جایگاه اقتصاد دانشبنیان و تسهیــل انـتـقال فنــاوری در قرارداد 25 ساله ایران و چین
قرارداد 25 ساله ایران و چین را میتوان یکی از گامهای مهم در جهت افزایش همکاریهای سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین دانست. این قرارداد در مجموع، موضوع قابل قبولی است؛ اما از جهت راهبردهای فناورانه و اقتصاد دانشبنیان، چنانچه برنامه اجرایی مناسبی تدوین نگردد، طبیعتا این امکان وجود دارد که ایران در استفاده از ظرفیتهای فناورانه این قرارداد ناکام بماند. تجربه نشان داده است، در قراردادهای بینالمللی، بدون طراحی یک استراتژی مناسب، در انتقال فناوری از طرف مقابل موفق نخواهیم بود. انتقال فناوری شرکتهای نفتی به ایران یا انتقال فناوری پژو فرانسه به ایران در سالهای اخیر به طور جدی تحقق نیافت؛ در حالی که موضوع انتقال فناوری در این قراردادها گنجانده شده بود. اصولا، منطق حاکم بر کشورها در حوزه دانش و فناوری به گونهای است که هیچ گاه به کشور مقابل اجازه نزدیکشدن به مرزهای دانش خود را نمیدهند و نهایتا سرریز دانش خود یا فناوریهای قدیمی خود را در قالب قراردادهایی به سایر کشورها میفروشند. از دانش تا فناوری، حلقههای مشخصی وجود دارد که اگر به درستی، با دقت و با هوشمندی دنبال شود، میتواند ما را به مرزهای دانش و فناوری طرف مقابل برساند.
در متن منتشر شده از توافق ایران وچین به موضوعات اقتصادی توجه ویژهای شده است و حوزه دانش و فناوری نیز در این متن به طور خاص مدنظر قرارگرفته است. دربند دوم این متن به موضوع «افزایش میزان اثرگذاری در حوزههای اقتصادی، فناوری و گردشگری» اشاره شده است. همچنین توسعه همکاریهای بین دانشگاهها، بخشهای فناوری و علمی نیز در بند دوم آن قید شده است. علاوهبر این موارد، در ضمائم 1 و 2 این متن به طور صریح به موضوع انتقال دانش و حمایت از زیستبومهای فناوری و نوآوری و گسترش همکاری با شرکتهای دانشبنیان تأکید شده است. این موارد نشان میدهد که رویکرد انتقال دانش و توسعه فناوری محور، مدنظر طرفین بوده است. اما آنچه بیشتر حائز اهمیت است، تفاوتهای اقتصادی و فرهنگی دو کشور در حوزه فعالیتهای دانشبنیان است. چین بعد از دوره اصلاح خود(دهه 1980) توانست به طور میانگین سالانه 10 درصد رشد را تجربه کند. چین توانست یک صنعت خودروسازی قابل قبول را ظرف مدت 10 سال راهاندازی کرده و وارد بازارهای بینالمللی شود. اما در مقابل ایران با تجربه حدود 50 ساله در عرصه خودروسازی هنوز نتوانسته است وارد بازارهای بینالمللی شود. لذا، تجارب چین درخصوص کسب، انتشار و انتقال فناوری در حوزههای مختلف میتواند برای ایران بسیار راهگشا باشد.
اصولا کشورها تمایلی به انتقال فناوری در زمان اجرای پروژه ندارند. زیرا، همین فناوری موجب درآمدزایی آنها شده و به راحتی با انتقال آن موافقت نمیکنند. این موضوع از نظر اقتصاد سیاسی، امری بدیهی است و ایران در موضوع قراردادهای نفتی و خودرویی این را تجربه کرده است. مسیر خلق دانش تا رسیدن به فناوری و عرضه آن در بازار مصرف، معمولا از دانشگاهها، مراکز علمی و پارکهای علم و فناوری آغازشده و از طریق ارتباط صنعت و دانشگاه وارد حوزه تجاریسازی دانش میشود. بعد از تجاریسازی دانش و تبدیل آن به فناوری، آن را به بازار عرضه میکنند. بنابراین دانش در دانشگاهها و مراکز علمی تولید میشود و بخش صنعت، آن را به فناوری قابل مصرف تبدیل میکند. با تمرکز روی این دو نهاد کلیدی میتوان انتقال دانش و فناوری را به نحو احسن دنبال کرد. علاوهبر این موضوع، موضوعات دیگری نیز در حوزه زیرساختی و نهادی برای تحقق رشد شرکتهای دانشبنیان کشور باید مدنظر قرار بگیرد. اما آنچه ایران در این توافق 25 ساله باید به عنوان راهبرد مدنظر قرارداد تا بتواند حداکثر ظرفیت را در حوزه ارتقای فناوری و توسعه اقتصاد دانشبنیان داشته باشد، در موارد زیر تعریف میشود:
گسترش همکاریهای دانشگاهی
در سال ۲۰۲۰ رتبه ایران از نظر کمیت تولید مقالات علمی در پایگاه آی اس آی ۱۵و در اسکوپوس ۱۴ است و از نظر کیفیت هم رتبه ۱۴ را در جهان داریم. در رشتههای مهندسی رتبه جهانیمان ۱1 است و در برخی از رشتهها و شاخههای علمی، رتبههای زیر ۱۰ هم داریم. در حال حاضر رتبه ایران از کمیت علم دنیا، رتبه 16 است، در حالی که چین رتبه دوم دارد. بنابراین همکاریدانشگاههای ایران و چین میتواند فصل نوینی برای بهبود رتبه ایران در کمیت علم دنیا داشته باشد چرا که ایران در شرایط تحریم و با حداقل امکانات توانسته به رتبه شانزدهم دنیا برسد.
