قطعهای از یک پازل
مهدی امیدی
حدود 11 سال قبل، وقتی برای اولینبار سریالهایی خارج از آنتن صداوسیما و توسط بخش خصوصی در شبکه نمایش خانگی تولید و عرضه شدند، وضع امروز این سریالها قابل پیشبینی بود؛ سودمحوری و تلاش برای رسیدن به حداکثر فروش با حداقل زحمت و کیفیت، از همان ابتدا در پس زمینه تولید سریال در شبکه نمایش خانگی نهادینه و تثبیت شده بود. نتیجه اینکه کار از ابتذال محتوایی و ساختاری هم گذشته و به استفاده ابزاری از زنان برای ایجاد جذابیت کاذب رسیده است. آنچنان که مدیر کارگروه ساماندهی مد و لباس وزارت ارشاد نیز صدایش درآمد و رسما اعلام خطر و اعتراض کرد که یک سریال که قبلا با مجوز و تحت نظارت وزارت ارشاد تولید شده بود، تبدیل به محلی برای نمایش مدلهای زنده لباس شده است. هر چند که کارگروه مد و لباس وزارت ارشاد نیز از متهمان ردیف اول این جریان است که نتوانسته نقش موثری در بازتولید الگوی پوشش در فیلمهای سینمایی و سریالهای شبکه نمایش خانگی داشته باشد. این کارگروه در خواب زمستانی به سر میبرد چون سالهاست که در بسیاری از محصولات سینمایی و سریالهای بخش خصوصی، معیارهای نامناسبی از مد و پوشش رواج داده میشود و این محصولات فرهنگی، بیش از روش و آداب درست لباس پوشیدن، به تشییع تبرج جاهلانه در سطح و عمق جامعه میپردازند. طوری که جریان فیلم و سریالسازی با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عملا همه بودجهها و طرحهای کارگروه ساماندهی مد و لباس در این وزارتخانه را به باد میدهد!
ضمن اینکه مشکل پوشش و لباس فقط به یک یا دو سریال شبکه نمایش خانگی محدود نمیشود بلکه تقریبا اکثریت قریب به اتفاق سریالهایی که در شبکه نمایش خانگی منتشر میشوند، دچار چنین ضعفهایی هستند. در واقع بازیگرها و سازندگان این سریال خودشان قربانیان یک جریان سیاسی- اقتصادی هستند که امروز سریالسازی برای شبکه نمایش خانگی را قبضه کرده است. آنچه این روزها در قالب خشونت، ابتذال، بدلباسی، مانور اشرافیت، استفاده ابزاری از موضوعات جنسی و حمله به تاریخ انقلاب اسلامی در بسیاری از این سریالها درحال وقوع است، تجلی همه تمنیات فرهنگ جریان لیبرال سرمایهداری در ایران است. تفکر نئولیبرالیسم، بیش از هر جایی در عرصه هنرهای عامهپسند و پرمخاطب جاگیر میشود. این جریان فکری و سیاسی و اقتصادی، که این روزها از طریق برخی پلتفرمها و ویاودیهای پخش آنلاین فیلم، اقدام به سرمایهگذاری در تولید سریال در شبکه نمایش خانگی میکند، یک نقشه کامل را طراحی کرده است؛ در این سریالها به طور موازی و همزمان ضمن تخریب دهه 60 و انقلاب اسلامی با روایتهای شبه سیاسی، به ترویج سبک زندگی و شاخصهای فرهنگی نئولیبرالی که یکی از جلوههایش پوشش نامتعارف است نیز پرداخته میشود. درواقع، آنچه علیه مسئله حجاب در سریالها مطرح شده، فقط قطعهای از یک پازل بزرگتر است که تمامیت فرهنگ و سبک زندگی مکمل انقلاب اسلامی را هدف گرفته است.