کد خبر: ۲۳۹۹۲۹
تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۴۰۱ - ۲۱:۲۹
ضرورت توجه به ابعاد مختلف شعار سال 1401 - بخش پایانی

آینده در دست دانش‌بنیان‌ها

 

رضا الماسی
به گفته کارشناسان؛ آینده‌ کشور ما در دست دانش‌بنیان‌هاست. آنها در آینده نقش مهمی در آسان‌ترشدن روابط بین‌المللی‌ کشورمان دارند و تولید دانش‌بنیان باعث کم اثر شدن تحریم‌ها می‌شود. دانش‌بنیان‌ها می‌توانند از منابع بسیار مهم صادرات کشور بشوند. رمز موفقیت شرکت‌های بزرگ کشورهای اروپای غربی در صادرات است. آنها می‌توانند به تمام کشورها، حتی اروپا صادرات داشته باشند؛ بنابراین، آنها در آینده نقش مهمی در اقتصاد کشور خواهند داشت.
درباره نقش تولید دانش‌بنیان در بهبود وضع معیشت مردم و پیشرفت اقتصادی کشور بحث‌های زیادی میان نخبگان اقتصادی کشور صورت گرفته است.
با توجه به اینکه حدود 40 درصد از جمعیت بیکار کشور، فارغ‌التحصیلان دانشگاهی هستند، تولید دانش‌بنیان می‌تواند این تهدید را به فرصت تبدیل کرده و اقتصاد کشور را متحول سازد و باعث رشد اقتصادی بشود.
تولید دانش‌بنیان می‌تواند اقتصاد را به سمت تولیداتی که فناوری و تکنولوژی بالاتری دارند ببرد که این مهم ثروت زیادی را برای کشورمان خلق خواهد نمود.
جایگاه تولید دانش‌بنیان
در پیشرفت اقتصادی کشور
هر چه محصولات با تکنولوژی بیشتر و دانشی‌تر تولید شوند ارزش افزوده بالاتری خواهند داشت و به ازای هزینه‌کرد کمتر می‌توانند سود بیشتری را ایجاد کنند و در نتیجه آن منابع موجود بهره‌وری بیشتری خواهد داشت.
علی جوان، کارشناس مسائل اقتصادی در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید: «نیروی انسانی ما می‌تواند تولید ثروت بیشتری ایجاد کند و سطح معیشت جامعه را افزایش دهد. چراکه از منابع محدود می‌توانیم بهینه‌ترین استفاده را ببریم.»
او ادامه می‌دهد: «همچنین ذکر این نکته ضروری است که اقتصاد دانش‌بنیان برخلاف اقتصاد صنعتی و... اشباع‌ناپذیر است. یعنی محدودیتی برای ایجاد ارزش افزوده و مرزی برای خلق ارزش ندارد ولی در صنایع این اشباع‌پذیری وجود دارد و اصطلاحاً تابع تولیدشان است. بنابراین سرمایه‌گذاری در اقتصاد دانش‌بنیان می‌تواند رشد فزاینده ایجاد کند.»
مهم‌ترین اولویت‌های عملیاتی دولت
برای تحقق شعار سال
رهبر معظم انقلاب در تعیین شعار محوری برای هر سال می‌فرمایند؛ انتخاب شعار سال برای این است که مسئولین، عمدتاً قوه مجریه و در حاشیه‌ آن، قوه‌ مقنّنه و قوه قضائیه و همچنین آحاد مردم در این جهت حرکت کنند.
یعنی نقش اصلی و محوری را در تحقق شعار سال به عهده دولت است و بقیه دستگاه‌ها و مردم در حاشیه آن باید به تحقق این مهم کمک کنند.
