کد خبر: ۲۳۸۲۲۴
تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۴۱

آتشی که ناتو افروخت(نگاه)

 

در وضعیت فعلی نیروی نظامی روسیه در حال پیشروی و کنترل تدریجی منطقه و حومه کی‌یف پایتخت اوکراین است. آیا این‌ اشغال سرزمین اوکراین توسط روسیه است یا مقاومت روسیه و شرق در قبال‌ اشغال نرم غرب و ناتو؟ این سؤالی است که باید براساس مستندات تاریخی و سیاسی به آن جواب منطقی داد. ولودیمیر زلنسکی یهودی‌الاصل کمدین و هنرپیشه نسبتاً نامدار اوکراین است که با مداخلات سیاسی غرب بطور نرم رسانه‌ای در انتخابات 2019 به ریاست جمهوری اوکراین برگزیده شد.
او در مجموعه تلویزیونی «خادم مردم»، نقش معلمی را بازی کرد که پس از اعتراض به فساد در حکومت، محبوبیت یافت و نامزد ریاست‌جمهوری شد. او ناباورانه با بیش از ۷۰% از آرا در صدر قرار گرفت و رئیس‌جمهور کشور شد.
اما بعد از برگزیده شدن به ریاست جمهوری اوکراین به‌طور آشکار قدرت موازنه را به نفع غرب خصوصاً انگلستان و آمریکا تغییر داد و سیاست ضد روسیه را علنا در پیش گرفت. منافع سیاسی و امنیتی روسیه را به هیچ انگاشت و راه‌حل تمام مشکلات پیش روی کشور را در اتحاد با غرب و علیه روسیه و شرق دید.
سرنوشت تاریخی اوکراین نیز همچون کشورهای دُوَل نوظهور تُرک و مسلمان آسیای مرکزی، قفقاز جنوبی و شرق اروپا با فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری، دولت قاجار و امپراطوری عثمانی و با تحمیل نظم جدید جهانی غرب با فرهنگ و هژمونی غرب توسط قوای متفقین رقم خورد. تمام این جمهوری‌های نوظهور و اکثرا بدون اراده مردمی (از لحاظ فکری و عقیدتی و درصد کیفی و کمی) ریشه در حوادث وحشتناک سیاسی و نظامی دارند که بعد از قتل‌عام ده‌ها میلیونی که مسبب اصلی آن انگلستان و متفقین بودند با عنوان جغرافیای سیاسی نوین، کاملاً متناقض با بافت جمعیتی و دینی و ملی و تاریخی و سیاسی در بین سال‌های 1918 الی 1923 در آسیای میانه، قفقاز و شرق اروپا چند صباحی به عرصه سیاست پا گذاشتند.
«اوکراین»، که قدمت کاربرد آن به اواخر سده دوازدهم میلادی می‌رسد، واژه‌ای است در زبان قدیمی اسلاوهای شرقی به معنی «سرزمین مرزی» و به مناطق مرزی سرزمین‌های روس‌نشین با لهستان اطلاق می‌شد؛ منطقه‌ای که امروزه شامل چهار استان واقع در منتهی‌الیه غربی جمهوری اوکراین می‌شود. در گذشته، واژه «اوکراین» تنها کاربرد جغرافیایی داشت نه قومی و اگر به مردمی «اوکراینی» اطلاق می‌شد تنها به معنی «مرزنشینان» بود.
این ادعای پوتین، در سخنان جنجالی ۲۱ فوریه ۲۰۲۲، از نظر تاریخی درست است که گفت: «اوکراین جدید به‌طور کامل ساخته روسیه است؛ دقیق‌تر بگویم ساخته بلشویک‌ها، کمونیست‌های روسیه، است. این فرایند بلافاصله پس از انقلاب ۱۹۱۷ آغاز شد... در پیامد سیاست بلشویکی اوکراین شوروی پدید آمد و حتی امروزه نیز می‌توان آن را... «اوکراین ولادیمیر ایلیچ لنین» خواند. او مؤلف و معمار جمهوری اوکراین بود. این امر به‌طور کامل مورد تأیید اسناد تاریخی است...»
