جنگیری؛ کلیشه محبوب هالیوود
فاطمه قاسمآبادی
سینمای وحشت سالهاست که مخاطبین خاص خودش را دارد و در بیش از یک دهه گذشته نیز تهیهکنندگان غربی توانستهاند با اعمال یکسری تغییرات در فیلمنامهها و استفاده از ترسهای زیرپوستی، بهجای کلیشههای صدسال اخیر، از این ژانر، پول بیشتری به جیب بزنند و تعداد بیشتری از مخاطبین را جذب این نوع ساختههایشان کنند.
یکی از موضوعات پای ثابت این ژانر، تلفیق مسائل مربوط به مذهب و ماوراءالطبیعه، برای القای ترس بیشتر، به مخاطبین بوده است. از آنجاییکه این فیلمها در کشورهای غربی ساخته میشود و دین اکثر مردم در این کشورها مسیحیت است، در فیلمها و سریالهای ترسناک غربی، از المانهای مسیحیت مانند کشیشهای نفرین شده، راهبههای شیطانی، صلیب و... به شدت استفاده میشود.
مسئله جنگیری و تسخیر، بعد از ساخت فیلم بسیار موفق «جنگیر» (1973) به قدری محبوب شد که بعد از آن، مراسم جنگیری پای ثابت تعداد بسیاری از ساختههای هالیوودی شد و در فیلمهای زیادی از ژانر وحشت، از آن استفاده شد تا مخاطبین را پای روایت تکراری اما جذاب خود بکشاند... .
فیلم «جِنگیری خدا» به کارگردانی «الخاندرو هیدالگو» محصول مشترک سال 2021 کشورهای مکزیک، آمریکا و ونزوئلا است. این فیلم با وجود کلیشههای رایج، از زاویه متفاوتی به مسئله جنگیری میپردازد.
داستان کشیش تسخیرشده
داستان فیلم جِنگیری خدا، در مورد یک کشیش کاتولیک، سفید پوست و آمریکایی به نام «پدر پیتر» است که برای کمک به مردم مکزیک سالها پیش، به این کشور رفته است. ماجرای اصلی از اینجا شروع میشود که حدود 18 سال قبل، پدر پیتر بدون مجوز از جانب کلیسا، در یک مراسم جنگیری شرکت میکند تا روح و بدن راهبهای به نام «ماگالی» را از شر جن خبیثی به نام «بالبان» نجات بدهد ولی در حین مراسم، بعد از نجات ماگالی، پدر پیتر به قول خودش تسخیر میشود و بهخاطر این اتفاق، مرتکب تجاوز به آن راهبه میشود و ثمره این تجاوز، فرزند دختری است که ماگالی آن را به دنیا میآورد ولی پدر پیتر هرگز مسئولیت این اتفاق را گردن نمیگیرد و همیشه این ماجرا را انکار میکند... .
پس از سالها دوباره موقعیتی پیش میآید که اینبار دختر ماگالی و پدر پیتر، توسط بالابان تسخیر میشود و پدر پیتر مجبور میشود که با گذشته خود روبهرو شود و دوباره با بالبان مواجه شود... .
با الهام از برصیصا و پطرس
داستان فیلم جنگیری خدا، مخاطبین آگاه به تاریخ یهود را به یاد داستان «برصیصا» عابد یهودی میاندازد که در بین تمام ادیان معروف شده است. در این داستان برصیصا، زاهدی عابد و مستجابالدعا بود که در پرتو ریاضت و عبادت، به مقامی رسیده بود که خداوند دعای او را در حق بیماران و دیوانگان و درماندگان مستجاب میکرد. به همین دلیل مردم نزد او میآمدند و او برایشان دعا میکرد و شفای آنان را از خدا میخواست و خدا هم آنها را شفا میداد تا اینکه یک روز شیطان که قصد نابودی برصیصا را داشت، خانوادهای که دختری مریض اما بسیار زیبا داشتند را ترغیب کرد که برای شفای بیماری دخترشان، به نزد برصیصا بروند.
برصیصا که مدام مشغول عبادت بود به دختر و خانوادهاش اعتنا نمیکند و به همین دلیل خانواده دختر او را در خانه برصیصا رها میکنند و میروند تا شاید برصیصا برایش دعا کند.
برصیصا در نهایت برای دختر دعا میکند و وقتی دختر شفا میگیرد شیطان او را وسوسه میکند تا به دختر تجاوز کند... بعد از مدتی دختر حامله میشود و برصیصا هم از ترس رسوایی و بهخاطر از بین بردن آثار جرمش دختر را میکشد... در نهایت راز قتل دختر برملا میشود و برصیصا را به سمت دار مجازات میبرند و آنجا هم شیطان در آخرین لحظه برصیصا را به بهانه نجاتش از مرگ، میفریبد و به سمت پذیرش ولایت خودش میبرد... . داستان فیلم «جنگیری خدا» هم دقیقاً پلهپله به همین صورت جلو میرود منتها در انتها پدر پیتر داستان، برعکس برصیصا که به درک واصل شد، بعد از پذیرش ولایت شیطان، نجات پیدا میکند و باعث نجات بقیه هم میشود و به واتیکان میرود!
تا به حال فیلمهای زیادی با مضمون برتریت خیالی قدرت شیطان در هالیوود ساخته شده است ولی در این فیلم سازنده پا فراتر گذاشته و جایگاه شیطان و خداوند را عوض کرده است... در صحنههایی که شیطان به قول خودش سعی میکند کشیش را به روش جنگیری خودش، از شر روح خدا آزاد کند، در راستای همین تفکرات انحرافی است... .