یکی از مسائل پر اهمیت برای موفقیت دولت در تحقق شعار سال، اولویت‌‌بندی در کارهاست. مهم‌ترین اولویت‌های عملیاتی دولت برای تحقق شعار امسال چیست؟
جوان در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «به عنوان پیشنهاد کارشناسی درباره مهم‌ترین اولویت‌های عملیاتی دولت برای تحقق شعار امسال فکر می‌کنم عملیاتی کردن طرح جهش تولید دانش‌بنیان که الان در شورای نگهبان در دست بررسی است و بعد از تصویب به قانون تبدیل می‌شود مهم‌ترین اولویت دولت باید باشد. روی این طرح کار کارشناسی خوبی انجام شده و تقریباً تمامی ذی‌نفعان دخیل بودند.»
این کارشناس مسائل اقتصادی توضیح می‌دهد: «در این طرح تقریباً چارچوب‌بندی مشخصی برای شرکت‌های دانش‌بنیان اعم از صنایع خلاق و سایر دسته‌های شرکت‌های دانش‌بنیان تدوین و طراحی شده و می‌بایست اولویت دولت در سال ۱۴۰۱ اجرایی ‌سازی این قانون باشد. البته پس از اینکه ابلاغ شد دولت باید دقیقاً روی آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های آن کار کند که به سرعت این موضوع عملیاتی بشود و شرکت‌های دانش‌بنیان بتوانند خودشان را در اکوسیستم اقتصادی ایران تعریف کنند و خودشان را پیدا کنند.»
او می‌افزاید: «قدم‌ بعدی نگاه برون‌نگر است. در سال‌های اخیر به دلیل اتفاقات و تحریم‌هایی که داشتیم نگاه شرکت‌ها اکثراً به بازار داخل بوده که با توجه به اینکه بازار ایران 85 میلیون نفری است غیرمنطقی به نظر می‌رسد و نیاز است که به بازارهای خارجی متصل بشود و برای این کار می‌بایست دولت شرکت‌های دانش‌بنیان را حمایت کند و برای پیشبرد این مسئله اقدامات لازم را انجام بدهد تا شرکت‌های دانش‌بنیان بتوانند برای ایران برند ‌سازی کنند.»
جوان تصریح می‌کند: «همچنین این شرکت‌ها باید بتوانند با شرکت‌های دیگر در سطح جهان رقابت کنند و در این موضوع ما بعضی شرکت‌های موفق پزشکی را داریم که می‌توانند الگو باشند. سومین اقدامی که دولت باید انجام بدهد تغییر در نظام آموزشی است. به‌گونه‌ای که آموزش برای رسیدن به اقتصاد دانش‌بنیان کمک‌کننده باشد. شاهد مثال این مسئله، اختلاف رتبه علمی با رتبه اقتصادی ایران در جهان است که نشان می‌دهد دو حوزه علمی و اقتصادی کشور به یکدیگر متصل نیستند و نیازمند هم‌افزایی این دو حوزه برای رسیدن به اقتصاد بهتر هستیم.»
منظومه قدرت ملّی
«آن کسانی که بخواهند در مورد وضع کشور قضاوت کنند، نگاهشان فقط به مسئله‌ اقتصاد نباشد؛ اقتصاد یک شاخص است؛ شاخص امنیّت هست، شاخص پیشرفت‌های علمی هست، شاخص استفاده‌ از تحریم برای نوآوری هست، شاخص‌های مربوط به دیپلماسی هست؛ اینها همه شاخص است؛ اینها را نگاه کنند. قدرت یک کشور یک منظومه، و مجموعه‌ای از عوامل گوناگون است که به هم مرتبطند. این شکل منظومه‌ایِ قدرت و اعتبار را ندیدن و نفهمیدن، موجب قضاوت‌های غلطی می‌شود. پس کلّ منظومه را باید دید؛ منظومه را وقتی انسان نگاه می‌کند، خرسندکننده است.»
