فروپاشی رویای آمریکایی در تصاویر امروز
فاطمه قاسم آبادی
حدود یک دههای میشود که در بیشتر ساختههای درامِ مربوط به مهاجرین، دیگر آمریکا به عنوان کشوری که قرار است در آن فرصتهای زیادی برای مهاجرین باشد، معرفی نمیشود.
در این تصاویر جدید، مهاجرین دیگر مانند فیلمهای کلاسیک قدیمی در آمریکا مسیر خوشبختی را طی نمیکنند و به جایش با انواع مشکلات دست و پنجه نرم میکنند و در نهایت هم خستهتر از همیشه و نا امید از گرفتن اقامت، از آمریکا بیرونانداخته میشوند....
به خاطر رکود اقتصادی و مشکلات دیگر، این جهتگیری فرهنگی به نوعی قرار است جلوی مهاجرت بیشتر را بگیرد و به نوعی اعلام رسمی است از سرنوشت شوم مهاجرینی که به امید عوض شدن زندگیشان، آرزوی رفتن به آمریکا را در سرشان میپرورانند.
فیلم «مرداب آبی کوچک» به نویسندگی، کارگردانی و بازی «جاستین چون» محصول سال 2021 ایالات متحده است که در آن، مشکلات زندگی یک مرد کرهای-آمریکایی و وضعیت بیثبات اقامتش در آمریکا، به تصویر کشیده میشود.
داستان مهاجرین اجباری
داستان فیلم «مرداب آبی کوچک»، درباره زندگی مردی کرهای به نام «آنتونیو له بلانک» است که در زمان کودکی از طریق فرزندخواندگی، به یک زوج آمریکایی واگذار میشود. حالا پس از گذشت بیش از 30 سال، این مرد که در آمریکا بزرگ شده و ازدواج کرده، در معرض خطر اخراج از این کشور قرار گرفته است چرا که طبق قانونی که در سال 2000 تصویب شده است کودکانی که به سرپرستی گرفته شدهاند، از این تاریخ به بعد و طی شرایط خاصی، میتوانند اقامت در آمریکا را بگیرند، نه قبل از آن....
آنتونیو که به خاطر درگیری با همسر سابق همسرش «کتی»، که پلیس است، به اخراج از کشور نزدیک شده است، تمام تلاشش را میکند تا از این وضعیت نجات پیدا کند و بتواند با همسر و فرزندانش زندگی کند ولی قوانین تابعیت به شدت او را از این آرزو دور میکند....
رویای از دست رفته
در سالهای اخیر به خاطر سیاستهای جدید، تمرکز فیلم سازان و تهیه کنندگان آمریکایی و اروپایی، روی مسئله مهاجرت و نشان دادن آن روی دیگر زندگی مهاجران که در این سالها معمولا پنهان شده است، بیشتر از پیش شده است.
در ساختههای جدید، تصویر مهاجرین بر خلاف ساختههای قبلی در دهههای گذشته، دیگر مردم سعادتمندی نیستند که با رفتن به آمریکا زندگی خوبی برای خودشان و نسل آیندهشان ساختهاند. در تصاویر جدید، زندگی مهاجرین جدید و حتی کسانی که سالها قبل به آمریکا مهاجرت کردهاند ولی به خاطر خرج بالای گرفتن وکیل برای اقامت، اقدامی در این خصوص نکردهاند، با مشکلات متعدد و اضطراب هر روزه نشان داده میشود.
در فیلم «مرداب
آبی کوچک»، مخاطبین با مردی مواجه هستند که بنا بر خواست خودش به آمریکا نیامده اما در این کشور به فرزندخواندگی پذیرفته شده و بیشتر از 30 سال در آمریکا زندگی کرده است ولی براحتی توسط قوانین پس میخورد و به جایی فرستاده میشود که نه خاطرهای از آنجا دارد و نه حتی زبانش را میداند....
سازنده سعی کرده با رعایت خط قرمزها، وضعیت سر در گم فرزندان دیگر ملیتها در آمریکا را در فیلم مرداب آبی کوچک، نشان بدهد.
