رنجنامه مستندسازان
اشاره:
آنچه در پی میآید، نامه گروهی از مستندسازان است که به طور اختصاصی دراختیار کیهان قرار گرفته است. این هنرمندان و فعالان عرصه مستند در این نامه، مجموعهای از انتقادات و مطالبات را نسبت به مدیریت دولتی در حوزه مستندسازی مطرح کردهاند. صفحه تصویرروز کیهان، صرفا منعکسکننده این انتقادات و مطالبات است. ضمن اینکه مدیران هدف انتقاد و مطالبه در این نامه، حق پاسخگویی دارند. رنجنامه گروهی از مستندسازان که مطابق خواسته ایشان، اسامی آنها نزد ما محفوظ است را میخوانید:
به دنبال شفاف سازی روزنامه کیهان درخصوص لایههای پنهان سینمای مستند و سلسله گفتوگوهایی با هنرمندان و کارشناسان این حوزه و نحوه جهتگیریِ جدید سینمای مستند ایران، موج جدید مطالبات در بین اهالی مستند قوت گرفت که به عقیده صاحبنظران در تنویر افکار عمومی بسیار موثر و حیاتی است و بستری برای مشارکت این هنرمندان فراهم میسازد. بهعلاوه رسانۀ پویا محملی برای پیگیری مطالبات مخاطبان از مسئولین است؛ برای آنکه هرچه میتواند در جهت کم کردن دردهای بیشمار آنها گام بردارد؛ دردهایی که اگر هرکدامشان هم حل و فصل بشود، باز هم یک «خبر خوب» است. انعکاس «مطالبهگری»، تلاشی است برای نزدیک کردن محتوای رسانهها به مشکلات و نیازهای واقعی آحاد مردم.
با توجه به مشکلاتی که سینمای ایران در دو دهه اخیر و به خصوص هشت سال گذشته با آن مواجه بوده و ریزش مخاطب داشته، طبیعی است که باید برای نجات این سینما از ورطۀ سقوط، طرحی نو و فوریاندیشید و اجرا کرد. این کار مستلزم حضور افراد و افکار نو در بخشهای مختلف مدیریتی، شوراها، پژوهشکدهها و اتاقهای فکر سازمان سینمایی است و آزمودنِ دوبارۀ افرادی که در این سالها مدام خود را تکرار کردهاند، خطاست و جز در جا زدنهای همیشگی، ثمری نخواهد داشت.
اطلاقِ افراد واندیشههای نو، نه به این معناست که صرفاً با عنوان جوانگرایی، اشخاص فاقد تجربه میداندار امور شوند، بلکه افراد و تفکرات نو به کسانی اطلاق میشود که سابقه سالها پژوهش و تجارب میدانی و پژوهشی را دارند اما ازاندیشههای آنها به دلیل بازیهای سیاسی و جناحی در دولتهای پیشین بهره گرفته نشده است، حال آنکه ساحت هنر و فرهنگ واندیشه، ورای دولتها و جناحهاست و فرهنگ مقولهای فراجناحی محسوب میشود که انسانساز و جامعهساز است.
سینمای ایران مانند یک پازل است که از قطعات مختلفی تشکیل شده و نادیده گرفتن بخشهایی چون سینمای جوان و مستند، بیتردید باعث ناقص شدنِ این پازل خواهد شد. مشکل امروز سینمای مستند ارائه آمار و ارقام نیست چرا که پس از اعتراضات گسترده مستندسازان در سالهای اخیر، سازمان سینمایی بالاخره مجبور شد تحت عنوان روند شفاف سازی، اسناد و مطالبی را مقطعی و بطور ناقص منتشر سازد، لکن اشکال کار در جای دیگر است. روش ناکارآمدی که به تعبیر مستندسازان، موریانهوار به جان سینمای مستند افتاده و از درون، آن را تهی کرده است باید اصلاح شود.
بزرگترین اشتباه این است که سازمان سینمایی درخصوص مدیریت سینمای مستند، همان دست فرمان مدیران قبلی را داشته باشد. از سوی دیگر مستندسازان میگویند انجمنهای به اصطلاح صنفی، نماینده عموم مستندسازان ایران نیستند و تاکنون نتوانستهاند حقوق جمعیِ این صنف را بدون تبعیض از متولیان بستانند.
