ترویـج کتابخوانی بر اســاس ذائقه عامه مردم
قاسم رحمانی
سرانه مطالعه به معنی عام، به میانگین مدت زمانهای مطالعه یک نفر در یک شبانهروز اطلاق میشود.
سرانه مطالعه افراد یک جامعه در سادهترین حالت ممکن از تقسیم مجموع میزان مطالعه افراد آن جامعه در یک مدت زمان بر تعداد افراد (به عنوان جامعه آماری) و تعداد روزهای در نظر گرفته شده، به دست میآید و پس از محاسبه متوسط مطالعه در یک جامعه، آن را به تمام جامعه تعمیم میدهند که البته پایین بودن این سرانه بر تولیدات فرهنگی و نویسندگان، به صورت عرضه و تقاضا تاثیرگذار خواهد بود.
داستان مقصر بودن همیشگی مردم یا مسئولان را همیشه شنیده ایم که درباره مسئولان خیلیهایش درست است اما در بحثهای فرهنگی، اهالی فرهنگ بیش از همه مسئولیت دارند. آدم فرهنگی مانند کاسب فرهنگ نیست که اهل تملق و چاپلوسی باشد اما به دلیل آرامش در رفتار و حسن خلق میداند چگونه روی مسئولان تاثیر بگذارد و برای کتاب؛ بودجه و امکانات بگیرد. در این گزارش به راهکارهای افزایش مطالعه و به ویژه؛ کتابخوانی میپردازیم.
راهکارهای ساده ترویج کتابخوانی
اولین راهکار افزایش کتابخوانی، ایجاد عادت در خود است. اگر منتظر دولتها با آن نظام بوروکراتیک باشیم، دیر میشود. یک روزنامه نگار خطاب به کتابنخوانها میگوید: « همین حالا در بین کتابخانه منزل یا محل کار، کتاب مورد علاقه را بردارید و بخوانید. اگر کتاب ندارید یا کتابهای موجود، مورد علاقه شما نیست به کتابفروشی یا کتابخانه بروید و هر کتابی که خوشتان آمد را بخوانید. شروع کتابخوانی از کتابهای مورد علاقه، موجب عادت میشود و پس از نهادینه شدن عادت، نوبت موضوع بندی و کیفیسازی کتاب خواندن است.»
تبلیغ و عرضه کتابهای ارزان، نازک و جیبی، راهکاری است که بر عهده ناشران و کتابفروشها است. یک ناشر میگوید:« برای ملتی که عادت به کتاب خواندن ندارد، خواندن رمانهای قطور و سنگین را توصیه نمیکنند بلکه باید از کتابهای کوچک و ارزان شروع کرد. این کتابهای کوچک و ارزان میتواند خلاصه رمانهای بزرگ در قطع جیبی یا کمی بزرگتر باشد. از مدیریت جدید صداوسیما هم انتظار داریم که به ترویج کتابخوانی، به صورت ویژه کمک کند.»
اللهیار محمدی؛ کارشناس آموزش تصریح میکند:« فونت کتابهای درسی مدرسه چگونه است؟ ناشران ما باید فونت کتابهای خود را به کتابهای درسی نزدیک کنند، بدون تحقیر سواد و مدرک تحصیلی مردم.»
او میافزاید: « فونت کتابها ریز است. ممکن است گفته شود استاندارد دنیا همین است. اولا این استاندارد غرب است نه دنیا. ثانیا استاندارد ممالک پیشرفته و کتابخوان را درباره کشور در حال پیشرفت به کار نمیگیرند. البته در غرب هم کتابخوانی رو به افول گذاشته، مخصوصا کتابهای ارزشمند اما تفاوت آنها این است که پس از یک دوران پیشرفت در حال سقوط هستند حال آنکه ما اول راه هستیم و در راه پیشرفت.»
