کد خبر: ۲۲۳۸۵۹
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۰:۳۶
چند دغدغه ساده در نظام آموزشی کشور - بخش پایانی

تحصیل بر اساس علاقه و استعداد




قاسم رحمانی
کارشناسان آموزشی و تربیتی معتقدند نظام آموزشی ما، فرسوده است و نیاز به تحول بنیادین در شکل و محتوا دارد.
با این حال نیاز به رفع مشکلات بدیهی آن، بیشتر احساس می‌شود و ضرورت دارد در این زمینه مسئولان مربوطه به آسیب شناسی اساسی این موضوع بپردازند.
در این شماره به چند راهکار جلوی چشم برای رفع مشکلات ساده نظام آموزشی که دهه‌ها از آن غفلت شده می‌پردازیم.
راهکارهای کاهش زمان تحصیل
در شماره قبل به طولانی بودن مدت تحصیل به عنوان یکی از مشکلات بدیهی نظام آموزشی کشورمان اشاره کردیم.
زهرا احمدی؛ دانشجوی دکترای حقوق در گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید:
«یک سوم دروسی که از ابتدایی تا دکتری می‌خوانیم تکراری است. از 140 واحد دوره کارشناسی 40 تا 50 واحد تخصصی است و بقیه اختصاصی، مرتبط‌، پایه، عمومی و... و البته بیشتر حجم دروس غیرتخصصی هم تکراری و مربوط به دبیرستان یا ترم‌های قبلی است. بود و نبود یک سوم دیگر هم تاثیری ندارد و به جای آن باید مطالب بهتری ارائه شود. واحد عملی هم که فقط اسم و شهریه‌اش عملی است. اگر همان یک سوم تکراری، حذف شود در عمر هر تحصیلکرده، هشت تا 10 سال صرفه‌جویی می‌شود.»
کامران حسینی؛ فارغ‌التحصیل مهندسی عمران پیشنهاد می‌دهد:«می‌توان دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا در رشته‌هایی که امکان دارد را ادغام کرد و با حذف دروس تکراری و کاهش واحدهای غیرتخصصی همه مقاطع دانشگاهی، مجموعا یک تا چهار سال از زمان تحصیل دانشگاه را کاهش داد و در عوض، کیفیت آموزشی و فرصت کار عملی را بالا برد.»
میثم تهرانی؛ کارشناس آموزش می‌گوید:«با توجه به اینکه بخشی از دروس دبستان در دبیرستان و بخشی از دبیرستان در دانشگاه تکرار می‌شود،آیا کاهش مجموعا دو سال از سنوات مدرسه شدنی نیست؟ البته با توجه به اینکه مدل آموزشی کشور مانند ارنج تیم‌های فوتبال چند بار عوض شده و از پنج سه چهار به پنج سه سه یک و بالاخره
شش سه سه تبدیل شده و نظام قدیم به سالی واحدی، ترمی واحدی و دوباره سالی واحدی تغییر یافته، تغییر دیگری در توان نظام آموزش و پرورش و دانش‌آموزان و والدین نیست اما می‌توان با حذف دروس تکراری و بی‌خاصیت و جایگزینی دروس مفید، حداقل دو سال از دوره 12 ساله مدرسه را کاهش داد.»
اگر کاهش چهار تا شش ساله طول زمان تحصیل مدرسه و دانشگاه را در هزینه‌های دولت، والدین، عمر صرف شده جوانان، تاخیر ازدواج و کار و... ضرب کنیم، متوجه می‌شویم که چرا هزینه‌های کشور و مردم بالاست و این همه ناهنجاری داریم.
جایگزینی دروس مفید
مسئولان و کارشناسان و در راس آنها، رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر لزوم حذف دروسی که فقط وقت دانش‌آموزان را تلف می‌کند، تاکید کرده‌اند. در این زمینه که چه دروسی حذف یا اضافه شود باید از کارشناسان نظرخواهی کرد و جلساتی با همه صاحب نظران برگزار کرد تا طرحی پخته و مقبول، حاصل شود.
