کد خبر: ۲۲۳۶۵۳
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۱:۴۸

ایران در رسانه‌های جهان



سرویس سیاسی -
رسانه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای روزانه اخبار و تحلیل‌های مختلفی را درباره ایران منتشر می‌کنند. ‌ترجمه گلچینی از این گزارشات و تحلیل‌ها به معنای تایید محتوای آنها نبوده و صرفاً برای آشنایی مخاطبان با فضای رسانه‌های خارجی درباره کشورمان است.
اکونومیست:
آغاز به کار رئیسی در گرماگرم مناقشه ایران و غرب
نشریه «اکونومیست» در سرمقاله‌ای آورده است که آغاز به کار رئیس‌جمهور جدید ایران با بحران حملات کشتیرانی مصادف شده ولی او ممکن است از این موضوع ناراحت نباشد. هیچ ‌تردیدی نیست که میان ابراهیم رئیسی و آیت‌الله خامنه‌ای پیوندی عمیق وجود دارد. هر دو آنها روحانیانی تندرو [رسانه‌های غربی به‌ اشخاص انقلابی تندور می‌گویند!] هستند که به جهان و به‌ویژه غرب با شک و‌تردید نگاه می‌کنند. ایران و متحدان منطقه‌ای این کشور، در سال‌های اخیر با آمریکا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی مناقشات متعددی را تجربه کرده‌اند. در همین زمان، جنگ سایه‌ای بین ایران و اسرائیل نیز تشدید شده و چندین کشتی مورد حمله قرار گرفته‌اند و هر دو طرف یکدیگر را مقصر می‌داند. اسرائیل مواضع ایران در سوریه را مورد حمله قرار داده و متهم است که به تأسیسات ایران حملات سایبری انجام داده است. از طرف دیگر حمله اسرائیل به مجتمع اصلی غنی‌سازی اورانیوم نطنز در ایران، با استفاده از مواد منفجره کار گذاشته شده در آنجا، خسارات قابل توجهی را وارد کرد.
اگر سپاه پاسداران پشت حملات نیروی دریایی باشد، تعجب‌آور نخواهد بود. همه اینها تلاش برای احیای برجام توسط ایران و شش قدرت جهانی را پیچیده می‌کند. این توافقنامه عملاًً باعث می‌شد که ایران برنامه هسته‌ای خود را محدود کرده و در ازای لغو برخی از تحریم‌های بین‌المللی با بازرسی‌های دقیق موافقت کند. اما در سال 2018 و در دوران ریاست جمهوری دونالد ‌ترامپ، آمریکا این توافق را کنار گذاشت و در واکنش به آن، ایران شروع به زیر پا گذاشتن بخش‌هایی از توافقنامه کرد.
جو بایدن رئیس‌جمهور آمریکا وعده داده که اگر ایران به تعهدات خود بازگردد، آمریکا نیز به توافق باز خواهد گشت. ابراهیم رئیسی در سخنرانی خود در سوم آگوست گفت که دولتش برای لغو تحریم‌های «ظالمانه» اعمال شده توسط آمریکا اقداماتی را انجام خواهد داد. ششمین دور مذاکرات غیرمستقیم برای احیای برجام در ماه ژوئن به پایان رسید؛ اما هنوز تاریخی مشخص برای از سرگیری مذاکرات تعیین نشده است. در همین حال، ایران به گسترش فعالیت‌های هسته‌ای خود ادامه داده است. این نوع غنی‌سازی اورانیوم فراتر از سطوح مورد نیاز برای استفاده غیرنظامی است و در کنار این، ایران همکاری با بازرسان را به شدت محدود کرده است. با این حال، آمریکا و بریتانیا ممکن است بخواهند از هرگونه پاسخی برای زنده نگه داشتن مذاکرات برجام منصرف شوند. سران اسرائیل، هرگز طرفدار توافق هسته‌ای نیستند و ممکن است به اقدامات شدیدتری روی آورند. آموس یادلین، رئیس سابق اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی می‌گوید: «این‌بار هزینه‌ها بالا خواهد رفت.»
تایمز اسرائیل:
با ایران چه می‌توانیم کنیم؟ هیچ!
«میشل لیتمن» بنیانگذار و رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی «بنی باروخ کابالا» در روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل» نوشت: از زمان ظهور حکومت شیعه در ایران، کشوری که تا قبل از آن با اسرائیل روابط خوبی داشت، ایدئولوژی افراطی علیه دولت یهود‌ترویج می‌شود. در ماه‌های اخیر، لفاظی‌ها به قدری شدید شده که عباراتی چون حمله در دریا به کشتی‌های تجاری و حمله زمینی از طریق نیروهای نیابتی در لبنان و غزه، که ابتدا در حد شعار بود اینک عملی شده است. به گفته «بنی گانتز»، وزیر دفاع اسرائیل، از آنجا که ایران «تنها 10 هفته تا دستیابی به مواد لازم برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای فاصله دارد»، باید از خود بپرسیم که ما با این ایران به کجا می‌رویم و در این مورد چه می‌توانیم بکنیم؟ جواب این است که هیچ.
همان‌طور که من می‌بینم، تنها کشوری که واقعاًً نگران دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است، اسرائیل است. برای بقیه جهان، اظهارات نگران‌کننده آنها فقط در حد حرف است و بس. بنابراین، من شک ندارم که ایران در راه دستیابی به بمب هسته‌ای و تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای است. غرور ملی آنها ایجاب می‌کند که از بقیه جهان عقب نمانند. آنها در دستیابی به بمب اصرار دارند و به هر آنچه که می‌خواهند هم می‌رسند، که این خود بمب نیست بلکه احترام جهان است. با این حال، هنگامی‌که ایران به احترام دست یافت، فکر نمی‌کنم از این فراتر رود. تهدید رهبران ایران ممکن است حالتی جنگ محورانه داشته باشد، اما من فکر می‌کنم که آنها فقط در این حد هستند: «تهدید و نه بیشتر».
