نگاهی به کیفیت نحوه برگزاری امتحانات در ایام آموزش مجازی
پنجه دیو تقلب بر سر سوادآموزی مجازی دانشآموزان-بخش نخست
گالیا توانگر
یکی از معلمین میگوید: «از صفحه پرسشهای کتاب عکس گرفتم و به دانشآموزانم گفتم: برای امتحان باید به پرسشهای این صفحه پاسخ دهید.»
دقایقی بعد یکی از دانشآموزانم پیام داد: «این صفحه در کتاب او موجود نیست!»
پاسخ دادم: «برو کتابت را بیاور تا ببینی که این صفحه در کتاب شما هم هست.»
او رفت و کتاب همان درس اما برای یک سال پایینتر را با خود آورد. در واقع دانشآموز لای کتابش را باز نکرده بوده و تنها از قفسه کتابهایش یک کتابی با عنوان آن درس را بیرون کشیده و حتی ندیده که آن کتاب برای سال چندمش است؟!
این دانشآموز بعدها اعتراف کرد که در اغلب امتحاناتش والدین و یا یک سری از اقوام و آشنایان جای او امتحان دادهاند!
دانشآموزان در حین امتحان مجازی دو دستهاند: یک دسته که در خواب به سر برده و دیگران جای آنها مشغول امتحان دادن هستند و دسته دیگری بچه زرنگهایی هستند که با هزار و یک نوع اضطراب در جلسه امتحان مجازی مواجه میشوند. اضطراب مهیا نبودن محیط خانه برای امتحان مجازی، اضطراب قطعی ارتباط، اضطراب کم آوردن زمان و...
بنابراین یکی از مهمترین مشکلات برگزاری امتحانات مجازی نبود زیرساخت قوی برای آموزش مجازی است. ضمن اینکه عدهای نیز بدون درنظرگرفتن این که اگر کاهلی کنند، در نهایت با پایه ضعیف به ترم بالاتر رفته و این مسئله در آتیه برایشان قوزبالاقوز میشود. بهقول شاعر: خشت اول گر نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج!
الساعه نه تحصیل اصالت دارد
و نه حتی تقلب!
زهره اکبرپور یک فرهنگی از مسائل تحصیل و مصائب تقلب در آموزش مجازی میگوید: «این روزها دانشآموز در جای مادر مینشیند و خاله بهجای دانشآموز امتحان میدهد! پیام داد: فردا ساعت هشت بیداری خاله؟ امتحان فارسی دارم!»
وی در ادامه میگوید: «در این دو سال که کرونا آمده، در پایان هر ترم، یک روز امتحان ریاضی دارم و یک روز امتحان عربی. شدهام مدرسان امتحانات اقوام درجه یک. روزهای اول مقاومت میکردم و میگفتم: «فقط به شما یاد میدهم». نه اینکه معلم یاد نمیداد، بعضی دروس را حضوری میشود بهتر یاد گرفت. بعد از یک مدت که خودم را کشتم تا معادله و افعال ماضی و مضارع عربی را یاد بدهم، تصمیم گرفتم جور دیگری کمکشان کنم.»
این فرهنگی با مقایسه شرایط برگزاری امتحان در قبل و بعد فراگیری کرونا توضیح میدهد: «قبل از کرونا تقلب هم برای خودش آدابی داشت. اقلش این بود که موقع تقلب میترسیدی و رنگ از رخسارت میپرید. گذشته از این، باید چشم معلم را میپاییدی تا بتوانی نگاهی به اشارات بغلدستی کنی. تقلب با آرامش و خونسردی که دیگر تقلب نیست.
در آموزش حضوری دانشآموز باید ضمن آشنایی با ضوابط مدرسه، آماده بشود برای اطاعت از قوانین مدنی که همه اینها در آموزش مجازی لنگ میزند. احترام به معلم و ناظم و مدیر، سر ساعت وارد کلاس شدن و سر کلاس مؤدب نشستن. امتحان زیر پتو با موهای ژولیده هم شد امتحان؟ وسط درس هم که سری به آشپزخانه و یخچال میزنند! تازه در کلاس اسکایروم هم میشود بازی کرد یا به مغازه رفت و خرید کرد. در این وضعیت حتی در مهمانی هم میشود کلاس رفت.»
وی در ادامه میافزاید: «یک روز که برای دختر داداشم در انجمن اولیاء و مربیان در اسکایروم بودم، نوشتم: «اگر ممکن است ماهی یک روز کلاس حضوری باشد.» که دیدم همکلاسیهای دختر داداشم به موبایلش پیام دادند: «چه میگویی؟» بعد فهمیدم بعضی بچهها خودشان بهجای مادرانشان در انجمن حضور دارند.
