فرایند مواجهه رسانههای بیگانه با ایران از 78 تـــا 1400
احسان مهدوی
طی سالهای اخیر و با افزایش اقتدار دفاعی کشورمان، دولتهای بدخواه ایران بهجای توطئه نظامی، بر حمله رسانهای متمرکز شدهاند. پربیراه نیست اگر سایتهای خبری، شبکههای ماهوارهای و صفحات شبکههای اجتماعی وابسته به دولتهای غربی را با تسلیحات نظامی مقایسه کنیم. رسانههایی که از ابتدای انقلاب، ایران را هدف گرفته بودند اما پس از پایان جنگ تحمیلی و از دهه 70، کشورمان را بهعنوان یک کارویژه نشان قرار دادند و طی این سه دهه، به شکلهای مختلفی به ما پرداختند. برای تحلیل عملکرد این رسانهها طی سه دهه گذشته با دکتر علیرضا داوودی، کارشناس رسانه و مدرس دانشگاه به گفتوگو
پرداختیم. وی در این مصاحبه علاوه بر بررسی و تحلیل فرایندهای رسانهای ضدایرانی، راهکارهایی هم برای خنثیسازی این فرایندها ارائه داده است:
مسیر حرکت رسانههای معاند
در سه دهه
دکتر علیرضا داوودی، کارشناس رسانه درباره تطورات مواجهه رسانههای فارسی زبان بیگانه در مقایسه با آنچه طی هفتههای اخیر اتفاق افتاده است میگوید: برای بررسی دقیقتر آنچه رسانههای دشمن با ایران در مواجهه با اتفاقات اخیر در خوزستان انجام دادند، باید حداقل به چهار واقعه قبلی برگردیم. یعنی به رفتار این رسانهها در سالهای 98، 96، 88 و 78.
در واقع، این رسانهها یک پلتفرم و مسیر کلی را سپری کردهاند تا رسیدهاند به اتفاقات سال 1400. البته وقتی صحبت از طی مسیر و تکامل میکنیم لزوما به معنی موفقیت آنها تلقی نمیشود. بلکه منظور ما تغییر روشها و شگردها از سوی رسانههای بیگانه است.
در دهه 70 رسانههای بیگانه بر اساس مدلهای منبعث از تکنیکهای عملیات روانی کار میکردند که عمدتاً هدفشان ساخت اصناف و اقشار برای تبدیل یک موضوع صنفی به یک مسئله میدانی برای تبدیل نوع خاصی از مبارزه مدنی بود. این مبارزه مدنی خودش دوشاخه میشد؛ یک شاخه میدانی و یک شاخه پشتیبانی رسانهای بود. مصداق آن هم اتفاقات کوی دانشگاه در تیر سال 78 بود. طراحی این رسانهها بهشکل یک دایره و بهصورت یک منطق دوار انجام شد و با استفاده از موضوعات جزئی، ارادههای کلان را در کف خیابان ایجاد کردند.
در دهه 80 هم ابزار رسانهای تغییر کرد و هم روشها. اگر در دهه 70 رسانههای آنها عمدتاً روزنامه و رادیو بود، در دهه 80 شبکههای ماهوارهای هم اضافه شدند. مثل شبکه تلویزیونی بیبیسی فارسی که از دی سال 87 کار خودش را آغاز کرد. رسانههای بیگانه به موازات تکامل سختافزاری و نرمافزاری، تکنیکهای عملیات روانی را نیز ارتقا دادند. چون در این دوره دیگر صنف و قشر، ماهیتا قابلیت تبدیل یک موضوع ساده به یک عملیات میدانی و نهایتا خروجی گرفتن برای تحتالشعاع قرار دادن اقدامات نظام را نداشتند. بنابراین رسانههای متخاصم با ایران آمدند و از مدل تشکیل طبقات استفاده کردند. در این مدل میتوان چندین طبقه را طراحی و در هر طبقه تعدادی از اقشار و اصناف را درگیر کرد. یعنی تبدیل موضوعات جزئی به مسئله عمومی بین اصناف و اقشار در هر طبقه و دگردیسی آن به یک طبقه بالاتر اتفاق افتاد. در نتیجه علوم عملیات روانی به سمت علوم عملیات برداشت سوق پیدا میکند و تکنیکهایش یک درجه ارتقا پیدا مییابد.
