ایران در رسانههای جهان
- سرویس سیاسی
رسانههای بینالمللی و منطقهای روزانه اخبار و تحلیلهای مختلفی را درباره ایران منتشر میکنند. ترجمه گلچینی از این گزارشات و تحلیلها به معنای تایید محتوای آنها نبوده و صرفاً برای آشنایی مخاطبان با فضای رسانههای خارجی درباره کشورمان است.
کریستین ساینس مانیتور:
غرب درباره مذاکرهکنندگان جدید ایران نگران است
«ند تمکو» در وبگاه «کریستین ساینس مانیتور» نوشت: پس از حوادث چند روزه اخیر احتمال درگیریها بالاست و کسی نمیتواند منکر این شود. اسرائیل یک ایران دارای سلاح هستهای را تهدیدی بزرگ برای امنیت خود و ثبات منطقه میداند. با این حال ایران هفته گذشته رئیسجمهور جدید و تندروی خود، ابراهیم رئیسی را معرفی کرد؛ و او اهرم نظامی خودش را دارد: شبه نظامیان شیعه لبنانی و حزبالله. با این حال، امید قدرتهای کلیدی خارجی، بهویژه ایالات متحده و متحدان اروپایی آن این است کهترکیبی از دیپلماسی و محدودیتهای سیاسی داخلی، از جنگ جلوگیری میکند.
و اگر چشمانداز هرگونه سازش اولیه با ایران در مورد برنامه هستهای، ضعیف بنظر برسد، به احتمال زیاد دیپلماسی، دقیق و سنجیده بوده و تا حد زیادی حالت بسته خواهد داشت. امید این است که اوضاع آرامتر شده و راهی پیدا شود که حداقل روند برنامه هستهای ایران بدون اقدامات نظامی، بهویژه در برخورد با اسرائیل، کاهش یابد. سخنرانی افتتاحیه آقای رئیسی امید جدیدی را برانگیخت. وی از «هرگونه راهحل دیپلماتیک» برای لغو تحریمهای آمریکا استقبال کرد؛ اما او هیچ اشارهای به جنبه هستهای توافق احتمالی نکرد و دیپلماتهای آمریکایی و اروپایی را نگران کرد که مذاکرهکنندگان وی خواستههای جدیدی را به چارچوب مذاکرات اضافه کنند.
با این حال، امید گستردهتر واشنگتن این خواهد بود که نه تنها اسرائیل، بلکه ایران و حزبالله میخواهند از رویارویی بزرگ جلوگیری کنند. کلید درازمدت برای حفظ صلح، هرچند که نگرانکننده است، در فرآیندی نهفته است که همه طرفها در آن پیروز باشند: در حقیقت دیپلماسی برای احیای توافق هستهای ایران.
هیل: براندازی غیرنظامی جمهوری اسلامی
بهترین گزینه برای منافع آمریکاست
وبسایت خبری- تحلیلی هیل نزدیک به دولتمردان آمریکایی در سرمقالهای به قلم «اریک ماندل» عنوان کرد: ده سال پیش، بهار عربی به مردم خاورمیانه امید داد که بتوانند کنترل بیشتری بر زندگی خود از رژیمهای سرکوبگر داشته باشند. کسانی که در غرب بودند امیدوار بودند که دولتهای جدید حتی بدون اتخاذ دموکراسی به سبک غربی بتوانند منافع حداقلی را در این مسیر کسب کنند. اما زمانی که اسلامگرایان و اقتدارگرایان جدید از فرصت بدست آمده برای تصرف قدرت استفاده کردند، چنین رویاهایی یک شبه به باد رفت. چشمانداز آن «بهار» به «زمستان خاورمیانه» ماندگار تبدیل شد. یکی از چشم اندازهای امید تونس بود ولی آن دموکراسی شکننده هماکنون به استبداد کشیده شده است. اگرچه زمستان خاورمیانه در جهان عرب آغاز شد، لیکن مقصر اصلی تداوم آن، ایران توسعهطلب بود.
متأسفانه، دولت بایدن بیش از حد مشغول تلاش برای «عادیسازی» روابط با ایران (خطرناکترین بازیگر منطقه) است و چنین رویکردی اشتباه بوده و نوید مسابقه تسلیحات هستهای در خاورمیانه را میدهد. این رویکرد همچنین میلیاردها دلار برای ایران فراهم میکند تا بتواند بیشتر در سرزمینهای همسایهاش مستقر شده و به پیادهسازی برنامههای خود بپردازد. طرح جمهوری اسلامی بر اساس قانون اساسی «صدور انقلاب در سراسر جهان» است.
احتمالاً دشمنان آمریکا خروج آمریکا از افغانستان را بهعنوان چراغ سبزی برای انجام اقدامات تحریکآمیز بدون ترس اقدامات واکنش محور و تلافیجویانه تفسیر کردهاند. انتظار برای خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق و سوریه و حذف اخیر پدافند ضد موشکی آمریکا از عربستان، اردن و کویت، ممکن است ایران را به پیشبرد بیشتر منافع خود متمایل سازد. ایران اخیراً حملات دریایی خود را تشدید کرده است و تلاش برای مذاکره با یک رژیم پشیمان نشده، یک توافق هستهای معیوب را به همراه خواهد داشت.