عدم تغییر برخی رویهها در عرصه مستند، علیرغم وعدهها و شعارهای دولت جدید، موضوعی است که در چند ماه اخیر بیش از هر نکتهای هنرمندان انقلاب و دفاع مقدس را رنج میدهد.
نگاهی به پشت سر و درسهای دوره ریاست جواد شمقدری بر سازمان سینمایی وزارت ارشاد میتواند چراغ راهی برای مدیران باشد. زنده یاد فرجالله سلحشور که از پرچمداران هنر انقلاب است با گذشت چندسال از انتصاب شمقدری منتقد وضعیت شد اما اشکال کار را در سیستم وزارت ارشاد عنوان کرد و تغییر معاون وزیر را چارهساز نمیدانست. او معتقد بود شخص، نمیتواند کاری بکند، سیستم و بدنه ارشاد باید به شکل زیربنایی متحول شود وگرنه با این تکرار کلیشهای، همین آش و کاسه است که هست؛ فرقی نمیکند مدیر اصولگرا بنشیند روی این صندلی یا مدیر اصلاحطلب. کار، از جای دیگر عیب دارد.
کارشناسان و صاحبنظران سینمای مستند اتفاقنظر دارند که با وجود شعارها و شوآفهای برخی از مسئولین مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی وزارت ارشاد طی ادوار گذشته، این مرکز نتوانسته سکاندار سینمای مستند کشور باشد. سکان سینمای مستند عملا در دست وزارت ارشاد نیست و سالهاست عدهای هوشیارانه، گردانندگان عرصه را فریب دادهاند. پس اشاره و تکیه به انعکاس جشنواره سینما حقیقت، برای اهالی و دستاندرکاران صنف بزرگ مستندسازی، پاسخِ منطقی و قابل قبولی نیست؛ مستندسازان میگویند تعریف و تمجید اغراقآمیز از جشنواره، فرافکنی و راهی برای سرپوش گذاشتن بر ضعفهای فاحش این مرکز دولتی است. جشنواره در همه جای دنیا تعریف و کارکرد مشخص خود را دارد و نباید در بررسیهای کارشناسانه خلط مبحث شود. بررسی عملکرد و کارایی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی یک مسئله و برگزاری جشنواره سینما حقیقت، موضوعی دیگر است.
تنگ کردنِ دایره و عدم استقبال از مشارکت حداکثری عموم مستندسازان کشور، عملکرد محدود و بسته حلقههای رفاقتی و تقسیم ناعادلانه بودجه در سینمای مستند، اجحاف و کم کاریهای سالهای گذشته از جمله معضلات و مشکلات ریشهایِ تیم مدیریت مرکز سینمای مستند و تجربی است.
یک بام و دو هوای برخی از افرادی که اپوزسیوننما هستند و در فضای مجازی و رسانهای، از دولت و نظام بدگویی میکنند اما علاوهبر عقد قراردادهای مالی و انجام پروژههای عالی، میخواهند با حمایت و مساعدت نظام و سیستم دولتی مشکلات خود را حل کنند! این اشخاص فیالمثل با واسطه خانه سینما پولِ وزارت ارشاد را میگیرند و در مصاحبه با رادیوهای خارجی، نقش مخالف را بازی میکنند. هنرمندان مردمی از سکوت برخی مدیران دولتی در برابر این دو دوزه بازی کردنِ روشنفکر نماها به شدت ناراحت هستند.
