کد خبر: ۲۳۸۸۶۷
تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۴۰۱ - ۲۰:۴۸

دو نگاه به فیلم «روز صفر»

 

حیرت از حرارت درام!
آرش فهیم
هنر هفتم، ابتدا و قبل از هر چیزی اسباب حیرت است و سعید ملکان، با درک دقیق و عمیق این مهم، حرارت درام را نزدیک به صد می‌رساند.
«روز صفر» فیلمی است که در رده آثار استراتژیک قرار می‌گیرد، چون درباره یکی از عملیات‌های پیچیده امنیتی سال‌های اخیر ایران است. عملیاتی که در زمان برگزاری نیز به‌عنوان یک قابلیت دراماتیک باشکوه شناخته شد. همه منتظر بودیم تا چه کسی سراغ به تصویر کشیدن این تعقیب و‌ گریز آسمانی می‌رود و بیم آن می‌رفت که این سوژه سوخته شود. اما «روز صفر» چشم‌ها را روشن کرد. می‌شد تنها به همان روزی که عبدالمالک ریگی بازداشت شد هم پرداخت و همین موضوع نیز به تنهایی یک ماجرای کامل است. اما کارگردان، به‌جای تمرکز روی این بخش از موضوع، میدانی گسترده‌تر را برملا کرده و ‌تریلری سیاسی امنیتی و البته انسانی ساخته است.
«روز صفر» تقریبا همه ویژگی‌های یک فیلم خوب را داراست. از فیلمنامه‌ای پر از ماجرا، حادثه، معما و تعلیق و نقاط عطف دراماتیک، تا رویارویی قهرمان و ضدقهرمان، ضرباهنگ نفس‌گیر، نماهای چشم‌نواز و تنوع و گوناگونی لوکیشن، از بلوچستان و تهران تا برلین و پاکستان و دبی و... خلاصه، همه نماها و موقعیت‌های فیلم، سرشار از درام هستند.
در این هنگامه، اتفاقی رخ می‌دهد و آن، ادراک حقیقت در خلال یک روایت نظامی و سیاسی است. «روز صفر» هرچند شکل و شمایلی هالیوودی دارد، اما فیلمی حقیقت‌گو هم هست. تقابل ریگی به‌عنوان ضدقهرمان و مأمور امنیتی تعقیب‌کننده وی که تا پایان نیز معلوم نمی‌شود نام واقعی‌ا‌ش چیست، تضاد نمایندگان دو روش و منش در جهان هستی هستند.
ریگی، تمثال شیطان است که همه را برای خودش می‌خواهد و مأمور امنیتی، خودش را برای همه. این است که در سکانس دستگیری ریگی، مأمور سرش رو به آسمان است و ریگی، سرافکنده. پایان فیلم، جایی‌که مأمور امنیتی، ناشناخته و مصداق عینی «سرباز گمنام» در جمعیت محو می‌شود، معنایی عرفانی و معرفت شناختی دارد. او برخلاف قهرمانان هالیوودی، نه برای اثبات خود و خودنمایی، بلکه برای تحقق حق و دفاع از جبهه نیک، خویشتن را فدا می‌کند. به همین دلیل هم «روز صفر» یک فیلم اصلا ملی و بومی و نمونه‌ای از «سینمای مبارزه» است. مبارزه‌ای که همزمان، در باطن و ظاهر عالم برپاست و هر کس که کمتر خودش را بخواهد، پیروز این نبرد است.

باند... جیمزباند!
سعید مستغاثی
نکته بسیار مثبتی است که در طول دو سال متوالی، دو فیلم از زندگی و دوران عبدالمالک ریگی (سرکرده تروریست‌های تکفیری موسوم به جندالله) در سینمای ایران ساخته می‌شود. در واقع هرچه فیلم اول یعنی«شبی که ماه کامل شد»، درباره هیولایی به نام ریگی کم گذاشته و عملیات مهم ایرانی‌ها در دستگیری وی را با دو جمله تمام کرد، اما در فیلم «روز صفر» اساسا به چگونگی شناسایی و دستگیری ریگی پرداخته شد.
فیلم «روز صفر»، اولین ساخته سینمایی سعید ملکان (تهیه‌کننده فیلم‌هایی مثل «تنگه ابوقریب» و «تختی») با آماده‌‌سازی یک عملیات انفجار سراسری توسط گروه عبدالمالک ریگی (ساعد سهیلی) در ایران آغاز شده و با پیگیری و ردیابی یک مامور اطلاعاتی (امیر جدیدی) ادامه پیدا می‌کند. لحظاتی از فیلم، نمایش جنایات ریگی و لحظاتی دیگر، تلاش مامور اطلاعاتی برای دستیابی به ریگی است که توسط ماجرای روز صفر(کد عملیات سراسری در ایران)، پیوند می‌خورد.
فیلم «روز صفر» تمام و کمال، از الگوهای ماموران انگلیسی و آمریکایی همچون «جیمزباند» و «مت هلم» و «هری پالمر» و به خصوص «ایتن‌هانت» (تام کروز) در مجموعه فیلم‌های «ماموریت غیرممکن»، بهره گرفته و تقریبا تمامی قواعد آنها را به طور کامل رعایت کرده تا یک فیلم اکشن آنچنانی تحویل دهد. قهرمان این‌گونه فیلم‌ها همچون جیمزباند یا ایتن‌هانت، براساس الگوی قهرمان ایدئولوژیک آمریکایی، معمولا، فردی تک‌روست که با تکیه بر توانایی‌های هوشی و استعدادهای خودش پیش رفته و با کمک سه چهار دستیار، به اهداف ظاهرا غیرممکن خود دست می‌یابد.
از همین رو هم شخصیت‌پردازی مامور اطلاعاتی فیلم «روز صفر» به جای اینکه از خصوصیات و ویژگی‌های یک مامور ایرانی بهره بگیرد، او را به ماموران سرویس‌های اطلاعاتی غربی تبدیل کرده؛ خشک، بدون احساسات و با هوش بالا. اما معلوم نیست چنین مامور تخت و یک‌بعدی در برخورد با آن نوجوان بلوچ چگونه احساساتی شده؟ او از یک سو با شکستن قولنج گردن، ابراز قدرت می‌کند و از سوی دیگر به سبک دنزل واشینگتن در فیلم «اکولایزر»، نوعی مدیتیشن انجام می‌دهد. شاید از همین دوگانگی شخصیت اوست که نقاط ضعف فیلمنامه خود را نشان می‌دهد.
ماجرای ریگی و شناسایی و دستگیری او یک ماجرای واقعی کاملا ایرانی بوده است. نیازی نبود برای نمایش عملیات پیچیده دستگیری ریگی از الگوها و نمونه‌های آمریکایی استفاده شود آن هم برای به تصویرکشیدن افرادی که سربازان گمنام امام زمان(عج) نامیده می‌شوند! فقط کم مانده بود که مثل «ایتن‌هانت» انتظار دریافت نقشه ماموریتش را از طریق نواری داشته باشد که 5 ثانیه پس از اتمام می‌سوزد و در نهایت هم خود را اینگونه معرفی کند: «...باند... جیمزباند»!