تغییر عملکرد رسانههای بیگانه
بعد از یک دهه
این کارشناس رسانه درباره تغییر عملکرد رسانههای بیگانه در دهه 90 بیان میکند: سالهای 96 و 98 جنس و ساختار عملیاتی رسانههای بیگانه تغییر پیدا کرد. این رسانهها به مدل جدیدی دست پیدا کردند که حداقل 30 فاکتور نسبت به سالهای 78 و 88 تغییر داشت. بهطور مثال اینبار عملیات آنها در یک کانال تلگرامی ظهور و بروز پیدا میکند. همچنین میزان امید در رسانههای بیگانه برای شارژ و پمپ در داخل افزایش پیدا میکند. به این معنی که در سالهای 78 و 88 اگر
40 درصد عوامل داخلی بر تسریع و تسهیل کار رسانههای دشمن موثر بودند اما در سالهای 96 و 98 و 1400 بیش از 60 درصد در داخل به این رسانهها کمک کردند!
چه کسانی؟ کسانی که عمدتاً سمت رسمی دارند و کارگزار نظام هستند. به اینترتیب، پروژه نفوذ که رهبر انقلاب به آن اشاره کرده بودند به شدت و به سرعت بیشتری پیاده میشد.
تبدیل جنگ روانی به جنگ شناختی
در سال 1400
داوودی درباره تطور عملکرد رسانههای بیگانه در سال 1400 هم میگوید: این جریان در سال 1400 و بهویژه در مواجهه با اتفاقات خوزستان وارد فضای سوم میشود و قاعده آن تکامل شدید رسانههای بیگانه در حوزه مدل است. الان دیگر بحث بر سر عملیات روانی و مدیریت برداشت نیست. بلکه بحث صرفا بر سر علوم شناختی است. یعنی چه؟ ببینید در سال78 نتیجه مهم بود، در سال 88 نتیجه خیلی مهم بود، اما در سال 96 و 98 به تدریج و در سال 1400 بطور کامل، اهمیت نتیجه کمرنگ میشود و مسیری که طراحی میشود اهمیت مییابد. هدف دیگر نتیجه نیست بلکه هدف طراحی مسیر و اقداماتی است که در این حوزه انجام میشود.
در این زمینه تعداد نفرات لزوما اهمیت ندارد بلکه میزان تعداد نفرات، تبدیل به یک تست برای مهندسی دوران خلأ، انتقال از دولت فعلی به دولت بعدی میشود! پس میبینید که مدل کاملاً با قبل متفاوت میشود. اینجا دیگر قشر، صنف و طبقه معنا ندارد، در این مرحله، رسانههای بیگانه اقدام به طراحی بلوک میکنند. خاصیت بلوک این است که در هر بلوک تعدادی طبقه و در هر طبقه تعدادی قشر و صنف ساکن میشود.
به طور مثال، گروهی از سلبریتیها تبدیل به یک بلوک شدند. آنها در سال 78 اثری نداشتند و میداندار اصلی اتفاقات در آن دوران، جریانهای سیاسی بودند. اما سلبریتیها از سال 88 به تدریج ورود پیدا کردند و در سال 96 و 98 تمام قد پای کار آمدند. طی روزهای اخیر هم دیدیم ورزشکاری در المپیک به تیم پناهندگان پیوسته بود و با خفت و خواری به مردم و کشورش پشت کرد، گروهی از هنرمندان هم بهعنوان حامی او پای کار آمدند. به این ترتیب یک بلوک به نام سلبریتیها جهت ایجاد سازههای اجتماعی شکل میگیرد.
جنگ شناختی
در خدمت آشوب سازگار
این کارشناس ادامه میدهد: قبلاً یک اصطلاح تحت عنوان آشوب هوشمند و خلاق باب بود. اما امروزه دوران این روشها تمام شده است؛ این روشها مربوط به سال 78 و نهایتا سال 88 بود. اما امروز تکنیکهای دیگری جایگزین شده است. آنچه امروز اتفاق میافتد «آشوب سازگار» است. «آشوبهای سازگار» یعنی سازگار با محیط و با توانمندیهای افراد و زمان. این روش با آشوب خلاق خیلی متفاوت است. طوری که رسانههای بیگانه بیش از 90 تکنیک جدید را در جهت «آشوب سازگار» فقط در سال 1400 در مسئله خوزستان اعمال کردند. این تکنیکها با توجه به مقطعی که ما از آن بهعنوان «زمان انتظار» (یعنی دوره انتقال از یک دولت به دولت بعدی) نام میبریم به کار رفتند.