مجموعهای از مطالبات
اهالی مستند درخصوص روند جدید مطالبات این صنف میگویند ادامه مطالبهگریِ به حقِ اهالیِ مستند برای کنترل و هدایتِ سیاستها، گفتوگوی آزاد و مفاهمه درون صنفی، توسعه و ترویجِ روشنگری و طرحِ پرسشهای منطقی و حقوقیِ جامعه مستند سازانِ کشور، اصلاح، ساماندهی و بازسازیِ زیرساختهای مدیریتِ سینمای مستند ایران، اجرایِ «عدالت محوری» و «انسجام» در نهضتِ مستند سازی و جلوگیری از تضییع حقوق عمومِ مستندسازان، نهادینه کردنِ آموزش و مطالعاتِ پایدارِ علمی برای پویایی جامعه مستندسازانِ ایران، ایجاد سامانه ملی برای ثبت اطلاعاتِ جامعِ تمام مستند سازان ایران، تجمیع بودجه مستندسازی و اصلاح ساختار کلیشهای و ناکارآمد گذشته، جلوگیری از موازیکاری و پرهیز از تکرار تجارب ناموفق و ناخوشایند دورههای قبل، ایجاد سازوکارِ مشارکتِ حداکثریِ عموم مستند سازان کشور در تصمیم گیریها، دگردیسی و پالایش انجمنها و تشکلها و جان کلام اینکه تجدیدبنای سینمای مستند با مشارکت حداکثریِ این صنف، از انتظارات عموم مستندسازان ایران در دولت جدید با نگاه فراجناحی است.
مستندسازانی که در دوره مدیریت به اصطلاح اصلاحطلبان با نقشه و برنامه حساب شده، رانده و بایکوت شدند معتقدند برخی عوامل فتنه و باند وابسته به دولت قبل هنوز در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی وزارت ارشاد ماندهاند و هنوز اقدامی برای تغییر آنها نشده است. برخی از افراد فاسد و نفوذی، در تیم مدیریت، اعمال نفوذ کرده و مسبب شدند با پول وزارت ارشاد (بیتالمال) علیه انقلاب و ارزشهای نظام فیلمهایی ساخته شود!
بدیهی است که ویترین سینماحقیقت تحت عنوان جشنواره ۱۴۰۰ مربوط به خروجی و عملکرد تیم دولت قبل است و هیچ ارتباطی به دوره جدید مدیریت در حوزهای مختلف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارد که بخواهند پُز آن را بدهند.
جای خالی منشور مستندسازی انقلاب
به دلیل اهمیت، اعتبار و تاثیرگذاریِ فیلم مستند در عرصه بینالملل، مقام معظم رهبری که سالهاست آثار مستند را رصد میکنند، شخصا به این مهم ورود کردهاند. پس از دیدار شیرینِ جمعی از مستندسازان در تاریخ ۲۱ دی سال ۹۶ با معظمله، فردایِ آن روز پیامی خطاب به مستندسازان مرقوم فرمودند که منشورِ مستندسازیِ انقلاب است. لکن مرکز گسترش سینمای مستند و تجربیِ وزارت ارشاد از آن زمان تاکنون، به این منشور وقعی ننهادند.
از برخی گراها، لابیها و... بوی آن میآید که عدهای «خودی نما» در حرکتی آرام و زیرپوستی در حال دورزدنِ مدیران کلان وزارت ارشاد هستند. با تغییر و جابجاییِ تاکتیکیِ برخی مدیران و دستاندرکارانِ ظاهرالصلاح که یارغار و شریک کاری و مالیِ جشنوارههای مختلفِ بعضی مدیران جدیدِ سازمان سینمایی هستند، کانه هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربینیاز به اصلاحات ریشهای و انقلابی دارد و انتصابِ مدیرانِ خسته و بیرمق، مناسبِ این تحولِ قطعی نیست.
حضور باقیماندههای تیم دولت قبل که با لطائفالحیل، جاپایِ خود را سفت کردهاند، موجب نگرانیهای جدی برای مستند سازانِ انقلابی و ولایی شده است. برکناریِ مدیرانِ نفوذی و ناکارآمدِ گذشته، توجه ویژه به منویات مقام معظم رهبری، تجدیدنظر و اصلاحِ ساختار و زیر بنایِ سینمای مستند ایران در جهت انسجام و عدالت محوری، حمایت و جلوگیری از تضییع حقوق عموم مستندسازان و توجه به موقع بهمطالبات حیاتیِ جامعه مستندسازان کشور، امری اجتنابناپذیر است.