به عنوان مثال، رهبر معظم انقلاب بارها به لزوم گنجاندن اسناد لانه جاسوسی در مواد درسی دانش‌آموزان و دانشجویان تاکید کرده‌اند. ارتباط دانشگاه با صنعت در رشته‌های فنی مهندسی، خواسته دیگر رهبری و کارشناسان است.
رهبر معظم انقلاب حتی یک بار درباره طولانی بودن دروس حوزوی تذکر دادند و گفتند که آیت‌الله خویی به عنوان اصولی‌ترین استاد حوزه، اصول را ظرف پنج تا شش سال تمام می‌کردند.
کیفیت یا مدت
علی نوری؛ دانشجوی مکانیک می‌گوید:
« برخی بر اساس یک تفکر قدیمی، طولانی بودن را نشانه سخت‌تر بودن و سخت‌تر بودن را نشانه کیفیت بالای آموزش می‌دانند، حال آنکه تدوین‌گران این نظام آموزشی توجه نمی‌کنند که به دلیل طولانی بودن مدت تحصیل، اگر دانش‌آموز یا دانشجویی رشته‌ای بخواند که به آن علاقه هم دارد، دچار رنج بیهوده است چه برسد به اینکه رشته اش را دوست نداشته باشد. واقعا چه می‌شود اگر یک درس
سه واحدی، دو واحدی شود و دو درس دو واحدی به یک درس سه واحدی تبدیل شود؟!»
چرا فوق لیسانس؟!
مدرک‌گرایی یکی از مشکلات نظام آموزشی است که از بیرون تحمیل شده است. مردم و برخی کارشناسان می‌پرسند، چرا برای اشتغال به کار در دولت، افراد حتما باید فوق لیسانس داشته باشند؟ چرا برای نماینده و وزیر و رئیس‌جمهور شدن، داوطلبان باید فوق لیسانس به بالا داشته باشند در حالی که فقط 20 درصد جامعه ما تحصیلات عالیه دارند و بیشترین فراوانی مدرک،
دیپلم است.
وحید قاسمی؛ کارشناس آموزش می‌گوید:
«در هشت سال گذشته، یک میلیون و 200 هزار دانشجو ترک تحصیل کرده‌اند. باید جوانان را به تحصیل ترغیب کرد اما نه برای استخدام بلکه برای علمی شدن. دکتر یعنی نظریه پرداز؛ آیا لازم است که مسئولان و کارمندان، دکتر باشند.»
مدرک گرایی، عامل اصلی بی‌مهارتی برخی فارغ‌التحصیلان دانشگاه است. ابراهیم صالحی عمران؛ رئیس‌دانشگاه فنی و حرفه‌ای کشور می‌گوید: « براساس اسناد موجود، بیش از 40 درصد از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بیکار هستند.»
علی اوسط‌هاشمی؛ معاون وزیرکار درباره مهارت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی هم می‌گوید:« بیش از
40 درصد افرادی که به مراکز فنی و حرفه‌ای مراجعه می‌کنند، فارغ‌التحصیل دانشگاهی هستند. بنابراین، ارزش گواهی‌نامه‌های مهارت باید بیشتر از برخی دانشنامه‌های دانشگاهی باشد و گواهی‌نامه‌های مهارت از ارزش اجتماعی و اداری برخوردار شود.
علیرضا منادی سفیدان؛ رئیس‌کمیسیون آموزش مجلس می‌گوید: « واقعیتی که در نقشه جامع آموزش کشور وجود دارد این است که 15 درصد به مهارت روی می‌آورند و 85 درصد به سمت آموزش عالی می‌روند در حالی که در کشور‌های پیشرفته جهان 70 درصد به سمت مهارت و 30 درصد به سمت آموزش عالی گرایش دارند.»
