بحران پاکستان و نیمنگاهی به آینده در ابهام آن
امین الاسلام تهرانی
شاید بتوان گفت که خشم آمریکا علیه «عمران خان» نخستوزیر پاکستان پس از آن بود که او موضعی همگرایانه نسبت به روسیه -که در آغاز جنگ اوکراین به آن سفر کرد- اتخاذ کرد و از محکوم کردن صریح مسکو خودداری ورزید و از دوگانگی غرب انتقاد کرد و شاید مهمتر آنکه اجازه احداث پایگاههای نظامی آمریکا در کشورش را نداد؛ لذا آمریکا به مخالفان وی چراغ سبز نشان داد تا او را سرنگون کنند.
یکشنبه هفته گذشته «عارف علوی»، رئیسجمهوری پاکستان با موافقت با پیشنهاد عمرانخان، نخستوزیر این کشور، دستور انحلال پارلمان را صادر کرد و بعد از انحلال کابینه خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شد. لحظاتی قبل از آن، طرح رأی عدم اعتماد به نخستوزیر پاکستان با موضعگیری معاون رئیساین پارلمان غیرقابل اجرا اعلام شده بود. پس از این اتفاقات، دادگاه عالی پاکستان پنجشنبه گذشته حکم داد که مانور عمرانخان مغایر با قانون اساسی است و دستور داد که پارلمان تا روز شنبه بار دیگر تشکیل و رای عدم اعتماد طبق برنامه انجام شود. این جلسه بالاخره شنبه شب برگزار شد و عمرانخان را عزل کرد.
اما یکشنبه شب به دنبال عزل عمرانخان که با فشارهای آمریکا صورت گرفت، میلیونها نفر از حامیان وی در شهرهای مختلف این کشور تظاهرات برگزار کردند و با سر دادن شعارهایی مخالفت خود را با دخالتهای آمریکایی در این کشور اعلام کردند. به گزارش فارس، این تظاهرات که در اغلب شهرهای بزرگ و کوچک برگزار شده، اغلب بین ساعت 8 تا 10 شب و بعد از افطار برگزار شد. پیش از این عمرانخان گفته بود که یکشنبه شروع یک مبارزه برای آزادی در برابر توطئهها و دسیسههای خارجی است.
باید گفت وضعیت عمرانخان پس از به چالش کشیده شدن توسط ژنرالهای ارتش، پیچیدهتر شد. با توجه به اهمیت روابط راهبردی ارتش پاکستان با آمریکا، عدم محکوم کردن اقدامات روسیه در اوکراین توسط دولت پاکستان، زمینههای حیرت بیشتر برای ارتش این کشور را فراهم کرد. آنچه که اکنون در پاکستان دیده میشود، گرایش بیشتر به عربستان و آمریکا است و احتمال دارد پاکستان در کنار ترکیه، در یک ائتلاف معنادار و تعریفشده با جنبش موافقت که برابر جنبش مقاومت است، شرکت کند و از این به بعد پاکستان مانند یک دهه پیش، تغییر و تحولاتی به سمت غرب داشته باشد.
تجمع اعتراضی در اسلامآباد پایتخت پاکستان نیز برگزار شد و حامیان عمرانخان شعارهایی در حمایت از وی سر دادند و پلاکاردهایی در مخالفت با توطئههای خارجی در دست داشتند. برخی منابع خبری از سر دادن شعارهای ضدآمریکایی و سوزاندن پرچم این کشور نیز در برخی از این تجمعات خبر دادهاند. در اسلامآباد معترضان شعار دادند که «طرفداران آمریکا خائن هستند.» در لاهور نیز تظاهرات اعتراضی مردم به صحنه مخالفت با دخالتهای آمریکا تبدیل شد و طبق تصاویر منتشر شده هزاران نفر در این تظاهرات ضدآمریکایی شرکت کردند. در شهر بندری کراچی در شمال دریای عرب، نیز بیش از 20 هزار نفر با سردادن شعارهایی خواستار بازگشت عمرانخان به قدرت شدند.
عمرانخان نخستوزیر سابق پاکستان با انتشار یکی از ویدئوهای این اعتراضات در حساب توئیتری خود نوشت: «از همه مردم پاکستان به خاطر حمایت و اعتراض به تغییر دولت که مورد حمایت آمریکا بود تشکر و قدردانی میکنم...» عمرانخان با «راهزن» خطاب کردن مخالفانش که در سودای کسب قدرت هستند افزود: «در تاریخ کشورم چنین جمعیتی که برای سرنگون کردن حکومت راهزنان به خیابان آمده باشند ندیده بودم.»
