کد خبر: ۲۳۶۰۵۶
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۰:۳۰
نگاهی به سریال «ما همه مرده‌ایم»

ماراتون زامبی‌های فرهنگی در کره جنوبی!

 

فاطمه قاسم‌آبادی
از زمانی که پروژه‌های مشترک بین شبکه اینترنتی نتفلیکس و دیگر کشورها استارت خورده است، بیشترین میزان همکاری با نتفلیکس در شرق، متعلق به کشور کره جنوبی است.
البته کره جنوبی پیش از این هم ساخته‌هایی با سرمایه‌گذاران خارج از کشور خودش داشت ولی از زمانی که نتفلیکس با بودجه بی‌پایانش وارد عرصه بین‌المللی شد، گوی سبقت را از دیگر شبکه‌ها ربود و در حال حاضر هم به‌عنوان مشهورترین شبکه آمریکایی در جهان در حال ساخت و پخش فیلم‌ها و سریال‌های مختلف است.
سریال «ما همه مرده‌ایم» به کارگردانی «لی جا کیو» محصول سال 2022 است.
داستان تولد زامبی‌ها
داستان سریال «ما همه مرده‌ایم»، در یک دبیرستان اتفاق می‌افتد و طی اتفاقاتی، این دبیرستان تبدیل به محلی برای شیوع ویروس زامبی‌ها می‌شود و دانش‌آموزانی که داخل ساختمان گیر افتاده‌اند، باید تلاش کنند پیش از مبتلا شدن از ساختمان خارج شوند... .
کسی که مسبب این وضعیت است، یکی از استادان همان دبیرستان به نام
«لی بیونگ چان» است که دلیل اقدامش به ساخت این ویروس را آزار و اذیت فرزندش در دبیرستان توسط همکلاسی‌های قلدرش عنوان می‌کند!
لی بیونگ که نمی‌تواند جلوی آزار و اذیت فرزندش را بگیرد، با این بهانه که‌ترس او را به خشم و قدرت تبدیل کند آزمایش‌هایی را روی پسرش و برخی دیگر از دانش‌آموزان همان مدرسه شروع می‌کند و هیچ‌کس هم از کارهایش بویی نمی‌برد.... سرانجام یک روز که پسر لی بیونگ مثل همیشه توسط همکلاسی‌هایش مورد آزار قرار می‌گیرد به پایین ساختمان پرتاب می‌شود و روند زامبی شدنش شروع می‌شود! از اینجای داستان به بعد، عده زیادی از نوجوانان این دبیرستان به زامبی تبدیل می‌شوند و اوضاع از کنترل خارج می‌شود... .
هویت گمشده
در سریال «ما همه مرده‌ایم»، مخاطبین مثلا قرار است با سریالی کره‌ای در ژانر هیجانی و ‌ترسناک مواجه باشند ولی این سریال پر شده است از اداها و شخصیت‌پردازی‌های کپی شده از کشورهای غربی و در این میان، اگر زبان سریال کره‌ای نبود و شکل و شمایل بازیگران و چشم‌های بادامی و شسته رفته شده‌شان نبود، مخاطبین اصلا فکر نمی‌کردند با سریالی از کره‌جنوبی رو‌به‌رو هستند!
هویت مردم کره جنوبی در بیشتر سریال‌های تولید داخلی‌شان هم دیگر رنگ و بویی از تفکرات و فرهنگ خودشان ندارد و تأثیر حدود 70 سال استعمار آمریکا را می‌شود به وضوح در تولیدات فرهنگی این کشور دید.
در سریال‌های اخیر تولید مشترک کره‌جنوبی هم این وضعیت به شدت قابل مشاهده است و مخاطبین در این سریال‌ها هم هیچ روح شرقی و نگاه آسیایی نمی‌بینند و از بی‌رحمی و نگاه غیرانسانی شخصیت‌ها گرفته تا نوع روابط والدین و فرزندانشان و .... همه از جامعه‌ای بیرون آمده که فرهنگ خود را از دست داده و سردرگم است.
دیده شدن به هر قیمتی
در سریال ما همه مرده‌ایم، مانند دیگر کارهای اخیر مشترکِ کره‌ای نتفلیکسی، سازنده سعی کرده برای مورد توجه قرار گرفتن کارش، هر چیزی را که فکر می‌کند شاید، توجه مخاطبین نوجوان را جلب کند، در کارش بگنجاند.
از قلدری‌های دبیرستانی گرفته تا زامبی‌بازی و خون و خونریزی‌های افراطی... البته این همه تکه‌های مختلف در این سریال، بدون هیچ ظرافت و هوشمندی تنها برای پرکردن دوازده قسمت کنار هم آمده است و اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، سریال 12 قسمتی ما همه مرده‌ایم، تنها در حد شش قسمت آن هم با ارفاق، می‌تواند داستان نصفه نیمه‌اش را جلو ببرد و بقیه زمان تنها با وقت‌کشی و صحنه‌هایی مثلا دلخراش پر شده است.
