرآن و بطون قرآن جز با تعلّم و تفقّه به دست نمیآید که در نهجالبلاغه در خطبه ۱۱۰ میفرماید: وَ تَعَلَّمُوا القُرآن؛ بعد با یک فاصلهای میفرماید: وَ تَفَقَّهوا فیه - تفقّه یعنی آموزش عمیق، به یادگیری عمیق میگویند «تفقّه» - آموزش عمیق ببینید درباره قرآن؛ فَاِنَّهُ رَبیعُ القُلوب که بهار دلها است، دل را طراوت میبخشد و به دل شکوفایی میدهد؛ اینجور است و تدبّر و تعلّم و تفقّه لازمه آن است. البتّه شرطش هم تطهیر قلب است. باید دلهایمان را پاک کنیم از خیلی از واردات قلبی خودمان را نجات بدهیم که این هم باز برای شما جوانها از امثال بنده بهمراتب آسانتر است. این را به شما بگویم، بدانید ما دوران شما را هم طی کردیم، گذراندیم، تجربهاش را داریم، دوران خودمان را هم که شما تجربهاش را ندارید ما داریم. این تطهیر قلب که عرض میکنم، در دوران شما بهمراتب آسانتر از دوران ما است؛ لا یَمَسُّهُ اِلّا المُطَهَّرون؛ باید تطهیر کرد دل را و قرآن را مس کرد. (بیانات رهبر معظم انقلاب در محفل انس با قرآن کریم 14/1/1401)
امام حسن مجتبی(ع) در مورد اهمیت قرآن فرمودند: «سزاوارترین مردم به قرآن کسی است که به آن عمل کند، هرچند آن را حفظ نکرده باشد و دورترین فرد از قرآن کسی است که به آن عمل نکند، هرچند آن را بخواند.»
خداوند دو وظیفه اصلی و مهم برای مسلمانان نسبت به کتاب الهی بیان کرده است. خداوند در آیه ۶۳ سوره بقره میفرماید: «آنچه به شما داده شده را با قوت بگیرید.» این گرفتن باید به دو شکل علمی و عملی باشد. یعنی تدبر، فهم دقیق و عمیق و عمل درست و کامل.
نوآوری در فعالیتهای قرآنی- مردمی برای جذب جوانان
محمد انجمشعاع، مدیرعامل اتحادیه کشوری مؤسسات و تشکلهای قرآن و عترت با اشاره به تاکید دوباره مقام معظم رهبری بر تربیت
۱۰ میلیون حافظ قرآن میگوید: «آنچه امروزه بر اساس آمار اعلامی سازمان دارالقرآن یا آمارهای غیررسمی اعلام شده است، حکایت از این دارد که
۸۵ الی ۹۰ درصد حفاظ تربیت شده به برکت مجاهدت شما سه هزار مدیر مؤسسه قرآنی و ۲۷ هزار معلم قرآن، مشغول به کار در تشکلهای قرآنی و هشت هزار خانه قرآن و عترت هستند.»
حامد منیری، مدیرکل دفتر تبلیغ و ترویج معاونت قرآن و عترت بهضرورت نوآوری در فعالیتهای قرآنی برای جذب مردم بهویژه جوانان به عرصه قرآنی، اشاره کرده و میگوید: «از طریق دخیل کردن نوآوریها در عرصه قرائت و حفظ، شاهد تربیت قاریان و حافظان مسلطی خواهیم بود؛ بنابراین مؤسسات باید دست به اقدام فاخر و نوین قرآنی بزنند.»
وی با اشاره بهضرورت نوآوری در فعالیتهای قرآنی برای جذب مردم بهویژه جوانان به عرصه قرآنی میگوید: «همانطور که پیش از این گفته شد، در نظر داریم تا جشنواره «تبیین» را درخصوص فعالیتهای قرآنی با صبغه هنر آغاز کنیم. این جشنواره بهمنظور ایجاد فضای قرآنی جذاب برای مردم بهویژه نوجوانان طراحی شده است تا از این طریق مردم به این سمت حرکت کنند تا در عرصه قرائت و حفظ شاهد تربیت قاریان و حافظان باشیم.»