دانشگاهها به عنوان مهد تولید دانش و اصلیترین حلقه در زنجیره اقتصاد دانشبنیان هستند. بنابراین، گسترش همکاریهای دانشگاهی در حوزههای صنعتی، کشاورزی، محیط زیست، گردشگری، فناوری اطلاعات و ... باعث میشود دانش کسب شده در دانشگاههای دو کشور مبادله شود. لذا ضرورت دارد که زمینه برگزاری کارگاهها، کنفرانسها و نشستهای علمی مشترک، انجام طرحهای پژوهشی مشترک، ایجاد دورههای مشترک تحصیلات تکمیلی با ارائه مدرک مشترک، تبادل استاد و دانشجو، استفاده از تجهیزات آزمایشگاهی و تخصصی و دسترسی به کتابخانههای تخصصی دانشگاهی توسط طرفین قرارداد مدنظر قرار گیرد.
اولویت دادن به شرکتهای دانشبنیان
نکته مهم این است که در مناقصههای ملی همواره اولویت با شرکتهای دانشبنیان داخلی یا دانشبنیانهای مشترک با چین باشد. بنابراین، همکاریهای مشترک شرکتهای دانشبنیان بایستی توسط طرفین قرارداد مدنظر قرار گیرد و نباید به بهانه ارزان بودن نیروی کار چینی و یا فناوری ارزانتر، ظرفیت شرکتهای دانشبنیان داخلی نادیده گرفته شود.
لزوم توجه به شتابدهی اکوسیستم نوآوری
اجرای این توافق و فراهم شدن زمینه ارتباط شرکتهای دانش بنیان و مراکز دانشگاهی و علمی ایران و چین با یکدیگر میتواند سطح ابتکار و خلاقیت و در نهایت ظهور ابداعات و نوآوری را بین دو کشور افزایش دهد. از آنجا که یکی از عوامل اصلی تحقق اقتصاد دانشبنیان، نوآوری است. هر اقدامی در جهت افزایش قابل تحسین است. میتوان از طریق برگزاری نمایشگاههای مشترک در زمینه نوآوری و استارتآپی و ایجاد هاب نوآوری در منطقه به صورت مشارکتی، امکان افزایش نوآوری در هر دو کشور را فراهم کرد. بنابراین، همکاریهای فناورانه و دانشبنیان بایستی در جهت شتابدهی به اکوسیستم نوآوری ایران باشد.
بسترسازی برای انتقال فناوری
اگر ایران بخواهد در زمینه انتقال فناوری موفق عمل کند، نباید منتظر واگذاری فناوری از طرف مقابل باشد، بلکه باید قبل از اینکه آنها وارد شوند، با برنامهریزی بسترهای انتقال فناوری را آماده کند. فرآیند انتقال فناوري شامل سه بخش انتخاب و کسب فناوري، انطباق، کاربرد و جذب فناوري و توسعه و انتشار فناوري است. لذا برای همکاری سازنده با چینیها برای انتقال فناوری بایستی در این سه زمینه برنامهریزی لازم صورت گیرد.
انتخاب اولویتهای همکاریهای فناورانه و دانشبنیان
با انتخاب اولویتهای همکاریهای فناورانه و دانشبنیان، انتظار خود را از طرف مقابل در حوزه فناوری و اقتصاد دانشبنیان مشخص میکنیم و با اجرای پروژههای مشترک بخصوص در حوزههای اولویتدار برای جمهوری اسلامی نظیر انرژیهای پاک، دارو، محیط زیست، درمان و دارو و... میتوانیم زمینه مناسبی برای شکلگیری، همکاری و شتابدهی کسب وکارهای دانشبنیان در ایران و چین ایجاد کنیم.
تامین مالی طرحهای فناورانه و دانشبنیان
امکان سرمایهگذاری و تامین مالی طرحهای فناورانه و دانشبنیان طرفین عامل مهمی برای شتابدهی و جذب سرمایه برای توسعه شرکتهای دانشبنیان و فناور ایرانی و چینی است. لذا، ایجاد صندوق مالی مشترک برای تامین مالی طرحهای مشترک در حوزه دانشبنیان و فناورانه بایستی در دستور کار قرار گیرد.
مهدی جعفری