ایران در رسانههای جهان
سرویس سیاسی-
نشنال ریویو: آیا سازمان سیا
مصمم است تا از ایران دور شود؟
نشریه آمریکایی «نشنال ریویو» در گزارشی به قلم «اليوت آبرامز» مدير ارشد شوراي امنيت ملي آمريكا در امور خاور نزديك و شمال آفريقا نوشته است:«اقدامات دولت بایدن در اقدامات بوروکراتیکش که خط مشی نرمتری را در مورد تهدید ایران نشان میدهد، به طرز خطرناکی غیرعاقلانه است.»
به نقل از نیویورکتایمز، سیا با ایجاد «مرکز مأموریت چین» در حال آمادهسازی مجدد خود برای مقابله با تهدید چین است. این یک حرکت هوشمندانه است که به احتمال زیاد نیروی انسانی، توجه و منابع بیشتری را برای چالش بزرگ ژئوپلیتیکی ایالات متحده در قرن 21 به ارمغان میآورد.
در یک تغییر نگرانکننده دیگر، بهنظر میرسد در حالی که سیا منابع خود را برای چین افزایش میدهد، منابع خود برای ایران را از بین میبرد. بر اساس این، «مرکز مأموریت ایران» منحل میشود و رئیس تقریباً افسانهای آن، مایک دآندرهآ، بازنشسته میشود.
در واقع پیامی که با انحلال «مرکز مأموریت ایران» داده میشود چیست؟ بدیهی است که توجه کمتری به ایران خواهد شد و رویکرد نرمتری مدنظر است.
اما این زمان نامناسبی برای ارسال چنین پیامیاست. ایران قصد بازگشت به برجام را ندارد و مذاکرهکنندگان هستهای دولت جدید رئیسی، حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه و علی باقری کنی نیز مواضع سختتری را اتخاذ خواهند کرد.
در این لحظه حساس، بهنظر میرسد انجام هر نوع حرکت بوروکراتیک که نشاندهنده خط مشی نرمتری در قبال ایران باشد، به طرز خطرناکی غیرعاقلانه بهنظر میرسد. دولتهای دیگر، از جمله دولت تهران، و مقامات دولت آمریکا، خروج دآندره و بستن «مرکز مأموریت ایران» را یک پیام مهم تلقی میکنند، و این دقیقاًً پیامی اشتباه است که در حال حاضر ارسال میشود.
البته مشکل عمیقتر این است که این پیام ممکن است پیام ایده دقیقی از سیاست دولت بایدن را ارائه میدهد. رفتار ایران بشدت در حال بدتر شدن است، اما هنوز هیچ نشانهای وجود ندارد که نشان دهد دولت بایدن اقدامات شدیدتری را در نظر دارد. بهنظر میرسد که رویاهای بازگشت به برجام در حال مرگ و مبهم است و بهنظر میرسد خطر بزرگی که دولت قصد دارد از آن اجتناب کند، هر حرکتی است که ممکن است در حکم مقایسهای با دولت پیش از خود و کمپین «فشار حداکثری» در سالهای 2019 تا 2021 باشد.
میدلایست مانیتور: مسابقه ترکیه و ایران
در قفقاز جنوبی
وبگاه خبری «میدلایست مانیتور» در تحلیلی نوشته است: اگرچه نگرانی درباره عامل اسرائیل با توجه به روابط نظامی باکو با تلآویو موجه بهنظر میرسد، اما این موضوع چیز جدیدی نیست، زیرا تهران سالهاست معتقد است که اسرائیل از این رابطه برای جاسوسی از طریق ابزارهایی مانند هواپیماهای بدون سرنشین استفاده کرده است. با این حال، استناد به این نگرانی در حال حاضر نشاندهنده تمایل ایران برای خنثیسازی تحولی است که تهران نه تنها در قفقاز جنوبی بلکه در کشورهای آسیای مرکزی آن را تهدیدی برای نفوذ خود میداند.
