قبل از انتخابات ترافیک کاندیدا دارند بعد از شکست؛ سیستم اشکال دارد!
سرویس سیاسی-
این گفتوگو چنانکه در مقدمه آن ذکر شده درباره امید و ناامیدی سیاسی در ایران است. مصاحبه شونده در این باره به شرق گفته است: «عوامل زیادی در یأس و ناامیدی از سیاستورزی نقش دارند. عدم صداقت مسئولان، پنهانکاری، بالارفتن هزینه سیاستورزی و... ازجمله این عوامل هستند؛ اما به گمان من همه این عوامل به دو عامل اصلی بازمیگردد. ۱-عدم اعتماد به کارآمدی سیستم در حل مشکلات و بحرانها و ۲- فقدان چشماندازی روشن در افق آینده.»
وی در ادامه افزوده: «به عبارت دیگر ناکامی تلاشها برای اصلاح در سطح نخبگان و مشارکت در سطح مردم دو دلیل میتواند داشته باشد: ۱- دولت به معنای عام نمیخواهد و اراده اصلاح ندارد؛ بلکه بر ادامه راه گذشته اصرار میورزد. ۲-یا میخواهد اما سیستم به مرحلهای رسیده است که با وجود عزم و اراده قادر به اصلاح نیست. البته ممکن است این دو فرض در عالم واقع به صورت مطلق رخ نداده باشد. مهم این است که جامعه و کنشگران سیاسی که به دنبال اصلاح هستند، چنین احساس و دریافتی داشته باشند.»
طیف موسوم به اصلاحطلب هر وقت که در انتخابات رای بیاورند آن انتخابات در صحت و سلامت انجام شده و هرگاه رای نیاورند آن وقت هیچ بعید نیست که انتخابات تقلب شده باشد. هرگاه این طیف در مسند قدرت باشند عرصه برای کنشگری سیاسی باز است و هر وقت به سبب رای نیاوردن از قدرت دور بمانند آن وقت باید منتظر بود که مواردی از قبیل آنچه در مصاحبه مذکور گفته شده توسط این گروه بیان گردد.
این جماعت کم شدن امید سیاسی را به مسایلی از قبیل ناکارآمدی سیستم منتسب میکنند اما هیچ حرفی از این نمیگویند که اولا فضای امروز ماحصل مدیریت 8ساله آنها بر مناصب اجرایی کشور است.
دوم اینکه اگر آنها در ادعایی که امروز مطرح میکنند صادق هستند چطور است که در زمان انتخاب گوناگون با حجم قابل توجهی از وعدههای رنگارنگ و با ترافیک کاندیدا به میدان میآیند؟!
این جماعت وضعیت جامعه را به هر چیزی منتسب میکنند جز مدیریت 8ساله خودشان. چرا که یک روی دیگر ادعای «رسیدن سیستم به مرحلهای که با وجود عزم و اراده قادر به اصلاح نیست» این نکته میشود که مقصر عدم تحقق شعارهای این طیف در زمان انتخابات مدیریت ضعیف و اشرافی آنها نیست بلکه رسیدن سیستم به آن مرحله است.
ضمنا باید به این طیف یادآور شد که از مسئولان که بگذریم در رده رسانهها که رکن چهارم دموکراسی هستند روزنامه اصلاحطلب شرق در فقره برجام به گفته مدیر مسئولش به همراه دیگر روزنامههای اصلاحطلب به بزک برجام پرداختند یعنی به پنهان کاری و فریب مردم. حالا این روزنامه از ناامیدی کنشگری سیاسی میگوید و یکی از دلایل آن را پنهان کاری مسئولان عنوان میکند.
عقدهگشایی ورشکستگان سیاسی علیه دستاورد دیپلماتیک دولت
روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی با عنوان «چرا ايران همچنان «عضو ناظر و بدون حق راي» در سازمان همكاري شانگهاي است؟» نوشت: «در بخشي از مذاكرات ابراهيم رئيسي و ولادمير پوتين، در مقابل اشاره رييسجمهوري ايران به «عضويت ايران در سازمان همكاري شانگهاي»، رييسجمهور روسيه اشاره ميكند كه «ايران به عنوان عضو ناظر در سازمان شانگهاي فعاليت ميكند و بديهي است كه بخواهيم نظرات شما را درباره برجام بدانيم.» اشاره ولادمير پوتين به «عضويت ناظر» ايران در اين سازمان، به موازات ساير مسائل اين سفر، حاشيهها و شك و ترديدهايي را در داخل كشور در رابطه با وضعيت عضويت ايران در سازمان همكاري شانگهاي به دنبال داشت.»