همچنین معترضان در لندن، در حمایت از عمرانخان در مقابل منزل «نواز شریف» نخستوزیر پیشین پاکستان تجمع کردند و خواستار پایان دادن به فساد دولتی شدند. معترضان خشمگین با تجمع درهاید پارک لندن، مقابل منزل نواز شریف، تاکید کردند که مخالف هرگونه «دولت وارداتی» هستند- این اصطلاح را عمرانخان برای طعنه به مخالفانش به کار میبرد که با حمایت آمریکا او را برکنار کردند و در صدد تشکیل دولت مورد حمایت آمریکا هستند.
یکی از معترضان گفت: «نخستوزیر ما توسط سیاستمداران فاسد برکنار شد. آنها قبلا در پاکستان فسادهایی انجام داده بودند. متاسفانه به خاطر فشارهای آمریکا، تمامی احزاب سیاسی گردهم آمدند و عمرانخان را برکنار کردند.» به گزارش ایسنا، همچنین دیگر معترضان گفتند که تا زمانی که عمرانخان مجدد به نخستوزیری برنگردد هیچ حواله و پولی را به پاکستان انتقال نمیدهند.
«عبدالباری عطوان» سردبیر روزنامه اینترنتی عربی زبان رأیالیوم، با انتشار یادداشتی با تیتر «بایدن موقتاً انتقام گرفت و موفق شد عمرانخان را سرنگون کند، اما ممکن است بهای سنگینی بپردازد... و اینها دلایل ماست» به بررسی ابعاد پشت پرده این اقدام و پیامدهای آن برای آمریکا پرداخت. در این یادداشت آمده است: «توطئه آمریکا برای نابودی پاکستان و ایجاد هرج و مرج
خونین در آن محقق نمیشود و اگر محقق هم شود، دوام نخواهد داشت و با شکست بزرگی به پایان میرسد. زیرا بخش بزرگی از مردم پاکستان تحت هدایت عمرانخان با آن مقابله کرده و در برابر آن مقاومت خواهند کرد. این مرد کاریزما دارد و بسیار محبوب است، مگر اینکه ترور وی برنامهریزی شود؛ همانطور که برای ذوالفقار علی بوتو که پس از کودتای نظامی به رهبری ژنرال ضیاءالحق که خودش نیز در جریان انفجار و سقوط هواپیمایش در سال ۱۹۸۸ کشته شد به اعدام محکوم شد، اتفاق افتاد.»
گفتنی است، عمرانخان از خانوادهای پشتون است و دیدگاههای خاصی دارد. او که پیشتر به عنوان یک بازیکن سابق کریکت شناخته میشد، وارد عرصه سیاسی شد و به عنوان فعال حقوق بشر و یکی از دانشگاهیان بنیانگذار هیات امنای بیمارستان و مرکز تحقیقاتی شوکت معروف شد و حزب تحریک انصاف پاکستان را تشکیل داد و در سال ۲۰۱۸ توانست به عنوان نخست وزیر پاکستان به قدرت برسد و بالاخره با رای مجلس این کشور، از مقام نخستوزیری کنار گذاشته شد.
اما بالاخره مجلس ملی پاکستان بیست و سومین نخستوزیر این کشور را پس از برکناری عمرانخان انتخاب کرد. در جلسه دیروز پارلمان «شهباز شریف» با کسب 174 رأی رسماً به عنوان نخستوزیر جدید انتخاب شد. در جلسه امروز رأیگیری برای انتخاب نخستوزیر، به علت تحریم انتخابات و استعفای دست جمعی اعضای حزب تحریک پاکستان، نامزد این حزب شاه محمود قریشی بدون رأی از رقابت کنار کشید. دو نامزد برای تصدی پست نخستوزیری رقابت کردند. «شهباز شریف» از حزب مسلملیگ شاخه نواز و دیگری «شاه محمود قریشی» از حزب تحریک انصاف. این دو کاندیدا روز گذشته با ارسال مدارک به مقامات پارلمان، نامزدی خود را برای احراز پست نخستوزیری این کشور اعلام کرده بودند.