آسیب بعدی آموزش مجازی، تضعیف اعتمادبهنفس دانشآموز است که هرچقدر هم که درسخوانده باشد، باز موقع آزمون به کتاب نگاه میکند. دانشآموز درسخوانی که با وجود درسخواندن بازهم به کتاب نگاه میکند و بعد جواب میدهد، نشان از ضعف مفرط اعتمادبهنفس دارد.
هیچچیز صفای دویدن و شلوغکردن در حیاط مدرسه را ندارد. صف بستنهای اول صبح و گفتن «اجازه خانم سلام و اجازه خانم من بگم؟» هم مزه خودش را داشت. الساعه نه تحصیل اصالت دارد و نه حتی تقلب طبق رسمورسوم خودش انجام میشود. البته که من هیچوقت اهل تقلب نبودم.»
اضطراب کشنده در امتحان مجازی
اضطراب یکی دیگر از آثار منفی امتحانات مجازی عنوان شده است.
مائده مهدوی مدرس دانشگاه در رشته روانشناسی معتقد است:«امتحان مجازی صد برابر بیشتر از امتحان حضوری استرس دارد. آدم وقتی سر جلسه امتحان حاضر است بههرحال کل زمانش را در محیطی آرام به امتحان سپری میکند و فضا برای امتحان دادن مهیاست درصورتیکه وقت امتحان مجازی ممکن است، کلی مشکل و مسئله برای دانشآموز پیش بیاید. خود من موقع امتحانات، دائم با سروصدای همسایهها مشکل داشتم. ناگهان تصمیم میگرفتند - همان موقع که من از دانشجویانم امتحان میگرفتم - با صدای بلند تلویزیون تماشا کنند یا جاروبرقی بکشند. یا اینکه همان موقع کلی میهمان برایشان میآمد و در یک آپارتمان کوچک با دیوار نازک هم خودتان بهتر میدانید، چقدر شرایط تمرکز سخت است. من موقع کلاسهای مجازی هم با این مشکلات مواجه بودم، اما امتحان دادن قضیهاش فرق میکند. خلاصه که هر بار خواستم امتحان بگیرم یک جوری مشکل ایجاد شد. مثلاً یکی زنگ در را میزد و چیزی میپرسید. تمام اینها به آدم استرس وارد میکند و باعث میشود نتواند روی امتحان تمرکز کند.»
وی در ادامه میگوید: «من ترجیح میدهم امتحانات حضوری باشد، گرچه بعضیها بهشدت با امتحان حضوری مخالفاند و فکر میکنم بهخاطر تقلب و این حرفهاست. یک راهحل این است که سؤالات تحلیلی طراحی شود و حتی گاهی مواقع از دانشآموزان و دانشجویان بخواهیم که با همفکری هم به این قبیل سؤالات تحلیلی پاسخ دهند.»
رواج تقلب در دوران آموزش مجازی
برخی از والدین باهدف کمک به دانشآموزان و کسب نمره به فرزندان خود در زمان امتحانات تقلب میرسانند. آنها از تأثیر این رفتار بر تحصیل و کسب علمآموزی دانشآموزان بیخبرند.
زنگ هشدار موبایل را روی ساعت امتحان فرزندش گذاشته؛ با صدای زنگ، کنار جاده توقف میکند و هولهولکی کتاب ادبیات سال هفتم را میگذارد روی پایش و آماده میشود.
آخر پسرش امروز امتحان دارد و روی او حساب جدی بازکرده. دونفری آنلاین میشوند تا یک امتحان خانوادگی را تجربه کنند.
این دو سال اتفاقهای عجیبوغریب زیادی افتاده است. ویروسی آمد که شکل زندگی همهمان را عوض کرد. آموزش آنلاین یکی از اتفاقات تازه و نو این دوران است. اما همین آموزش در کنار خوبیهایش کلی مشکل هم ایجاد کرد. این بار، اما نمیخواهم درباره مشکل قطع شدن اینترنت یا امثال آن حرف بزنم که شاید زیاد دربارهاش خواندهاید. میخواهم از رواج اتفاقی حرف بزنم که بعدها میتواند تبعات بدی برای فرزندان ما داشته باشد؛ مسئلهای که خیلی از معلمها هم از آن گلایهمندند؛ رواج تقلب.