ما نباید تیزهوشی مردم ایران را دست‌کم بگیریم. آنها ملتی از تاجران هستند. آنها می‌دانند چه دکمه‌هایی را باید فشار دهند و چه موقع سیم را از برق بکشند. من فکر می‌کنم که رویارویی مستقیم با ایران موضوع ساده‌ای نیست. آنها باهوش‌تر از این حرف‌ها هستند. طبیعت آنها، همان‌طور که گفتم، مربوط به افرادی با روحیه تجارت کردن است؛ و در تجارت، بازی قدرت بسیار کلیدی است؛ اما نباید در این‌باره بیش از حد پیش رفت. ایران می‌داند که اگر اسرائیل به دیوار کوبیده شود، راه‌های آشکار و پنهانی برای تلافی قاطع و مخرب وجود دارد و ایران باهوش‌تر از آن است که به این سمت برود.
بنابراین، من فکر می‌کنم مشکل واقعی ما با ایران نیست. اگر می‌خواهیم آینده خوبی داشته باشیم، باید بر خودمان تمرکز کنیم و نه بر آنچه که سایر کشورها انجام می‌دهند. اگر مردم اسرائیل متحد بودند، نگران سلاح‌های سایر کشورها نبودند. وحدت ما از هر چیز دیگری قوی‌تر و مهم‌تر است. اگر ما آن را داشتیم، نه تنها سلاح‌های دیگر کشورها، بلکه میل آنها برای مبارزه با ما خنثی می‌شد. حتی باعث می‌شود نفرت آنها از ما به عشق تبدیل شود.
وحدت میان ما می‌تواند جهان را از ذهنیت جنگ‌طلبانه خود به رویکردی بسیار آرام‌تر و دوستانه‌تر تبدیل کند. ملت ما بر اساس نمونه‌ای از وحدت ایجاد شده است. اما عجیب اینکه ما عکس آن را نشان می‌دهیم. هیچ چیز قوی‌تر از وحدت نیست؛ وحدت اساس هستی است و همه چیز به هم پیوسته و متحد است؛ همه چیز همگام و هماهنگ با سایر موارد است. این نیروی حیاتی است که همه از جمله ایرانیان آن را می‌خواهند.
آمریکن پراسپکت:
بی‌ثباتی منطقه کار آمریکاست نه ایران
نشریه «آمریکن پراسپکت» نوشت: عنوان «بزرگ‌ترین مداخله‌کننده» در خاورمیانه نه به ایران بلکه به امارات متحده عربی تعلق دارد.
با مرور همه مداخلات نظامی در منطقه بین سال‌های 2010 تا 2020، تحقیقات ما نشان می‌دهد که بسیاری از کشورهای قدرتمند در منطقه تقریباً به یک میزان در امور همسایگان خود دخالت نظامی می‌کنند و این تصور را به چالش می‌کشد که بی‌ثبات‌سازی منطقه را می‌توان تنها به یک دولت اختصاص داد.
میان ایران، اسرائیل، قطر، عربستان سعودی،‌ ترکیه و امارات متحده عربی از لحاظ مداخلات منطقه‌ای هیچ تفاوتی وجود ندارد. در حالی که واشنگتن بر مداخلات تهران تمرکز کرده است، داده‌ها نشان می‌دهد امارات و‌ ترکیه از نظر مداخله نظامی در امور همسایگان خود از ایران جلو زده‌اند. حمایت ایران از شبه‌نظامیان در عراق و لبنان برای رسانه‌های آمریکایی خبرساز شده است، اما امارات بی‌سروصدا ارتش مزدور بین‌المللی خود را با کمک پیمانکارانی چون «اریک پرنس» (بنیانگذار شرکت «بلک واتر») مهیا ساخته و ‌ترکیه جنگنده‌های خود را از سوریه به لیبی و قره‌باغ انتقال می‌دهد. شاید ناراحت‌کننده‌ترین یافته، نقش مخرب خود ایالات متحده باشد. پنج کشور از شش قدرت مداخله‌گر خاورمیانه مسلح بوده و از نظر سیاسی مورد حمایت واشنگتن هستند. به علاوه یک‌سوم صادرات تسلیحاتی ایالات متحده طی دهه گذشته به این قدرت‌ها اختصاص یافته است. به‌عنوان مثال، هنگامی ‌که امارات و قطر جنگ نیابتی را علیه یکدیگر در لیبی آغاز کردند، باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا فقط به «سرزنش ملایم» رهبران مرتجع عربی اکتفا کرد. دونالد ‌ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با تشویق محاصره قطر به‌عنوان یکی از با ثبات‌ترین کشورهای منطقه توسط عربستان و همچنین شکست فشارهای سعودی و رژیم صهیونیستی علیه ملک عبدالله در اردن، مستقیماً به شعله‌ور ساختن آتش بی‌ثباتی در منطقه دامن زد.
اساساًً فروپاشی سوریه، لیبی و یمن شکافی عمیق میان دولت‌های مختلف ایجاد کرد که به سرعت به مرحله رقابت منطقه‌ای ارتقا یافت. هر سیاستی که برای ایجاد ثبات در منطقه و جلوگیری از مداخلات طراحی شده باشد، باید در سطح سیستم بررسی شود. مقابله با دخالت‌های ایران در حین تسلیح و توانمندسازی مداخلات سعودی، اماراتی یا‌ ترک، هیچ تأثیری در پیشبرد منافع آمریکا در منطقه نخواهد داشت و به بی‌ثباتی بیشتر منطقه منجر خواهد شد.