کد خبر: ۲۴۰۱۷۶
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۴۰۱ - ۱۸:۵۲

دشمنی دشمن به سبک جنگ شناختی

 
 
زینب نجیب
[1] جنگ‌ها همیشه به یک شیوه و سبک و سیاق باقی نمی‌مانند. آن‌ها دائماً در شرف تغییرند. تغییر در شکل، استراتژی، رویکرد و هدف. این خود دلیلی کافی است برای هوشیاری در مقابل دشمن. البته هوشیاری برای کشوری همچون ایران با پیدایش انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ضرورتی‌تر به نظر می‌رسد؛ زیرا جمهوری اسلامی نظامی است که بیشترین دشمنی‌ها را نه‌فقط از خارج بلکه از نفاق داخلی نیز به خود دیده است. 
رهبر انقلاب می‌فرمایند: «آمریکا از دشمنی با اسلام دست برنمی‌دارد باید بیدارباشیم باید هوشیار باشیم باید آمادگی‌های خودمان را حفظ کنیم نبایستی غافلگیر شویم.» (بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس محبان اهل‌بیت و مسئله تکفیری‌ها 2/9/96) این ویژگی، ریشه در ماهیت نظام اسلامی دارد، درست مانند انواع دشمنی‌ها با بنای نظام اسلامی در مدینه توسط پیامبر اسلام(ص). ماهیتِ استکبارستیز اسلام، باور هر ملتی شود به‌طورقطع رنگ‌های مختلفی از جنگ و دشمنی‌ها را به خود خواهد دید چراکه استکبار هویتی جز کبر ورزیدن و جنگ‌افروزی و اختلاف‌افکنی ندارد، او حقیقتی جز حق ناپذیری و خیانت در حق آحاد بشر و رفتار منافقانه ندارد و اسلام نیز حقیقت و هویتی غیر از وحدت امت اسلامی برای اجرای قانون خدا در سراسر جهان تا احقاق شعار توحید دارا نیست و این مهم فقط با مبارزه با استکبار تحقق‌پذیر است. درواقع اگر مبارزه مستکبران باکسانی که از حق دفاع می‌کنند تحلیل شود؛ کامل روشن می‌شود که این جنگ، جنگ بین دو مدعی نیست بلکه متوجه خود آن حق و حقیقت است که دشمن از شناخت و پذیرش آن رنج می‌برد. خداوند در آیه 45 سوره زمر می‌فرماید: «وَ إِذا ذُكِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهًِْ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ»(هنگامى‌ كه خداوند به يگانگى ياد مى‌شود، دل‌هاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند مشمئز [و متنفّر] مى‌گردد؛ امّا هنگامى ‌كه از معبودهايى غير از او ياد مى‌شود، آنان خوشحال مى‌شوند). لذا باید متوجه بود؛ جمهوری اسلامی که با برافراشتن پرچم توحید، نه‌تنها به پیروزی رسید، بلکه چلِه پرافتخاری را پشت سر گذاشته؛ همواره با خیز بلند ملت ایران همراه بوده است.و این همان است که دشمن برنمی‌تابد. چنان‌که رهبر انقلاب می‌فرمایند: «این انقلاب یک خیز بلندی بود که ملّت ایران برداشت برای اینکه خود را از ذلّت وابستگی و ذلّت عقب‌ماندگی نجات بدهد... درست توجّه کنید، وقتی‌که یک حرکتی برای این مقصود به وجود آمده است که وابستگی را و عقب‌‌ماندگی را از این ملّت بزداید - و موفّق هم شده است، پیشرفت هم کرده است- آن کسانی که عقب‌ماندگی و وابستگی به نفع آنها بود، در مقابل این حرکت، این انقلاب و این نظام می‌ایستند؛ این طبیعی است... آن‌ کسانی که از عقب‌ماندگی ملّت ایران منتفع می‌شدند، امروز با ما دشمن‌اند؛ دشمن خونی، دشمن آشتی‌‌ناپذیر.»(بیانات در دیدار مردم قم، 19/10/1395) بنابراین این جنگ تا نابودی کامل استکبار ادامه دارد حتی اگر هرروز رنگ و لعاب تازه‌ای به خود بگیرد.
[2] امروز ما شاهد جنگ‌های ترکیبی به‌جای جنگ‌های کلاسیک هستیم. جنگ ترکیبی دارای شاخه‌های مختلفی ازجمله اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دیپلماتیک، امنیتی، شناختی و رسانه‌ای است.
 بدین ترتیب یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های جنگ ترکیبی جنگ شناختی است. عرصه کارزار در این جنگ، تفکر مردم است. درواقع شناخت انسان‌ها مورد هدف قرار می‌گیرد. شناخت یک فرد، ادراک، توجه و شکل‌گیری دانش اوست. لذا دشمن درصدد است تا هر یک از آحاد جامعه همان‌طور بیندیشند که او می‌خواهد، همان‌طور درک کنند که او در نظر دارد و توجه آن‌ها معطوف به مواردی باشد که مطلوب اوست. 
