کد خبر: ۲۳۴۱۲۹
تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۴۰۰ - ۱۹:۴۲

عواقب بلاتکلیف ماندن استقلال و پرسپولیس (نکته ورزشی)

 


سرویس ورزشی-
چندی قبل در همین ستون نوشتیم که باید هرچه زودتر« به این وضعیت در ورزش خاتمه داده شود». وضعیتی که هرکسی هرکاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و هرچه می‌خواهد می‌گوید. تاسف بیشتر آنجاست که با توجه به آنچه اشاره شد خیلی وقت‌ها آب از سرچشمه گل‌آلود است.
وقتی بعضی از افراد درکسوت مدیر به جای انجام وظایف و تمرکز برمسئولیت‌های اصلی به کارهای حاشیه‌ای روی می‌آورند و در واقع هرکاری دل شان می‌خواهد انجام می‌دهند به جز وظایف اصلی‌، از زیرمجموعه و دیگراجزاء سیستم چه انتظاری باید داشته باشیم؟ شیر پیروز خدا‌، مرتضی علی(ع)، معلم بزرگ بشریت و الگوی راستین چگونه زیستن جمله‌ای حکیمانه وبسیار قابل تامل در این باره دارد« الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم» (مردم به امیران و بزرگان خود بیشتر شباهت دارند تا به پدران شان).
در ماجرای حذف استقلال و پرسپولیس از لیگ قهرمانان آسیا وزیر ورزش و جوانان عنوان داشت که کارهای مربوط به پرسپولیس و استقلال باید ۵،۶ سال قبل انجام می‌شد. حرف آقای وزیر که می‌گوید این کارها باید ۶‌، ۵ سال پیش انجام می‌شد شاهدی زنده و سندی محکم برای اثبات آن حرف همیشگی وهشدار مکرر این نشریه است که مرتب بر این امر تاکید داشته که در ورزش ما کارهایی معطل مانده که اغلب برای حرکت ورزش در مسیر پیشرفت و بهتر شدن لازم و بلکه ضروری است.
کارهایی که اگر انجام و یا شروع شود فراتر از روزمرگی‌ها و سیاست‌های جاافتاده و« چو فردا شود فکر فردا کنیم...» حتما به اصلاح ساختارهای از اول اشتباه و یا کهنه و ازکار افتاده ورزش منجر می‌شود. کارهایی که چون ریشه‌ای و اساسی است سخت است و چون سخت است‌، برخی مدیران از انجام آن طفره می‌روند و وقت تلف می‌کنند تا دوران مدیریتی آنها به سر آید واین کارهای اساسی و سخت و ساختاری که بالاخره روزی باید در ورزش ما انجام شود به گردن مدیران بعدی بیفتد.
در هرحال آنچه از آن‌گریزی نیست این واقعیت است که در ورزش ما از این نوع کارهایی که باید سال‌ها پیش انجام می‌شده ولی نشده و هنوز هم نمی‌شود فراوان است و آنچه آقای وزیر در‌باره دو باشگاه قدیمی تهرانی گفته فقط یک مثال و نمونه است و نه همه قصه.
البته این خود، مثال مهم و نمونه‌ای هشدار دهنده است که عواقب بلاتکلیف ماندن استقلال و پرسپولیس یواش یواش دامن این دو تیم پرطرفدار و ریشه دار را می‌گیرد و آنها را به سمت دردسرهای بزرگ سوق می‌دهد. استقلال و پرسپولیس به عنوان دو سرمایه کم نظیر فوتبال ایران که خیلی از کشورهای آسیایی خاصه همسایه با همه هزینه‌ای که برای رونق و جان گرفتن فوتبال خود می‌کنند حسرت داشتن آنها را دارند، از بسیاری استانداردهای یک باشگاه به دور هستند سهل است‌، که خیلی جاها از حداقل امکانات یک باشگاه هم محروم هستند و این مشکلی است که به هیچ علتی مثل تحریم! و گرانی و... مربوط نمی‌شود.
اهمیت و جایگاه و کارکرد این دو باشگاه در نزد صاحب‌منصبان وسیاستگذاران کلان ورزش درک و یا جدی گرفته نشده و لذا اراده محکم و عزم پولادینی هم برای روشن کردن تکلیف مالکیت و مدیریتی آنها نزد مسئولان ذیربط وجود نداشته و تا حالا اگر هم مسئولی در این باره حرفی زده فقط برای این بوده که حرفی زده باشد نه برای اینکه واقعا قصد و قرار این باشد که برای حل این مشکل قدیمی و به ظاهر لاینحل گام اساسی برداشته شود!