کد خبر: ۲۳۹۳۸۷
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۴۰۱ - ۱۹:۰۵
به بهانه اکران عمومی فیلم «قدغن»

بالاخره تکلیف را روشـــن کنید!

 

سعید مستغاثی
بالاخره پس از گذشت 43 سال تکلیف را روشن کنید که فیلمفارسی دوران قبل از انقلاب، خوب بود یا بد؟ مبتذل بود یا فاخر؟ فرهنگی بود یا ضد فرهنگی؟ و چنان که بارها و بارها از سوی برخی اهالی این سینما در طی سال‌های گذشته تکرار شده و در مراسم مختلف هم مورد تاکید قرار گرفته و عواملش نیز به روی صحنه آمده و مورد تجلیل قرار گرفته‌اند، آیا فیلمفارسی پیش از انقلاب و عناصر شناخته شده آن، پدران و مادران سینمای کنونی به شمار آمده و می‌آیند؟!
چنان که در یکی از دوره‌های جشن منتقدان مجری مراسم، با تجلیل از یکی از عوامل اصلی همان فیلمفارسی‌های دوران پیش از انقلاب، او را مادر سینمای امروز ایران خواند و در دوره‌ای از جشن تئاتر هم دو تن از همان عوامل اصلی فیلمفارسی‌های رژیم گذشته را دعوت کرده و مورد تجلیل قرار دادند و گفتند بدون آنها سینمای امروز ایران، هیچ بوده است! و حتی اصغر فرهادی نیز با افتخار این سینما را تداوم همان فیلمفارسی‌های شاهنشاهی دانست!!
اما پدیده فیلمفارسی و یا به تعبیر مرحوم دکتر هوشنگ کاووسی فیلم آبگوشتی با ویژگی‌های خاص ابتذال و کپی‌برداری از سینمای هند و ترکیه و مصر و قصه‌های غیر اخلاقی و شخصیت‌های آبکی و بعضا صحنه‌های مستهجن، حتی در دوران پیش از انقلاب نیز مورد طعن و تنفر قشر جدی سینما رو
و تماشاگر فرهنگی و مخاطب هنری بود.
در آن سالها و حتی تا سالیان بعد از پیروزی انقلاب، پدیده فیلمفارسی نزد بسیاری از سینما دوستان و سینماروها و سینمایی‌ها، مذموم و ناپسند تلقی می‌شد و بعضا به عنوان یک فحش مورد استفاده قرار می‌گرفت! حتی تلویزیون قطبی هم در آن روزگار حاضر به پخش این دسته از فیلم‌ها نبود و در پاسخ علاقه‌مندان آنها، تصریح می‌کرد که تلویزیون ملی ایران، فیلم مبتذل پخش نمی‌کند!!
در دهه اول انقلاب نیز، فیلمفارسی اساسا سمبل سینمای طاغوتی و مبتذل محسوب می‌شد و داستان‌ها و ماجراهای آن، برای سینماگران، نوعی تابو به شمار می‌رفت. حتی فیلمفارسی سازان قهار دوران قبل که اجازه فیلم ساختن پیدا کرده بودند، به شدت از آن فاصله گرفته و برائت می‌جستند.
تا اینکه از اوایل دهه 70 با توسعه شعار خودکفایی اقتصادی در تولیدات فرهنگی و سینما و ادعای اینکه دیگر کمک‌های دولت و نهادهای مختلف به سینما محدود خواهد شد و فیلم‌ها بایستی خود هزینه‌هایشان را تنها از گیشه‌ها تامین نمایند (اگرچه این شعارها هرگز عملی نشد و دست دولت و نهادهای حکومتی همچنان بر سر سینما و انواع و اقسام تولیدات آن باقی ماند) به بهانه رونق گیشه‌ها و بازگشت سرمایه‌های به اصطلاح خصوصی، رگه‌هایی از فیلمفارسی در تولیدات سینمایی هویدا شد.
رگه‌هایی که از اواسط همان دهه 70 تا اوایل دهه 80 و سپس تا دهه 90 به طور کامل دامن بسیاری از تولیدات این سینما را فراگرفت. دیگر کسی از اینکه فیلمفارسی بسازد و از ماجراها و قصه‌های دوران پیش از انقلاب استفاده کند، ابایی نداشت و شرم نمی‌کرد. کار به جایی رسید که مجید مجیدی دبیر جشن خانه سینما در سال 1379، رسما از تریبون مراسم آن، اعلام نمود که:
«... گوش بداریم که صدای پای ابتذال به راحتی به گوش می‌رسد. آنچه روزگاری به درست یا به غلط با واژه فیلمفارسی می‌خواندیمش، دوباره سر و گوشی می‌جنباند، تابلوهای رنگارنگی که فقط در کار فریب چشمهایند و با‌اندیشه و آگاهی بیگانه‌اند، دوباره در سر چهارراه‌ها حاضر می‌شوند. ترانه خوانی‌های کوچه و بازاری، عشق‌های کاغذی و لحن‌های کلاه مخملی دوباره در فیلم‌ها ظاهر می‌شوند...»