شهباز شریف، رهبر حزب مسلملیگ شاخه نواز، به عنوان بیست و سومین نخستوزیر پاکستان انتخاب شد. او اکنون به عنوان نخستوزیر این کشور میتواند تا اکتبر ۲۰۲۳ (مهر-آبان 1402) که قرار است انتخابات عمومی بعدی برگزار شود، در این پست بماند. او در خارج از پاکستان کمتر شناخته شده است، اما در داخل کشور بیشتر او را به عنوان مدیر موثر میشناسند تا سیاستمدار. شهباز برادر کوچکتر نواز شریف، نخستوزیر پیشین، است. شهباز ۷۰ ساله، سه بار به عنوان وزیر ارشد بزرگترین ایالت پاکستان، پنجاب کار کرده است. این ایالت پایگاه قدرت خانواده او است. او حالا ریاست حزب مسلم لیگ -شاخه نواز را برعهدهدارد. شهباز شریف به مدیری سرسخت و پرکار مشهور است که سخنرانیهایش توام با اشعاری انقلابی است. دو بار ازدواج کرده است و مالک مجموعه املاک لوکس در لندن و دبی است.
شهباز در لاهور در خانوادهای ثروتمند و مالک صنایع به دنیا آمد. در دانشگاه دولتی همان شهر در رشته علوم انسانی تا درجه کارشناسی تحصیل کرد. پس از آن وارد تجارت خانوادگی شد و حالا نیز مالک مشترک یک شرکت فولاد است. او میلیونر و مالک املاک زیادی در داخل و خارج از پاکستان است.
شهباز شریف در ایالت خود وارد سیاست شد و در سال ۱۹۸۸ به عنوان نماینده وارد مجلس ایالتی شد. اولین بار در سال ۱۹۹۷ سر وزیر ایالت پنجاب شد، پس از کودتای نظامی ژنرال پرویز مشرف در سال ۱۹۹۹ به زندان افتاد، سال بعد به عربستان تبعید شد، هفت سال بعد از تبعید بازگشت و فعالیت سیاسی خود را در پنجاب از سر گرفت و در سال ۲۰۰۸ مجددا سروزیر پنجاب شد.
بار سوم در ۲۰۱۳ سروزیر پنجاب شد تا سال ۲۰۱۸ که در انتخابات سراسری این سال حزب مسلم لیگ شکست خورد. پس از سال ۲۰۱۷، که برادرش نواز به اتهام پنهانکاری داراییهایی که در اسناد پاناما فاش شد به زندان افتاد ریاست حزب مسلم لیگ- شاخه نواز را برعهده گرفته است. شهباز شریف هم در دوره عمرانخان متهم به فساد شد اما هیچ اتهامی علیه او ثابت نشده است. وی از سال ۲۰۱۸ تاکنون رهبری مخالفان دولت عمرانخان را برعهده داشت.
خاندان شریف مناسبات دوستانهای با نارندا مودی، نخستوزیر هند، داشتهاند. نواز شریف، در اقدامی تاریخی در سال ۲۰۱۴ در مراسم تحلیف آقای مودی شرکت کرد که خبرساز شد. سال بعد آن، آقای مودی به اقامتگاه نواز شریف در لاهور رفت و در عروسی نوه او شرکت کرد. گفتنی است، ارتش پاکستان نسبت به تلاشها برای بهبود روابط با هند حساس است و سیاست این کشور در مورد هند را کنترل میکند. هند و پاکستان پیش از مجهز شدن به سلاحهای هستهای سه بار جنگیدهاند، در دو دهه اخیر نیز چندبار تا آستانه رویارویی نظامی پیش رفتهاند. البته گفته میشود که شهباز، در مقایسه با برادرش با ارتش قدرتمند این کشور رابطه دوستانهتری دارد. ارتش حکومت را در حدود نیمی از حدود هشت دهه عمر پاکستان پس از استقلال در سال ۱۹۴۷ در اختیار داشته است و تعیینکننده خط و مشی اساسی کشور به ویژه سیاست خارجی و دفاعیایست. البته باید توجه کرد که در سال ۲۰۱۸ هم، که عمرانخان نخستوزیر شد، گفته میشد که او با حمایت ارتش به این مقام رسیده است.
شهباز شریف در تلاش است تا یک دولت ائتلافی را با حضور حزب محافظهکار و کوچک جمعیت علمای اسلام و حزب چپگرای مردم پاکستان تشکیل دهد. البته فارغ از اتحاد استراتژیک احزاب مسلم لیگ و مردم برای خلع عمرانخان از قدرت، این دو حزب همواره رقبای جدی یکدیگر در تصاحب قدرت سیاسی در پاکستان بودهاند و همین امر احتمال شکست دولت ائتلافی و برگزاری انتخابات زودهنگام را زنده نگاه داشته است.
