در دولت رئیسی برج عاجنشینی به پایان رسید
سرویس سیاسی ـ
روزنامه آرمان ملی در مطلبی به نقل از یک جامعهشناس نوشت: «اتفاق مثبتی که در دولت آقای رئیسی رخداده این است که دولت برج عاجنشینی را کنار گذاشته و در صحنه حضور میدانی پیدا میکند. در چنین شرایطی دولت میتواند از نزدیک با واقعیتها و مشکلات اجتماعی آشنا شود و برای آنها راهحل پیدا کند. بسیاری از کارخانهها، کارگاهها و خدمات تولیدی فعالیتهای خود را افزایش دادهاند و انگیزه بهتری نسبت به گذشته پیدا کردهاند. نتیجه این وضعیت کاهش بیکاری خواهد بود. بیکاری منشأ اغلب آسیبها و مشکلات اجتماعی است و اگر بیکاری کاهش پیدا کند میتوان نسبت به کاهش چالشهای اجتماعی در آینده خوشبین بود. مدیریت درصحنه و حضور میدانی مدیران دولت و بازدید آنها از مشکلات در کمتر دولتی مانند دولت آقای رئیسی بوده است.»
در این مطلب آمده است: «با حضور میدانی و مداوم ریاست جمهوری درمیان مردم چه در دورهای که ردای قاضیالقضات را بر تن داشتند و تغییرات و دگرگونیهای عمیقی در درون دستگاه قوه قضائیه به عمل آوردند بسیاری از خلافکاران را محاکمه کردند و روح قانون و قانون مداری را در همه وزارتخانهها و نظام بوروکراسی کشور بهوجود آوردند و چه اکنونکه ریاست جمهوری کشور را بر عهده دارند و مسئولیت اجرایی همه نهادهای اصلی و فرعی جامعه رابر دوش دارند. برج عاجنشینی و از دور دستی بر آتش دراز کردن و بیخبری مسئولان نظام از حال و روزگار مردم به پایان رسیده است. این اتفاق مهمی است که در این دولت رخ داده است.»
برای موفقیت برجام به جای تحریم باید روسیه را دور بزنیم!
روزنامه اعتماد روز گذشته در یادداشتی مدعی شد: «ترديد نيست كه خواست روسيه مبني بر تضمين كتبي آمریکا و غرب مبني بر عدم تاثيرگذاري تحريمهاي جديد بر روسيه در رابطه با اوكراين بر روابط اقتصادي روسيه با ايران موجب توقف مذاكرات شده است. اين مانع جدي در حدي است كه برداشتن آن از سر راه محتاج بررسيها و مذاكرات پيچيدهاي است.»
این روزنامه در ادامه همچنین نوشت: «درحالي كه بحران در روابط غرب و روسيه ميتواند بسيار بسيار طولاني شود، ايران همزمان با مذاكره با مسكو بايد در فكر يافتن راهي از مجاري برجامي براي دور زدن مانع روسي نيز باشد... با توجه به اينكه برجام يك ترتيبات داوطلبانه است و تصميمگيري در آن مقيد به قوانين سفت و سخت برآمده از عهدنامهاي الزامآور با آيين كار مكتوب و مشخص نيست، ممكن است عدم موافقت يكي از اعضاي برجام مانعي جدي بر سر راه نباشد.»