ضرورت توجه به استعدادها
قدیم‌ها موضوع ثابت انشاء این بود که علم بهتر است یا ثروت؟ «لستر کارو»؛ اقتصاددان می‌گوید: «دانش؛ ثروت است.» اما پدر و مادرها و مدارس پولیِ اصطلاحا کیفی، بدون توجه به علاقه و استعداد دانش‌آموز یا دانشجو، فقط معدل 20 می‌خواهند.
نسرین غفاری؛ کارشناس آموزش می‌گوید:
« دانش‌آموزی به طور طبیعی، ریاضی 20 و ورزش را با ارفاق 10 گرفته و دانش‌آموز دیگری کاملا برعکس اما هر دو معدلشان 15 است. حالا چگونه می‌توان انتظار داشت که یک نفر هم در یادگرفتنی 20 باشد هم حفظیات. هم در آمادگی جسمانی 20 باشد هم در ریاضی. چرا به جای پذیرش تفاوت‌ها، دوگانه فوتبال و علم راه می‌اندازند. هر کسی استعدادی دارد. چرا دبیرستان‌های تخصصی کم است. چرا مدرسه فوتبال خصوصی برای خردسالان و نونهالان داریم اما آموزش و پرورش اقدام به راه‌اندازی دبستان ورزش، هنر و... به ویژه در مناطق محروم نمی‌کند؟ چرا هنرستان کشاورزی در مناطق روستایی کم داریم؟ راهکار؛ ایجاد مدارس تخصصی در همه مقاطع تحصیلی است.»
نرگس امیری؛ دیگر کارشناس آموزش تصریح می‌کند: «چرا دانش‌آموز برای قبولی باید همه درس‌ها را پاس کند. چرا دانش‌آموزی با چند نمره 20 تجدید می‌شود و حتما باید در آن درس که شاید استعدادش را ندارد، قبول بشود. در برخی کشورها امتحان تجمیعی گرفته می‌شود و اگر جمع نمرات دانش‌آموز در حد معدل 10 یا 12 به بالاتر باشد، قبول است، مثلا اگر مجموع 12 درس را 121 یا 145 بگیرد قبول است و ریز نمرات هم ضمیمه کارنامه می‌شود تا پذیرش در کار و دانشگاه و انتخاب رشته بر اساس آن باشد. البته این کارنامه صرفا باید توصیه‌ای به دانش‌آموز باشد نه اجبار.»
والدین درباره ضرورت استعدادیابی در مدرسه و دانشگاه سخن می‌گویند اما برخی از آنها با وجود به زبان آوردن این خواسته، از فرزندان خود 20 می‌خواهند!
امیر محمدی؛ کارشناس امور تربیتی می‌گوید:
« قدیمی‌ها می‌گفتند؛ پنج انگشت دست مثل هم نیستند. در یک خانواده، هر کسی در یک زمینه نابغه است. خدا انسانی که در همه زمینه‌ها ضعیف یا قوی باشد، نیافریده است. یکی نابغه سینماست و برادرش نابغه ریاضی و دیگری نابغه ورزش. یکی در فوتبال ضعیف اما در کشتی نابغه است و یکی در پست مهاجم ضعیف اما در دفاع، نبوغ دارد. یکی در سیاست و دیگری در اقتصاد نابغه است. حتی بچه‌های اصطلاحا عقب افتاده هم توانایی‌هایی در حد نابغه دارند؛ به عنوان مثال در قدرت بدنی.»
تلاش برای رسیدن به موفقیت
انسان به صورت بالقوه همه استعدادها را دارد اما در بدو تولد یک استعداد او بالفعل است. اگر وجود یک تخصص، اولویت نظام و کشور بود و افراد مستعد به آن نیامدند یا تعدادشان کافی نبود و ما استعدادش را نداریم باید بدانیم که بالفعل شدن آن استعداد در اختیار خداست و اگر کسی در راه خدا و مصالح نظامِ الهی و اسلامی به رشته‌ای برود که استعدادش را ندارد خدا آن استعداد را حتی در سطح نابغه به او عطا می‌کند. البته در کشورهای پیشرفته به این پاسخ رسیده‌اند که با تلاش می‌توان خلأ استعداد را پر کرد که نتیجه درستی است. با این حال، توسل به ایمان، تلاش را نفی نمی‌کند بلکه به آن برکت می‌دهد و می‌افزاید.