(رهبر انقلاب – 23 فروردین 1401)
قدرت از مفاهیم اساسی سیاست است. برخی آن را موضوع اصلی علم سیاست دانسته‌اند. قدرت سیاسی به‌معنای تأثیرگذاری بر دیگران و تسخیر اراده دیگران است؛ بنابراین، هر جا که اراده یکی بر دیگری اعمال می‌شود، وارد محدوده‌ای به نام سیاست شده‌ایم. قدرت فی‌نفسه امری نسبی است و همواره قدرت یکی با دیگران مقایسه می‌شود و ممکن است نسبت به یکی ضعیف و به دیگری قوی محسوب شود.
دکتر ابراهیم برزگر، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی در یادداشتی پیرامون این موضوع می‌نویسد: «قدرت همواره در سیاست امری تعاملی است و در ارتباط با دیگری شکل می‌گیرد و موجودیت و فعلیت پیدا می‌کند. هر کنشگر و دولتی می‌کوشد تا دیگری را به رفتن به راه خود که متضمن منافع خود است، رهنمون و وادار کند. این امر به‌دلیل ارزش‌های کمیاب در سیاست رخ می‌دهد و اینکه بازیگرانی قانع به حق خود نیستند و می‌کوشند تا با ظلم به دیگری، سهم خود از ارزش‌های کمیاب را افزایش دهند؛ بنابراین، حتی اگر جمهوری اسلامی بازیگری اخلاقی باشد، باز هم با زیاده‌طلبی آن قدرت ستمگر و ظالم مجبور به افزایش قدرت خود است تا بتواند در قبال آن دولت‌ قدرتمند و غیراخلاقی و ظالم ایستادگی کند. از اینجاست که قوی‌شدن، حتی برای سیاستمداران و دولت‌های اخلاق‌مدار مانند جمهوری اسلامی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. ایرانِ قوی همواره راهبرد اساسی ایران در طول 40 سال گذشته بوده است. هر ملتی اگر استقلال، سرافرازی، استفاده از منابع حیاتی بر مبنای اراده خود و ایستادگی در مقابل خواسته‌های دیگران را می‌خواهد، باید قوی باشد.»
او می‌افزاید: «قدرت امری مرکب است. قدرت انواعی دارد، ولی معمولاً آن را به دو بخش قدرت سخت و قدرت نرم گونه‌شناسی می‌کنند. البته قدرت هوشمند شامل هر دو بخش قدرت نرم و قدرت سخت به‌طور ترکیبی و توأمان است. قدرت سخت شامل موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک؛ منابع طبیعی و انرژی؛ قدرت نظامی و دفاعی؛ قدرت اقتصادی و نفوذ منطقه‌ای و عمق راهبردی قدرت نهادی و سیاسی و نفوذ در سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است. قدرت نرم هم به قدرت اقناع و منطق جذاب و تأثیرگذاری سبک فکری و زندگی و فرهنگی یک کشور برای سایر کشورها و بازیگران اطلاق می‌شود. فرهنگ و سبک زندگی و منطق جذاب و تأثیرگذار بر دیگر ملت‌ها از دیگر بازوهای قدرت ملی است. جذب ملت‌ها برای هر کشوری، عمق راهبردی ایجاد می‌کند. عناصر و ارکان قدرت مرکب ملی، یک کل به‌هم‌پیوسته است و یکدیگر را تکمیل می‌کنند. تقویت همزمان همه سبدهای قدرت ملی ضروری است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های منظومه قدرت ملی قدرت علمی و تبدیل علم به کاربست‌های عملی، یعنی فناوری است.»
دکتر برزگر تصریح می‌کند: «دانش و تکنولوژی هسته‌ای از همین زاویه قابل درک است. قدرت‌های موجود می‌کوشند آن را در انحصار خود داشته باشند تا دیگران همواره تا ابد به آنان نیازمند و وابسته باشند. به عبارت دیگر، می‌کوشند توسعه‌یافتگی خود و توسعه‌نیافتگی دیگران را نهادینه و ابدی کنند و دیگران را در موضع ضعف ثابت نگاه دارند. از دست دادن قدرت و علم و دانش هسته‌ای، تضعیف قدرت ملی را به‌دنبال دارد. تأکید رهبر انقلاب بر دانش‌بنیان بودن تولیدات صنعتی و کشاورزی هم از همین گزاره ناشی می‌شود که علم،‌ قدرت می‌آورد.»