گفتنی است، غربگرایان ادعا میکنند کارشکنی روسیه بوده که موجب وقفه در مذاکرات وین و مانع از حصول توافق شده است. ادعای مقابل این است که کارشکنی آمریکا، مانع توافق است. ایران به اعتبار خُدعه و عهدشکنی واشنگتن در برجام میگوید، آمریکا این بار باید هم تضمین معتبر بدهد، هم تحریمها را به شکل واقعی و پایدار بردارد و هم باید تعهداتش در ظرف زمانی لازم راستیآزمایی شود. طرف این دعوا که به اعتبار سابقه خراب خود، باید تعهدات محکم بدهد اما طفره میرود، آمریکاست، نه روسیه. آمریکاست که ایران را تحریم کرده و بر خلاف برجام، تحریمها را دو برابر کرده است. با این وجود، غربگراها نمیتوانند نازکتر از گل به آمریکا بگویند. آمریکا، حسن نیت ندارد و به همین دلیل هم تضمین مراعات حداقل حقوق ایران را نمیپذیرد؛ ضمنا، تقصیر خود را گردن روسیه میاندازد. روسیه ادعا میکند چرا باید با توافق بیضمانتی همراهی کند که در صورت اجرا، آمریکا میتواند او را به خاطر پایبندی به همان توافق تحریم کند؟
روسها میگویند اگر آمریکا صادق است و مجازاتهای تحریمی را بر نمیگرداند، ضمانت بدهد که در صورت همکاری اقتصادی با ایران، مورد تحریم قرار نمیگیرد؛ چنانکه توتال و ایرباس و بوئینگ و زیمنس و دیگران پس از برجام تهدید شدند. آمریکا اگر صادق است چرا (ولو برای خراب کردن رقیب روس خود) تضمین معتبر نمیدهد؟ هر ساعت که آمریکا مطالبات مشروع ایران را بپذیرد، ایران آماده است همان ساعت (و نه حتی یک ساعت دیرتر) توافق کند؛ فارغ از اینکه موضع روسیه چه باشد. اما آمریکا، نه میخواهد مطالبات ایران را بپذیرد و نه مسئولیت «نه» گفتن خود را. این خلاصه ماجراست.
فقط برجام باشد، مهم نیست که منافع مردم را تأمین نکند
روزنامه شرق در شماره دیروز خود در گزارشی برای چندصدمین بار به تکرار دروغهای متداول طیف مدعیان اصلاحطلبی پرداخت. عجیب است که این طیف چرا تا ایناندازه اصرار به دروغگویی و وارونهنمایی دارند.
در این متن آمده: «حرفهای راویان مطمئن از احیای برجام، چندماهی است که بدون تغییر شکل تکرار میشود اما هشدارهای مرددها روزبهروز بلندتر میشود. اکنون به نقطهای رسیدهایم که درخطربودن توافق هستهای از همیشه عیانتر است.»
این موضوع نیز موضوعی تکراری است که این روزنامهها در مقاطع مختلف و البته در راستای اهداف غرب فریاد برآوردهاند که هیچ گاه تا ایناندازه برجام در خطر نبوده است! این سخن در نظر دارد با ایجاد نوعی عجله غیرمنطبق با واقعیت تمرکز تیم مذاکرهکننده کشورمان را به هم بریزد.
در ادامه به همان نکتهای میرسیم که در ابتدا گفته شد، یعنی همان دروغهای تکراری این جماعت: «برخی البته از این مسئله راضیاند. آنهایی که از ابتدا با این توافق و بلکه با هرگونه توافق و تعامل مخالف بودند، در یک سو و آنهایی که توهمات دیگری درباره شکل برنامه هستهای ایران دارند، از سوی دیگر خروسخوان کبکهایشان را به جشن نشستهاند. در این میان نهتنها اهالی دیپلماسی بلکه اهالی سیاست و اقتصاد هم که عواقب شروع بحرانی بزرگتر از بحرانهای موجود را میبینند، نگران مینگرند و یک سؤال البته دستبهدست میشود: چه باید کرد؟»
این نکته را بارها و بارها توضیح دادهایم که مخالفت با برجامی بود که در آن خطوط قرمز کشورمان لحاظ نشده بود و نتیجه آن برجام را هم به وضوح دیدیم. جای شگفتی است که این طیف با وجود آنکه نتیجه برجامی را که با ایدههای خویش پختند به صراحت دیدهاند اما باز به همان برجام فشل و پر از ضرر و در عوض پر از منفعت برای نظام سلطه راضی هستند.
اگر به خبرها نگاهی انداخته باشید، مجلس شورای اسلامی هم که در این دوره متشکل از اکثریت اصولگرا است، دیروز بیانیهای را صادر کردند که در آن به تیم مذاکرهکننده تاکید کردهاند که برجامی قابل قبول است که منافع ملت ایران را تامین کند و وعدههای توخالی روی کاغذ هیچ دردی را از مردم دوا نمیکند.
پس چنانکه پیداست مخالفت نه با صرف برجام بلکه با برجامی بیخاصیت است، نظیر برجامی که در دوره قبل توسط اصلاحطلبان و ایدههای آنها نهایی شد. اما این طیف برای فریب مردم چارهای جز دروغگویی ندارند.