حسین رستمی؛ کارشناس امور آموزشی و تربیتی به گزارشگر کیهان می‌گوید:«همه ما، در طول زندگی کارهایی کرده‌ایم که خالص برای خدا و اسلام بوده و نتایج شگفت‌انگیز آن را تجربه کرده‌ایم، در حالی که استعداد و علاقه‌ای به آن کار یا درس نداشته‌ایم. رجوع به خاطرات و یادآوری آن تجربیات، بهترین دلیل برای موفقیت در رشته‌ای است که استعداد نداریم اما مصلحت اسلام، نظام و کشور در گرو رفتن ما به آن رشته و تخصص است.»
او که از رزمندگان دوران دفاع مقدس است، می‌افزاید:« اغلب کسانی که به جبهه رفتند استعداد و توان نظامی نداشتند اما چون در راه خدا بود، بهترین فرماندهان و رزمندگان شدند. در عرصه‌های دیگر هم همین‌طور است. ضمن اینکه زمان تغییر رشته و کار در راه خدا، سن و سال نمی‌شناسد.»
حذف موانع آموزشی
بهرام علیزاده؛ دیگر کارشناس علوم انسانی می‌گوید:« نظام آموزشی ما نباید با قرار‌دادن موانع، کشور را از استعدادهای ناشناخته مردم محروم کند بلکه ملاک باید توانایی فرد باشد نه اینکه چه رشته‌ای خوانده‌، به ویژه که نظام استعدادیابی ما توانمند نیست و از طرفی، به دلیل خصومت‌های دشمنان، نیازهای تخصصی کشور دائما در حال تغییر است.»
وی می‌افزاید:« بنابراین، انعطاف نظام آموزشی کشور لازم است و حتی شرط هم رشته بودن مدرک دکتری و ارشد و لزوم تحصیل در یک واحد دانشگاهی در این دو مقطع برای احراز کرسی هیئت علمی باید برداشته شود. محدودیت سنی برای هیئت علمی مانند جوان و پیر بودن باید برداشته شود و صلاحیت‌های اخلاقی، علمی و اطلاع از اولویت‌های کشور ملاک باشد.»
این کارشناس آموزش تاکید می‌کند:« دانشگاه‌ها حتما باید به دنبال استفاده از توانایی‌های غیرتحصیلی و مدرکی افراد باشند و یک «شناسنامه توانمندی» از استادان، معلمان و دانش‌آموزان و دانشجویان خود تهیه کنند و این توانایی‌ها را اولویت بندی کنند تا بتوانند از آن استفاده بهینه کنند.»
اهمیت به ایجاد بین رشته‌ای‌ها یا رشته‌های ترکیبی، پذیرش معلم، دبیر، هیئت علمی و مدرس بر اساس توان علمی و علمی- تجربی و البته به صورت شفاف، لزوم وجود معلمان و استادان تئوری محض و عملی و تجربی محض که ممکن است مدرک بالا نداشته باشد، یادآوری جوانان دیپلمه‌ای که تجهیزات برای صنعت هسته‌ای می‌ساختند و دانش‌آموزان بدون دیپلمی که جذب دانشگاه‌های مطرح جهان شدند، مشخص نبودن اولویت‌های کشور در ارائه رشته‌های تحصیلی در مدرسه، دانشگاه و حوزه، ترم بندی غلط که نیمسال دوم را عملا ترم‌تق و لق می‌کند و... موارد دیگری است که جزو مشکلات ساده و بدیهی نظام آموزشی ماست که جای پرداخت در آینده دارد.