کد خبر: ۲۳۶۱۶۱
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۱:۴۰

مراتب یقین (پرسش و پاسخ)

 

پرسش:
از منظر آموزه‌های وحیانی اسلام یقین چیست و چه مراتبی دارد؟
پاسخ:
تعریف یقین
علمای اخلاق در تعریف یقین می‌گویند: اعتقاد ثابت و جازمی است که مطابق با واقع باشد، به طوری که این اعتقاد ثابت و جازم با هیچ شبهه‌ای زائل نشود، اگرچه آن شبهه در سطح عالی و قوی هم مطرح شود. منظور از شبهه این است که انسان خلاف آن یقینی که دارد احتمالاتی بدهد، ولی هیچ‌کدام مطابق با واقع نباشد! یقین ضد «جهل مرکب» و ضد «شک» است. تضاد در جایی گفته می‌شود که دو امر وجودی باشند که در یک جا جمع نشوند. «جهل مرکب» رذیله است، «شک» هم رذیله محسوب می‌شود، یعنی برای روح انسان ملکه‌ای بد و حالت زشتی است! در مقابل آن حالتی که زیبا است و ملکه فضیلت محسوب می‌شود، «یقین» است. بنابراین اعتقادی که مطابق با واقع نباشد یقین نیست، بلکه جهل مرکب است. آن کس که نداند و نداند که نداند- در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
مراتب یقین
از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، یقین دارای سه مرتبه است. مرتبه اول: علم‌الیقین و مرتبه دوم: عین‌الیقین و مرتبه سوم: حق‌الیقین است. (التکاثر- 5 تا 7) البته بعضی از اهل معرفت برای یقین مرتبه چهارمی هم به نام «حقیقهًْ حق‌الیقین» قائل شده‌اند.
مرتبه اول: علم‌الیقین
مرتبه اول یقین یعنی همان اعتقاد جازم و ثابت به واقع. انسان اگر به واقع علم پیدا کند و واقع در نزد او از طریق علمی و استدلالی کشف شود و بعد هم متناسب با همان علم در روح و دلش حالتی پیدا شود، این همان حالت یقین و اولین مرتبه آن یعنی «علم‌الیقین» است. مثالی را که ابتدا محقق طوسی مطرح کرده این است که شما از پشت مانعی دودی را ببینید و از طریق این دودپی به آتش ببرید. به تعبیر دیگر پی بردن از معلول به علت. این شیوه استدلالی است. کسانی که نسبت به خالق جهان هستی اهل استدلال هستند، از طریق جهان آفرینش و مخلوقات جهان هستی به جهان‌آفرین و خالق جهان هستی پی می‌برند و یک حالت جزمی برای روح پیدا می‌شود که یقین و باور پیدا می‌کند که خدا هست.
مرتبه دوم: ‌عین‌الیقین
معنای عین‌الیقین یک مرتبه از علم‌الیقین بالاتر است و آن اینکه انسان آن موجود را ببیند، نه اینکه از طریق استدلال معتقد شود و باورش بیاید که آن موجود هست. در مرتبه علم‌الیقین از پشت مانع و حجاب دود را نشانه آتش می‌دانست، اما در مرتبه «عین‌الیقین» حجاب‌های انسان برطرف می‌شود، و خود آتش را می‌بیند، اینجا است که او به وجود آتش یقین پیدا می‌کند، اما این یقین غیر از یقین اول است، و حالتی برای روح پیدا می‌شود که همان حالت باور آمدن است ولی بسیار قوی‌تر و محکم‌تر است که آن را عین‌الیقین می‌گویند. گروهی از اولیای خدا، در همین عالم حجب مادی و موانع و پرده‌هایی را که از مادیت به روی چشم باطن انسان کشیده شده است، برطرف کرده‌اند و آنچه را که از چشم ظاهر انسان‌ها غیب و پنهان است، با چشم دل درک می‌کنند و می‌بینند. اینکه قرآن می‌فرماید: کسی که در این دنیا کور باشد، در آخرت هم کور است (اسراء- 72) اشاره به همین چشم باطن انسان است. چه بسا این جمله امام علی(ع) که می‌فرماید: لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا» اگر حجاب‌ها کنار رود، یقین علی(ع) رو به فزونی نمی‌گذارد (غرر‌الحکم، ص 566) در رابطه با این مرتبه از یقین باشد.
مرتبه سوم: حق‌الیقین
در این مرتبه انسان از دود آتش و دیدن آتش عبور کرده و وارد خود آتش می‌شود، و حرارت آن را می‌چشد، و یک نوع وحدتی بین او و آتش برقرار می‌شود، که حقیقتی است. خداوند در قرآن وقتی احوال دوزخیان را نقل می‌کند که وارد آتش می‌شوند می‌فرماید: «ان هذا لهو الحق الیقین» این همان حق‌الیقین است، یعنی وحدت بین آنها و آتش. (واقعه- 95)
مرتبه چهارم: حقیقهًْ حق‌الیقین
معنای این مرتبه این است که عالم در معلوم فانی شود و دیگر برای خودش هویتی نداشته باشد، یعنی من در آتش باشم و طوری آتش سراپایم را بگیرد که خودم از خود غافل شوم، به طوری که خود را نبینم و هرچه ببینم او باشد. این مرتبه را بعضی از اهل معرفت نقل کرده‌اند.