و 8 سال پس از آن نیز در اوایل دی ماه 1387 مجیدی طی یک سخنرانی در سمينار «نقد سينماي اجتماعي و سينماي ديني» در دانشگاه علامه طباطبايي، کلیت سینمای ایران طی دوران موسوم به اصلاحات را مبتذل خواند و گفت:
«...يكي از گله‌هاي من به آقاي خاتمي هم همين مسئله بود، چرا كه علي‌رغم علاقه‌اي كه به شخصيت ايشان دارم، بايد بگويم كه در دوره‌ ايشان علي‌رغم فضاي آزادي كه وجود داشت، چيزي جز ابتذال نصيب سينماي ما نشد.»
اما دیگر کپی‌برداری‌های نعل به نعل از روی فیلمفارسی‌های مبتذل و مستهجن سینمای طاغوت، شروع شده و بی‌هیچ ملاحظه و پرهیز ادامه یافت. اسامی و قصه و داستان همان فیلمفارسی‌ها، مجددا حتی با همان نام و عنوان به روی پرده سینما رفت و خبری از آن دغدغه‌های انقلابی و فرهنگی و هنری نشد!
اما طرفه آنکه همچنان برخی بازیگران و عوامل آن دوران، خانه‌نشینی را ادامه دادند و اصل فیلمفارسی‌ها همچنان غیرقابل نمایش باقی ماند در حالی که کپی‌های آنها بسیار سخیف‌تر و ضعیف‌تر به روی پرده سینماها رفته و می‌رود!
نمونه اخیر این پدیده در اکران نوروز 1401 بوده؛ یعنی فیلم «قدغن» که کپی نعل به نعل از فیلم «قصاص» ساخته نظام فاطمی و نویسندگی احمد نجیب زاده در سال 1350 است.
یک داستان مبتذل و سخیف؛ رفاقت دو دوست (با بازی ناصر ملک مطیعی و سرکوب) به خاطر دختری یتیم شده (گوگوش) از یک مطرب به هم می‌خورد، رفاقتی که قبلا در یک رقابت عشقی بر سر یک زن (پوری بنایی) لکه دار شده و یکی از آنها کنار کشیده بود! رفیق بازنده رقابت عشقی قبلی، با دختر یتیم شده ازدواج کرده و رفیق دیگر به خاطر انتقام از دوست سابق خود، به آن دختر تجاوز و در پی آن، دختر خودکشی می‌کند. حالا رفیق بازنده در پی انتقام برآمده و فرزند طرف متجاوز را گروگان گرفته و شرط رهایی او را‌، یک شب گذراندن با زن رفیقش اعلام می‌کند یعنی همان زنی که زمانی او را در رقابت با همان رفیق نارفیقش باخته بود و...
حالا این داستان مبتذل و ضد اخلاقی، نعل به نعل در فیلم «قدغن» به تصویر کشیده شده و بر پرده سینما‌ها رفته است با این تفاوت که ناصر ملک مطیعی به سام درخشانی تبدیل شده، پوری بنایی به ساناز سعیدی، سرکوب به کریم امینی و گوگوش به رزا بیات و....
بالاخره تکلیف چیست؟ اگر این دسته فیلم‌ها اشکالی ندارند و در چهل و سومین سال انقلاب بایستی بر پرده سینماها بروند، خب، چرا اصل آنها را نمایش نمی‌دهند و این کپی‌های دست چندم را اکران می‌کنند؟ چرا بازیگران نسخه اصل همین فیلم، سالهاست که نمی‌توانند در هیچ فیلمی حضور داشته باشند؟
یادمان باشد که حضرت امام خمینی رحمه الله علیه در اولین سخنرانی خودشان، پس از ورود به وطن در 12 بهمن 1357 و در بهشت زهرا پیش از آنکه بگویند «ما با سینما مخالف نیستیم با مرکز فحشا مخالفیم»، فرمودند: «سینمای ما مرکز فحشاء است.»
متاسفانه این بخش از فرمایشات ایشان، همواره در نقل قول‌های امام در مورد سینما، سانسور شده و می‌شود!
ایشان در همان سخنرانی فرمودند:
«... سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد؛ و شما می‌دانید که جوانهای ما را اینها (دست‌اندرکاران سینمای پیش از انقلاب) به تباهی کشیده‌اند...»