در آشوب سازگار، بحث بر سر نتیجه نیست بلکه بحث بر سر طراحی برای عادت دادن کلونیهای مختلف در طبقات متفاوت در بلوکهای طراحی شده برای خسته کردن نظام، انقلاب و مردم است.
آنچه در خوزستان اتفاق افتاد، جدای از مطالبات مردم که کاملاً بحق بودند، بخشی از نبرد شناختی علیه ما بود که رخ داد و ترک فعل کارگزار منجر به سازگار کردن آشوب میدانی در محیط شد. این در حوزه علوم شناختی بسیار مهم است. برای همین عرض کردم اساساً از سال 96 به بعد جنس رویدادها و پلتفرم اتفاقات کاملاً متفاوت شده است و این روز به روز تشدید خواهد شد.
ایران اینترنشنال در یکی از برنامههایش در اثنای وقایع خوزستان، دو نفر را بهعنوان کارشناس آورده بود؛ یکی از آنها جزو فعالان به اصطلاح حقوق بشری است که سالهاست علیه ایران کار میکند. او یک توئیت زد و در آن نوشت که اسنادی در اختیار دارد که اعضای منافقین در این ناآرامیها حضور دارند و سعی در تبدیل اعتراض به اغتشاش دارند.
بعد از مطرح شدن این حرف، همه مخالفان ایران بر سر این خانم خراب شدند تا نگذارند حرفش زده شود. پس میبینید که روش قدیمیمسلح شدن دو بخش دارد؛ مسلح شدن به سلاح گرم و مسلح شدن به تکنیکها برای هموار کردن مسیر استفاده از سلاح گرم. این را میگویند حوزه علوم شناختی. برای همین در سال 1400 اتفاقاتی که در خوزستان رخ داد، جدای از مطالبات بحق مردم که کاملاً درست بود اما مسئله ما آنجاست که رسانههای بیگانه سعی کردند ژنوم رفتار اجتماعی را تبدیل به یک فکت برای سازههای تهییجی کنند. این سازههای تهییجی بخش قابل توجهیاش
برمیگردد بهحساب باز کردن بیگانگان روی ترک فعل کارگزاران.
فعالیت رسانههای بیگانه
به عملکرد کارگزاران نظام برمیگردد
داوودی در پایان درباره پیشبینی رفتار رسانههای فارسی زبان بیگانه در دولت جدید هم میگوید: رسانههای متخاصم با ایران یک اصل برایشان خیلی مهم است؛ هر چقدر کارگزاران در ایران دچار ترک فعل یا فعل غلط شوند به این رسانهها نیز کمک میکنند. اما دولت هرچه مقتدرانه عمل کند، هرچه متناسب با نیازها و انتظارات و ضرورتها که در مجموع به آن بایستههای سازههای اجتماعی میگویند حرکت کند، هرچه با مردم همراهتر باشد و مسائل را بیشتر با مردم در میان بگذارد و بیشتر با مردم صحبت کند، دست و پای رسانههای بیگانه بستهتر میشود.
یک نکته مهم این است که وقتی صحبت از رسانههای بیگانه میکنیم یعنی ترکیبی از سرویسهای اطلاعاتی و وزارت امور خارجه آن کشورها. پس ما با مجموعههایی سر و کار داریم که ساده نیستند. اما زمین زدن آنها خیلی راحت است. رسانههای بیگانه وظیفه خودشان میدانند که ایران را به هم بریزند. اما هرچه عملکرد دولت جدید متناسب با منطق مردم برای برقراری ارتباط صحیح و سالم و درست باشد رسانههای متخاصم نیز به نتیجهای نخواهند رسید. چیزی که طی هشت سال گذشته وجود نداشت. صراحتا باید گفت که یکی از دلایل ارتقاء رسانههای بیگانه این بودکه امید داشتند در ایران دولت همترک فعل جدی دارد و هم فعل غلط بسیار زیادی دارد.
اما هرچه ارتباط دولت با مردم قویتر باشد، ارتقای سختافزاری و نرمافزاری و فردافزاری و فکرافزاری رسانههای معاند هم کمتر و دیرتر یا ناقص اتفاق میافتد. پس ما بهجای اینکه دنبال پدافند باشیم، باید دنبال این باشیم که نگذاریم با مدل رفتار دولت و ملت در ایران ارتقاء در آن رسانهها و زیرمجموعههایشان اتفاق بیفتد.