کد خبر: ۲۳۶۱۶۴
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۱:۴۰

انقلابی که شبیه ندارد!

 

سرویس علمی-آموزشی
رویداد انقلاب اسلامی را می‌توان به مثابه یکی از بی‌نظیرترین وقایع تاریخ معاصر برشمرد. انقلابی که نه برای نان بود و نه برای اعمال آزادی‌های لیبرال، بلکه انقلابی برای تحقق دیانت و مذهب محسوب می شد.
از این رو تحلیل انقلاب اسلامی ایران نه تنها در تعاریف معمول از انقلاب‌ها در طول تاریخ جهان نمی‌گنجد، بلکه تفاوت‌هایی بنیادین و ماهوی با سایر دگرگونی‌های اجتماعی
دارد.
جمهوری اسلامی در برهه‌ای از زمان بر روی کار آمد که رژیم سابق لقب ژاندارمی ایالات متحده در منطقه را یدک می‌کشید. افزون بر این، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، اکثر مفسران و تحلیل‌گران اجتماعی بر این باور بودند که پس از اتمام دو جنگ جهانی، تاریخ مصرف رفُرم‌های بنیادین به پایان رسیده است و انقلاب‌های بزرگ جایشان را به اصلاحات درون ساختاری داده اند!
این در حالی بود که با پیروزی انقلاب ملت ایران در سال 1979 میلادی، بی‌اعتباری این‌گونه فرضیات منسوخ، بر همگان ثابت شد.
جمهوری اسلامی در همان اوایل روی‌کار ‌آمدنش، برخلاف سایر جنبش‌های غیراصیل هم‌عصر خویش که یا دست نشانده امپریالیسم غرب بودند و یا از آبشخور کمون‌های شرقی ارتزاق می‌کردند، شعار «نه شرقی، نه غربی» را در حکم مانیفست سیاسی، عقیدتی و حاکمیتی خویش مطرح نمود و نه تنها حمایت ابرقدرت‌های جهانی از خود را گدایی نکرد بلکه استقلال، عدم وابستگی و در مواقعی رویارویی با مستکبرین بین‌المللی را سرلوحه اقداماتش
قرار داد.
اکنون با گذشت بیش از چهار دهه از پیروزی شکوهمند انقلاب، دشمنان قسم خورده
نظام با مأیوس شدن از براندازی ساختار نظام جمهوری اسلامی، با شایعه‌پراکنی و شبهه‌افکنی‌های گوناگون علیه کشورمان، درصدد زیر سوال بردن دستاوردهای کم نظیر
جمهوری اسلامی در طول سالیان گذشته برآمده‌اند.
بدیهی است که هر انقلابی، هزینه‌هایی را نیز برای انقلابیون خود در پی دارد؛ چراکه مخالفان انقلابِ تازه مولود یافته و موافقان نظام سرنگون شده‌ سابق، سعی دارند تا به انحای مختلف در پیشروی حرکت آن انقلاب، سنگ‌اندازی کنند. به گواه دوست و دشمن، رژیم پهلوی از فرق سر تا ناخن پا، مدیون و وام‌دار اربابان غربی خود بود. از این رو اگر انقلابی می‌توانست این سلطنت دست نشانده را به زیر افکند، طبیعی بود که جبهه استکبار نیز این اقدام را به مثابه اعلان جنگی از طرف انقلابیون علیه منافعش محسوب کند.
طبیعتاً جهان غرب که به لیبرالیسم، مدرنیسم، اومانیسم و اقتصاد سرمایه‌داری شهره است، هر فرد یا جریانی که بر ضد مصالحش اقدام نماید را از مواهب و تسهیلات خود محروم می‌نماید و آن انقلاب را در مضیقه مادی قرار خواهد داد. فلذا نباید انتظار می‌داشت که با پیروزی انقلاب اسلامی، وضع رفاهی و معیشتی مردم به ناگاه متحول شود و ایرانیان به لحاظ اقتصادی مشکل و معضلی نداشته باشند.
در همین رابطه این شبهه خودنمایی می‌کند که فلسفه وجوب انقلاب چه بود و اصلاً چه ضرورتی ایجاب می‌کرد تا رژیم پهلوی سرنگون شود؟! بی ملاحظه و بدون تعارف باید گفت که اگر مقصود انقلابیون از برپایی انقلاب و تشکیل نظام جمهوری، آن بود که «ژاپنی اسلامی» تشکیل شود، به قطع و یقین، تحقق این انقلاب
اشتباه بود!
آرمان و آرزوی انقلابیون ایرانی، نیل به مدینه‌های فاضله‌ای همانند ترکیه یا امارات فعلی و مالزی یا کره جنوبی
کنونی نبود.
مسلماً، هدف از برپایی نظام مقدس جمهوری اسلامی، موارد فوق نبوده و نیست. شاید کشورهای نامبرده به لحاظ برخی امکانات یا مصادیقی از سطح رفاه و از کشور ما بالاتر باشند، اما هیچ‌گاه طعم شیرین استقلال و اقتدار را نچشیده و همچنان در چنته استعمار نوین باختر، دست و پا می‌زنند.