ما نباید از گفتن واقعیتها هراسی به دل راه دهیم: پایان دولت جهادی ایران بهترین امید برای پایان دادن به زمستان طولانی خاورمیانه است. ایالات متحده باید از مردم ایران حمایت کند تا بتوانند در انتخاباتی بدون تقلب مقامات جدید خود را انتخاب کنند. این به معنای ادامه و افزایش فشار اقتصادی بر دولت کنونی است. هدف اما تغییر رژیم در ایران بدون هزینه نظامی است که بهترین گزینه برای منافع امنیتی ما در بلندمدت قلمداد میشود.
جروزالم پست: موساد چگونه میتواند
سرعت برنامه هستهای ایران را کاهش دهد؟
«یونا جرمی باب» تحلیلگر اطلاعاتی، تروریستی و حقوقی جروزالم پست در مقاله این روزنامه صهیونیستی نوشت: برنامه هستهای ایران در بالاترین سطح غنیسازی خود با کمترین نظارت بینالمللی در سالهای اخیر در حال پیشرفت است. ایالات متحده در مسیر بازگشت به مذاکرات هستهای برجام از اواخر ماه مه متوقف شده، به جز اظهارات مبهم، کاری نمیکند و نیز نمیداند که چه باید بکند. حال اگر دولت بایدن نداند که چه کاری باید انجام دهد و تهران به پیشروی خود ادامه دهد، چه گزینههایی برای کاهش سرعت ایران در اختیار اسرائیل است؟
در این مرحله، یک حمله هوایی بزرگ ميتواند پيامدهاي منفي خطرناکی برای آمريكا داشته باشد و همچنين تلافي ايران و نيروهاي وابسته به آن را در پي داشته باشد. علاوه بر این، هیچ نشانهای مبنی بر تلاش تهران برای حرکت به سمت سلاح هستهای وجود ندارد و مقامات نیز پیشبینی نمیکنند که آنها بهطور کامل از دستیابی به توافق با ایالات متحده منصرف شدهاند. بلکه تصور این است که روحانیون ایران به یکی از دو دلیل متوقف شدهاند. یا میخواهند امتیازات جدیدی را پس از پیروزی رئیسی به دست آورند یا صرفاً میخواهند قبل از امضای توافق، درک خود را از غنیسازی اورانیوم در سطوح بالاتر بهبود بخشند.
اما چهار عملیات منتسب به موساد در 13 ماه گذشته بسیاری از جنبههای برنامه ایران را مختل کرده است، حتی اگر جنبههای دیگر به کار خود ادامه دهند. این عملیات به خوبی با گزینههایی همراه است که بتواند بهطور پنهانی سرعت پیشرفت ایران را در زمینه هستهای کاهش دهد. عملیات خرابکاری در ژوئیه 2020 و آوریل سال جاری در تاسیسات هستهای نطنز، در مرکز هستهای کرج در ماه ژوئن و ترور محسن فخریزاده، رئیس برنامه هستهای ایران در نوامبر 2020 از جمله این عملیات بود. از سال 2010 تا 2012، چهار دانشمند هستهای ایران (مسعود علیمحمدی، مجید شهریاری، داریوش رضایینژاد و مصطفی احمدی روشن) ترور شدند. برخی از مقامات اطلاعاتی اسرائیل معتقدند که کشتهشدن فخریزاده و حذف برخی دیگر از دانشمندان هستهای، ممکن است جمهوری اسلامی را حتی بیشتر از حملات به تاسیسات عقب انداخته باشد.
بنابراین، اگر ایالات متحده و ایران هنوز در ماههای آینده به توافق نرسند و جمهوری اسلامی غنیسازی اورانیوم را در سطح بالای 60 درصد متوقف نکرده و یا همکاری کامل با بازرسان انرژی اتمی بینالمللی را آغاز نکرده باشد، موساد منوی کاملی را در اختیار دارد تا ارتش اسرائیل بدون اینکه مجبور به حمله شود بتواند در برنامه هستهای ایران خلل وارد کند. انتظار میرود که سفر برنز به آمریکا فرصت دهد تا برای مذاکره زمان بیشتری بخرد؛ اما وقتی اسرائیل میگوید که صبرش بیپایان نیست، نباید آن را به حساب بلوف گذاشت.