حاشیهنشینی ایران در توافقات بعد از جنگ دوم قرهباغ سبب نگرانیهای چندوجهی برای ایران شده است. از یکسو، پروژه کریدور نخجوان آذربایجان را که در توافقنامه صلح لحاظ شده است، ترکیه را قادر میسازد تا آن را پس از چند دهه قطع ارتباط، از نظر جغرافیایی با کشورهایترک زبان آسیای مرکزی مرتبط کند. ایرانیان معتقدند که این کریدور ممکن است مانع تجارت آنها با ارمنستان شود. این امر با این واقعیت تشدید میشود که متحد ایران، ارمنستان، به دنبال محدود کردن ضررهای خود با بحث در مورد پایان دادن به مناقشه تاریخی با آذربایجان است؛ ارمنستان در حال حاضر حریم هوایی خود را به روی آذربایجان باز کرده است. علاوه بر این، پیامهایی که اخیراً توسط نخستوزیر این کشور، پاشینیان ارسال شده است، علامتهای مثبتی مبنی بر تمایل ارمنستان برای عادیسازی روابط با ترکیه میباشد.
اگرچهترکیه علناً از حمایت آذربایجان در اختلافات خود با ایران اجتناب میکند، اما با توجه به حساسیت روابط ترکیه و ایران، آنکارا باکو را تنها نمیگذارد. با این حال، ترکیه میخواهد دستاوردهای خود در جنگ قرهباغ را به نفوذ استراتژیک بلندمدت و پایدار تبدیل کند. میان آذربایجان و ایران و همچنین آذربایجان و ارمنستان یک مشکل تاریخی وجود دارد و این مسئله در مورد روسیه و گرجستان نیز صادق است. با توجه به این حقایق، بعید بهنظر میرسد که تنشها بین باکو و تهران در آینده نزدیک کاهش یابد و بعید است رقابت منطقهای بین تهران و آنکارا در قفقاز مانند بسیاری از مناطق دیگر پایان یابد.
اسرائیل هیّوم:
ایران با همه اقدامات خرابکارانه اسرائیل علیه خود
مقابله کرده است
روزنامه عبریزبان «اسرائیل هیّوم» در مطلبی به قلم «ایال زیسر» آورده است: اسرائیل باید رویه جنگهای پیشین را رها کند و در عوض با توجه به واقعیت جدید و وضعیت در آستانه هستهای ایران، یک رویکرد جدید غیرمتعارف را تدوین کند.
در حالی که جهان هنوز در فکر این است که آیا ایران به میز مذاکره باز میگردد و توافق هستهای جدیدی را امضا میکند یا خیر، و در حالی که در اینجا، یعنی در اسرائیل، بحث همچنان بر سر این است که آیا چنین توافقی منافع اسرائیل را تامین میکند یا خیر، ایران در حال حاضر به یک قدرت هستهای تبدیل شده است،.
به گفته کارشناسان، تنها چیزی که ایران را از سلاح هستهای جدا میکند، تصمیم سیاسی رهبر آن است. در واقع، در سالهای اخیر ایران اورانیوم کافی برای تولید بمب غنی کرده است، و حتی اگر هنوز این کار را نکرده و توانایی پرتاب موشک بالستیک را توسعه نداده است، این یک امر فنی است که فقط نیاز به چند هفته تلاش و نه یک مانع واقعی دارد.
ایران همچنین میتواند اعلام نکند که بمب هستهای دارد و در عوض به شرایطی بسنده کند که همه بدانند که قادر به ساخت بمب است. این امر میتواند بازدارندگی مورد نظر را به همراه شلاقی برای تهدید دشمنان فراهم کرده و در آینده، لحظهای که احساس میکند زمان مناسب است، میتواند قابلیتهای خود را به یک سلاح عملیاتی تبدیل کند.
کمپین مخفی اسرائیل اگرچه توانست پروژه ایران را به تأخیر بیاندازد، اما نتوانست آن را متوقف کند. بهطور کلی، ما باید اعتراف کنیم که ایران با همه اقدامات خرابکارانه اسرائیل علیه خود مقابله کرده است.
بهنظر میرسد روسها و بهویژه چینیها از ایران هستهای ناراحت نیستند. حتی ایالات متحده نیز بهزودی با چنین واقعیتی روبهرو میشود، زیرا گزینه نظامی احتمالیای که پیشنهاد کرده است، همواره چیزی در حد حرف بوده است.
برخلاف موارد موجود در عراق یا سوریه، بسادگی نمیتوان فهمید که آیا نابودی برنامه هستهای ایران از نظر نظامی غیرممکن است یا خیر، زیرا امکانات آن پراکنده، پنهان و به خوبی در سراسر کشور برقرار میشود. اما چالش کنونی دولت اسرائیل تغییر طرز تفکر و تدوین استراتژی جدید علیه ایران است و این بزرگترین آزمون برای آن خواهد بود.