صدای پچپچ مادرها و پدرها موقع پرسیدن درس، دستخط خرچنگ قورباغه دانشآموز در کلاس درس و ناگهان دست خط زیبایش موقع امتحان و... خیلی از معلمها را کلافه کرده و کار به جایی رسیده که معلمها دانشآموزانی را که مشکوک به تقلب هستند به مدرسه فرامیخوانند و از آنها امتحان میگیرند تا بفهمند سطح معلوماتشان چقدر است و گاهی هم معلمها از والدین میخواهند از این کار دست بردارند.
از دستخطها میفهمم نوشتن بعضی از برگههای امتحانات میانترم کار مادرها یا پدرهاست، ولی کاش این کار را نکنند. اگر بچه مشکل اضطراب یا تنبلی یا هر چیز دیگری دارد باید ریشهای حل شود. کاش به اسم کمک و همراهی، سرپوش گذاشتن و تقلب را یاد بچههایمان ندهیم.» این اظهارنظر یک معلم در یکی از شبکههای اجتماعی در همین باره است.
زهرا خماریان، معلم کلاس اول ابتدایی که تجربه دو سال تدریس آنلاین در دوره همهگیری کرونا را دارد در این باره بیشتر توضیح میدهد: «من متوجه شدهام خیلیها چیزی را که مینویسند و میفرستند با آنچه واقعاً آموختهاند، تفاوت دارد. این یکی از معضلات آموزش آنلاین است. من چند دانشآموز را اتفاقی انتخاب کردم و خواستم به مدرسه بیایند و آزمون بدهند و متوجه شدم تکالیف، کار خودشان نیست. با والدین بچهها تماس گرفتم و حرف زدم که البته مؤثر بود. همینطور متوجه شدهام بچههایی که برادر و خواهر بزرگتر از خودشان دارند و از یک گوشی مشترک استفاده میکنند معمولاً خواهر و برادر بزرگتر مشقهای بچه کوچکتر را هم مینویسد. چون برخی خانوادهها مسئولیت بچههای کوچکتر را به بچههای بزرگتر واگذار کردهاند و تکالیف اینگونه انجام میشود؛ بدون اینکه بچه کوچکتر مفهوم دروس را بیاموزد. این معضلات را در پایه دوم هم دیدهام. مثلاً بچهای که هیچکدام از تکالیف ریاضیاش را خودش انجام نداده و از الان اضطراب بازگشت دوباره به مدرسه دارد و مدام به مادرش میگوید من که چیزی بلد نیستم.»
شاید شما هم دوروبرتان دانشآموز یا دانشجویی را دیده باشید که چندان میلی به بازگشت دوباره به مدرسه و دانشگاه ندارد. یکی از دلایل این بیتمایلی همین موضوع است. چون در آموزش حضوری دستکم در موقع امتحان دادن یار و یاوری وجود ندارد.
خماریان ابراز امیدواری میکند: «امیدوارم هرچه زودتر مدارس باز شود و این مشکلات تمام شود. البته راهکارهایی هم برای حل این مشکل وجود دارد؛ مثلاً میتوان از بچهها آزمونهای متعدد گرفت یا در واتساپ تماس تصویری داشت تا مطمئن شویم خود دانشآموزان متنشان را میخوانند و مینویسند. من بارها در پسزمینه کار شنیدهام که مادر توی گوش بچه درسش را میخواند، اما در تماس تصویری اینها مشخص میشود.»
به عقیده او اگر نرمافزارهای تعاملی بیشتری ساخته شود و در اختیار مدارس قرار گیرد از این مسئله میتوان پیشگیری کرد. نرمافزارهای تعاملی تصویری راهکار مفیدی هستند. درحالیکه الان فقط گفتوگوی صوتی در نرمافزار شاد وجود دارد که اصلاً کافی نیست. ارتقای نرمافزار شاد و تعاملیتر و سازندهتر شدن آن هم کار معلم و همخانوادهها را راحتتر میکند و بچهها کمتر از زیر کار درمیروند و احساس مسئولیت بیشتری میکنند.