انتخاب نام «پیتر» هم در این داستان معنای خاص خودش را دارد چرا که پیتر که در اصل همان «پطرس» است، در تمام انجیلها بهعنوان حواری شناخته میشود که حضرت عیسی(ع) به او گفت در آیندهای نزدیک قبل از اینکه خروس سه بار بانگ برآورد، تو مرا از ترس جانت، انکار میکنی و همین طور هم شد... . بهخاطر همین مسئله نام پیتر برای مخاطبین غربی از همان ابتدای داستان این مسئله را بهوجود میآورد که این شخصیت شکهای بیشماری در مورد اعتقاداتش دارد و امکان لغزشش بسیار زیاد است، البته در هرچهار انجیل شخصیت پطرس پس از این اتفاق توبه میکند و به سمت جبران اشتباهش قدم بر میدارد ولی در ورژن هالیوودی، پدر پیتر در نهایت ولایت شیطان را میپذیرد و برای ادامه مأموریتش به واتیکان میرود... .
تجردی که مایه انحراف شد
یکی از قوانین به شدت جنجالی کلیسای کاتولیک، که به انحرافات بسیار زیادی دامن زد، قانون «تجرد کشیشان» و «راهبه» هاست.
این قانون که از ابتدای مسیحیت وجود نداشته و جزو پایههای اعتقادی نبوده است، توسط پاپ «گریگوری هفتم» و در سال ۱۰۷۴ میلادی وضع شد و تا به حال هم باقی مانده است.
در فیلم «جنگیری خدا» هم به مسئله تجرد کشیشان و راهبهها بهطور مستقیم اشاره میشود و پدر پیتر در انتهای فیلم، در ویدئویی اعتراف میکند که نه بهخاطر تسخیر شیطان و بهانههایی که تا آن لحظه گفته است، که بهخاطر میل درونی و امیال سرکوب شدهاش، مرتکب گناه و تجاوز شده است... .
در حال حاضر مسئله تجرد کشیشان، نه تنها به نقض این قانون با ازدواجهای پنهانی و داشتن معشوقه از جانب کشیشان رسیده است، که انحرافاتی مانند همجنس بازی و کودک آزاری را هم در بین آنها رواج داده است. همین چند سال پیش اخبار تجاوز کاردینال «ژرژ پل»، به کودکان، خبرساز شد...این کاردینال که مرد شماره 3 واتیکان، معتمد پاپ و مسئول امور مالی کلیسای کاتولیک بود، نتوانست از اتهامات وارده، تبرئه شود... .
طبق آمار واتیکان، تا سال 2001 تقریبا کلیه شکایات، علیه کودک آزاری کشیشان در دنیا، از آمریکای شمالی و دنیای انگلیسی تبار بود. اما اکنون این شکایات آمریکای جنوبی، مکزیک، کل اروپا، ایتالیا و اسپانیا، لهستان و... را نیز در بر گرفته است و حتی در خود رُم هم سالانه 400 مورد شکایت آزار جنسی نسبت به کودکان گزارش میشود.
در جایی از فیلم، ماگالی به پدر پیتر میگوید:
«خوب شد که این اتفاق(تجاوز)افتاد وگرنه نمیتوانستم دخترم را داشته باشم!» اینکه راه شرعی و بدون گناه، چنان بسته بهنظر برسد که یک راهبه سابق را به این نتیجه برساند که بدون این تجاوز نمیتوانست صاحب فرزندی شود، قابل توجه است و نشان از تایید زیرپوستی روابط نامشروع بین کشیشان و راهبهها، بهجای اعتراض به این قانون عجیب دارد... .
کلیشههای قدیمی و قهرمان سفیدپوست
فیلم جنگیری خدا، از همان ابتدا ادای دِینهای بسیاری نسبت به فیلم جنگیر معروف دارد و صحنههای متعددی را از این فیلم، در خود گنجانده است.
در این فیلم هم مانند دیگر آثار از این دست، مناسک جنگیری که بیشتر شبیه رمالی شیادان است به همراه بیان کلمات توخالی توسط کشیشانی که به حرف خودشان ایمانی ندارند و معلوم نیست اصلا چرا باید این اجنه از این افراد و کلمات شان بترسند، فراوان دیده میشود... .
از طرف دیگر در فیلم جن گیری خدا، مخاطبین اتفاقات را در مکزیک دنبال میکنند ولی عملاً در فیلم هیچ نشانی از فرهنگ مردم این کشور و هویتشان دیده نمیشود و همه کارکنان و اطرافیان مکزیکی پدر پیتر هم در حد زیردستان بیدستوپایی هستند که اگر این کشیش سفیدپوست نباشد، شیاطین در مدتزمان کوتاهی آنها را میبلعند!
استفاده از یک کشیش سفید پوست آمریکایی به خیال سازندگان فیلم برای جذابیت بیشتر و به اصطلاح دیده شدن جهانی این فیلم مکزیکی، قابل توجه است، مخصوصاًً که بیشتر سرمایه این فیلم متعلق به کشور مکزیک و بعد ونزوئلاست ولی باز هم قهرمان اصلی فیلم باید یک سفیدپوست آمریکایی باشد و افراد بومی و مکزیکیها در نقشهای بیاهمیت و فرعی ظاهر میشوند.
البته با وجود تمام این تلاشها فیلم «جنگیری خدا» نتوانست نظر منتقدین و مخاطبین را به دست بیاورد و بهخاطر پرداخت ضعیف و تبلیغات کمش هم در حد یک اثر تقلیدی درجه دو، از فیلمهای هالیوودی باقی ماند.