معتمدی: در تمرینات حتی آب هم برای خوردن نداشتیم!
قهرمان وزنهبرداری جهان گفت: اردوی آخر تیم ملی بدترین شرایط را داشت اما وزارت ورزش به ما توجهی نکرد. این در حالی است که در مراسم بدرقه رشتههای دیگر پاداش میداد.
رسول معتمدی در پاسخ به این پرسش که چه حسی دارد که در اولین حضورش در مسابقات قهرمانی بزرگسالان جهان مدال طلای مجموع را کسب کرد؟ گفت: قبل از آغاز مسابقات همه از من توقع کسب مدال طلا را داشتند و زمانی که به آن رسیدم به نوعی انجام وظیفه کردم. حس کردم این طلا حق تیم ایران است و من وسیلهای شدم تا این کار را انجام دهم. خوشحالم که دل مردم شاد شد و انتظاری که داشتند را برآورده کردم. واقعیت این است که برای این مسابقه فشار زیادی روی من بود چون مردم از من توقع مدال طلا داشتند و استرس این را داشتم که میتوانم مدال طلا را بگیرم یا نه. حتی به شوخی به سرمربی تیم ملی میگفتم من بعد از این مسابقه خداحافظی میکنم چون اگر بخواهم چند مسابقه دیگر هم این فشار و استرس را تحمل کنند تمام موهایم سفید میشود. الان خوشحالم که روسفید شدم امیدوارم در مسابقات آینده هم برای شاد کردن دل مردم چیزی
کم نگذارم.
این قهرمان جهان با اشاره به مشکلات تیم ملی برای حضور در مسابقات قهرمانی جهان، تصریح کرد: در اردوی آخر واقعا شرایط سختی داشتیم حتی آب برای خوردن هم وجود نداشت و وزارت ورزش و شخص وزیر به وزنهوبرداری بیتوجه بودند. مردم فقط همان لحظه رقابت و گرفتن مدال را میبینند و خوب است که بدانند قبل از آن چه شرایط سختی را داشتیم اما متاسفانه وزیر ورزش هیچ توجهی نکرد و حتی یک بار هم در تمرینات ما حاضر نشد تا ببیند در چه شرایطی قرار داریم. الان که دیگر مدال گرفتیم بخواهند توجه کنند فایدهای ندارد و مانند نوشدارو بعد از مرگ سهراب است. نکته جالب این است که ما میدیدیم که وزیر در مراسم بدرقه تیمهای دیگر حاضر میشود و به آنها پاداش میدهد اما دریغ از اینکه حتی یک پیام برای وزنهبرداران بفرستد یا بخواهد انگیزهای بدهد فقط خدا را شکر میکنم که مقابل مردم رو سفید شدیم.
این وزنهبردار دسته ۱۰۲ کیلوگرم ایران در مورد انگشتری که هنگام رفتن روی سکو در دست داشت، گفت: وقتی برای اهدای مدال به موزه آستان قدس رضوی رفته بودم، مسئول آن بخش انگشتری به من داد که نگین آن از سنگ قبر امام رضا(ع) بود. من در همان سفر مشهد از امامرضا خواستم که کمکم کند تا در مسابقات قهرمانی جهان موفق باشم و نیت کردم که در صورت موفقیت، هنگام رفتن بر روی سکو انگشتر را بیندازم. البته پس از آن هجمههای زیادی به من وارد شد خیلی حرفها به من زدند اما مهم برای خودم این بود، نیتی که داشتم را
انجام دهم.