وجه تمایز شرکت‌های دانش‌بنیان
با سایر بنگاه‌های اقتصادی
سرمایه‌ اصلی فعالیت‌های دانش‌بنیان، دانش است؛ قرن قبل که قرن صنعت بود، کارخانه‌های بزرگ در مساحت‌ها و سوله‌ها و ماشین‌آلات بزرگ و با تعداد کارگران و مهندسین زیاد، نشان از عظمت و اهمیت صنایع و اقتصاد آن کشور بود، ولی امروز یکی از ملاک‌های مهم این است که این‌ها چقدر دانش‌بنیان هستند.
خانم دکتر نسرین سلطان‌خواه، معاون سابق علمی و فناوری ریاست جمهوری در این باره می‌گوید: «بالاترین سرمایه‌ دانش‌بنیان‌ها سرمایه دانشی‌شان است. البته ممکن است نگاه نادرستی وجود داشته باشد که دانش‌بنیان بودن و شرکت دانش‌بنیان را فقط در فناوری‌های سطوح بالا می‌بینند. به نظر من، دانش‌بنیان شدن اقتصاد و صنعت وقتی اتفاق می‌افتد که دانش و فناوری در تمام بخش‌های مختلف آن اقتصاد، صنعت صنایع پایین‌دستی و متوسط و در صنایع با فناوری بالا نفوذ پیدا کند؛ مثلاً، الآن کشورها در صنعت خودرو با همدیگر رقابت می‌کنند و آن‌هایی که به فناوری و دانش بیشتری دست پیدا ‌می‌کنند، می‌توانند خودروهایشان را با قابلیت‌های متفاوت‌تری از بقیه تولید کنند و در دنیای رقابت اقتصادی ادامه حیات پیدا کنند؛ حتی صنایع پایین‌دستی و متوسط برای اینکه بتوانند بهره‌وری‌شان را بالا ببرند و رقابت‌پذیرتر شوند و با هزینه‌ کمتر و کیفیت بهتر ماندگار باشند، چاره‌ای جز این ندارند که دانش و فناوری در این صنایع نفوذ پیدا کند؛ مثلاً، شرط اینکه صنایع پایین‌دستی‌مان مثل زعفران، زرشک و فرش برای اینکه در دنیا قابل رقابت و دست برتر را داشته باشند این است که دانش و فناوری در این صنایع پایین‌دستی هم نفوذ پیدا کند و به‌کار گرفته شود. ما نباید فکر کنیم که شرکت دانش‌بنیان شرکتی است که فقط در حوزه‌ فناوری‌های‌ برتر کار می‌کند. اقتصاد و صنعت می‌توانند اقتصاد دانش‌بنیان شوند.»
او اضافه می‌کند: «ما تعداد زیادی فارغ‌التحصیل در مقطع فوق‌لیسانس و دکتری داریم که همین شرکت‌های دانش‌بنیان باید محمل فعالیت و جذب آنها باشد. اگر ما دنبال این باشیم که کارها و فعالیت‌های اقتصادی به‌دست مردم باشد، باید فهم بخش مهم مردمی و خصوصی از طریق شرکت‌های دانش‌بنیان هم باشد. این می‌تواند محل جذب و اشتغال فارغ‌التحصیلان دانشگاهی‌مان هم باشند؛ لذا، آنها می‌توانند بخش مهمی از صنعت و اقتصاد کشور و بخش شرکت‌های دانش‌بنیان را عهده‌دار شوند. همان‌طور که گفتم، فعالیت دانش‌بنیان می‌تواند در افزایش بهره‌وری و در کم‌کردن هزینه‌های تولید و در بالابردن کیفیت و رقابت‌پذیرشدن محصول خیلی مؤثر باشد.»