حزب مردم از سوی بلاول بوتو زرداری، پسر آصف علی زرداری، رئیسجمهوری سابق و بینظیر بوتو، نخستوزیر اسبق پاکستان که در سال ۲۰۰۷ ترور شد، رهبری میشود. شریف در پایان جدالی پارلمانی علیه عمرانخان که با همراهی بلاول بوتو زرداری توأم بود، بامداد یکشنبه خطاب به مردم پاکستان گفت: «ما مرهمی بر زخمهای این ملت خواهیم گذاشت.» او در عین حال قول داد که برخلاف رویه جاری در پاکستان، از اردوگاه سلف خود انتقام نگیرد. او که روابط دوستانهای با ارتش پاکستان و دولت چین دارد و در عین حال حامی حفظ روابط حسنه با آمریکاست. آمریکا انتصاب شهباز شریف به عنوان نخستوزیر جدید پاکستان را تبریک گفت و دیپلمات ارشد آمریکا بار دیگر بر ارزش روابط میان این دو کشور تاکید کرد.
باید در نظر داشت که در پاکستان ارتش در پشت صحنه قدرت قرار دارد و هرجا که احساس کند، دولت با سیاستهای او سازگار نیست، پشت حکومت را خالی میکند. تجربه نشان میدهد که آنها (حزب مسلم لیگ) در یکی دو سال اول با ارتش رابطه خوبی دارند، اما وقتی ماه عسل آنها تمام شد، اختلافات آنها آغاز خواهد شد. این شیوهای بوده است که در سالهای گذشته هم اتفاق افتاده است.
با انتخاب شهباز شریف در پاکستان به نظر میرسد که واقعه خاصی در رابطه کشورمان و این کشور اتفاق نخواهد افتاد و دو کشور به عنوان دو همسایه سعی میکنند، ارتباطات خوب و بدون تنشی داشته باشند. در رابطه با عربستان هم به صورت طبیعی روابط خوبی بین دو کشور وجود خواهد داشت. آنها همچنین سعی میکنند، مناقشات کمتری با آمریکا داشته باشند و از کمکهای آمریکا در ارتش پاکستان استفاده کنند. در مورد افغانستان و هند و افغانستان باید گفت که معمولاً ارتش پاکستان مسئولیت دارد و دولت نقشی در این باره بازی نمیکند. البته احتمال دارد که دولت علاقهمند باشد تا اختلافات خود را با هند کاهش دهد تا به نوعی در رابطه با هند تنشزدایی کند، آن هم در صورتی که فرمانده ارتش با این اقدام او موافق باشد.
اولین چالشی که برای شهباز شریف، نخستوزیر جدید پاکستان وجود دارد، تشکیل یک دولت قابل پذیرش و ثباتآفرین است. دولت جدید باید پذیرش عمومی بیشتری نسبت به دولت قبل داشته باشد و در صحنه تحرکات اجتماعی و حرکات سیاسی، نظم موجود را متوجه لزوم ایجاد فضای مناسب برای توسعه کند.
همواره شکلگیری مطالبات جدید در نیروهای متفاوت اجتماعی و سیاسی، به ویژه نیروهایی که مدعی تحرکات اسلامی هستند و تحت تاثیر تحولات منطقهای، بینالمللی و ملی قرار دارند، مبانی قدرت در پاکستان را با یک چالش اساسی روبهرو میسازد. از جمله آثار قطعی این فرآیند، بازتعریف نقش دین و سیاست است و باید گفت دولتسازی در پاکستان از بعد از استقلال این کشور، از منطق دور مانده و بسیاری از منابع داخلی و خارجی خود را از دست داده است. لذا همواره دولتهای پاکستان کمثبات بودهاند. بنابراین نخستین چالش دولت جدید پاکستان نیز ایجاد ثبات سیاسی در جهت استقرار دولتی قوی در این کشور است.
تا کنون در تاریخ پاکستان، ژنرالهای این کشور توانستهاند سه دولت غیر نظامی را جابهجا کنند. شهباز شریف باید در مرحله نخست مشکلاتی که در مسیر ایجاد ثبات سیاسی وجود دارد را از پیش رو بردارد و فراموش نکند که حرکت بر روی لبه تیغ در پاکستان، از سایر نقاط منطقه سختتر است.
پاکستان با مشکلاتی نظیر تورم شدید، کاهش ارزش پول ملی و کاهش ذخیرههای ارزی روبهرو است و اگر دولت جدید پاکستان نتواند این مشکلات را حل کند، باید منتظر باشد که اپوزیسیون با توجه به وجود عمرانخان و دیگر مخالفینی که در قامت رقبا با شریف وارد کشمکش خواهند شد، اتفاقاتی را رقم زنند.