تشویق کودکان به کتابخوانی
یکی از راهکارهای افزایش کتابخوانی، عادت دادن کودکان به این کار است. پیمانه غفارزاده؛ کارشناس آموزش ابتدایی میگوید: « همه میدانیم که عادت به کتابخوانی باید از مدرسه آغاز شود. البته به شرط اینکه مدارس و والدین برای دانشآموزان، حق انتخاب کتاب قائل باشند. ممکن است کودکی صرفا از ظاهر یک کتاب خوشش بیاید و آن را بخرد اما نباید به دلیل محتوای ضعیف سرزنش شود. میتوان با قائل شدن حق خرید کتاب زیبای با محتوای ضعیف برای کودک، او را به خرید یک کتاب مفید تشویق کرد.»
او میافزاید:« کتاب خواندن برای کودکان قبل از سن مدرسه، ضمیر ناخودآگاه آنها را با کتاب آشنا میکند. ناشران و کتابفروشان هم نهایت کوشش خود برای ارائه کتابهای جذاب را به کار گیرند. ضمن اینکه والدین، کتاب خواندن را با بازی تلفیق کنند.»
نسرین علیپور؛ دیگر کارشناس آموزش هم میگوید:« امروزه اغلب نوجوانان، تلفن همراه و گوشی هوشمند دارند. باید کتابهای الکترونیکی مناسب و جذاب در دسترس آنها باشد که در این زمینه، کم کاری
کردهایم.»
تحصیلکردهها کمک کنند
تحصیلکردهها گلایههای برحقی از وضعیت نشر و نشریات دارند اما وظایفی هم بر عهده آنهاست. یک روزنامهنگار میگوید:« کشوری که اکنون 17 میلیون تحصیلکرده عالی اعم از دانشگاهی و حوزوی دارد باید ماهانه حداقل 17 میلیون نسخه کتاب غیردرسی و روزانه 17 میلیون تیراژ کاغذی و الکترونیکی روزنامههایش باشد که این مسئله نیاز به فرهنگسازی از یک طرف و مناسبسازی کتابها و روزنامهها از نظر قیمت، حجم و... دارد. مطالعه باید وارد فرهنگ پُز دادنهای ما به ویژه تحصیلکردهها شود.»
انقلاب در موضوع کتاب
نسل جدید بر انقلاب در اوضاع کتاب و کتابخوانی تاکید میکند. مجید افزونی؛ کارشناس مسائل فرهنگی میگوید:« تا این نگاه روشنفکری بر تولید و توزیع کتاب حاکم است، اوضاع کتابخوانی ما هم همین است. باید تفکری که به ذائقه مردم عادی و معمولی احترام میگذارد در حوزه نشر حاکم شود. البته به احتمال زیاد، کتابفروشیهای انقلاب را که یا روشنفکری است یا به کتاب کنکورفروشی تبدیل میشوند، نمیتوان به سرعت از این وضع نجات داد اما میتوان بازارهای کتاب جدیدی با محصولات جذاب برای مردم ایجاد کرد.»
بهروز حیدری؛ کارشناس بازاریابی که زمانی روزنامه نگار بوده است، میگوید:« میتوان از ظرفیت فروشگاههای زنجیرهای و سوپرمارکتها برای فروش کتاب سود جست و با کمک همه ارگانها و دستگاهها، نمایشگاههای دائمی کتاب در محلهها و مکانهای مختلف ایجاد کرد.»
او میافزاید:« یک زمانی میگفتند هر روز
10 دقیقه ورزش کنید. حالا علاوهبر آن باید گفت که روزی 10 دقیقه کتاب بخوانید. با این وضع مطالعه و کتابخوانی کشور، اگر سالانه یک درصد به کتابخوانها اضافه شد باید جشن گرفت و اگر خوانش کتابهای ارزشمند، سالانه یک دهم درصد افزایش یافت جشن مضاعفی لازم است.»
«کتاب نباید هندوانه دربسته باشد.» این نظر را مهدی رضایی؛ دانشجوی ارتباطات ارائه میدهد و میافزاید:« باید توضیحاتی بدون دروغ و فریب و جلوهگری کاذب اما جذاب درباره هر کتاب ارائه داد تا کتابخوان اولیها جذب آن شوند. بر خلاف کلاس اولیها، کتابخوان اولیها در سنین مختلفی هستند و تنوع کتابهای عرضه شده باید بالا باشد.»