سؤالی که اولین گام در اصلاح آموزش قرآن است
کاظم رجبعلی، پژوهشگر قرآنی، با طرح این سؤال که چگونه در آموزش قرآن متوجه رویکرد درست یا غلط شویم؟ میگوید:«بسیار ساده است. تنها با یک پرسش میتوان فهمید. آقا یا خانم شما این سوره یا آیات را خواندهاید؟ «بله، خواندهام.» خب قرآن بهمثابه نامه است که خدا برای بندگانش فرستاده است. میتوانی به ما بگویی درکت از منظور فرستنده این پیام برای تو چیست و قرار بوده این آیات و سورهای که خواندی برای تو چه اتفاقی را رقم بزند؟ میگوید: «اینطور نخوانده بودم. قرآن را باید بخوانیم و ختم کنیم، چون ثواب دارد. ممکن است تصادفاً مثل کسی که با چراغقوه نقطهای را در تاریکی روشن میکند، تکهای را تا لحظهای که روی آن توقف میکنم و میبینم و معنیاش را میفهمم، نکتهای به نظرم رسیده باشد، ولی اینطور فکر نکردم که منظور کسی که این را فرستاده چیست؟»
وی در ادامه میگوید: «با این سؤال اولین گام برای اصلاح آموزش ما برداشته میشود. اگر من با این سؤال به سراغ خواندن قرآن بروم، چه اتفاقی ممکن است بیفتد و چطور ممکن است خواندن من پیشرفت داشته باشد؟ من بهصورت کلی اهدافم را تعیین میکنم؛ شامل اینکه باید پاسخگوی این سؤالها باشم که فرستنده چه منظوری داشته است؟ قرآن یک متن و یک حقیقت است و روح جاری دارد، ولی این متن است که این روح را در خود دارد و میخواهد زندگی را متحول کند.»
این پژوهشگر قرآنی با طرح پرسش دیگری میگوید: «از مخاطب قرآن باید چه چیزهایی را بفهمی تا بگوییم این سوره و این آیه را فهمیدی؟ میگوید که من باید بدانم معنی واژهها چیست؟ باید موضوعاتی را بفهمم که درباره آنها صحبت شده و به نتیجه و سرانجام رسیده است. میگویم پس از همینجا برنامهریزی تو آغاز میشود. باید آیات را بشناسی و به تفسیر مراجعه کنی و ببینی منظور از آیه چه بوده است؟ تو باید موضوعات این سوره و جملههایی را که هست متوجه شوی و بفهمی. نان گرم و قوت بخش باید لقمهلقمه شود تا به جان ما بنشیند و به ما قدرت دهد. پس دومین کاری که در اصلاح رویکردمان باید انجام دهیم این است که باید از اجزایی که در قرآن خواندن یاد میگیریم درک درستی داشته باشیم.»
پیشنهادهایی درباره یادگیری قرآن بهواسطه نوشتن
درباره اصلاح رویکرد به قرآن صحبت میکنیم. چرا اصلاح رویکرد؟ بهخاطر اینکه برای ظرفیت و ثروتی که ۱۴۰۰ سال در اختیار ما بوده، امکان استفاده فراهم نشده است. ما با اینکه قرآن داریم، فقیریم. خب، باید دیدمان را تصحیح کنیم. یک جای کار غلط است. قرآن که غلط نیست. رویکرد ما غلط است و باید اصلاح کنیم.
کاظم رجبعلی، عضو علمی مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت(ع) دانشگاه تهران، ضمن بیان مطالب بالا میگوید: «یکی از مواردی که باید اصلاح شود، نحوه یادگیری است. امروز میخواهیم در مورد روشی در یادگیری صحبت کنیم که اگر رویکردمان اصلاح شده باشد و بفهمیم که اینطور باید یاد بگیریم، بسیار در بهرهبردن از قرآن به ما کمک میکند و آن کتابت و نوشتن است. باید بنویسیم و در یادگیریمان از نوشتن کمک بگیریم تا رویکردمان اصلاح شود. مواردی هم در این موضوع وجود دارد که گفتن آن خالی از فایده نیست و بسیار کمکمان میکند.