درست برعکس بحث آموزش که مدافعان آن اهل حق‌اند. حق‌پرستان همیشه زمینه‌ساز معرفت و علم و تفکرند. آنها همیشه به انسان‌ها یاد می‌دهند که فکر کنند و درست بیندیشند درحالی‌که در جنگ شناختی اهل باطل درصدد هستند که به مردم القا کنند که چگونه فکر کنند، به چه چیزی فکر کنند و به چه نتیجه‌ای برسند. به عبارتی آموزش دنبال تعلیم روش‌های درست فکر کردن و فعالیت‌های استدلالی است تا تفکر اصیل آزادانه شکل بگیرد اما در جنگ شناختی، دشمن به دنبال شبه تفکر به‌جای تفکر است. او برای وصول به چنین آرمانی صفحه‌ای مبهم اما آراسته، مرکب از واقعیت و واقعیت نماهای فریبنده را به سهولت در دسترس جوامع قرار می‌دهد تا محتوای ذهن بشر امروز را تأمین کند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرماید: «باطل را باکمال وضوح و صراحت در بطلان به مردم تحویل نمی‌دهند بلکه مقداری از حق را با باطل مخلوط می‌نمایند و باطل را با نمایش حق به مغز و روان انسان‌ها وارد می‌کند.» در طول تاریخ دستگاه‌های ظالم و به‌ظاهر قدرتمند همچون نمرود و فرعون نیز از این شیوه برای مقابله با پیامبران الهی همچون حضرت ابراهیم و موسی استفاده می‌کردند آن‌ها با سرمایه‌گذاری بر افکار و اندیشه‌ها آسان‌تر و با شتاب بیشتر به اهداف و نتایج دست می‌یافتند. از دیگر نمونه‌های تاریخی این جنگ حوادثی است که برای پیامبر اسلام در هنگام تبلیغ واقع شد؛ ازجمله استهزا و تحقیر ایشان و بعدها تفرقه‌افکنی بین اطرافیان ایشان و ترویج شایعات به‌جای واقعیات. مسلم است که این روش هزینه‌های جنگ سخت را ندارد و بیشتر در قالب‌های دوستی و خیرخواهی جلوه می‌کند اما در حقیقت هزینه‌های آن بسیار خانمان‌سوزتر از جنگ سخت است. چراکه در جنگ سخت بدن‌ها از بین می‌رود و در جنگ شناختی 
روح‌ها. 
در چنین شرایطی دشمن برای القای محتوای موردنظر خود به‌دنبال باورپذیر بودن خود نیز هست. اقناع‌گری و همراه‌سازی با استفاده از ترفندهای روانشناسی از ابزار کار آن‌هاست. در دنیای اکنون، دشمن در این مدل از جنگ، سلاحی باقدرت رسانه دارد که با تولید انبوه اطلاعات، در هر زمان و مکان بر مخاطبان خود قادر است اثر گذارد. 
پرداختن به یک موضوع از جوانب مختلف و تحریف و روایت معکوس از آن با جلوه‌های ویژه و استفاده از هنر و...از ترفندهای او در این زمینه است؛ اما او در این راستا به‌دنبال سلاح قوی‌تری است سلاحی که او در نظر دارد خود مردم هستند؛ یعنی هر انسان یک سلاح. به عبارتی به این مرحله که به تولید محتوا بپردازد تا سوخت اذهان را تأمین کند، اکتفا نخواهد کرد بلکه نحوه‌ نگاه، طرز فکر انسان‌ها، نظام باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و سبک تفکر مردم یعنی دستگاه شناخت آنها را که بسیار قدرتمند است تغییر خواهد داد. او با معماری جدید علوم شناختی، اطلاعات افراد را کنترل کرده و به‌طور غیرمستقیم و نامحسوس چرخه تصمیم‌گیری انسان را دچار مشکل می‌کند. 
بدین ترتیب می توان گفت جنگ شناختی با جنگ روانی مرز پیدا کرده و علی‌رغم اشتراکات، مسیرهای متفاوتی را می‌پیمایند. به‌طور خلاصه او اراده انسان‌ها را هدف گرفته است. در نتیجه هر انسانی که در این جنگ مغلوب او گردد، تبدیل به نیروی انسانی دشمن خواهد شد. لذا اگر در جنگ سخت افراد با شلیک دشمن از بین می‌روند اما در چنین جنگی فقط از لشگری به لشگر مقابل منتقل می‌شوند.
[3] بی‌شک می‌توان گفت؛ جنگ شناختی زمینه‌ساز سایر جنگ‌هاست و در طول تاریخ، سردمداران جنگ، همیشه ابتدا ذهن‌ها را آماده کرده و سپس جنگ را آغاز می‌کردند و بعد از آن نیز به توجیه کار خود می‌پرداختند. بالطبع امروز نیز این امر پررنگ‌تر شده است. 
چراکه هم نیاز است، (هرچند فرمالیته)، ذهن بین‌الملل را با خود همراه سازند و هم دریافته‌اند که دیگر نیازی به جنگ سخت در بسیاری از موارد نیست و با جنگ‌های ترکیبی به آن مقاصد خواهند رسید. لذا ما نیز از همین نقطه به مقابله با آن‌ها باید بپردازیم. برای غلبه بر دشمن در جنگ شناختی باید جهادی همه‌جانبه ترسیم کرد یعنی همان‌طور که در جنگ سخت ما مراحلی را برای غلبه بر دشمن می‌پیماییم در چنین کارزاری، باید چنین کنیم. 