سیاست‌گذاران غربی از قبل می‌دانستند که «انقلاب یورومیدان» (۲۱ نوامبر ۲۰۱۳-۲۳ فوریه ۲۰۱۴)، که به سقوط ویکتور یانوکوویچ، رئیس‌جمهور اوکراین (۲۰۱۰-۲۰۱۴)، و اقتدار ناسیونالیست‌های اوکراین غربی در کی‌یف انجامید، و با نقش فعال و کاملاًً آشکار دولت اوباما تحقق یافت، دو پیامد بزرگ و بحران ساز خواهد داشت:
1- تجزیه کشوری به نام جمهوری اوکراین؛
2- تبدیل رابطه دوستانه آمریکا و اتحادیه اروپا با روسیه به رابطه‌ای چنان تیره یا خصمانه که می‌تواند به سرآغاز دوران جدیدی از «جنگ سرد» بدل شود.
طبق نظرسنجی‌ها طرح پیوستن به پیمان ناتو درغرب اوکراین ۶۴ درصد هوادار داشت ولی در جنوب اوکراین فقط ۱۱ درصد و در شرق ۱۴ درصد. چنین است خواست پیوستن به اتحادیه اروپا که ۹۰ درصد در غرب، ۲۹ درصد در جنوب و ۲۲ درصد در شرق اوکراین با آن موافق بودند. شرقی‌ها و جنوبی‌ها بیشتر مایل‌اند ارتش روسیه از آنان در مقابل پیمان ناتو حمایت کند نه عکس آن. زمانی که یانوکوویچ و تمامی اعضای دولت او در فوریه ۲۰۱۴ خلع شدند، غرب از این حادثه به‌عنوان «انقلاب نیمه قانونی» استقبال کرد. روس‌ها این حادثه را «کودتای راست‌گرایان» دانستند.
قصد روسیه برای این حمله را نمی‌توان عجولانه دانست زیرا از سه سال قبل روسیه ذخایر ارزی خود(640 میلیارد دلار) در بیرون از روسیه را که حاصل فروش نفت بود تا مرداد امسال به صفر رسانده و در این مدت 10 سال هم هیچ اوراق سهامی آمریکا را نخریده بلکه به کمترین میزان خود رسانده است و ذخایر خود را به طلا تبدیل کرده است. این در نوع خود یعنی اعلان جنگ به کمپانی‌های نفتی و اقتصاد آمریکا. طبیعتاً آمریکا این را قبول نکرد و بحران اوکراین را برای روسیه آماده ساخت. روسیه نیز با آمادگی کامل نظامی و در نظر گرفتن تهدید و تحریم‌های اقتصادی تصمیم به این کار گرفت.
تاثیرات اقتصادی جنگ روسیه و اوکراین بر اقتصاد جهانی هم غیرقابل چشم‌پوشی است،کشور آلمان برای صنعت خود نیاز مبرم به انرژی روسیه دارد. غربی‌ها اگر کشور روسیه را تحریم انرژی کنند از این تحریم‌ها تنها روسیه آسیب نخواهد دید بلکه خود آمریکا و اروپا هم از این تحریم‌ها آسیب جدی خواهند دید. برای همین است که در مقوله تحریم روسیه غرب نمی‌تواند در یک موضع شفاف و یکدست قرار بگیرد، زیرا هر یک از این کشورها مبادلات انرژی بزرگی با روسیه دارند. ثانیا کشور روسیه با صادرات تقریبا 480 میلیارد دلاری و واردات 280 میلیارد دلاری یعنی با تجارت خارجی نزدیک 800 میلیارد دلاری خود کشوری نیست که به این سادگی مورد تحریم قرار بگیرد.
ضعیف بودن غرب در مقابل روسیه را می‌توان با مثالی از فرانسه توضیح داد که سالانه درآمد500 میلیارد دلاری از 14 کشور مستعمره آفریقایی خود داشت اما دیگر آن را ندارد. این تجارت بزرگ در دستان خاندان روتشیلد است و فرانسه قدرت تحریمی چندانی ندارد. آلمان نیز از لحاظ انرژی وابسته روسیه است و آمریکا با تورم بی‌سابقه خود مواجه بوده و اگر تحریم‌های علیه روسیه را اعمال کند باید تورم بیشتری مواجه شود. کشور ‌ترکیه هم رسما اعلام کرده تحریم‌های علیه روسیه را اعمال نخواهد کرد. با این شرایط هیچ عجیب نیست عده‌ای بگویند، برای خداحافظی از جهان تک قطبی و دلار بی‌پشتوانه آماده‌ باشید!
بهمن جوادپور