یک ناشر هم تاکید میکند:« کتابفروشی علاوه بر اینکه یک شغل است، تخصص و ذوق میخواهد. کتابفروش باید خودش کتابخوان بوده و البته کاسبی و خرید و فروش و بازار را هم بلد باشد.»
رقابت با فضای مجازی
در روزگاری که حوصلهها توئیتری و اینستاگرامی شده و ادبیاتِ سطح پایینتر از محاوره، در حال مرسوم شدن است، طبیعی است که مشتری کتاب کم شود. میتوان مخاطبان یا مسئولان فضای مجازی و کتاب و... را مقصر دانست اما واقعیت در عدم تنازل مدعیان شانیت علمی است.
یک استاد دانشگاه میگوید:« با کتابهای سنگین و پیچیده و مروج سواد در قرون میلادی گذشته و آثار امثال روسو، لاک،هابز و امثالهم نمیتوان مخاطب امروزی را جذب کرد. با آنچه در دانشکدههای علوم انسانی به دانشجویان تحمیل میشود، فقط جوانان را از کتاب دور میکنیم و به مطالب سطحی اما جذاب فضای مجازی سوق میدهیم. کتابهای درسی مدرسه هم دست کمی از همتایان دانشگاهی خود ندارند.»
او میافزاید: « کسی که ته دره افتاده را از قله کوه نمیتوان نجات داد. نمیتوان آن بالا ایستاد و فرمان بالا آمدن داد بلکه باید به ته دره نزدیک شد و دست او را گرفت و آرام آرام بالا آورد و اگر زخمی و دست و پا شکسته باشد ابتدا توان راه رفتن در او ایجاد کرد.»
استاد دانشگاه تصریح میکند: « ادبیات و لحن کتابها باید به فضای مجازی نزدیک شود. سادگی و شفافیت و روان و محاورهای بودن فضای مجازی را داشته باشد اما سطحینگری و شایعهمحور بودن را نه. الان حتی صداوسیما، روزنامهها، خبرگزاریها و سایتهای ما هم فاصله نجومی با فضای مجازی دارند و حاضر به پایین آمدن از شانیت خود و نزدیک شدن به برخی فضاهای مجازی نیستند.»
او ادامه میدهد:« خوب یا بد، باید بدانند که فضای مجازی برنده عرصه رسانه و مطالعه شده و این دیگران هستند که باید مسابقه بدهند. تنازل علمیون از شانیتی که برای خود قائلند، موجب ارتقای سطح فضای مجازی هم میشود.
البته کنترل در هر عرصهای لازم است به ویژه آنجایی که در دسترس کودکان و نوجوانان قرار میگیرد اما اهالی علم و فرهنگ، وظیفه اصلی را بر عهده دارند.»
راهکارهای همیشه اعلامشده
کارشناسان و مراکز متولی کتاب درباره افزایش کتابخوانی،همواره راهکارهای بسیار میدهند. آشنایی هر چه بیشتر کودکان با کتاب و کتابخوانی، کمک گرفتن از رسانههای داخلی با ایفای نقشهای اطلاعرسانی، تحلیلی و تبیینی، الگو گرفتن از کشورهایی که در زمینه فعالیتهای افزایش ساعات مطالعه در صدر قرار دارند، استفاده از فناوری مانند استفاده از راهکار توسعه شبکههای اجتماعی کتابخوانی و توسعه شبکه بانک کتاب آنلاین، گسترش فضای مطالعه در مساجد، ایستگاههای مترو، اتوبوس، پارکها و بوستانها، افزایش و تقویت کتابخانههای عمومی، افزایش شبکههای پخش کتاب و کتابفروشیها، برگزاری نمایشگاههای بینالمللی کتاب بیش از سالی یک بار و حتی در شهرستانها، رفع مشکلات حوزه نشر در زمینه مالی و رفع مشکل برخورد سلیقهای با کتاب در این حوزه جهت افزایش سرانه مطالعه در ایران، آگاهی شاغلان حوزه نشر با صنعت نشر و مجهز کردن آنها به دانش تخصصی نشر و بالا بردن آگاهیهای مدیریتی، اقتصادی و فرهنگی آنان و ارائه تسهیلات لازم برای چاپ؛ مانند تهیه کاغذ ارزان از جمله این راهکارهاست.یک نویسنده میگوید:« تیراژ کتابها از دو هزار به حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ عدد رسیده و این در حالی است که برخی از ناشران فقط تیراژشان محدود به
۱۰۰ کتاب میشود.»