کودکان رها شده
در فیلم «مرداب آبی کوچک»، مخاطبین میبینند که کودکان به سرپرستی گرفته شده، از طرف زوجهای آمریکایی، در بیشتر مواقع، مورد علاقه و عشق این زوجها نبودهاند و با بدرفتاریهای فراوان، در زندگیشان روبهرو شدهاند و شاید مهم ترین دلیل انتخابشان، کم شدن مالیات والدین جدیدشان باشد، نه نیاز به داشتن فرزندی برای دوست داشتن....
در مرداب آبی کوچک، مخاطبین با مردی روبهرو میشوند که به خاطر مشکلات مالی که دارد، نتوانسته تا سن 33 سالگی حرکتی برای گرفتن اقامت بکند و چون وضعیت گرفتن وکیل و... خرج زیادی داشته است، مدام این مسئله را به تعویقانداخته تا زمانی که دیگر راهی جز ترک کشور برایش باقی نمانده است.
این مرد به عنوان فرزندی نشان داده میشود که نه والدین واقعیاش و نه والدین بعدیاش، او را نمیخواستند و هر دو اهمیتی برایش قائل نبودهاند و به نوعی هر یک به طریقی او را رها کردهاند.
تحقیر مهاجرین و نفرت از کشور مادری
در فیلم «مرداب آبی کوچک»، مخاطبین از نگاه سازنده فیلم که خودش هم ملیت کرهای آمریکایی دارد، میبیند که با وجود تمام تحقیرها و سختیها، همچنان باید تصویر آمریکاییها پاک و بیآلایش بماند و این قوانین هستند که بد و ناجوانمردانه هستند، نه مردمی که مجریان این قوانین را انتخاب کردهاند.
در فیلم مرداب آبی کوچک، دو نفر از شخصیتهایی که به آنتونیو بدی کردهاند، یعنی نامادریاش که در مقابل همسر سختگیرش، آنتونیو را رها کرده بود و نسبت به او بیتفاوت بوده، به همراه همسر سابق «کتی»، که پلیسی دردسر ساز است و مدام آنتونیو را تهدید به گزارش کارهایش میکند، یکمرتبه و در انتهای فیلم متنبه میشوند و در دادگاه برای شهادت به نفع آنتونیو حاضر میشوند!
در فیلم مرداب آبی کوچک، هیچ تبعیض نژادی وجود ندارد و دو ملیتیها و دورگهها، تنها به خاطر قوانین در معرض خطر و نگرانی هستند که این مسئله، با توجه به واقعیت آنچه که در آمریکا هر روز اتفاق میافتد، واقعیت ندارد.
نگاه سازنده به سفیدپوستان چشم آبی در فیلم بسیار مثبت است و در نهایت هم این افراد با وجود ظلمهایی که در حق آنتونیو میکنند، در انتها با لطفشان او را زیر بار منت خود میبرند....
در آخر فیلم و با نشان دادن تصویر باقی ماندن همسرو فرزند تازه به دنیا آمده آنتونیو، در کنار همسر سفیدپوست قبلیاش و بیرون رانده شدن خود آنتونیو از کشور، سازنده حرف آخر را میزند و قاب خانواده واقعی، در نبود آنتونیو کامل میشود.
در فیلم مرداب آبی کوچک، با وجود تمام مشکلات و تحقیرها، وقتی آنتونیو از مرد مهاجر ویتنامی میپرسد که به خاطر تقسیم خانوادهاش در دو قایق و غرق شدن یکی از قایقها پشیمان هست یا نه؟ جواب مرد ویتنامی این است که اگر باز هم به گذشته برگردد، همین کار را میکند... گویی زندگی در نکبت و فقر، آن هم در کشوری مثل آمریکا که در آن تبعیض نژادی بیداد میکند، برای این مرد بهتر از زندگی در کشور خودش است.
ابراز نفرت از کشور مادری این مهاجرین و دو ملیتیها، از طرف زنان و مردانی که در کشور جدید هم هیچ محبت و خیری ندیدهاند، قابل تامل است و دیدگاه سازنده را در مورد کشور مادریاش که هرگز در آن زندگی نکرده است، کاملا نشان میدهد.
شاید به خاطر همین نوع نگاه سازنده باشد که فیلم مرداب آبی کوچک، مورد استقبال منتقدین و مخاطبین عام قرار نگرفت و در حد یک ساخته کلیشهای، توسط کارگردانی دو ملیتی باقی
ماند.