در این سریال، سازنده هیچ شعوری برای مخاطبینش قائل نیست و مجموعه‌ای از دروغ‌های شاخدار را با عنوان ژانر ‌ترسناک، به خورد مخاطبینش می‌دهد. داستان‌پردازی ضعیف و شخصیت‌پردازی‌های ضعیف‌تر باعث شده تا سریال ما همه مرده‌ایم، نتواند هیچ نقد مثبتی را به دست بیاورد و تنها به‌خاطر موج و مدِ سریال‌ها و فیلم‌های خشن و پر از خونریزی این زمان، مورد توجه قسمتی از مخاطبین نتفلیکس قرار گرفته است.
باز هم اختلاف طبقاتی
در سریال «ما همه مرده‌ایم»، بر طبق عادت سریال‌های جدید کره‌ای و شاید، دغدغه این روزهای مردم دنیا، مسئله اختلاف طبقاتی به‌عنوان یکی از دلایل مهم لی بیونگ، معلم دبیرستان و سازنده این ویروس مهلک نام برده می‌شود.
لی بیونگ در جایی از داستان عنوان می‌کند که فرزندش مورد آزار قرار می‌گرفت چون او از خانواده‌ای بی‌چیز و حقیر است!
این مسئله که او معلم این دبیرستان است و مثلا یک فرد تحصیل کرده و دانشمند، محسوب می‌شود هم که اصلا مهم نیست و مخاطبین باید باور کنند که چنین شخصیتی نمی‌تواند هیچ‌گونه دفاعی از فرزندش بکند و قانون هم که کلا در این شهر اصلا وجود ندارد... .
روند منطق در داستان سریال ما همه مرده‌ایم، به‌قدری بی‌سروته است که معلوم نیست کارگردان چه می‌خواهد بگوید و اصلا چیزی برای گفتن دارد یا صرفا جهت پر کردن جیب سازندگان، این پازل بی‌محتوا را ساخته است.
در کره جنوبی بیش از نیمی از مردم بی‌دین هستند و بقیه هم هر کدام درصدی بودایی، مسیحی و... هستند. در قسمتی از سریال، لی بیونگ با انجیل آن‌قدر به سر پسرش که در حال زامبی شدن است می‌کوبد تا او را بکشد... این صحنه نامربوط که بیشتر مخاطبین را به یاد فیلم‌های ‌ترسناک غربی می‌اندازد، خیلی بی‌دلیل در این قسمت استفاده شده، گویی کارگردان فکر کرده بد نیست کمی هم المان‌های مذهبی به این ملغمه بی‌سروته‌اش اضافه کند و بار مثلا محتوایی کارش را سنگین‌تر کند!
در انتهای سریال ما همه مرده‌ایم برای توضیح این همه آشفتگی و ربطش به داستان این دبیرستان و دانش‌آموزانش، از زبان یکی از شخصیت‌های نوجوان بیان می‌شود که:
«ما دانش‌آموزها نه بالغیم و نه بچه و الان من هم نه انسان هستم و نه هیولا» و این جمله مثلا باید بر روی مخاطبین اثر بگذارد و عمیق تصور شود!
سطل زباله یا ذهن مخاطب؟
در حال حاضر شبکه‌ای مانند نتفلیکس، با سیاست‌های عجیبش، به شدت پرمخاطب شده است این شبکه نه تنها مدام در حال تولید آثار متنوع و جدید است که این آثار را هم برای دادن به خورد مخاطبانش، در یک روز تمامی قسمت‌هایش را پخش می‌کند تا مبادا مخاطبینی که حوصله صبر کردن نداشته باشند، از دستشان بروند.
به‌خاطر همین هم تعداد قابل توجهی از این آثار، با کیفیت‌های متوسط و پایین تنها به‌خاطر تبلیغات فراوان شبکه‌های اجتماعی و ... به خورد مخاطبین داده می‌شوند و این یعنی دیگر قرار نیست فرهنگ یا تفکری به بینندگان داده شود و عملاً ذهن مخاطبین مانند یک سطل زباله است که باید هرچه که اینها می‌سازند را ببیند و خوشش هم بیاید!
در سریال همه ما مرده‌ایم، کیفیت کار به شدت پایین است و حتی این سریال در حد آثار سطح پایین ژانر نوجوانانه شبکه آمریکایی CW هم نیست ولی به‌خاطر یک‌سری سیاست‌ها و تبلیغات توانست نظر مخاطبین نوجوان این شبکه را جلب کند.