کد خبر: ۲۳۳۵۶۴
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۱۲
نگاهی به سریال «برف بی‌صدا می‌بارد»

روایت زندگی و دفاع مقدس

 

این شب‌ها شاهد پخش سریالی هستیم که ما را به فضا و حال و هوای دوران دفاع مقدس می‌برد؛ «برف بی‌صدا می‌بارد» قصه آدم‌هایی را روایت می‌کند که در کوران سال‌های جنگ با همه توان خود در خدمت رزمندگان اسلام بودند. در بخش‌هایی از این سریال کارگردان سعی کرده که ایثارگری‌های پشت جبهه را با تصاویری زیبا و توام با عشق و فداکاری انسان‌های مومن، انقلابی و متعهد نشان دهد. در نماهایی از این سریال که به جریان روند زندگی مردم در دهه ۶۰ می‌پردازد علی‌رغم اینکه مردم در بسیاری از ضروریات اولیه زندگی دچار کمبود و محدودیت هستند اما آخرین داشته‌های خود را به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل ارسال می‌کنند.
در قصه خاص سریال «برف بی‌صدا می‌بارد» شاهد داستان واقعی یک خانواده اصیل، مومن و متعهد که به ارزش‌های دینی و مذهبی پایبندند، هستیم که در عین حالی که در گیرودار جنگ تلاش دارند که مسائل درون خانواده را با مشکلات جنگ هماهنگ کنند از طرفی هم کاملاً با فرهنگ دفاع مقدس ‌همراه شده‌اند و در درون قصه این خانواده شاهد ماجراهای تلخ وشیرینی خواهیم بود که ما را به فضای دهه‌های ۶۰ و ۷۰ می‌برد.
سریال «برف بی‌صدا می‌بارد» یک مجموعه تلویزیونی ۱۰۰ قسمتی است که به کارگردانی پوریا آذربایجانی و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی در سه فصل در حال تولید است و نویسندگی این مجموعه را زنده‌یاد مسعود بهبهانی‌نیا انجام داده که به تازگی او را از دست داده‌ایم. بهبهانی‌نیا که پیش از این نیز نگارش سریال ۱۰۰ قسمتی «کیمیا» را انجام داده بود در فصل دوم و سوم سریال «برف بی‌صدا می‌بارد» به طرز زیبایی حال و هوای دوران دفاع مقدس در سال‌های ۶۰ و زندگی اجتماعی آن دوران و همچنین سال‌های دهه ۷۰ پس از جنگ را به نگارش درآورده که مخاطبان در فصل‌های دوم و سوم این سریال خواهند دید، در حال حاضر هم نگارش فصل سوم این سریال توسط گروه نویسندگان در حال انجام است که مربوط به دهه‌های پس از دهه۷۰ و ۹۰ می‌شود.
به هرحال «برف بی‌صدا می‌بارد» از آن دسته سریال‌هایی است که بگونه‌ای خاص به مقوله دفاع مقدس و زندگی اجتماعی مردم در آن دوران را تجزیه و تحلیل می‌کند و روایتگر قصه‌هایی است که شاید تا حالا کمتر در قاب تلویزیون شاهدش بودیم. این مجموعه در واقع می‌خواهد به نوعی مسائل و مشکلات زندگی روزمره مردم را در دوران دفاع مقدس برای مخاطب امروز بیان کند در همین راستا قصه با ماجراهای خانواده حاج آقا عطا که «فرهاد آئیش» ایفاگر نقش آن هست برای بیننده تلویزیونی آغاز می‌شود «حاج عطا» که مردی مومن، متدین و از خانواده اصیل قدیمی ایرانی است و یک حجره‌دار و مرد بانفوذ و مورد اعتماد در میان مردم است سه فرزند دختر دارد که دو دخترش در آستانه ازدواج هستند و درواقع ماجرای قصه این سریال اگرچه با مطرح شدن ازدواج دختران «حاج عطا» در مسیر تازه‌ای قرار می‌گیرد اما موضوع جنگ، دفاع مقدس و مسائل جبهه و کمک‌های پشت جبهه و همچنین ماجراهای سال‌های سخت مقاومت مردم در شهرها بخصوص تهران و مسئله موشک باران از سوی دشمن بعثی،‌ حاشیه‌های خاص این قصه است که زندگی اجتماعی مردم را با جنگ پیوند می‌زند.
از طرفی هم در بخشی از قصه «حاج عطا» که حالا او هم در پشت جبهه تلاش زیادی را برای کمک‌رسانی به رزمندگان جبهه‌ها دارد و شدیدا خانواده‌دوست است در این مقطع از زندگی‌اش با فراز و فرودهایی رو‌به‌رو می‌شود که روند قصه با رویکردی متفاوت به پیش می‌رود تا جائیکه شاهد سکانس‌هایی از یک خواستگار به نام «دکتر شهاب» ‌هستیم که «پوریا پورسرخ» در این نقش ظاهر شده است، او که درصدد ازدواج با دختر بزرگ «حاج آقا عطا» یعنی «سیمین» است و از طرفی قصد دارد در این مقطع جنگی کشور پس از ازدواج با دختر «حاج عطا» ‌به خارج از کشور یعنی پاریس برود و در همین موضوع هم دختر «حاج عطا» را با خود همراه نموده و هردو تمایلی به ماندن در ایران ندارند و این در حالی است که‌ حاج آقا عطا با این ازدواج در این مقطع جنگی و رفتن به خارج از کشور راضی نیست و در صورتی موافق با این ازدواج است که دکتر شهاب پس از اتمام تحصیلاتش در خارج از کشور به ایران برگردد و با دختر «حاج عطا» ازدواج کند، از سوی ديگر هم در قسمت‌های دیگر اين مجموعه شاهد حضور جوان متعهد و مومنی به نام «احمد» که خواهر‌زاده حاج عطاست هستیم و در سکانس‌هایی از این سریال می‌بینیم که حاج آقا عطا به‌خاطر بیمار‌ سختی که دارد که بگفته دکتر معالجش ممکن است چند مدت دیگر فوت کند،‌ «احمد» خواهرزاده‌اش را به‌عنوان مدیر شرکت و جانشین خودش در حجره معرفی می‌کند که همین امر موجب دلخوری سیمین دختر بزرگ حاج عطا می‌شود واین بخشی‌هایی از روند داستانی این سریال است. تا به اینجا که چند قسمت از مجموعه «‌برف بی‌صدا می‌بارد» از شبکه سه تلویزیون پخش شده شاهد ماجراهای تلخ وشیرین و چالشی از این سریال بودیم؛ از قصه حضور احمد خواهر‌زاده حاج عطا در جبهه و موشک باران محل سکونت خانواده حاج عطا تا عدم توفیق دکتر شهاب به ازدواج با سیمین تا موضوع بیماری مرموز آقا عطا و نگرانی همسر وی و آینده مبهم وی و... که در شب‌های آینده مخاطبان با بخش‌های مربوط به این سریال در طی سال‌های دفاع مقدس رو‌به‌رو خواهند شد که برای همه بخصوص نسل جدید و جوان امروز که سال‌های دفاع مقدس را درک و تجربه نکرده است مهم خواهد بود.‌
رسول شمالی ورزنده

captcha