وای به روزی که بگندد نمک!
صعود به جام جهانی آفت فوتبال یا...؟!(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
بارها نوشته ایم که اگر ورزش میخواهد به معنای واقعی- نه اینطور که حالا هست- در مسیر تعالی و پیشرفت قرار بگیرد باید از فضایی سالم، مناسبات صحیح و شرایط فرهنگی و اخلاقی کارساز برخوردار باشد. این هم به هیچ وجه حرفی از سر سلیقه شخصی و من درآوردی که از تراوشات ذهنی ما نشات بگیرد، نیست، بلکه اصلی است اجتماعی و سنتی الهی که تجربه بشری در طول تاریخ آن را ثابت میکند و یافتههای علمی برآن مهر تایید میزند و بالاخره آموزههای مکتب جانبخش و تمدن ساز اسلام بر آن تاکید میورزد. بنابراین تا این کار صورت نگیرد و کسانی که در ورزش ردای مسئولیت پوشیدهاند در افتادن و مبارزه با زشتیها و پلشتیها و اباحهگری و هنجار شکنیهای مسببان آن را در سرلوحه وظایف و رئوس کاری خود قرار ندهند، حرف زدن از پیشرفت و قویتر شدن ورزش حرفی مفت است که یا از سرجهل و نا آگاهی بر زبانها جاری میشود و یا برای فریب دادن مردم و ماله کشیدن بر خرابکاریها و کم کاریها و فرار کردن از انجام مسئولیتها از سوی بعضی از روسا و مدیران مطرح میشود.
متاسفانه در ورزش ما این حرف و یادآوری این اصل مثل خیلی دیگر از حرفهای حساب کمتر مورد توجه مسئولان امر قرار میگیرد و غالب این آقایان علیرغم ژستهایی که درباره انتقادپذیری میگیرند و حرفهایی که درباره مشورت با کارشناسان و اهل فن و دلسوزان میزنند، در عمل به هیچکدام پایبند نیستند و آنچه را که از قبل از رسیدن به پست و منصب هدفگذاری کردهاند، مجدانه دنبال میکنند و گوششان هم بدهکار هیچ حرف ونظر و هشداری هم نیست. دقیقا از همین رهگذر هم هست که بعضی از مسئولان ورزش نه تنها برای انجام مسئولیتهای اصلی و در راس همه سالم سازی محیطی و اخلاقی و فرهنگی حوزه کاری خود قدمی بر نمیدارند و کوچکترین تلاشی نمیکنند سهل است، که برای رسیدن به اهداف اشاره شده، به راحتی پا روی بسیاری از موازین اخلاقی و ارزشهای فرهنگی میگذارند و باعمل به شعار مهوع و ضد اسلامی وانسانی« هدف، وسیله را توجیه میکند» حاضرند برای رسیدن به هدف خود- که غالبا نتیجه گرایی است- چشم خود را بر هنجار شکنیها و بیحرمتیها و بداخلاقیها و باج خواهیها و حتی کثافتکاریها و انحرافات اخلاقی و وقاحتها و اهانتها به مردم و ورزش و ارزشها و بالاخره باورهای اعتقادی و حدود شرعی ببندند! این واقعیتی تلخ است که آنها که مسائل و اخبار ورزش را پیگیری میکنند میدانند که هرگز رنگ و بوی اغراق وسیاهنمایی ندارد و متاسفانه مصادیق فراوان وفراگیری برای اثبات آن به چشم میخورد. این است که میبینیم ورزش که به نوبه خود باید وسیلهای باشد در خدمت تهذیب نفس و ارتقای فرهنگی و آدم سازی، در نگاه و رفتار بعضی از مدیران ما خیلی جاها و بسیاری وقتها این کارکرد اصلی و اساسی خود را از دست داده ودر حالی که در بالاترین سطح حرفه ایگری ورزش دنیا سعی میکنند از کارکردهای اخلاقی و تربیتی ورزش غافل نشوند و در بسیاری از کشورهای سکولار که از حیث سیاسی و فرهنگی آخرت نگر هم نیستند و به مسائل معنوی بها نمیدهند از ورزش در بسیاری از سیاستگذاریهای فرهنگی خود بهره میبرند، در کمال تعجب و تاسف نزد برخی از مسئولان در جامعه دینی ایران که مردمش برای حاکمیت فرهنگی و اعتقادی خودشان انقلابی به ابن عظمت کردهاند، ورزش فقط وفقط به ابزاری برای نتیجه گرایی و تداوم بهره مندی از مواهب چرب و شیرین مدیریتی و حتی ترویج و تشویق رفتار ضد اخلاقی و ملی و انقلابی تبدیل شده است. به گمان ما این امر- عدم غیرت مسئولیت نزد بعضی از کسانی که به غلط در این ورزش ردای مسئولیت به تن کردهاند و منحصر کردن ورزش به نتیجه گرایی- راز ورمز عدم پیشرفت مطلوب ورزش و ریشه بسیاری از بدبختیها ی اخلاقی و گرفتاریهای فرهنگی آن است. شاید