در شرایط فرهنگی کنونی لازم است تا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شخصا ورود کرده و از مدیران با انرژی و پرقدرت، در حوزه استراتژیک مستندسازی استفاده کند. علتِ ورود مستقیمِ وزیر به این موضوع، تاسی از ورود مدبرانه رهبر معظم انقلاب و جامه عمل پوشاندن به پیام و مطالبات معظمله نسبت به مستندسازان و نیز جبرانِ کوتاهیها و کمکاریهای گذشته برخی زیرمجموعههای وزارت ارشاد نظیر سازمان سینمایی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است.
گاهی زرق و برقِ جشنوارهها بهویژه جشنواره سینما حقیقت، سایه میاندازد و ضعفهای بنیادین و ریشهایِ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را مستتر کرده و میپوشاند. با اجرایِ دقیقِ این گونه نمایشها، ذهن وزیر ارشاد و تصمیم گیرندگان را از اصلِ موضوع و محتوا، منحرف میسازند.
لازم به تذکر است که مدیریت ناشیانه، ضعیف و فلجِ بعضی مدیران ناآشنا در حوزه سینما، امثالِ سید محمد مهدی طباطبایینژاد (مدیرعامل قبلی مرکز گسترش، معاون اسبق نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی و دبیر پیشین جشنواره فجر)، صدمات جبرانناپذیری بر پیکره سینما و فرهنگ و هنر ایران اسلامی وارد کرده است.
همانگونه که وزارت ارشاد برای کلیت سینمای ایران برنامه و کنترل و نظارت ویژه دارد، واجب است تا درخصوص سینمای مستند ایران نگاه جدید، موثر و کارسازی داشته باشد و مثل گذشته رفع تکلیف نکند. مستند سازان کشور مایل نیستند که مصالح صنفیشان فدای حلقههای رفاقتی مدیران جدید شود و مطالبات منطقی و اصولی آنها مثله شود. با توجه به تغییرات اخیر در سازمان سینمایی، مستندسازان معتقدند سینمای ایران مانند یک پازل میماند که از قطعات مختلفی تشکیل شده و نادیده گرفتن بخشهایی چون سینمای جوان و مستند باعث ناقص شدن این پازل خواهد شد. انتظار عموم مستندسازان ایران از دولت جدید این است که با نگاه فراجناحی از همه مستندسازان در سراسر کشور دعوت به همکاری کند و از پتانسیل ایشان نهایت بهرهبرداری را داشته باشد.
طی سالهای گذشته برخی از افراد به عنوان کارشناس در شوراهای مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بکار گرفته شدهاند که صلاحیت کافی و جامع نداشتهاند و با اعمال سلیقههای غیرکارشناسی باعث افت درونی و محتوایی این مرکز شدهاند.
مطالبات بهحق مستندسازان و تعلل بیجای وزارت ارشاد، سبب شد تا اهالی مستند که راهکارِ حل معضلات را میدانند، دغدغهها، مطالب و دیدگاههای خود را در رسانهها و فضای مجازی مطرح کنند و از این ظرفیت، برای تبادلنظر و تضارب آراء درخصوص سازوکارِ جدید مستندسازی، مطالبات زمین مانده را عنوان کنند. این حرکت خودجوش با استقبال رسانهها مواجه گردید منتهی با واکنش منفیِ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روبهرو شد. عدم توجه به مطالبات مستندسازانِ کشور موجب شد تا گروهی از مستندسازان، ایده درج خواستههای فعالان این صنف را با راهاندازیِ کمپین مطالبهگری اهالی مستند ایجاد کنند. با تشکیل پویش فوق برای مشارکت مستندسازان در تولید محتوای این بیداری، آنها میتوانند طیف گستردهای از مطالب و خبرها را برای «پیگیری» یا «انتشار» ارسال کنند. کمپین مطالبهگری اهالیِ مستند، جهت «فرهنگسازی و گسترش عزمِ عمومی درخصوص دریافتِ مطالباتِ صنفیِ جامع و فراگیر» با مشارکتِ طیفهایِ مختلف و متنوعِ مستندسازان در سراسر کشور شکل گرفته است. دستاندرکاران این کمپین طی یادداشتی به برخی از دلائل اشاره کردهاند که در پی میخوانید:
طی ماههای اخیر، مطالباتِ طیفهای متفاوت و متنوعِ مستندسازان، بیشتر از گذشته مطرح شده و گفتوگوهای کارشناسی و نقدهای سازنده، انعکاس بسیار خوبی در محافل و مجامع مختلف داشتهاست که به بعضی موارد اشاره میکنیم.
