بایستههای ثبت مدافعانحرم در ادبیات داستانی
سعید رضایی
18 مرداد در تقویم شمسی با عنوان «بزرگداشت شهدای مدافع حرم» نامگذاری شده است. بدون شک، یکی از روشهای گرامیداشت یاد و راه شهدای مدافع حرم، نوشتن کتاب و خلق آثار ادبی درباره این بزرگواران است. خلق و تولید این آثار، علاوهبر ادای دین به مدافعان حرم، منجر به ثبت بخشهایی از تاریخ مقاومت و همچنین انتقال حقایق مرتبط با این جبهه به نسلهای آینده خواهد شد.
خوشبختانه طی سالهای اخیر برخی از نویسندگان جوان و باتجربه به این مهم
رو آوردهاند و کتابهایی خوب و خواندنی در این زمینه خلق شده است. اما برای بهبود و تقویت ثبت حماسهها و ازخودگذشتگیهای مدافع حرم در ادبیات داستانی، بایستههایی وجود دارد که در مصاحبه با برخی از نویسندگان و پژوهشگران حوزه مقاومت به آنها پرداختهایم:
لزوم تشکیل بانک اطلاعات مدافعان حرم
برای نویسندگان
سعد الله زارعی، نویسنده و پژوهشگر حوزه مقاومت در این باره گفت: قدامات شهید بزرگوار، سردار سلیمانی و شهدای بزرگی همچون سردار همدانی عملاًً توانست در یک دوره کوتاه حدوداً 10 ساله اساساً وضع امنیتی منطقه را تغییر دهد، نه فقط آن انگاره قبلی امنیت که غربیها مبلغ آن بودند کنار رفت، بلکه اساساً وضع دگرگون شد. فقط نظر تغییر نکرد، بلکه فضا نیز تغییر کرد و شاید این جزو عجایب تاریخ است که یک وضع بسیار پیچیده، سرمایهگذاری شده و برخوردار از انواع حمایتهای غربیها در یک دوره کوتاه 10 ساله دگرگون شود و تغییر کند.حالا این مسئله یک وظیفهای را به دوش مجامع فرهنگی گذاشته که با کارهای عمیق فرهنگی، علمی، تصویری و نوشتاری این رویداد را توضیح بدهند، تثبیت کنند و به یک الگو تبدیل کنند. این کار همین جشنوارهها و دوسالانههاست که باید با جدیت دنبال شود، تعبیری که مقام معظم رهبری داشتند که ثبت و ضبط درست مسائل مرتبط به دفاع مقدس از اهمیت جهاد در دوران جنگ اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست. و اینجا هم اگر شما بتوانید درست حقایق مربوط به این اتفاق بزرگ و مهم را روشن کنید، مساوی با همان کار بزرگ مدافعان حرم میباشد.
وی افزود: خوشبختانه ما شاهد یک جنبوجوش وسیعی هم در داخل کشور و هم در خارج کشور، هم در عرصه تولید کتاب، هم در عرصه تولید فیلم و مستند نسبت به این مسئله هستیم.به نظرم همین الان در کشور ما یکی از عناوین پرشمار به لحاظ تولید کتاب و مستند همین مسئله مدافعان حرم است و فکر میکنم عدد، عدد بالایی باشد، اگر احصاء دقیقی صورت پذیرد به نظرم در حوزه کتاب به حدود 500 جلد کتاب برسیم و در حوزه مستند ممکن است چند برابر این باشد.
زارعی ادامه داد: اولین چیزی که در اینجا برای نویسنده موردنیاز است، این است که بانک اطلاعات داشته باشد. ما باید بتوانیم یک بانک اطلاعات قابل دسترس برای عموم نویسندگان در حوزه مدافعان حرم ایجاد کنیم که فرض، وقتیکه مثلا نویسنده خواست دسترسی پیدا کند به وصیتنامه شهدای مدافعان حرم، مشکلی نداشته باشد. اگر خواست مثلا به خاطرات اینها دسترسی پیدا کند، مشکلی نداشته باشد، اگر خواسته باشد با کسانی که با این شهدا آشنایی دارند، تماس بگیرد و جزئیاتی را از اینها سؤال کند، این امکان برایش فراهم باشد. یا مثلا چنانچه خواست ببیند تاکنون در این زمینه چهکاری صورت گرفته، باید بتواند بدون هزینه، متونی را که در این زمینه تدوینشدهاند را ببیند.
ما اگر این بانک را ایجاد کردیم و این بانک برای او هزینهای نداشت، طبیعتا او هم شوق پیدا میکند و سرعت پیدا میکند تا کاری را که بخواهد انجام دهد. اما اگر اینها نباشد، کار تقریبا در مرز ناممکن است و خیلی دشوار است. ولی مجموعهای مانند مرکز اسناد میتواند این بانک اطلاعات را در سایتی قرار دهد و آن را در اختیار افراد قرار دهد.
وی اضافه کرد: باید دفاتری در کشورهایی که درگیر موضوع مدافعان حرم بودند ایجاد شود؛ مثلا دفتری در کابل، دمشق، بغداد، بیروت، صنعا و... باشد که اینها بتوانند این موضوع را به لحاظ ادبیاتی توسعه بدهند و هم کارهایی که آنجاها در این خصوص صورت گرفته، بتوانند رصد کرده و منعکس کنند.چون مدافعان حرم یک مقوله کاملا بینالمللی است، مثل مقوله دفاع مقدس نیست که کاملا داخلی است، باید بتواند با ملتهایی که طرف درگیر در این حوزه بودهاند، ارتباط گرفته، آثار آنها را شناسایی و جمعآوری کند، ترجمه کند، منعکس کند، خبر بگیرد و خبر دهد. این کارها بایستی صورت پذیرد.