بهترین مثال برای روشنتر کردن این سخن ماجرای فوتبال و جام جهانی باشد. در حالی که صعود به جام جهانی برای فوتبال هر کشور افتخار و نشانه پیشرفت و انگیزهای برای بهتر و امیدوارانه کار کردن است، این امر به دلیل عدم شناخت و معرفت کافی یا خودبینی و منیت بعضی از مسئولان این رشته رفته رفته برای فوتبال و بلکه ورزش دارد به آفتی تبدیل میشود که سلامت و آینده آن را به خطرانداخته است. در کمال تاسف میبینیم صعود به جام جهانی در فوتبال ما به وسیله و بهانهای تبدیل شده برای توجیه زدوبندها و بسیاری از سوءاستفادههای مالی(ماجرای قرارداد عجیب و پر مسئله ویلموتس و...)، مالهای برای کشیدن بر بسیاری از هنجارشکنیها و وقاحتها و حرمتشکنیها و بالاخره دستاویزی برای کسانی که به اسم مسئول ورزش و فوتبال بدون آنکه هنر و لیاقتی از خود بروز داده باشند به مصداق« من آنم که رستم بود پهلوان» به وسیله آن، بیلیاقتیها و کار نکردنها و غلطکاریهای خود را بپوشانند. در حالی که اساس و ساختار فوتبال ما معیوب است و فوتبال پایه ما با بیتوجهی مسئولان به محلی برای انواع و اقسام خلافها و آلودگیهای مالی و اخلاقی و...تبدیل شده و در فوتبالی که فقط اسم و عنوان حرفهایگری را یدک میکشد و از بسیاری شرایط معمولی و حداقل استانداردها بیبهره است تا آنجا که معتبرترین و پرطرفدارترین تیمهای این مملکت برای حضور در رقابتهای آسیایی از سوی کنفدراسیون آسیا رد صلاحیت میشوند و...
و خلاصه در حالی که این همه کار انجام نشده در ورزش و فوتبال ما وجود دارد تمام هم وغم و همچنین فکر و دغدغه مسئولان ورزش و فوتبال ما شده صعود به جام جهانی.
در این میان ازعملکرد مخرب رسانههای وابسته به تشکیلات ورزش و فوتبال مثل بسیاری از برنامههای ورزشی سیما نباید غافل شد که به جای روشنگری درباره واقعیت ماجرای جام جهانی نزد برخی از مسئولان فوتبال و ارائه بحثهایی در جهت تنویر افکار عمومی، خود آتش بیار معرکه و همدست و همراه جریان عوامفریب حاکم بر فوتبال و ورزش شده و با دمیدن به شعار مضحک«سریعترین صعود» یکسره به تخدیر و انحراف افکار از واقعیتهای این فوتبال و اتفاقات پلید و شرم آوری که در متن و حاشیه آن میافتد، مشغول هستند و ظاهرابرای بینندگان عزیز و ارجمند و در واقع برای کار چاقکنی و رضایت صاحب کاران خود در تشکیلات ورزش، برنامه تولید میکنند!
سخن را کوتاه کنیم. در کمال تاسف و بدون تعارف باید بگوییم آنچه در بسیاری از جاها در ورزش ما روی میدهد به هیچ وجه امیدوارکننده نیست بلکه بسیار قابل تامل و هشدار دهنده است. نه از طرف وزارت و وزیر ورزشی آن در این چند ماهه اقدامی که نشان دهنده بروز« غیرت دینی و انقلابی» باشد در جهت اصلاح فنی وفرهنگی ورزش سر زده و به چشم آمده ونه از عمل وگفتار مسئولان فدراسیونی مثل فوتبال که عهدهدار یکی از پرطرفدارترین رشتههای ورزشی کشور است بوی صداقت و شفافیت به مشام میرسد.
اما در کمال تاسف اتفاقات بسیاری افتاده که معنایی ندارد به جز هنجار شکنی و رفتار ضد آرمانهای ملی و مردمی و عادی سازی و شکستن قبح بسیاری از آلودگیها و کثافتکاریها، آن هم در حریم تیم ملی و... و از سوی مسئولان فوتبال وسرپرستی! تیم ملی و کمیتههای مربوطه- خاصه کمیته اخلاق و...- غیر از «سکوت توام با رضایت و تشویق»!چیزی دیده و شنیده نشده است.آنچه هم که گهگاهی از سوی دستاندرکاران فوتبال خاصه رئیسآن میشنویم واندکی موجب امیدواری است خیلی زود نقیض و عدم روراستی و صداقت آن ثابت میشود نظیر این حرف چند روز پیش آقای رئیسفدراسیون که:«... امروز نظم و انضباط، ادب و حفظ حرمت خط قرمز ماست...»! و... خیلی زود بر اهل فهم معلوم و ثابت شد که نمک، گندیده و برای این فدراسیون به جز نتیجه و هوای همپالکیها و رفقا را داشتن! هیچ چیز حرمت ندارد، حتی پیراهن و حریم تیم ملی و نام مقدس کشور شهید داده ایران!