لازم به یادآوری است که اطلاقِ سینمای مستند، شاملِ یک مرکزِ خاص نیست؛ بلکه تمامیِ دستگاهها، ارگانها، سازمانهای دولتی، نیمه دولتی و تحت پوششِ نهادهای حکومتی که در زمینۀ تولید فیلمهای مستند گام برمیدارند را دربر میگیرد. از این رو، فقط در صورت لزوم نام میبریم و درباره سایر مراکز و ارگانها، تنها به مصادیق میپردازیم.
مجددا از همه دستاندرکاران و صاحبنظران دعوت میکنیم در مورد مشکلات و موانع موجود در سینمای مستند ایران دیدگاههای خود را به اشتراک بگذارند تا علاوهبر گفتوگوی تخصصی و صنفی، در جمعبندیهای آتی فهرست مطالبات به اطلاع مدیران دستگاهها برسد. اشراف اهالی مستند در این زمینه، بهترین منبع اطلاعاتی است که زمینه بررسی کارشناسانه مسائل سینمای مستند کشور را فراهم میکند. خوشبختانه تحقیقات مفصلِ دکتر خالقی سروش، درباره آسیب شناسی سینمای مستند ایران و چالشها و راهکارهای آن، در حال انجام است که یقینا نتایج مهم و موثری برای اهالیِ مستند دربر خواهد داشت. جا دارد از دوستانی که پیش از این نظراتشان را در اختیارمان قرار دادند صمیمانه قدردانی کنیم.
عدهای مستندسازی را منحصر به دو مجموعه میدانند؛ یکی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی (وزارت ارشاد) و دیگری رسانه ملی (تلویزیون). گرچه سازمانها و نهادهای دیگری هم بهطور مستقیم و گسترده، تحت عنوان تولید فیلم مستند فعالیت میکنند اما یکی از مراکز مهم و راهبردی در سینمای ایران، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است. این مرکز که زیرمجموعه سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، بهلحاظ قانونی موظف به اجرای بخشی از سیاستها و برنامههای دولت در حوزه فیلم مستند شناخته میشود. با توجه به تغییر دولت و در نتیجه تعویض مدیریت در وزارت ارشاد و سازمان سینمایی و همچنین دگرگونی در سیاستها و برنامههای این نهادها نسبت به دولت قبل، مطالبه بهحق جامعه مستندسازان کشور درباره الزامات تغییر و تحولِ مدیریت دولتی در حوزه مستند امری بدیهی و اجتنابناپذیر است.
مجموعه دیگری که هم به لحاظ وسعتِ کاری و هم بودجه دولتی، فعالیت گستردهای دارد، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. اخیرا ریاست این سازمان تغییر کرده و طبق روالِ معمول، مدیرانِ میانی و زیرمجموعههای تلویزیون در حال تغییر و دگرگونی است. ضمن اینکه عملکرد برخی از مدیران این سازمان در حوزه مستند نیز مطلوب نیست.
این همزمانی، در تغییرِ مدیران دولتیِ نظام در وزارت ارشاد و صدا و سیما باعثِ ظهورِ فرصتی استثنائی شده تا مستندسازانِ کشورمان مطالباتِ زمین مانده و بر حق خود را مجدانه و در حرکتی فراگیر پیگیری کنند. مطالبات بحق و تعلل بیجایِ مسئولین، موجب نگرانیهای جدیِ مستندسازان کشور شده است. سالهاست این مطالبات صنفی مغفول مانده و هیچ نهاد و مرجعی به این معضل کهنه رسیدگی نکرده است.
بودجههای کلان و سرگردان، موضوعی بسیار حائز اهمیت است؛ مبالغی که از جیبِ مردم تحت عنوان بودجه مستندسازی هزینه میگردد اما شاملِ عموم مستندسازان (حتی چهرههای قدیمی) در اقصی نقاط کشور نمیشود و فقط تعداد قلیلی در تهران، با نفوذ و رانت از آن منفعت میبرند. اغلب این سازمانها و مجموعهها که با ترفند خاصی بودجه عمومی را با خیالِ راحت و بطور پنهان خرج میکنند، به هیچ جا پاسخگو نیستند و دیگران را به حلقههای رفاقتی خود راه نمیدهند. جامعه مستندسازان کشور خواستارِ اصلاح این مسیر آلوده و غلط است و مداوایِ این اپیدمی را از وظایف مسئولان و سیاستگزاران میداند.
