ایران در رسانههای جهان
سرویس سیاسی-
رسانههای بینالمللی و منطقهای روزانه اخبار و تحلیلهای مختلفی را درباره ایران منتشر میکنند. ترجمه گلچینی از این گزارشات و تحلیلها به معنای تایید محتوای آنها نبوده و صرفاً برای آشنایی مخاطبان با فضای رسانههای خارجی درباره کشورمان است.
برکینگ دیفنس:
پهپادهای ایرانی خاورمیانه را متحول میکنند
وبسایت «برکینگ دیفنس» در مطلبی برگرفته از کتاب «جنگهای پهپادی: پیشگامان، ماشینهای کشتار، هوش مصنوعی و نبرد برای آینده» اثری از «ست جی. فرانتزمن» تحلیلگر مسائل خاورمیانه، که در آن با نگاهی عمیق به تأثیر سیستمهای بدون سرنشین بر جنگ، به استفاده ایران از هواپیماهای بدون سرنشین میپردازد، عنوان کرد: در جنگهایی که پای هواپیماهای بدون سرنشین در میان است، تبلیغات میتواند به اندازه پیشرفتهای واقعی مهم باشد. به نظر میرسد که تمام هواپیماهای بدون سرنشین از یکدیگر کپی میکنند. برای مثال، هواپیمای جت جنگنده ساخت ایران تحت عنوان «صاعقه» و پهپاد «شاهد اس-171» ایران کپی پهپاد آمریکایی «سانتینل» است که برای اولین بار در سال 2014 در تهران مستقر شد. امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مأموریت داشته تا صاعقه را با چهار موشک مسلح کند.
در پی سرنگونی «سانتینل» توسط ایران در سال 2011 نبرد در آسمانها از دنیایی که دارای یک ابرقدرت پهپادی بود به چندین سازنده هواپیماهای بدون سرنشین کشیده شد. این امر اساساً معادله و تهدیداتی را که هواپیماهای بدون سرنشین میتوانند ایجاد کنند را تغییر داد. هدف ایران ایجاد ارتش مستقل از هواپیماهای بدون سرنشین بود، همانطور که اسرائیل در دهه 1980 این کار را انجام داده بود. تحت هدایت سردار «حاجی زاده»، ایران نه تنها «سانتینل» را بلکه «گلوبال وایک» آمریکا را در سال 2019 سرنگون میکند و ایران هواپیماهای بدون سرنشین خود را به یمن میفرستد. جهان در عرض چند سال وارد انقلابی در جنگ هواپیماهای بدون سرنشین با تغییرات بسیار سریع شد.
ایران مسیری طولانی و خونین را طی کرده است تا به نقطه تقابل با اسرائیل و آمریکا برسد. پس از انقلاب اسلامی 1979، تعدادی از پهپادهای تهاجمی ایالات متحده جزو بقایای نیروی هوایی شاه بودند. اما رهبران جدید ایران زمانی برای یادگیری نحوه استفاده از آنها نداشتند. در 22 سپتامبر 1980، هواپیماهای جنگی عراق به ایران حمله کردند و جنگ ایران و عراق آغاز شد. عراق یک غول فنی، با سلاحهای شوروی و گاز سمی بود. پاسداران انقلاب اسلامی اما با هواپیماهای بدون سرنشین سروکار داشتند. به زودی آنها اولین مدلها را وارد جنگ کردند. در سال 1986، قاسم سلیمانی ، رهبر آتی سپاه قدس، مردان خود را از طریق کانالهایی که ایران را به بصره عراق وصل میکرد، هدایت مینمود همراه آنها نمونههای جدیدی از پهپادهای ایران وجود داشت. به گفته رسانههای ایرانی، در این ارتباط 940 ماموریت انجام و 54000 عکس گرفته شد.
در حقیقت ایران نوآوریهای برجستهای را صورت داده بود؛ در دهه 1980، این کشور پهپاد «مهاجر» (مرصاد) را ساخت که اولین پرواز در سال 1985 انجام شد. شرکت صنایع هواپیماسازی ایران، پهپاد « ابابیل» را در سال 1986 با حدود 400 دستگاه به مرحله بهرهبرداری رساند. ابابیل یک پهپاد غول پیکر بود که شباهت بسیاری به موشک کروز داشت. سپس پهپادهایی مشابه موارد مذکور به لبنان و یمن صادر شد. سپس ایران موفق شد پهپادهای «ابابیل» و «مهاجر» خود را به نمونههای پیشرفته آنها بدل کند. ونزوئلا همچنین پهپاد مهاجر-2 ایران را در سال 2007 خریداری کرد تا از آنها برای نظارت استفاده کند.