این معلم تأکید میکند: «بههرحال آموزش آنلاین آسیبهای خودش را دارد و اگر قرار باشد بچهها به مدرسه برگردند، حتماً باید راهکارهایی برای جبران این کاستیها در سیستم آموزشوپرورش دیده شود. کمبود مهارتهای اجتماعی در بچهها میتواند به آنها لطمه بزند. گاهی از بچهها میخواهیم از خودشان فیلم بگیرند. در این ویدئوها مشخص است بچهها چقدر در صحبتکردن بیمهارت شدهاند. این بچهها پیشدبستان نرفتهاند و تعامل در خانوادهها هم به نسبت کم شده و بهویژه در خانوادههای محرومتر بچهها از گفتن جملات ساده هم درمیمانند. فقدان مهارتهای زبانی را جدی میبینیم. وقتی مهارت حرفزدن بچهها تا این حد ضعیف باشد قطعاً روی مهارت خواندن و نوشتن هم اثر میگذارد.»
اثر تقلب تا سالها باقی میماند
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس مسائل آموزشی و دبیر فیزیک در یکی از دبیرستانهای تهران هم میگوید: «من بارها متوجه تقلب شدهام. همین امسال در کلاسهای مجازی چندین بار صدای مادر را شنیدهام که با پسرش هنگام جواب دادن پرسشهایم صحبت میکند. گاهی یک تحقیق درباره موضوعی میدهم و میبینم چند ساعت بعد تحقیق حاضر است، اما هنگام ارائه کار دانشآموز حتی نمیتواند ۳۰ تا ۴۰ درصد کلمات را درست بخواند. معلوم است اصلاً خودش کاری نکرده.»
او این مسئله را یک موضوع فرهنگی میداند که سیستم آموزشی به آن دامن زده است: «سیستم آموزشی ما نمره محور است و برای بیشتر خانوادهها حتی خانوادههای فرهنگی نمره مهم است. این خانوادهها قبلاً بچهها را تحتفشار زیاد قرار میدادند تا درس بخوانند و نمره بگیرند، اما الان دیگر بهجای فشار آوردن به بچه، حتی بهجای او امتحان میدهند.»
نیکنژاد این موضوع را باتوجهبه فرهنگآموزشی غالب در خانوادهها ارزیابی میکند: «بیشتر خانوادهها موفقیت آموزشی فرزندشان را در نمره میبینند، این در حالی است که مهارتهایی که فرد باید در مدرسه یاد بگیرد مثلاً مهارتهای اجتماعی و زبانی نادیده گرفته میشود. نگاه کمی به آموزش موجب شده آموزش را در نمره و معدل و موفقیتهای کارنامهای ببینیم. برخی هم که دنبال سود اقتصادی هستند مدام به این مسئله دامن میزنند تا اضطراب ایجاد کنند و از این طریق پول دربیاورند. همه اینها دستبهدست هم داده تا ما موفقیت آموزشی فرزندمان را در نمره ببینیم.»
این کارشناس مسائل آموزشی درباره راهکارهای بلندمدت و کوتاهمدت حل این مشکل میگوید: «استیلای مافیای آموزشی یکی از دلایل کمی شدن آموزش است. در تبلیغ کتابهای کمکدرسی مختلف دائم میگویند معلم را به خانه ببرید. اگر کسی در جامعه دلسوز باشد با اینها مقابله میکند و دست این افراد را کوتاه میکند تا آنقدر نمره را مهم نکنند. اما در کوتاهمدت خانوادهها باید در این باره آموزش جدی ببینند و بدانند تقلب یکشکل دزدی است و شاید سود مادی نداشته باشد، اما در درازمدت آسیبهای جدی دارد که میتواند سرنوشت بچهها را عوض کند.
بسیاری از بچههای متوسط و ضعیف این روزها اصلاً تمایلی به بازگشت دوباره به مدرسه ندارند، چراکه طی دو سال بهراحتی نمره گرفتهاند که البته در سطح دانشگاه هم این مشکل دیده میشده است. خانوادهها بدانند این کار یک نوع بیاخلاقی است و اگر دزدی را بیاخلاقی میدانیم باید تقلب را هم شامل آن بدانیم. ادامه این کار باعث میشود قبح دزدی و اختلاس ریخته شود و بچهها حریم اخلاقی جامعه را زیر پا بگذارند. همچنین درس و امتحان حضوری تنها جایی بود که بچهها مستقل از والدین کاری را انجام میدادند که این هم ظاهراً ازدسترفته است.»
یک پدر در این باره میگوید: «پسرم امتحان عربی داشت به اتاقش رفتم و دیدم از کتاب کمک میگیرد به او گفتم: صفر بگیری ارزشش بیشتر از بیست با تقلب است. روزهای همهگیری کرونا میگذرد و خیلی از این اتفاقات برایمان خاطره میشود، اما یادمان نرود گاهی اثر خاطرهها تا سالها باقی میماند.»