بههرحال آدمی که میخواهد یاد بگیرد باید برای یادگیری زمان بگذارد. باید برای فهمیدن بیشتر تکرار و عمل و جستوجو کند. این امکان وقتی فراهم میشود که از ظرفیت کتاب و کتابت استفاده کنیم. اصلاً به این موضوع فکر کردهای که قرآن به شکل کتاب شده تا در اختیار نسلها قرار بگیرد. انگار خدا اراده کرده است که نظام آموزشیاش در اختیار ما قرار بگیرد. پیامبر (ص) و اهلبیت(ع) به این موضوع پرداختند تا این موضوع را نهادینه کند. در یادگیری و نوشتن باید بدانیم که یکسری نکات هست و دقت بر آن و پیشنهادهایی که وجود دارد لازم است.»
وی در ادامه برای یادگیری بهتر قرآن کریم پیشنهاداتی را ارائه میدهد: «اولین پیشنهاد این است که ما باید هرچه را که میفهمیم، بنویسیم.
پیشنهاد دوم این است که باید معلوم کنیم چه چیزی را یاد میگیریم و موضوع درباره چیست؟ و تمرکزمان مشخص شود که با نوشتن این اتفاق میافتد و باید در نوشتنمان این را لحاظ کنیم.
سومین نکته این است که باید یادآوری داشته باشیم. اگر در یادگیری یادآوری، مرور و دوباره خوانی وجود نداشته باشد، هدف محقق نمیشود. نوشتن را طوری در نظر بگیرید که این ظرفیت در آن به وجود بیاید و وجود داشته باشد.
چهارمین نکته این است که معلوم شود چقدر وقت میگذاریم؟ بسیاری از ما فکر میکنیم که بلد هستیم، خواندیم و وقت گذاشتیم، ولی چون دقایق و زمانش مشخص نیست، گاهی فکر میکنیم که ما به آموزش اشتغال داشتهایم و یاد گرفتهایم.
نکته بعدی این است که باید نکات و مطالبمان را به شکلی ثبت کنیم که مقدمه یکدیگر شوند و بتوانیم استنتاج کنیم، مثلاً وقتی نکته اول و دوم را فهمیدیم، بتوانیم از آن نکته سوم را نتیجه بگیریم و همه این اهداف با کتابت اتفاق میافتد.
نکته ششم این است که باید از حالت سخنرانی و شنیدن مطلق خارج شویم و کتابت حتماً به ما کمک میکند.
آخرین نکته این است که ما باید درک داشته باشیم و عین معلمها بخوانیم. معلمها طوری میخوانند که بتوان آن را به دیگران فهماند و انتقال داد؛ چون اینگونه میخوانند، خودشان هم خوب میفهمند. خواندن همانند معلمان، بخشی از آموزش است و کمک بسیاری میکند.»
ارتباط تنگاتنگ بین انس با قرآن و سلامت روان
زهرا عاصمی که روانشناس و مدیر مؤسسه تخصصی مهد قرآن کاشمر درباره ارتباط کارش با قرآن و تخصصی که دارد، توضیح میدهد: «شخصاً در محافل علمی، سخنرانیها، تدریس، همایشهای علمی، تألیف و درمان و مشاوره همیشهآمیزهای از این دو منبع ارزشمند را استفاده میکنم که طبیعتاً در اثرگذاری و پذیرش (بهخصوص برای نسل امروز) فوقالعاده مؤثرتر است.»
