وحــی آرامش بخش
انسان در شرایط بحرانی که جان خود یا عزیزانش در خطر باشد، قدرت تصمیم و عمل را ندارد؛ زیرا درچنین شرایطی، گاه میشود که تعقل از دست میرود و شخص در بحران نمیتواند درست فکر کند و تصمیم بگیرد و با عزم وارد میدان عمل شود؛ بلکه همواره شک و تردید در قلب او جولان میدهد.
شاید شما هم وقتی عصبانی هستید، از شدت خشم ناتوان ازاندیشه و عمل صحیح میشوید؛ از همین رو گفته شده که در حالت عصبانیت تصمیم نگیرید. امیرمومنان علی(ع) میفرماید: «الغَضَبُ یفسِدُ الإِیمَانَ کمَا یفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ؛ خشم، ایمان را تباه مىکند، همانگونه که سرکه عسل را.»(عیون أخبار الرضا، ج 1، ص 40) همچنین میفرماید: الْغَضَبُ یُفْسِدُ الْأَلْبَابَ وَ یُبَعِّدُ مِنَ الصَّوَاب؛ خشماندیشه ناب را فاسد و از صواب دور میسازد.(تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 65، ح862)
انسان در شرایط عادی میتواند تصمیمهای مناسبی را براساس تعقل و تفکر بگیرد و آن را در مقام عمل نیز به درستی انجام دهد؛ اما در شرایط سخت بحرانی شاید برای بسیاری دشوار باشد که فکر و عملشان صحیح باشد.
از نظر قرآن افرادی که گرفتار هواهای نفسانی هستند و در این ورطه سقوط کردهاند، گرفتار شک علمی و تردید عملی هستند و هرگز افکار و رفتاری صحیح بروز نمیدهند. این افراد وقتی بحرانهای عظیم قیامت و آتش دوزخ را میبینند، رفتاری پرشتاب و چشمانی خیره دارند که توان پلک زدن را از دست میدهند و دلهایشان از وحشت خالی میشود:وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ.(ابراهیم، آیه 43)
اما کسی که دل به عهد و عقد خدا بسته و تنها امیدش به خدا باشد، خدا همان طوری که به پیامبران وحی تشریعی و غیر تشریعی میفرستد، برای این قبیل بندگان خویش نیز وحی غیر تشریعی میفرستد که دلهایشان را فارغالبال میسازد به طوری که دیگر هیچ شک علمی و تردید عملی ندارند و هر آنچه وحی شده را با قاطعیت و استقامت انجام میدهند؛ چنانکه مادر موسی(ع) به وحی الهی فرزند را به نیل میافکند، درحالی که دل از همه چیز فارغ میدارد؛ خدا میفرماید: و به مادر موسى وحى کردیم که او را شیر ده و چون بر او بیمناک شدى او را در نیل بینداز و مترس واندوه مدار که ما او را به تو بازمى گردانیم و از [زمره] پیمبرانش قرار مى دهیم... و دل مادر موسى از هرچیزی فارغ البال شد، اگر قلبش را استوار نساخته بودیم تا از
ایمان آورندگان باشد،چیزى نمانده بود که آن راز را افشا کند.(قصص، آیات 7 و 10)
بنابراین از آثار وحی آن است که انسان را به چنان آگاهی شهودی میرساند که هیچ شکی درآن نیست و به چنان عملی میکشاند که هیچ تردیدی در آن راه نمییابد؛ این گونه است که با جزم دراندیشه و عزم در عمل وارد کار میشود؛ چرا که فارغالبال است و خدا دلش را ازهرگونهاندیشه نادرست رها ساخته است.
همین حالتی که برای مادر موسی(ع) دراثر وحی بوجود آمد، برای حضرت یوسف(ع) نیز پدید آمد تا جایی که به برهان وحی الهی، هیچ همت و قصدی در دل برای انجام عمل خلاف نداشت، چنانکه قرآن میفرماید: آن زن قصد او کرد؛ و او نیز -اگر برهان پروردگار را نمیدید- قصد وی مینمود! اینچنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود! (یوسف، آیه 24)