افزون بر مطالب مذکور، چالشهای متعددی در سطح کلانِ سینمای مستند ایران وجود دارد که علاوهبر قصور برخی از مدیرانِ نالایق دستگاههای مختلف، ثمره غفلتها و کم کاریهای تشکلها و صنوفِ ناکارآمد است.
در ماههای اخیر، نهضتِ باور و بیداریِ نوینِ مستندسازان ایران منسجمتر از قبل، بخشی از مطالبات بهحق را مطرح ساخت و از ظرفیتهای دسترسی و ایجاد گفتوگو با همکاران در شبکههای اجتماعی استفاده نمود که در همه گروهها و کانالهای مرتبط با اهالیِ مستند با استقبال روبهرو شد. لکن مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی علیرغم ادعاهایش، تحمل شنیدن صدای عموم مستندسازان را نداشت و در اقدامی نسنجیده و غیرحرفهای، تمامیِ پستها و نقدها به سینمای مستند را (از افراد متعدد) در گروه تلگرامیِ «بحث مستند» پاک کرد تا به زعم خود روشنگریِ جدید در بین اهالیِ مستند را در نطفه خفه کند. این بیصبری و بیحوصلگیِ مسئولان مرکز گسترش، مسبوق به سابقه است و فضای محدود و بسته این مجموعه سالهاست که با دست به دست شدنِ میزهای مدیریت میان باند خاصی، بدین منوال اداره میشود. مستندسازان که انتظارِ چنین واکنشِ چکشی را نداشتند، هنگامی که بیطاقتی متولیان این مرکز را در فضای تخصصی دیدند، اقدام به تشکیل این کمپین کردند.
شایان ذکر است که مطالبات- به حق- مستندسازان به تفکیک و مرتبط با هر سازمان و نهاد و مجموعهای، منسجم و جداگانه مطرح میگردد. بهعلاوه عزمی جدی و عمومی در راه است تا مسائل متعددِ درون صنفی حل و فصل شود.
قطعا کسانی هستند که طبق عادت همیشگی، آیه یاس میخوانند اما اراده «جمع» بر این است که با نگاه مثبت امیدوار باشیم و از بیمهریها و کارشکنیها دلسرد نشویم. دورانِ قبلیِ مراکز و دستگاهها برای رفتارهای کلیشهای و نخنما با جامعه مستندسازان کشور به اتمام رسیده و این حرکت، به عقب برنمیگردد. طیفهای مختلف و متنوع مستندسازان، این بار نه برای یک قرارداد و یک فیلم، بلکه برای صیانت از منافع عمومیِ این صنف در سطح کشور برخاستهاند.
یاران و همراهان عزیز، حجم کار زیاد است. صبر و حوصله و پشتکار و مداومت، ابزارِ آشنا و همیشگیِ شماست. شما فیلمهای مهم و سختی را ساختهاید و امتحان پس دادهاید، افتخارات زیادی را کسب کردهاید؛ اکنون برای تجدید بنایِ صنفی بزرگ، وقت بگذارید تا منافعِ جمع «نهادینه» شود و کاری که سالها قبل باید صورت میگرفت، امروز شکل گیرد.
بدون تعارف میگوییم با کسانی که قصد شیطنت، تخریب و تضعیف دارند، مقابله بهمثل نمیکنیم. رعایتِ اخلاق حرفهای، نخستین درسِ مستندسازی است؛ اما صمیمانه دست همه همراهان و همدلان را به گرمی میفشاریم.
سوتفاهمهای دیگران را برایشان توضیح میدهیم تا قضاوت نکنند و از همه پیشنهادها و راهنماییهای دلسوزانه استقبال میکنیم. این پرونده مفتوح است و با کمک و عنایت شما تکمیل میگردد.