بنیاد کارنگی: چشمانداز دستیابی به توافق هستهای جدید
مبهم است
«آریل لویت» معاون کمیسیون انرژی اتمیرژیم صهیونیستی بین سالهای 2007-2002 در وبگاه اندیشکده «بنیاد صلح کارنگی» نوشـت: برخی از مفروضات کلیدی که مذاکرات برجام را طی سالهای 2015-2011 هدایت کرده بود بطور قابل توجهی و در برخی موارد به شکل غیرقابل برگشتی تغییر کرده است. این تغییر باید باعث تجدید نظر در مورد نحوه اجرای برجام بهویژه در مورد تأکید لازم برترتیبات نظارتی برای جلب اعتماد مجدد به مقاصد هستهای ایران شود.
مگر اینکه بتوان اعتبار از دست رفته را از طریق محدود کردن جامع ظرفیت غنیسازی سریع ایران و نظارت منظم بر کلیه فعالیتهای مربوط به دستیابی به سلاحهای هستهای احیا کرد. ایران ممکن است این گزینه را داشته باشد که یا به حرکت فعلی خود به سمت آستانه هستهای ادامه دهد یا زمان رسیدن به سمت آستانه هستهای را کاهش دهد. محدودیتهای هستهای برجام به تدریج برداشته میشود و در حال حاضر میتواند «بهطور مشروع» به آستانه هستهای نزدیک شود. به راحتی میتوان پیشبینی کرد که چگونه همه اینها میتواند منجر به یک انتخاب سخت در مسیر شود: یا پذیرش ایران با سلاح هستهای و یا خطر درگیری با استفاده از ابزارهای فشار برای جلوگیری از عبور تهران از آستانه هستهای.
این ما را به توصیه حکیمانه رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمیدر باب چگونگی بازگشت مطمئن به مذاکرات هستهای با ایران برای جلوگیری از بحرانهای آینده بازمیگرداند: «بدیهی است که با برنامهای بلندپروازانه و پیچیده که ایران دارد، شما به یک برنامه بسیار محکم نیاز دارید. سیستم تأیید باید بسیار قوی باشد؛ در غیر این صورت بسیار شکننده میشود.» برای بازگشت به برجام در سال 2021 و نزدیک شدن به مزایای اولیه آن، مقررات باید واقعیتهای جدید مبهم را منعکس کند که سودمندی این توافق را به شدت تضعیف میکند. علاوه بر این، چشمانداز دستیابی به توافق «طولانیتر و قویتر» بسیار مشکوک بهنظر میرسد.
موسسه واشنگتن: ارتباط حمله مرگبار به نفتکش اسرائیلی
با توافق هستهای
رابرت ساتلوف مدیر اجرایی اندیشکده «موسسه واشنگتن» نوشت: اگر ایالات متحده به حمله هواپیماهای بدون سرنشین ایرانی پاسخ ندهد، ممکن است بر پیشرفت مذاکرات برجام تأثیر منفی بگذارد، نه اینکه آن را تسهیل کند.
واضح است که ایالات متحده هدف مستقیم حمله ایران نبوده است؛ اما واشنگتن به همراه دیگر قدرتهای دریایی، ضامن نهایی آزادی دریانوردی در اقیانوسهای جهان است که جزو منافع حیاتی ایالات متحده است. در عین حال، بهرغم حمله به نفتکش اسرائیلی، بازگشت احتمالی ایالات متحده و سایر قدرتها به توافق هستهای ایران 2015، موسوم به برجام عاقلانه نخواهد بود. تصمیم ایالات متحده برای شناسایی ایران بهعنوان مجرم واقعه اول آگوست قدم مهمی در بحث نحوه عملکرد واشنگتن است. با این طرز تفکر، هرگونه اقدام آمریکا در پاسخ به حمله ایران بوسیله هدف قرار دادن آشکار یا مخفیانه داراییهای ایران، از طریق عملیات نظامی، جنگ سایبری و... بازگشت به رویارویی مستقیم ایران و آمریکا قلمداد خواهد شد.
بر اساس این خط استدلال، هرگونه تشدید چنین اقدامی تائیدگر این نکته مقامات ایرانی خواهد بود که واشنگتن علاقهای به دیپلماسی جدی ندارد و نمیتوان به او اعتماد کرد. برای جلوگیری از این خطر، طرفداران این رویکرد به احتمال زیادترجیح میدهند از پاسخ مناسب اسرائیل به این حمله جانبداری و تلاشهای ایالات متحده را به توضیحات دیپلماتیک محدود کنند؛ به جای اینکه ایالات متحده در هر اقدامی دخیل باشد. از سوی دیگر اگر حمله مرگبار به کشتیرانی غیرنظامی با واکنش شدید مواجه نشود، مقامات ارشد آمریکایی این را به مثابه از دست دادن قدرت بازدارندگی ایالات متحده خواهند دید.
ممکن است درباره احیای برجام اختلافنظر وجود داشته باشد، اما اگر واشنگتن در این راستا متعهد باشد، مسیر تاکتیکی این ماجرا از طریق پاسخ موثر به حمله به «مرسر استریت» عبور میکند. این موفقیت دیپلماسی هستهای را تضمین نمیکند، اما مانعی کلیدی بر سر راه توافق را برطرف میکند.