این نوشتار افزوده است: «چرا كه در سفر ابراهيم رييسي به دوشنبه تاجيكستان در شهريور 1400 كه جهت شركت در اجلاس سران اين سازمان صورت گرفته بود، سازمان همكاري شانگهاي پس از 16 سال با تبديل «عضويت ناظر و بدون حق راي ايران» به «عضويت دايم و برخوردار از حق راي» موافقت كرد كه از اين جهت بسيار حائز اهميت بود كه پس از خروج ايران از پيمان امنيتي- دفاعي سنتو (سازمان پيمان مركزي) در سال 1358 و پيوستن ايران به «جنبش عدم تعهد» در كنفرانس هاوانا كوبا در تابستان همان سال، نخستين تجربه ايران پس از انقلاب در الحاق به يك سازمان منطقهاي با ماهيت و كاركرد دفاعي- امنيتي به شمار ميرود. اما با اين وجود، اشاره ولادمير پوتين به «عضويت ناظر» ايران در اين سازمان از نظر فرآيند قانوني و حقوقي «صحيح» است و ايران بنا به دلايل و ملاحظاتي كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد، دستكم تا پايان سال 2024 و حتي 2025 ميلادي «عضو ناظر و بدون حق راي» در سازمان همكاري شانگهاي باقي خواهد ماند.»
گفتنی است کشف جدید طیف مدعی اصلاحطلبی در حالی است که همان زمان اعلام عضویت ایران در پیمان شانگهای توسط مقامات رسمی کشور خودمان هم اعلام شده بود که تا مراحل قانونی تصویب در ایران، و طی مراحل فنی بینالمللی انجام نشود، ایران عضو کامل و رسمی نخواهد بود. در واقع مسئله سیاسی ماجرا حل شده است و باید روند فنی نیز تکمیل شود.
اما نکته جالب آنجاست که فعالان سیاسی و رسانهای این طیف از جمله همین روزنامه ابتدا مدعی بودند بدون پیوستن به FATF و اجرای برجام، امکان عضویت در پیمان شانگهای وجود ندارد، بعد از پذیرش ایران در پیمان ادعا کردند این عضویت کار دولت روحانی بوده (بیآنکه به حل نشدن مسئله FATF و برجام اشاره کنند)، یا برخی از همانها مدعیاند اساسا شانگهای پیمان اقتصادی نیست و آوردهای برای ایران ندارد!
واقعیت این است که دیپلماسی موفق و عزتمندانه دولت سیزدهم، چاقوی تحریم را کند میکند و هیاهوی و عقدهگشایی جریان غربگرا علیه دولت رئیسی نیز به همین دلیل است.
عصبانیت اصلاحطلبان از تعامل ایران با شرق
روزنامه آرمان ملی به نقل از یک کارشناس نوشت: «شعار اصلی انقلاب ما نه شرقی و نه غربی بوده است. این یکی از شعارهای مهم انقلاب اسلامی بود. تاریخ دویستساله روسیه را بهدقت مطالعه کردهام. واقعیت این است که اگر بخواهیم ردپای روسیه را در ایران جستوجو کنیم چیزی بهجز استبداد نبوده است. اوج این وضعیت را میتوان در دوران استبداد صغیر و به توپ بسته شدن مجلس توسط روسها مشاهده کرد. معتقدم خیانتی که روسها در مشروطه به ایرانیان کردند بسیار بیشتر از خیانتی است که آمریکا در کودتای28 مرداد به ایرانیان کرده است. در جنگهای ایران و روس بخشهای مهمی از کشورها را روسها تصاحب کردند. در نتیجه اگر ما در شرایط کنونی بخواهیم با تکیهبر شرق و بهخصوص روسیه و چین در مقابل غرب بایستیم درنهایت به هیچ جا نمیرسیم و در نهایت دستاوردی به دست نخواهیم آورد.»
در ادامه مطلب آمده است: «ما باید یکبار برای همیشه مشکل خود را با جهان حل کنیم. در شرایط کنونی 200 کشور در کره زمین حضور دارند که همه کشورها تلاش میکنند با هم ارتباط داشته باشند و مشکلات خود را از طریق مذاکره حل کنند. مگر ایران در این زمینه استثنا است؟خیر؛ ایران نیز کشوری مانند دیگر کشورهاست. ما باید بپذیریم که مشکلات اقتصادی ما زمانی حل میشود که رویکردهای کلان سیاسی ما حل شود.»
اصلاحطلبان در حالی از تعامل ایران با روسیه نگران هستند که اولاً) روسیه امروز، روسیه کمونیستی یا تزاری چندین دهه قبل نیست. ثانیاً) رابطه ایران با روسیه رابطهای بر اساس اقتدار و احترام متقابل است و ثالثا) روسیه طی سالهای گذشته نه ایران را تهدید کرده و نه تحریم و نه در امور داخلی کشورمان دخالتی داشته است! گویا مشکل اصلاحطلبان چالشهای دوستان خارجی و گشایشهایی است که در سیاست خارجی دولت سیزدهم اتفاق افتاده است. پادوهای داخلی غرب برای خوشرقصی در برابر آمریکاییها، مشکلات را به زلف تحریمها گره میزنند و میگویند تا با آمریکا مذاکره نکنیم مشکلی حل نمیشود!