وی گفت: «بین قرآن، مکتب اسلام و رشته روانشناسی، ارتباط بسیار تنگاتنگی برقرار است البته بهشرط آنکه فرد بدون تعصب و با رویکرد علمی، بخواهد این ارتباط و همسو بودن را کشف کند، ببیند و استفاده کند، اما اگر با تعصب و روحیه جزماندیش بخواهد تفرق بین علوم و اسلام برقرار کند این رابطه همسو را کنار خواهد
گذاشت.»
این استاد دانشگاه با اشاره به ارتباطهای رشته روانشناسی و قرآن میگوید: «اسلام، آیین نیکو زیستن و کتاب انسانسازی است و میخواهد انسان را به سمتاندیشه و رفتار صحیح هدایت کند، چون کمال، شادابی، خوشبختی و سعادت انسان در گرو نیت سالم، گفتار نیکو و رفتار خوب فردی و اجتماعی اوست و علم روانشناسی هم دقیقاً همین هدف را دنبال میکند و در پی مطالعه فرایندهای ذهنی و رفتار انسان است.
علم روانشناسی روشهایی را ارائه میدهد تا انسان یاد بگیرد چگونه رفتار کند تا هم موفق باشد و هم احساس خوشبختی و شادی کند؟ بنابراین هدفی که علم روانشناسی دنبال میکند، همسو و در راستای هدف قرآن است. اهدافی که متخصصان بهداشت روان دنبال میکنند، همان اهدافی است که ادیان الهی و اولیاءالله دنبال میکردند، میخواهند انسان آرامش داشته باشد، احساس خوشبختی کند، از زندگی لذت ببرد و نقش مؤثری در اجتماع داشته باشد.»
وی در تکمیل صحبتهایش میگوید: «قرآن انسان را موجودی انعطافپذیر میداند که میتواند بینهایت در جهت مثبت حرکت کند، از ماده و مادیات اوج گرفته، از عالیترین هدفها و آرمانها در زندگی برخوردار باشد و یا در جهت منفی حرکت کند و به قهقرا برود (أُولئِكَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ، 179 اعراف)، از طرف دیگر دارای اراده، اختیار، عقل، آگاهی، زبان و اندیشه است، لذا در همسویی بسیار زیبایی که بین قرآن و حیطه بهداشت روان مشاهده میشود میتوان استنباطهای رفتاری، روانشناختی و درمانی از این دیدگاه استخراج و آن را بهعنوان نسخه جامع علمی قرآنی برای سلامتی، رشد و خودشکوفایی انسان و پرهیز از مبتلا شدن او به اختلالات رفتاری، اجتماعی و شخصیتی ارائه کرد.
عاصمی در ادامه در پاسخ به این سؤال که به نظر شما کسانی که با قرآن انس گرفتهاند، چه ویژگیهای اخلاقی دارند؟ میگوید: «شاخص مهم فضایل اخلاقی به تعبیر روانشناسی «همدلی» است. همدلی میتواند مترادف «انصاف و عدالت» باشد؛ یعنی درک متقابل، یا اصطلاحاً خود را جای دیگری گذاشتن و از زاویه چشم دیگری نگریستن. رعایت این نکات باعث میشود عدالت در گفتار و رفتار داشته باشیم و انصاف را رعایت کنیم، چیزی که متأسفانه امروز بین ما کمرنگ شده است. انصاف، عدالت و همدلی در هر محیطی اعم از خانواده، مدرسه و اجتماع نشاندهنده اخلاق قرآنی و منش یک انسان سالم از منظر روانشناختی است.»
وی در ادامه با اشاره به اینکه پدر و مادرها در فعالیتهای قرآنی فرزندان نقش جدی دارند، میگوید: «تا دو دهه قبل والدین خود را مکلف میکردند که فرزندشان مخصوصاً به کلاس یا مکتب قرآنی برود و روخوانی قرآن را یاد بگیرد، وقت میگذاشتند، دنبال میکردند، تشویق میکردند، قرآنی بودن فرزند خود را امتیاز میشمردند و در غیر این صورت خود را ملامت میکردند، اما این دغدغه در حال حاضر نیاز به تقویت دارد و همت بیشتر والدین را میطلبد.»