معنای«تبلیغ دین و هدایتگری»
امروز دنيا ميدان مسابقه علم و صنعت شده است.حالا كه چنين مسابقهاى در دنيا هست بايد كوشش كرد و جامعه را به حركت آورد كه در اين مسابقه عقب نماند.
على هذا نشستن و هى انتقاد كردن و ايراد گرفتن، اين كار را نكن، آن كار را نكن، اسمش هدايت نيست.
يك روز در مدرسه مروى با چند نفر از آقايان طلاب همين مطلب را در ميان گذاشته بودم و مىگفتم: آقايان! معنى هادى قوم بودن اين نيست كه ما تنها حالت منع و توقف به خود گرفتهايم؛
به هر كارى كه مىرسيم مىگوييم اين را نكن، آن را نكن و مردم را گرفتار كردهايم،
يكجا هم بايد مردم را تشويق كرد و به حركت آورد. همين مثال اتومبيل را ذكر كردم و گفتم كه ما بايد مثل راننده اتومبيل باشيم، يكجا به اتومبيل گاز بدهيم، يكجا فرمان را بپيچيم، يك جا ترمز كنيم، يكجا كار ديگر مثلًا چراغ بدهيم؛ هر موقعيتى اقتضايى دارد.
بعد شوخى كردم و گفتم: ما كه نبايد هميشه «آقا شيخ ترمز» باشيم، همه جا ترمز بكنيم.
تنها ترمز كردن كافى نيست، يك جا هم بايد «آقا شيخ فرمان» باشيم، يك جا «آقا شيخ موتور» باشيم.
به هر حال - تبلیغ دین و هدایت مردم - خيلى علم و اطلاع وسيعى مىخواهد كه مواقع مختلف را بشود تشخيص داد.
شخص بايد بفهمد كجا سنگر هست سنگر را بگيرد، چه فرصتى پيش آمده از فرصت استفاده كند.
* مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى
(خطابه و منبر(ده گفتار))، ج25، ص: 348- با ویرایش جزئی