حقیقتاً تحقیری بیش از این وجود دارد که رئیس جمهور سابق و جنایتکار ایالات متحده، کشوری را این‌گونه مخاطب قرار دهد: «پادشاهی عربستان سعودی برای ما همچون گاو شیرده است که هروقت نتواند به ما دلار و طلا بدهد آنگاه دستور ذبح آن را صادر می کنیم.»!
آنانی که هرازگاه با چماق قیاس سطح رفاه و توسعه ترکیه، به مصاف ایران می آیند؛ چرا به این سوال پاسخ نمی دهند چگونه کشوری که متحد آمریکا، رژیم صهیونیستی و تنها عضو خاورمیانه‌ای پیمان ناتو است، ارزش لیرش به پایین ترین میزان طی دو دهه اخیر رسیده، تورم افسارگسیخته را تجربه می کند و در سال 2016 با انجام کودتای نافرجام، تا مرز فروپاشی پیش رفت؟!
غرض از یادآوری این وقایع آن بود که منزلت استقلال و عدم وابستگی را بدانیم و دریابیم که پیشرفت و رفاه بدون استقلال، نه تنها ارزشی ندارد، بلکه موجبات ننگ و خفت کشورها را فراهم می‌آورد! ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخلاف پیشینه شرم‌آور و وابسته خود، به برکت استقرار نظام جمهوری اسلامی، هم‌اکنون کشوری مستقل، مقتدر و اثرگذار در منطقه و حتی جهان به شمار می‌رود.
کدام کشور جهان را می‌توان سراغ داشت که به شکلی مستقل و با عزت و افتخار با تمام دنیا به گفت وگو بنشیند؟! ایران مقتدر دوران جمهوری اسلامی همان ایران ذلیل دوران پهلوی بود که «کنفرانس تهران» سال 1322 در آن برگزار گردید. کنفرانسی که بدون اجازه، هماهنگی و حتی حضور ایران، در سفارت شوروی در تهران برگزار شد و افرادی چون چرچیل و روزولت و استالین در آن حضور داشتند! جالب آنکه برگزاری این کنفرانس مقارن با اشغال شمال و جنوب ایران توسط نظامیان متفقین و ارتشیان شوروی و انگلیس بود!
با این شرایط چه کسی فکرش را می‌کرد که تنها پس از گذشت حدود 70 سال از کنفرانس تهران، سران و نمایندگان پنج کشور دارای حق وتو، به همراه آلمان با جمهوری اسلامی ایران به مباحثه و مفاهمه
بنشینند!
ایران ادوار قاجار و پهلوی، همان ایرانی بود که بدون هیچ منازعه و جنگی، ترکمنستان داد، تاجیکستان داد، آذربایجان و ارمنستان داد، قره باغ و افغانستان و بحرین داد، اما آه از نهاد هیچ وطن‌پرستی برنخاست! حال آیا انصاف است که اینگونه تساهل، تسامح و وادادگی‌های ادوار قاجار و پهلوی را با دوران 8 سال جنگ تحمیلی در جمهوری اسلامی قیاس کنیم؟! جمهوری اسلامی ایران به کمک بسیجیان و رزمندگان اسلام و با زعامت
امام خمینی(ره)، 8 سال جنگید، 8 سال خون دل خورد، هزاران شهید و جانباز و شیمیایی داد، اما یک وجب از خاک پاک ایران زمین را به اجنبی نداد.
با این تفاسیر چگونه می‌توان کرور، کرور ثروت و امکانات و تسهیلات سایر بلاد را با نعمت استقلال و اقتدار ایران اسلامی مقایسه نمود؟! فارغ از برشماری سایر دستاوردهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی، نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی که مکرراً در جراید و رسانه‌های دیداری و شنیداری داخلی و خارجی، بازگو می‌شود؛ موفقیت سترگ انقلاب اسلامی را می‌توان در دو مفهوم «تبلور حکومت دینی» و «ولایت مطلقه فقیه»
جست وجو کرد.
محض وجود نعمت ولایت فقیه و حکومت شیعی است که امروزه ایران اسلامی به عنوان قدرتی منطقه‌ای و حتی فرا منطقه‌ای محسوب می‌شود.
به برکت پیروزی انقلاب اسلامی است که مبحث اثرگذار در انتخابات جمهوری آمریکا، پارلمانی اسرائیل، مسائل فلسطین، بحران سوریه، انقلاب مصر، مناقشات لبنان و آمریکای جنوبی و خاور دور و...، مواضع و اقدامات تعیین‌کننده «جمهوری اسلامی ایران» است.
فلذا شایسته است که در دوران کنونی قدر عافیت بدانیم و با تمام ظرفیت و قوای خویش از این میراث خمینی کبیر(ره) که همان جمهوری اسلامی ایران باشد، حفاظت و پاسداری نماییم.