حضرت امام قبل و بعد از این فرمایشات نیز به کررات از تباهی سینمای پیش از انقلاب برای جوانان ایرانی سخن گفتند و در اغلب موارد، همه آن سینما را مفسده خواندند و هیچ موردی را استثناء نفرمودند. نمونه‌های زیر می‌تواند روشنگر این موضوع باشد:
زمان: ۱۷ شهریور ۱۳۵۸ / ۱۶ شوال ۱۳۹۹
موضوع: نقش رادیو و تلویزیون در جامعه
«... یک جوانی که عادت کرد که هر روز برود یا هر شب برود در سینما و آن طور مسائل را ببیند، این دیگر فکرش نمی‌رود دنبال اینکه نفت ما را که می‌خورند، کجا می‌رود این نفت، این ثروت ما کجا می‌رود. اصلاً تو فکرش نمی‌آید این. این همان مثل آدم هرویینی می‌ماند، یک آدم هرویینی اصلش، فکرش دنبال این نیست که چه می‌گذرد. او همه‌اش دنبال این است که چه وقت، وقت هرویین بشود، یا وقت استعمال تریاک بشود. آن کسی که عادت کرد که برود در این مراکز فحشا، تمام همّ و غمش همان مراکز فحشاست؛ حالا چه می‌گذرد در این مملکت، چه به سرش دارد می‌آید، پیشش مطرح نیست، دنبال این مطلب نیست...»
زمان: ۳۱ تیر ۱۳۵۸ / ۲۷ شعبان ۱۳۹۹
موضوع: ضرورت عمل به وحدت و دعوت از روشنفکران برای وحدت با ملت
«... جوانهای ما را کشیدند به مراکز فحشا؛ کشیدند به مراکزی که مغزهای آنها را تهی کردند. یک آدمی که در این نحو سینماهایی که پیش بود- حالا من نمی‌دانم وضعش چه جوری است، آن وقت سینماهایی که بود که همه آن دستگاه فساد بود- دیگر یک جوانی که می‌رفت در آنجا، پنج روز، ده روز می‌رفت، عادت می‌کرد به این، دیگر نمی‌توانست جدّی یک عملی بکند، این دیگر نمی‌توانست فکرش را متوجه بکند به اینکه نفت ما را دارند می‌برند و همه چیز ما را، دارند، حیثیت ما را دارند می‌برند و ما مشغول اینکه سینما را تماشا بکنیم یا نمی‌دانم ستاره سینما را!...»
زمان: ۳۰ تیر ۱۳۵۸ / ۲۶ شعبان ۱۳۹۹
موضوع: ویژگی‌های رژیم غیر الهی- نقش تربیتی رادیو و تلویزیون
«... در سینما جوانهای ما وارد می‌شدند، اگر چنانچه چند روز وارد می‌شدند عادت می‌کردند و سینما با آن صورتهایی که همه‌اش انحرافی بود...»
زمان: ۲۸ تیر ۱۳۵۸ / ۲۴ شعبان ۱۳۹۹
موضوع: نقش رادیو و تلویزیون در اصلاح یا افساد مملکت
«... مع الأسف در زمان سابق کوشش کردند که همه اینها را منحرف کنند؛ تمام اینها. مطبوعات را دیدند و دیدیم. سینماها را همین طور؛ رادیو را همین طور؛ همه را از آن راهی که باید سازنده یک مملکتی باشد، سازنده یک ملتی باشد، منحرف کردند و همه را بر خلاف مسیر درست کردند...»
زمان: ۲۳ شهریور ۱۳۵۷ / ۱۱ شوال ۱۳۹۸
موضوع: مسائل مختلف جهان و ایران
مصاحبه‌کننده: خبرنگاران رادیو- تلویزیون فرانسه (چاپ شده در روزنامه فیگارو)
«... این شاه است که برای به فساد کشیدن قشر جوان ما، سینماها را با برنامه استعماری رایج کرده، و دختران و پسران ما را بی‌عفت و غافل از وضع اسفبار کشور می‌خواهد بار بیاورد. سینمای شاه مرکز فحشا و تربیت‌کننده آدمکهایی است از خود بی‌خبر و از وضع بی‌سامان کشور بیخبرتر و چنین مراکز را ملت مسلمان، مخالف با مصالح کشور می‌داند و بدون آنکه از طرف روحانیون امری بشود، آنها را خراب کردنی می‌دانند...»
اگر فرمایشات حضرت امام برای مقاطع مختلف راهگشا و قانون و ضابطه به شمار می‌آید، اگر به فرموده مقام معظم رهبری، بیانات امام همیشه باید فرا راه برنامه‌ها و اهداف مسئولین جمهوری اسلامی باشد، اگر با تحلیل کارشناسانه، پدیده فیلمفارسی چه در دوران پیش از انقلاب و چه از نوع امروزی آن، همیشه مذموم و نامطلوب و مبتذل و بعضا مستهجن بوده و هست، اگر نمایش فیلم‌های روزگار طاغوت ممنوع و فعالیت برخی بازیگران آنها دچار مشکل گردید واگر...
پس نمایش کپی‌های دست چندم از همان آثار، چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