ایران چندین نسل از هریک از این هواپیماهای بدون سرنشین را از دهه 1980 تا 2010 ساخت. همه آنها در ابتدا برد نظارتی محدودی داشتند. علاوهبر این، مخازن سوخت کوچک آنها برد آنها را محدود میکرد. در آوریل 2020 ، ایران مجموعه وسیعی از ابابیل-3 جدید را برای نیروی هوایی و ارتش معرفی کرد و ادعا کرد که آنها دارای قابلیتهای جدید حمل بمب هدایت شونده هستند. همچنین یک پهپاد جدید موسوم به «کرار» شبیه موشک کروز را به نمایش گذاشت. تهران ادعا کرد که آنها میتوانند تا ارتفاع 1500 کیلومتر پرواز کنند و آنها اکنون به ارتفاع 45000 پا رسیدهاند.
هدف ایران پس از ایجاد نیروی پهپادی عظیم خود، استفاده از آنها برای آزار و اذیت دشمنان بود. تهران مجموعهای از کشورها را در نظر گرفت کرد که میخواست نفوذ خود را در آنها آغاز کند. این امر با عراق آغاز میشود و به سوریه، لبنان، یمن، سودان، غزه و افغانستان تسری مییابد. ایران برای به چالش کشیدن آمریکاییها، شبکهای از پایگاههای هواپیماهای بدون سرنشین را در امتداد و جنوب تنگه هرمز ایجاد کرده است. در حقیقت نوبت به خلیجفارس و خلیج عمان رسیده است.
آیا تهران میتواند پا به پای آمریکاییها با قدرت پهپادی حرکت کند؟ مطمئناً با ظهور ایران به عنوان یک قدرت پهپادی برجسته، آمریکا بیش از حد تحت فشار قرار گرفته است.
نشنال اینترست: قدرت نظامی انگلیس
از پس ایران برنمی آید
«مایکل پک» در نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» نوشت: مقایسه قدرت نظامی انگلیس و ایران نشان میدهد که انگلیس از نظر نیروی انسانی، نیروی زمینی و دریایی و منابع نفتی عقب افتاده است.
بر اساس شاخص سایت «گلوبال فایرپاور» بریتانیا رتبه هشتم را دارد، در حالی که ایران در رتبه چهاردهم است. (آمریکا در رتبه اول، اسرائیل در رتبه 17 ام قرار دارد.) در حقیقت، «گلوبال فایرپاور» ایران را در چندین گروه قویتر از بریتانیا ذکر کرده است: 873000 پرسنل نظامی ایرانی در برابر 233000 نفر در بریتانیا، 1634تانک ایرانی دربرابر 331 نفربر انگلیسی، 386 کشتی نیروی دریایی ایرانی در برابر 76 کشتی انگلیسی؛ اما بریتانیا دارای جنگنده بیشتری با 811 هواپیمای نظامی است نسبت به 509 جنگنده ایرانی. ایران نفت بیشتری دارد اما از لحاظ منابع مالی ضعیفتر دارد.
همه اینها ثابت میکند که چقدر آمار میتواند گمراهکننده باشد. در این حال ، بریتانیا به دلایل سیاسی از سلاح هستهای علیه ایران استفاده نمیکند و ایران با استفاده از سلاح هستهای علیه بریتانیا قصد انتحار ندارد. این امر امکان درگیری محدود در خلیجفارس را همچون تکرار «جنگ نفتکش ها» در دهه 1980، که در آن ایران به تلافی تحریمهای اقتصادی به نفتکشها حمله کرده یا آنها را توقیف میکند، را باقی میگذارد، در حالی که انگلیس (و آمریکا) سعی خواهد کرد آنها را متوقف کند.
در اینجا مسئله نیروی دریایی و هوایی عاملی بس کلیدی است. نیروی دریایی ایران نیز مانند ناوگانتانکهای خود ترکیبی عالی از پروژههای روسیه، کره شمالی و تولیدات بومی و کشتیهای قدیمی غربی در دهههای 1960 و 1970 است. اما ایران دارای دهها پرتابکننده موشک و قایق اژدر و قایقهای کوچک مجهز به موشک انداز و مسلسل است که میتواند به طور بالقوه یک کشتی جنگی بزرگتر اما تنها را غرق کند. بریتانیا دارای نیروی دریایی متداول تری از ناوشکنهای با تکنولوژی بالا، ناوچهها و حتی ناو هواپیمابر جدید است، اما با 76 کشتی، نیروی دریایی سلطنتی تنها سایهای از شکوه سابق خود است. در حال حاضر، انگلیس تنها یک ناوشکن و یک ناوچه را به عنوان اسکورت به سواحل خلیجفارس میفرستد.