عبور از احساساتگرایی مفرط
میثم رشیدی مهرآبادی نویسنده و روزنامه نگار حوزه دفاع مقدس گفت: فاصله زمانی با دوران جنگ تحمیلی تحقیق درباره شهدای آن دوران را سخت کرده است. اما جنبه مثبت هم این است که به خاطر گذشت زمان، احساسات درباره شهدا فروکش کرده و این مانع از ورود غیرواقعی میشود. در زمینه شهدای مدافع حرم چون خیلی به روزهای شهادت این عزیزان نزدیک هستیم، فضای احساسی نسبت به آنها خیلی غالب است. یک بار کار درباره یکی از شهدای مدافع حرم را شروع کردم، اما در همان جلسه اول با سیلی از حرفها روبرو شدم که نمیشد مرز بین واقعیت و تخیل در آنها را جدا کرد. به همین دلیل هم تصمیم گرفتم که بعد از فاصلهای چندساله به زندگی شهدای مدافع حرم بپردازم.»
وی افزود: هر چند که کتابهایی با وجه غالب عاطفی درباره شهدای مدافع حرم هم لازم است و امروز هم میبینیم که این کتابها با استقبال بسیار خوبی مواجه میشوند، اما معتقدم که نویسندهها باید تا جایی که ممکن است وجه استنادی را در کارشان تقویت کنند. البته گذشت زمان این مسئله را حل خواهد کرد و به مرور به سمتی خواهیم رفت که جنبه احساسی و اغراقآمیز در نوشتهها کاسته و وجه اسنادی آثار پررنگتر خواهد شد.
این نویسنده همچنین با تأکید بر اهمیت استمرار نگارش و انتشار درباره شهدای دفاع مقدس، بیان کرد: با بررسی خاطرات، نوشتهها و وصیتنامههای شهدای مدافع حرم درمییابیم که آنها تحت تأثیر روایتها و کتابهای موجود درباره شهدای دوران جنگ تحمیلی قرار داشتند؛ لذا نباید از دفاع مقدس غافل شد. یعنی بحث جنگ تحمیلی هشت ساله باید پایه و اساس ادبیات مقاومت باشد. یادمان نرود، تجربیات ناب و خاصی در آن هشت سال اتفاق افتاد که امکان تکرارش خارج از مرزها نیست. باید خوراک فرهنگی ترکیب شدهای از شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم را به نحو مطلوبی در سفره فکری مخاطب بگذاریم.
لزوم ارتباط نویسندگان
با فضای جبهه مقاومت
مهدی صفری، نویسنده رمان «ابدی» با موضوع دفاع از حرم درباره این گونه کتابها گفت: به نظرم یک مشکل کلی در این کتابها این است که همان فضای دوران دفاع مقدس را تکرار میکنند. مثلا یک کتاب خواندم و دیدم که اگر اسامی مناطق درگیر جنگ در سوریه و عراق را با اسامی مناطق جنگی خودمان جابهجا میکردیم، هیچ تغییری در اصل داستان پیش نمیآمد. این نشان میدهد که بیشتر نویسندگان با همان ذهنیتی که از دفاع مقدس دارند به نوشتن ماجراهای مربوط به دفاع از حرم نیز میپردازند. در واقع، اغلب همان داستانهای دفاع مقدس هستند و فقط اسمها متفاوت است. شاید به این دلیل که افرادی که به سوریه و عراق میروند با نویسندگان و هنرمندان ارتباط چندانی ندارند.
وی افزود: از طرفی، کسانی هم که نویسنده و هنرمند هستند در این فضا نبودهاند. به نظرم باید زمینهای فراهم شود تا نویسندهها از نزدیک آن فضاها را ببینند. همچنانکه میبینیم برخی نویسندهها، عکاسها یا خبرنگارها که در دوران دفاع مقدس به جبهه رفته بودند هنوز هم از اندوخته آن دوره خود برای خلق آثار فرهنگی استفاده میکنند. اما این تجربه برای اهالی قلم و رسانه درباره دفاع از حرم رقم نخورده است.
محسن محمدی نویسنده کتاب «مرد من» در حوزه مدافعان حرم نیز در مصاحبهای گفت: به نظرم حوزه خاطرهنگاری کمی به روزمرگی خورده و باید طرحی نو درانداخته شود. الان آثار خیلی یکنواخت شدهاند. کارهای جدید نسبت به کارهای قدیم جذابیتش کمتر شده و باید نوآوری و خلاقیتی وجود داشته باشد.
وی افزود: خواندن زندگینامهها خیلی جذاب است ولی باید با خلاقیت این کار صورت بگیرد. الان در حال تکراری شدن کارها هستیم. هنگامی که شرح حال یک همسر شهید را میخوانید احساس میکنید قبلاً اینها را شنیدهاید و شخص دیگری این مطالب را بازگو کرده است. به لحاظ ساختاری و تکنیکی باید تغییراتی ایجاد شود و یک اتفاقی بیفتد تا اثر جذابتر شود. ما در این حوزه شعارزده بودهایم و سراغ کلیشهگرایی رفتهایم و مخاطب احساس میکند با اتفاق تازهای روبهرو نخواهد شد. احساس میکند اسامی و فضا عوض شده ولی ماجرا همان است. باید ساختار عوض شود و تکنیک به کار برده شود تا اثر نهایی برای مخاطب جذابتر شود.