عمر کتاب تمام نشده
برخی کارشناسان و حتی پیشروان فناوری در دنیا به پایان عمر کتاب اعتقادی ندارند و میگویند جایگزینی در آینده برای کتاب وجود ندارد. یک ناشر میگوید:« هرچند که شکل عرضه کتاب متفاوت شده اما کتاب با حفظ کارکرد، همچنان رسانه منحصربهفرد است. در کشورهای پیشرفته، دسترسی به کتاب در مقایسه با رسانههای دیگر برابر است.»
شیرینی کرونا؟!
یکی از سرگرمیهای دوران کرونا، کتاب خواندن یا گوش دادن به کتاب بوده و همین مسئله، آمار مطالعه و کتابخوانی طی دوران سخت و تلخ کرونا را در جهان افزایش داده است. کتابخوانی در جهان، طی دوران کرونا، حدود ۷۰ درصد رشد پیدا کرده و ۹۸ درصد نحوه خرید این کتابها بهصورت اینترنتی بوده است. آمار رسمی کتابخوانی در آمریکا نشان میدهد؛ درحالی شیوع کرونا اقتصاد این کشور را با مشکلات جدی روبهرو کرده است که بازار نشر این کشور در مقایسه با شش ماه نخست سال ۲۰۱۹ رشدی دو و هشت دهم درصدی را تجربه کرد. آمار رسمی نشان میدهد شش ماهه نخست سال ۲۰۲۰ فروش کتاب برابر 322 میلیون دلار بوده که در مقایسه با همین بازه زمانی در سال ۲۰۱۹ که برابر 313 میلیون دلار بود، این رشد را ثبت کرده است.
روزنامه گاردین مینویسد: «تنها در یک هفته (اواخر تیرماه) سهمیلیون و ۸۰۰ هزار کتاب چاپی در انگلیس به فروش رفت که درآمدی برابر با
۳۲ میلیون و 600 هزار پوند برای صنعت نشر این کشور به همراه داشت.
این درحالی است که مردم این کشور اروپایی سال گذشته در یک بازه زمانی مشابه درمجموع تنها سهمیلیون و 100 هزار جلد کتاب خریداری کرده بودند. فروش کتابهای چاپی در این سه هفته در مقایسه با بازه زمانی مشابه در سال ۲۰۱۹ به میزان ۱۹ درصد افزایش داشته است.
توجه به بدیهیات
راهکارهای بسیاری برای افزایش مطالعه داده شده است اما تا بدیهیات فراهم نباشد، هیچ کاری پیش نمیرود. رسانهها گزارش میدهند که دولت روسیه برای عادت دادن مردمانش به مطالعه برای هر شهروند مبلغی میپردازد که مشخصاً صرف عادت به خوانش کتاب و نشریات میشود! این البته
یک سوم یارانهای است که انگلیسیها و نصف مقداری است که فنلاندیها به عنوان یارانه از دولتهایشان
میگیرند.
برخی مورخان میگویند در دوره رضاخان، تریاک را مجانی میدادند تا ملت ما را معتاد کنند. چه کسی کتاب جذابِ رایگان به ملت داده تا آنها را به کتابخوانی عادت دهد. شده تا به حال در عروسی و عزا و هیئت و کنسرت، همراه غذا، یک کتاب کوچک یا نازک جذاب بدهند. خود و دیگران را به کتابخوانی عادت بدهیم.