کد خبر: ۲۳۶۳۰۳
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۹:۵۶

شاخص‌های ثبات نفس و آثار آن(پرسش و پاسخ)

 

پرسش:
ثبات نفس انسان چیست و چه آثار و پیامدهایی در تعاملات فردی و اجتماعی انسان به همراه دارد؟
پاسخ:
مفهوم ثبات‌نفس
معنای ثبات نفس این است که در انسان حالتی به وجود بیاید که بتواند به وسیله آن طوری در شدائد و سختی‌ها فرو رود که شکست‌ناپذیر باشد. وقتی روح چنین حالتی پیدا می‌کند، در ارتباط با وظائفش طوری در شدائد و سختی‌ها فرو می‌رود که هنگام برخورد با آنها شکست‌ناپذیر خواهد بود. در چنین حالتی هیچ تزلزل و اضطرابی نسبت به روح وجود ندارد.
تفاوت ثبات نفس با بزرگی نفس
فرق بین کبر نفس و ثبات نفس در این است که کبر نفس یک حالت تدافعی است که روح پیدا می‌کند، ولی ثبات نفس یک حالت تهاجمی است که در روح ایجاد می‌شود. به تعبیر دیگر اگر انسان در مواجهه با مصیبت و بلا نیروی تحمل و مقابله داشته باشد، گفته می‌شود که این روح، روح بزرگی است.
ولی اگر به بطن مصیبت و حادثه برود تا بر آن غلبه پیدا کند و در آن هضم نشود، به این روحیه و حالت ثبات نفس می‌گویند که شکست‌ناپذیر است و در مصیبت و حادثه هم هضم نمی‌شود. ثبات نفس یکی از بزرگترین فضایل انسانی است و فضیلتی بالاتر از این فضیلت نداریم. چون همین فضیلت است که موجب می‌شود انسان چه در رابطه با ایده‌ها و معتقداتش و چه در رابطه با کسب فضایل از طریق اعمالش، همیشه غالب شود و هیچ‌گاه شکست نخورد و رو به تکامل پیش برود.
آثار و پیامدهای ثبات نفس
1- رسیدن به مرحله اطمینان
ثبات نفس بزرگترین فضیلت روحی برای انسان است، چون زیربنای اطمینان یا خود اطمینان قلبی است. همان مرحله‌ای که بعضی از انبیا مانند ابراهیم(ع) معجزات و خارق عاداتی را می‌خواستند که این حالت برای دل و روحشان ایجاد شود. لیطمئن قلبی(بقره- 260)
2- عدم کسالت در انجام اعمال
کسانی که ثبات نفس دارند، در مسیر انجام وظایفشان هیچ‌گاه کسل نمی‌شوند. اگر آن انسانی که در مسیر کسب فضایل و کمالاتش، در رابطه با اعمالی که انجام می‌دهد تا به وسیله آن به فضیلت و کمالی دست پیدا کند، دارای ثبات نفس و حالت اطمینان روحی و قلبی باشد، هیچگاه به لحاظ روحی خسته و کسل نمی‌شود. جسم ممکن است خسته شود، اما روح همیشه شاداب و سرحال است.
3- عدم تزلزل اعتقادی و ایمانی
علمای اخلاق گاهی ثبات نفس را در ارتباط با مسایل اعتقادی و ایمانی مطرح می‌کنند. انسان در ارتباط با مسایل اعتقادی و ایده‌های مکتبی‌اش باید ثبات نفس داشته باشد، در غیر این صورت دستخوش شبهات می‌شود. به این معنا که وقتی به او شبهه کوچکی وارد می‌کنند. روحش در ارتباط با عقیده و ایمانش متزلزل می‌شود. چنین روحی ثبات نفس ندارد! اما آن روحی که ثبات نفس دارد، با یک شبهه، دو شبهه و ده شبهه، هیچ‌گاه متزلزل نمی‌شود. کسانی که از نظر اعمال صالحه سست هستند، این طور نیست که فقط و فقط در رابطه با یک نسخ مسایل شهوی و غضبی سست باشند، بلکه این سستی در ارتباط با مسئله روح آنها است.
تزلزل روح و عدم ثبات نفس
در مقابل حالت ثبات نفس و روح تزلزل روح قرار دارد. تزلزل روح از دو جهت ناشی می‌شود: اول: مسئله ضعف شناخت و معرفت انسان است. کسی که از نظر معرفت و شناخت ضعیف است، ثبات نفس ندارد و متزلزل می‌شود. چنین شخصی هم تزلزل اعتقادی و هم تزلزل عملی پیدا می‌کند. دوم: مسئله ضعف روح است. یعنی شناخت‌ها و معرفتها زمانی که روح آلوده و تزکیه نشده باشد، تاثیر عملی ندارد. بنابراین تزلزل نفس و روح یا به معرفت و شناخت صحیح انسان و یا به عدم تزکیه نفس برمی‌گردد، که در صورت تحقق این دو مقوله انسان به ثبات نفس می‌رسد.