دشمن‌شناسی، شناسایی هدف حمله دشمن، شناسایی زمینه‌های فعالیت او، برآورد نیرو و تجهیزات لازم و کافی برای مقابله، هوشیاری و بصیرت در لحظه‌لحظه عملیات و توسل، توکل، افزایش معنویات، الگو گیری از قهرمانان و شهدای تاریخ اسلام از صدر تا به الان از ملزومات چنین جهادی است. 
رهبر انقلاب می‌فرمایند: «آن درسی که ما باید بگیریم که بهنگام عمل بکنیم، آن مبنی بر این است که دشمن را بشناسیم، سمت‌وسوی کار دشمن را بدانیم، آن‌قدر بصیرت پیدا کنیم که هر حرکتی که دشمن انجام می‌دهد، بفهمیم که هدفش چیست. اگر متوجّه ما و متعرض به ما است، علاج کنیم آن را، بِایستیم، مقاومت کنیم؛ این وظیفه ما است.»(بیانات در دیدار مردم قم،19/10/1395)
 [4] در نگاه رهبری حرکت تبیین خنثی‌کننده‌ این توطئه دشمن است یعنی یکی از حرکات راهبردی برای مقابله با دشمن جهاد تبیین است که بستر مناسبی دارد برای ارتباط با حوزه شناخت انسان‌ها و ایجاد تحول در آن. لذا ضرورت دارد برای به‌کارگیری چنین سلاحی از ابعاد مختلف برنامه‌ریزی شود؛
 1. تبیینِ تبیین: ابتدا برای مشارکت افراد جامعه در چنین جبهه‌ای، باید به‌ضرورت و اهمیت آن پرداخت. اما در این نقطه نماند و با سرعت و پرشتاب عمل کرده و فرصت عملیات را فدای آن عملیات نظری نکرد. 
چنانچه امروز برخی رسانه‌ها بجای طراحی عملیات هنوز مشغول ادبیات تبیین هستند. متخصصان این حوزه تقسیم‌کار را راه علاج این فرصت‌سوزی دانسته و معتقدند راهکار آن قرارگاهی کردن فعالیت‌های رسانه‌ای و فرماندهی همه آنها زیر سایه یک مرکز است.
 2. تولید تئوری و پرداختن به ادبیات مناسب آن توسط مراکز آموزشی و پژوهشی برای بدل شدن به گفتمان ملی.
3. تولید محتوا و تربیت مجاهدان در مسیر روایت آنها: در این بخش باید به سه نکته توجه داشت؛
 الف)تولید محتوا تنها بحث‌های دفاعی در برابر شبهات و پاسخ دادن به پاتک‌های دشمن نباشد بلکه به‌گونه‌ای در جهت روایت اول و حتی پیش روایت فعالیت کنند.
 ب) در تولید محتوا، موازی با عملیات دفاعی، باید قالب تهاجمی به خود گرفت و بسیاری از مشکلات و معضلات و فقدان‌های غرب را معرفی کرده و به شکست تمدن غرب پرداخته شود و سپس جهان غرب را موظف به پاسخ‌گویی کرده و آنها را به چالش کشید.سپس به روایت تمدن نوین اسلام از منظررهبر معظم انقلاب پرداخت. و انقلاب اسلامی را نقطه شروع تمدن نوین اسلامی معرفی کرد.
ج) تربیت راویان، به صورت فراگیر در سراسر کشور و هم‌زمان با تولید محتوا باشد و ذوق هنری تمام‌قد در خدمت این روایت به کار 
گرفته شود.
4. جلوگیری از غفلت و اشتباه که زمینه‌های موج‌سواری دشمن را فراهم می‌کند از مهم‌ترین نکات این جنگ همه‌جانبه است. مطالبه‌ درست و به هنگام و به‌ دور از تنش در سطح جامعه از سوی مردم و شفاف‌سازی و آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی و روشنگری مسئولین می‌تواند قدم‌های مؤثری برای رفع غفلت‌ها و اشتباهات باشد و زمین‌بازی دشمن را از دسترس او خارج کرد.
5. تقویت و پیشرفت در عرصه علوم شناختی از دیگر لوازم مقابله جدی در این جنگ خواهد بود. تبیین مفهوم علوم شناختی و پرداختن به همه زوایای آن و پاسخ به ابهامات آن از منظر فقه و الهیات و فلسفه اسلامی نیز از اهم امور چنین جنگی است.
6. بی شک فضای مجازی مهم‌ترین و وسیع ترین جولانگاه جنگ شناختی است، لذا شناخت و پژوهش درباره‌ آن و به‌کارگیری همه فرصت‌های آن و تبدیل تهدیدهایش به فرصت می‌تواند قدم‌های جدی در این کارزار باشد. ضمن آنکه کنترل چنین فضایی در هر جامعه از حقوق کاربران آن برعهده حکومت خواهد بود.