همینطور در بخش نیروی هوایی، جایی که موزه ایران، ترکیبی از مشتی جنگنده قدیمی اف-14 و اف-4 ساخت آمریکا و هواپیماهای ساخت روسیه و طرحهای ایرانی مانند «صاعقه»، است؛ بریتانیا هواپیمای پیشرفته «یوروفایتر طایفون» را در اختیار دارد و حالا هم که اولین جنگندههای مخفی اف-35 را دریافت کرده میتواند هواپیماهای رزمی خود را با مجموعهای ازتانکرها، هواپیماهای جنگی الکترونیکی و هواپیماهای بدون سرنشین پشتیبانی کند.
اما اینها اهمیت زیادی ندارد؛ و اینجاست که مقایسه عددی قدرت نظامی واقعاً شکست میخورد. اگر ایران به انگلیس حمله کند، این سؤال وجود ندارد که کدام طرف قویتر است. با این حال، در خلیجفارس، نیروهای انگلیسی در 3000 مایلی انگلستان فعالیت میکنند. حتی اگر ایران به پایگاههای متعلق به همسایگان عرب متخاصم خود دسترسی داشت، باز هم فعالیت انگلیسیها همچنان در آبهای داخلی ایران بود؛ جایی که همه ابزارهای جنگ چریکی ساحلی از جمله مینها و حملات قایقهای کوچک در اختیار تهران قرار داشت.
تایمز اسرائیل:
حضور نماینده اتحادیه اروپا در تحلیف رئیسی بیاخلاقی بود
«فرد صابری» تحلیلگر ایرانی-سوئدی در روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل» نوشت: کمتر از دو ماه پس از قطعنامه شدیداللحن اتحادیه اروپا با 666 رأی موافق و 21 رأی مخالف و ممتنع، علیه جمهوری اسلامی، «انریکه مورا»، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجی و سیاست امنیتی، در مراسم تحلیف ابراهیم رئیسی شرکت کرد.
صندلی نماینده اتحادیه اروپا، جایی در ردیف عقب پشت سر اسماعیل هنیه رهبر سیاسی حماس، زیاد نخاله دبیرکل جهاد اسلامی، معاون حسن نصرالله رهبر حزبالله لبنان و محمد عبدالسلام فرستاده ویژه حوثیهای یمن بود. کمی جلوتر، تصویری از قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس و ابومهدی المهندس، معاون حشدالشعبی وجود داشت که دوربین دائما روی آن زوم میکرد، بنابراین به بینندگان یادآوری میکرد که واقعیت چیست و جمهوری اسلامی چه بود و به کجا میرود؟
حضور «انریکه مورا» به همراه سران گروههای شبهنظامی در مراسم تحلیف در زمانی صورت گرفت که حزبالله و حماس در فهرست سازمانهای تروریستی اروپا بودند. نماینده پارلمان اروپا در مراسمی شرکت کرده بود که چند روز قبل، بنیانگذاران همان مراسم دو شهروند اروپایی از خدمه یک نفتکش اسرائیلی را در سواحل عمان کشتند؛ حرکت اتحادیه اروپا نشان میدهد که سیاستمداران چپ حاضر در این اتحادیه به هیچ یک از اصول اتحادیه اروپا پایبند نیستند و فقط مدعی دفاع از حقوق بشر هستند. سیاستمداران غربی که در دوران تصدی خود با رهبران رژیمهای تروریستی که اغلب ریشه ایدئولوژیکی اسلامی دارند ارتباط مییابند، اغلب از طریق لابیهای پشت صحنه به سمت خود منصوب میشوند و هیچ حمایت مردمی یا دموکراتیک ندارند. آنها از مالیات شهروندان اتحادیه اروپا برخلاف میل واقعی آنها، یعنی دفاع از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم استفاده میکنند.
رئیسجمهور سوئیس که کشورش حافظ منافع آمریکا در ایران است، تمایلش را به ادامه همکاری با ایران تبریک میگوید. سؤال این است که آیا چنین سیاستمدارانی در جمهوری اسلامی دستیار محسوب نمیشوند؟
سیاست امروز اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران به عنوان منبع تروریسم در خاورمیانه چیزی جز سلاخی بشریت نیست! اروپاییها چشم خود را بر روی رژیم ایران که شهروندان بیگناه را به بهانههای امنیتی گروگان گرفته و از آنها به عنوان اهرم فشار استفاده میکند، بستهاند. آنها فراموش کردهاند که مساجد و مراکز اسلامی مستقر در اروپا به پایگاه رژیم ایران و حزبالله تبدیل شده و تهدیدی برای شهروندان خود خواهد بود.
این نوع روش مماشات از سوی جناحهای چپ در اتحادیه اروپا تبعات بدی برای شهروندان خود داشته و خواهند داشت. این مردم این کشورها هستند که باید هزینه مماشات رهبران خود با تروریستها را بپردازند. سیاستمدارانی که از رژیمهای دیکتاتوری دلجویی میکنند، فکر میکنند دفاع از حقوق بشر امر پوچی است. آنها امنیت کشور و شهروندان خود را تا مرز پرتگاه میبرند.