صلابت پیامبر(ص) در عين نرمى
امّا در مسائل اصولى و عمومى، آنجا كه حريم قانون بود، سختى و صلابت نشان مىداد و ديگر جاى گذشت نمىدانست.
پس از فتح مكّه و پيروزى بر قريش، تمام بديهايى كه قريش در طول بيست سال نسبت به خود او مرتكب شده بود ناديده گرفت و همه را يكجا بخشيد، توبه قاتل عموى محبوبش حمزه را پذيرفت، امّا در همان فتح مكّه، زنى از بنى مخزوم مرتكب سرقت شده بود و جرمش محرز گرديد،خاندان آن زن كه از اشراف قريش بودند و اجراى حدّ سرقت را توهينى به خود تلقّى مىكردند سخت به تكاپو افتادند كه رسول خدا از اجراى حد صرف نظر كند، بعضى از محترمين صحابه را به شفاعت برانگيختند، ولى رنگ رسول خدا از خشم برافروخته شد و گفت: چه جاى شفاعت است؟!
مگر قانون خدا را مى توان به خاطر افراد تعطيل كرد؟
هنگام عصر آن روز در ميان جمع سخنرانى كرد و گفت: «اقوام و ملل پيشين ازآنجهت سقوط كردند و منقرض شدند كه در اجراى قانون خدا تبعيض مىكردند، هرگاه يكى از اقويا و زبردستان مرتكب جرم مىشد معاف مىشد و اگر ضعيف و زيردستى مرتكب مىشد مجازات مىگشت. سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست، در اجراى «عدل» درباره هيچ كس
سستى نمىكنم، هر چند از نزديكترين خويشاوندان خودم باشد.»
* مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (وحى و نبوت) ج2 صص: 257-256